انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1052 100 1

تفاخر (قرآن)

تفاخر (قرآن) در دانشنامه اسلامی

تفاخر (قرآن)
تفاخر از ریشه «ف-خ-ر» به معنای فخر فروختن، خود بزرگ بینی، به خویش بالیدن، خود ستایی کردن به صفات (خصال)، مباهات کردن به مکارم و مناقبی چون اصل و نسب و غیر آن ، ادعای عظمت و بزرگی و شرافت در امور ذاتی یا خارج از ذات است. برخی تفاخر را مخصوص مباهات به امور بیرون از ذات انسان از قبیل مال، جاه و اولاد دانسته اند. تَفاخَرَ القومُ یعنی جمعیت بر یکدیگر فخرفروختند. این کلمه در اصل به معنای بزرگی است، چنان که به درخت خرمای تناور، نخله فخور گفته اند. و فخور، کسی است که مناقب و خوبیهای خود را برای خود نمایی برمی شمرد.
 ۱. ↑ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۵، ص ۴۸، «فخر».    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۸، ص۲۴۳، برگرفته از مقاله «تفاخر»    
...
قرآن کریم آیات زیادی از خود را به تفاخر اختصاص داده و به پی آمد های این رذیله اخلاقی پرداخته است.
 ۱. ↑ تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۱.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۸، ص۲۴۳، برگرفته از مقاله «آثار تفاخر»    
...
خودستایی، مباهات و فخرفروشی بر یکدیگر را تفاخر گویند. قرآن کریم از تفاخر نهی فرموده و آثار مخرب آن را ذکر کرده است.
← سرگرم شدن به امور بی ارزش
 ۱. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۴۵۵.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۲، ص۴۷۶، برگرفته از مقاله «آسیب شناسی اخلاقی».    
...
خداوند کریم در قرآن آیات بسیاری را در باره تفاخر و پی آمدهای منفی آن نازل نموده است موضوع سوره تکاثر تفاخر است.
همه انسانها به هنگام حسابرسی به پوچی تفاخرهای خود پی خواهند برد.الهـکم التکاثر• حتی زرتم المقابر• کلا سوف تعلمون• ثم کلا سوف تعلمون. افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است. • تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید (و قبور مردگان خود را برشمردید و به آن افتخار کردید)! • چنین نیست که می پندارید، (آری) بزودی خواهید دانست! • باز چنان نیست که شما می پندارید بزودی خواهید دانست«کلا» یعنی تمامی مطالب قبلی را که مخاطب برای خود فرض کرده نفی می کند.این جمله ردعی است بعد از ردع تا سه بار آن را تکرار نموده، تا مطلب را تاکید کرده باشد، و کلمه" یقین" به معنای علمی است که شک و تردید در آن راه نداشته باشد، و جواب" لو- اگر" در جمله" اگر به علم یقین بدانید" حذف شده، تقدیر کلام" لو تعلمون الامر بعلم الیقین لشغلکم ما تعلمون عن التباهی و التفاخر بالکثرة- اگر به علم یقین حقیقت امر را ببینید آنچه ببینید شما را از مفاخرت به کثرت نفرات باز خواهد داشت" بوده است
قرآن کریم در آیاتی از خود به زمینه های پدیدار شدن تفاخز پرداخته است که به آن ها اشاره می کنیم.
برخورداری از نعمت، از زمینه های تفاخر است
← بهره مندی از نعمت
 ۱. ↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۰.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۸، ص۲۴۹، برگرفته از مقاله «زمینه های تفاخر»    
...
خداوند در قرآن کریم تفاخر و گردن فرازی را نکوهش میکند.
گردنفرازی و فخرفروشی ، از خصلتهای نکوهیده است.
دوری از محبت خدا
... ان الله لا یحب من کان مختالا فخورا. خداوند، کسی را که متکبر و فخر فروش است، (و از ادای حقوق دیگران سرباز می زند،) دوست نمی دارد.کلمه (مختال) به معنای کسی است که دستخوش خیالات خود شده، و خیالش او را در نظر خودش شخصی بسیار بزرگ جلوه داده، در نتیجه دچار به کبر گشته، از راه صواب گمراه شده است، اسب را هم اگر خیل می خوانند برای همین است که در راه رفتنش تبختر می کند، و کلمه (فخور) به معنای کسی است که زیاد افتخار می کند، و این دو صفت یعنی اختیال- خیال زدگی- و کثرت فخر از لوازم علاقمندی به مال و جاه، و افراط در حب آن دو است، و اگر فرموده: خدا مختال و فخور را دوست نمی دارد، برای همین است که این دو، خدا را دوست نمی دارند، زیرا قلبشان وابسته به غیر او است،
توصیه لقمان
ولا تصعر خدک للناس ولا تمش فی الارض مرحـا ان الله لا یحب کل مختال فخور. (پسرم! ) با بی اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست ندارد." مختال" از ماده" خیال"، و" خیلاء" به معنی کسی است که با یک سلسله تخیلات و پندارها خود را بزرگ می بیند." فخور" از ماده" فخر" به معنی کسی است که نسبت به دیگران فخرفروشی می کند (تفاوت" مختال" و" فخور" در این است که اولی اشاره به تخیلات کبرآلود ذهنی است، و دومی به اعمال کبر آمیز خارجی است).و به این ترتیب لقمان حکیم در اینجا از دو صفت بسیار زشت ناپسند که مایه از هم پاشیدن روابط صمیمانه اجتماعی است اشاره می کند: یکی تکبر و بی اعتنایی، و دیگر غرور و خودپسندی است که هر دو در این جهت مشترکند که انسان را در عالمی از توهم و پندار و خود برتر بینی فرو می برند، و رابطه او را از دیگران قطع می کنند.مخصوصا با توجه به ریشه لغوی" صعر" روشن می شود که این گونه صفات یک نوع بیماری روانی و اخلاقی است، یک نوع انحراف در تشخیص و تفکر است، و گر نه یک انسان سالم از نظر روح و روان هرگز گرفتار اینگونه پندارها و تخیلات نمی شود.ناگفته پیدا است که منظور" لقمان"، تنها مساله روی گرداندن از مردم و یا راه رفتن مغرورانه نیست، بلکه منظور مبارزه با تمام مظاهر تکبر و غرور است اما از آنجا که این گونه صفات قبل از هر چیز خود را در حرکات عادی و روزانه نشان می دهد، انگشت روی این مظاهر خاص گذارده است. لکیلا تاسوا علی ما فاتکم ولا تفرحوا بما ءاتـکم والله لا یحب کل مختال فخور. این بخاطر آن است که برای آنچه از دست داده اید تاسف نخورید، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید و خداوند هیچ متکبر فخرفروشی را دوست ندارداین دو جمله کوتاه در حقیقت یکی از مسائل پیچیده فلسفه آفرینش را حل می کند، چرا که انسان همیشه در جهان هستی با مشکلات و گرفتاریها و حوادث ناگواری روبرو است، و غالبا از خود سؤال می کند: با اینکه خداوند مهربان و کریم و رحیم است این حوادث دردناک برای چیست؟! قرآن می گوید: " هدف این بوده که شما دلبسته و اسیر زرق و برق این جهان نباشید".منظور این بوده که موقعیت این گذرگاه و پلی که نامش دنیا است، و همچنین موقعیت خودتان را در این جهان گم نکنید، دلباخته و دلداده آن نشوید، و آن را جاودانه نپندارید که این دلبستگی فوق العاده بزرگترین دشمن سعادت شما است، شما را از یاد خدا غافل می کند و از مسیر تکامل باز می دارد.این مصائب زنگ بیدار باشی است برای غافلان و شلاقی است، بر ارواح خفته، و رمزی است از ناپایداری جهان، و اشاره ای است به کوتاه بودن عمر این زندگی.حقیقت این است که مظاهر فریبنده این" دار الغرور" زود انسان را به خود جذب و سرگرم، و از یاد حق غافل می کند، ناگهان بیدار می شود که کاروان رفته، و او در خواب، و بیابان در پیش.قابل توجه اینکه در مورد آنچه از دست می رود تبدیل به" فاتکم" (ازشما فوت شده) می کند، اما در مورد مواهب و نعمتهای به دست آمده آن را به خدا نسبت می دهد و" بما آتاکم" می گوید، چرا که فوت و فنا در ذات اشیاء افتاده است، این وجود است که از فیض خداوند سرچشمه می گیرد.آری این مصائب شکننده تفاخر و غرور است، لذا در پایان آیه می افزاید:" خداوند هیچ متکبر فخرفروشی را دوست ندارد



ارتباط محتوایی با تفاخر (قرآن)

تفاخر (قرآن) را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

P > Neighbors
Mehrdad > Carried out
Amir mhmd > non maskable
محدثه فرومدی > thriving
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > رونق
قادر شکوفان > Capish

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تفاخر (قرآن)   • مفهوم تفاخر (قرآن)   • تعریف تفاخر (قرآن)   • معرفی تفاخر (قرآن)   • تفاخر (قرآن) چیست   • تفاخر (قرآن) یعنی چی   • تفاخر (قرآن) یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تفاخر قرآن
کلمه : تفاخر (قرآن)
اشتباه تایپی : jthov (rvHk)
عکس تفاخر (قرآن) : در گوگل


آیا معنی تفاخر (قرآن) مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )