انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1067 100 1

تفریط

/tafrit/

مترادف تفریط: اسراف، افراط، تبذیر، زیاده روی، کوتاهی، ولخرجی ، تباهی، تضییع، ضایع سازی، کوتاه آمدن، کوتاهی کردن، برباد دادن، تباه کردن، تلف کردن، ضایع ساختن

متضاد تفریط: افراط

برابر پارسی: کوتاهی، کمی، کاستی

معنی تفریط در لغت نامه دهخدا

تفریط. [ ت َ ] (ع مص ) هیچکاره گردانیدن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ضایع کردن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || پراکنده و پریشان کردن چیزی را. (از اقرب الموارد). || فرستادن پیش کسی ، رسول را. || عجز پیش آوردن در کاری. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) || تقصیر کردن در کاری. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). کوتاهی و کمی کردن در کاری. (غیاث اللغات ). کوتاهی و کمی در کار و کمتر از بایست. ضد افراط. (ناظم الاطباء).
- اهل تفریط یا مشبهه یا اهل تقصیر ؛ فرقی از شیعه که خداوند را بیک تن از مخلوقان تشبیه میکنند. (شهرستانی ص 65 از خاندان نوبختی 250). رجوع به مشبهه شود.
|| دلیر شدن در خصومت. || پیش درآمدن در خصومت. (از اقرب الموارد). || در گذشتن از کسی و گذاشتن آنرا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ترک کردن و گذاشتن و درگذشتن از کسی. (آنندراج ). ترک کردن و پیش آمدن کسی را. (از اقرب الموارد). || زمان دادن و تأخیر کردن. (از اقرب الموارد). || نیک افزودن در ستایش. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). افراط در ستایش کسی و همچنین است در هجو کسی. ضد است. (اقرب الموارد). قیل و قلما یستعمل الا فی الشعر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || دور کردن نابایست از کسی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || فراموش کردن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی تفریط به فارسی

تفریط
کوتاهی کردن درکاری، بیهوده ساختن، ضایع کردن
۱ - ( مصدر ) کوتاهی کردن کوتاه آمدن مقابل افراط . توضیح (( افراط )) زیاده روی کردن و(( تفریط )) کوتاه آمدن است . ۲ - تباه کردن بر باد دادن ضایع ساختن . ۳ - دست کشیدن از کار که بموجب قرار داد یا بر حسب عرف و عادت برای حفاظت مال غیر لازم است . ۴ -( اسم ) کوتاهی . ۵ - تباهی . جمع : تفریطات .
( مصدر ) ۱ -کوتاهی کردن کوتاه آمدن مقابل افراط کردن . ۲ - تباه کردن ضایع ساختن .
فرقی از شیعه که خداوند را بیک تن از مخلوق تشبیه میکنند .
دوجانب افراط و تفریط : ( شاعر ) در همه ابواب از قدر حاجت بطرفی افراط و تفریط بیرون نرود از مالا بد نکاهد ..

معنی تفریط در فرهنگ معین

تفریط
(تَ) [ ع . ] (مص م .) کوتاهی کردن ، ضایع کردن .

معنی تفریط در فرهنگ فارسی عمید

تفریط
۱. کوتاهی کردن در کاری.
۲. اظهار عجز کردن در کاری.
۳. بیهوده ساختن، ضایع کردن.
۴. تلف کردن مال.

تفریط را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

غزل ١٩:١٩ - ١٣٩٧/١٢/٢٠
تباه کردن یعنی تفریط
|

جمشید احمدی ٠٤:٠٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠٤
کاستیگری
افراطی/ افراط = افزونگری/ فزونگری/افزون گری/فزون گری
تفریطی/ تفریط = کاستیگر/کاستیگری/کاستی گر/کاستی گری
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• افراط و تفریط چیست؟   • افراط و تفریط در قرآن   • افراط و تفریط یعنی چه   • افراط و تفریط به انگلیسی   • معنی افراط و تفریط   • افراط چیست   • افراط و تفریط در اسلام   • افراط و تفریط در دین   • معنی تفریط   • مفهوم تفریط   • تعریف تفریط   • معرفی تفریط   • تفریط یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی تفریط
کلمه : تفریط
اشتباه تایپی : jtvdx
آوا : tafrit
نقش : اسم
عکس تفریط : در گوگل


آیا معنی تفریط مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )