انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 896 100 1

معنی تفسیر در لغت نامه دهخدا

تفسیر. [ ت َ ] (ع مص ) هویدا کردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). آنچه که معنی را روشن کند. (مهذب الاسماء). ترجمه. (از المنجد). پیدا و آشکار کردن و بیان نمودن معنی سخن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پیدا کردن و واکردن خبر پوشیده و با لفظ کردن مستعمل. (آنندراج ). بیان و آشکار ساختن چیزی. (از اقرب الموارد). شرح و بیان. (ناظم الاطباء). گزارش. (صحاح الفرس ). گزاره. گشاده کردن. پیدا کردن. شرح کردن غامضی را. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). در اصل بمعنی آشکار ساختن و هویدا کردن. (از تعریفات جرجانی ). کلمه ٔ تفسیر مصدر باب تفعیل است از «فسر» بمعنی ظهور و کشف. (از کشاف اصطلاحات الفنون ) :
اجازت خواهم از کلکش بدان تفسیر اگر بیند
که تأیید ابدبنیاد عزالدین بوعمران.
خاقانی.
شمیرا نام داردآن جهانگیر
شمیرا را مهین بانوست تفسیر.
نظامی.
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا.
حافظ.
|| در نزد نحویان بر تمییز اطلاق شود. رجوع به تمییز شود. || بگفته ٔ برخی از ماده ٔ «تفسره » است و آن نام چیزی است که پزشک بدان بیماری را تشخیص دهد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || مقلوب «سفر» است از ماده ٔ اسفر الصبح ؛ یعنی بامداد روشنایی بخشید. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || در اصطلاح اهل رمل تفسیر عبارت از شکلی است که از بستن یا گشادن شرح حاصل شود. (از کشاف اصطلاح الفنون ). و رجوع به همان مأخذ شود. || شرح کردن کلام خدا را. کشف کردن ظاهر قرآن. بیان ادراک معانی و حقایق قرآن. آشکار کردن غوامض سخن بطور کلی : نبشتن دانست و تفسیر قرآن.(تاریخ بیهقی چ ادیب ص 146). علمای عصر و فضلای دهر را جمع کرد تا در تفسیر قرآن مجید و کلام مخلوق باری جل جلاله و عظم قدرته و کماله تصنیفی مستوفی کردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 253). بر معرفت تفسیر و تأویل و قیاس و دلیل و ناسخ و منسوخ و صحیح و مطعون اخبار و آثار واقف. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص 398).
- تفسیر و تأویل ؛ صاحب نفائس الفنون آرد: تفسیر را بعضی اینطور معنی کرده اند که تفسیر کشف ظاهر قرآن است و تأویل کشف باطن و بعضی دیگرگفتند تفسیر آن است که بروایت تعلق داشته باشد و تأویل آنکه بدرایت و بعضی گفتند تفسیر محکمات را باشدو تأویل متشابهات را. و بعضی دیگر گفتند هرچه ادراک بشر در معانی و حقایق آن برسد تفسیر است و هرچه نرسد تأویل خوانند و بهمین جهت خداوند فرمود و مایعلم تأویله الا اﷲ (قرآن 3 / 7) و نگفت و مایعلم تفسیره الا اﷲ. و طایفه ٔ دیگر گفتند تفسیر آن است که در او خلاف نکرده اند و تأویل آنکه خلاف کرده باشند. و بعضی دیگر گفتند تفسیر بیان حقیقت است و تأویل بیان مقصود و بعضی دیگر گفتند رأی بر دو قسم است یکی آنکه درکمال عقل و وفور فضل باشد و بتأیید ربانی و انوار روحانی ناشی شود و دوم آنکه از هواجس نفس بود و آنراظن و جنان خوانند و منهی عنه این قسم است نه اول. وجمعی گفتند منهی عنه تفسیر است نه تأویل چه تفسیر آنست که در او بغیر از یک وجه نیامده باشد همچون قوله تعالی : و من الناس من بشری نفسه ابتغاء مرضاة اﷲ (قرآن 2 / 207) که به اتفاق جمهور مراد بناس صهیب است و بس و در این صورت حمل ناس بر دیگران نتوان کرد و تأویل آن است که در وجوه بسیار آمده باشد همچون قوله تعالی : انفروا خفافاً ثقالاً (قرآن 9 / 41) که مرادبخفاف و ثقال بقولی جوانانند و پیران و بقولی درویشان و توانگران و بقولی عزاب و متأخران و بقولی تندرستان و بیماران و در این صورت بر هر کدام که خواهند عمل جایز بود. (نفایس الفنون ذیل علم تفسیر). التفسیر و التأویل واحد و قیل التفسیر کشف المراد عن المشکل و التأویل رد احد المحتملین الی مایطابق الظاهر.و الاشهر ان التفسیر هو ایضاح معنی اللفظ و التأویل هو سوقه الی مایؤول الیه کتأویل قولک حین تبجس الغمام بحین تبجسه. ج ، تفاسیر. (اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). دانشمندان اصول و فقه درباره ٔ تفسیر و تأویل اختلاف نظر دارند ابوعبیده و گروهی برآنند که هر دو لفظ دارای یک معنی است ، اما راغب گوید: تفسیر اعم از تأویل است و اکثر استعمال تفسیر در الفاظ و مفردات آن است اما استعمال تأویل بیشتر در معانی و جمله ها است و اغلب درباره ٔ کتب آسمانی تأویل بکار رود،در صورتی که تفسیر در همه موارد خواه کتب آسمانی و خواه جز آنها استعمال شود. ابوطالب ثعلبی گوید: تفسیر بیان وضع بر سبیل حقیقت یا بر طریق مجاز است مانندتفسیر کلمه «صراط» به راه و «صیب » به باران. و تأویل معنی باطن لفظ است مأخوذ از «اول » بمعنی رجوع به عاقبت امر. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به همان متن در معنی تفسیر و تأویل شود. در شرع عبارت است از: توضیح معنی آیه و شأن و قصه ٔ آن و سبب نزول آیه با لفظی که دلالت ظاهر و آشکار بر آن داشته باشد. (از تعریفات جرجانی ).
- علم تفسیر ؛ دانشی است که بدان نزول آیات (قرآن ) و شؤن و قصه های آن و اسباب نازل شونده ٔ آیات در آنها شناخته شود و آنگاه دانستن ترتیب مکی بودن و مدنی بودن و محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ و خاص وعام و مطلق و مقید و مجمل و مفصل و حلال و حرام و وعد و وعید و امر و نهی و جز اینها. و ابوحیان گوید: تفسیر دانشی است که در آن از کیفیت تلفظ و نطق الفاظ قرآن و مدلولهای آنها و احکام افرادی و ترکیبی آن و معنی هایی که حالت ترکیب و تتمات آن بر آنها حمل میشود. عالمان درباره ٔ روا بودن تفسیر کردن قرآن اختلاف نظر دارند گروهی گویند روا نیست هیچکس به تفسیر هیچیک از مطالب قرآن دست یازد هرچند عالم و ادیب متبحر درمعرفت ادله و فقه و نحو اخبار و آثار باشد. و در این باره بجز آنچه به روایت از پیامبر (ص ) منتهی شود او را راه دیگری نیست و برخی برآنند تفسیر کردن قرآن برای کسی که در دانشهای مورد نیاز مفسر جامع باشد رواست و علوم مزبور 15 دانش است : لغت. نحو. تصریف. اشتقاق. معانی. بیان. بدیع. علم قراآت (تجوید). اصول دین یا کلام. اصول فقه. اسباب نزول و قصص. ناسخ و منسوخ. فقه. احادیث مبین تفسیر. مبهم و مجمل. دانش موهبت.(از کشاف اصطلاحات الفنون به اختصار). و رجوع به همان متن شود. و صاحب کشف الظنون آرد: دانشی است که در آن از معنی نظم قرآن برحسب طاقت بشری و برحسب اقتضای قواعد و مبادی عربی و اصول کلام و اصول فقه و جدل و دیگر علوم بسیار گفتگو میشود. و غرض از آن معرفت معانی نظم است و فایده ٔ آن حصول قدرت بر استنباط احکام شرعی بر وجه صحت است و موضوع آن کلام خدای سبحانه و تعالی که منبع هر حکمت و معدن هر فضیلت است و غایت آن توسل به فهم معانی قرآن و استنباط حکمت های آن است برای فائز شدن به سعادت دنیوی و اخروی. (از کشف الظنون ). و رجوع به همان متن شود. و ابن خلدون تفسیر را بدوگونه تقسیم کرده است : یکی تفسیر روایتی ، مستند به آثار و روایات نقل شده از سلف که عبارت از شناختن ناسخ و منسوخ و موجبات نزول مقاصد آیه هاست و برای دانستن کلیه ٔ این مسائل هیچ راهی بجز نقل از صحابه و تابعان وجود نداشت و متقدمان در این باره مجموعه های کاملی فراهم آوردند. ولی با همه ٔ اینها کتب منقولات ایشان مشتمل بر غث و سمین و روایات پذیرفتنی و مردود است.گونه ٔ دوم تفسیر، مسائلی است که به زبان بازمیگردد مانند شناختن لغت و اعراب و بلاغت در ادای معنی برحسب مقاصد و اسلوبها، و اینگونه تفسیر کمتر ممکن است ازنوع نخست جدا شود و مستقلاً تألیف گردد. زیرا گونه ٔنخست مقصود بالذات بوده است و این نوع هنگامی متداول شده است که علوم مربوط به زبان جنبه ٔ تعلیمی بخود گرفته است و فقط گاهی در بعضی از تفاسیر گونه ٔ دوم بر گونه ٔ نخستین غلبه دارد و بهترین تفسیرهایی که مشتمل بر آن فن میباشد کتاب زمخشری است که مؤلف آن از مردم خوارزم عراق «ایران » است. ولی زمخشری پیرو عقاید معتزله است... و به همین سبب محققان مذهب سنت از آن دوری میجویند. (از مقدمه ٔ ابن خلدون ترجمه ٔ محمد پروین گنابادی ج 2 صص 898-900). || (اِ) کتاب هایی که محتوی کشف معانی و حقایق قرآن مجید باشد :
یکنزون الذهب نکردی درس
یوم یحمی نخواندی از تفسیر.
خاقانی.
نسخه ٔ این تفسیر درمدرسه ٔ صابونی به نیشابور مخزون بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 253). || (اصطلاح بدیع)در اصطلاح نام صفتی است و آن چنان است که شاعر اولاً چند صفت بر سبیل اجمال ذکر کند و ثانیاً تفصیل نمایدو آن دو قسم است جلی و خفی. جلی آن است که شاعر در مصرعی یا بیتی الفاظی آرد که مبهم باشد و در مصرع یابیت دیگر تفسیر کند و همان الفاظ را عندالتفسیر بیارد، مثال از نظیری نیشابوری :
بخت مادرکش ، یتیمم در غریبی کرده است
کرده گردون را یکی آیین و دوران مادری
دایه ٔ گردون تنک شیر است ، گوید خاک خور
مادر دوران گران خواب است گوید خون گری.
هر چند یتیم در لغت بمعنی طفلی است که پدر از سرش رفته باشد لیکن شعرا هر کودک که مادرش بمیرد نیز اطلاق کنند... (از آنندراج ). رشیدالدین وطواط آرد: تفسیر جلی چنان باشد که شاعر لفظی مبهم بگوید چنانکه به تفسیر محتاج بود و به وقت تفسیر همان لفظ بازآرد و تفسیرکند، مثالش از تازی من گویم :
یحیی و یردی بجدواه و صارمه
یحیی العفاةو یردی کل من حسدا.
مثال دیگر فیاض راست :
یعطی و یمنع یعطی المال زائره ُ
و یمنع الجار من ذل و ارهاق.
در این هر دو بیت یحیی و یردی و یعطی و یمنع اعادت کرده آمد و تفسیر کرده شد. پارسی ، عنصری گوید:
یا ببندد یا گشاید یا ستاند یا دهد
تا جهان برپای باشد شاه را این یادگار
آنچ بستاند ولایت آنچ بدهد خواسته
وآنچ بندد پای دشمن وآنچ بگشاید حصار.
بر حسب گفته ٔ صاحب مجمع الصنایع، تفسیر آن است که شاعر نخست چند صفت مجمل برشمارد و سپس تفسیر آنها را در ابیات بعد بیاورد و آن بر دوگونه است : تفسیر جلی و تفسیرخفی. تفسیر جلی آن است که بهنگام تفسیر الفاظ مجمل آنها را اعاده کند... (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و خفی آن است که تفسیر مجمل بی اعاده ٔ الفاظ مذکور نماید. علی رضای تجلی :
خشک و تر، هریک برنگی در رهش جان میدهند
گشته صحرا از غمش مدهوش و دریا می طپد.
(از آنندراج ).
و تفسیر خفی چنان باشد که لفظ مبهم را که به تفسیر محتاج بود بوقت تفسیر بازآورده نشود و پوشیده گذاشته آید، مثالش عنصری گوید:
همه فام کین و بپرخاش مرد
دل جنگجوی و بسیج نبرد
همی توختند و همی تاختند
همی سوختند و همی ساختند.
و مثال دیگر محمدبن عبده راست :
چنانکه نیست نگاری چو تو دگر نبود
چو من صبور و چو من زاروار برنایی
ترا و من رهی و خواجه را کسی بجهان
بحسن و صبر و سخاوت ندید همتایی.
(حدایق السحر فی دقایق الشعر چ اقبال ص 78). تفسیر خفی چنان است که بهنگام تفسیر الفاظ مجمل آنها را اعاده نکند، بدینسان :
همی آرند پیوسته ز بهر جشن تو پیدا
همی زایند همواره ز بهر بزم تو آسان.
رطب نخل و عسل نحل و بریشم کرم ومشک آهو
دُر دریا، و زر خارا و شکرنای و گوهر کان.
؟ (از کشاف اصطلاحات الفنون ).
|| در نزد علمای بیان نوعی از اطناب زیاده است. چنانکه در سخن نوعی پوشیدگی باشد و برای روشن گردانیدن آن ، سخنی دیگر ایراد کنند تا سخن پوشیده ماقبل را روشن سازند مانند این آیات : ان الانسان خلق هلوعا اذا مسه الشر جزوعاً و اذا مسه الخیر منوعاً . که «هلوع » در آیه ٔ نخست چون نیاز به تفسیر دارد در دو آیه بعد آنچنان تفسیر شده است که در واقع پوشیدگی مرتفع شده و معنی آن روشن گشته است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به ج 2 ص 1116 همان متن و کتاب الاتقان در ذیل کلمه ٔ اطناب شود.

معنی تفسیر به فارسی

تفسیر
واضح و آشکارساختن معنی سخن، شرح وبیان تفاسیر
۱ -( مصدر ) پدید کردن هویدا کردن . ۲ - گزارش کردن بیان کردن شرح دادن . ۳ - ( اسم ) گزارش . ۴ - بیان وتشریج معنی و لفظ آیات قر آن . توضیح علمی است که حقیقت معانی آیات قر آن را بحسب طاقت انسان و بمقتضای قواعد لغوی و صرفی و نحوی و بلاغی عرب بیان کندو مراد خدا را از قر آن آشکار سازد و در مورد مفردات و ترکیبات و معانی آنها و اسباب نزول وترتیب نزول و توضیح اشارات و مجملات و تمییز ناسخات و منسوخات و محکمها و متشابهات از یکدیگر و تفصیل تعریضات و قصص و حکایات آن بحث میکند . غرض ا ز آن معانی و حقایق قر آنی و فاید. آن حصول قدرت دراستنباط احکام شرعیه بر وجه صحیح و موضوع آن کلام الله است . جمع : تفاسیر تفسیرات .
[commentary] [سینما و تلویزیون] اظهار نظر سردبیر یا تحلیلگر خبر که از رادیو یا تلویزیون پخش می شود
[interpretation] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرایند ترجمه و اجرای خط به خط (یک خط در هر مرحله) گزاره های زبان مبدأ
تفسیری است مفصل بر قر آن بزبان فارسی بمذاق شیعه تالیف ابو الفتوح جمال الدین . تالیف این تفسیر در نیمه اول قرن ششم صورت گرفته و آن دوبار در تهران بطبع رسیده .
موسوم به انوار التنزیل و اسرار التاویل تفسیریست بتازی تالیف قاضی ناصر الدین عبد الله بن عمر بیضاوی .
[image interpretation] [مهندسی نقشه برداری] مطالعۀ تصاویر برای شناسایی و ارزیابی اهمیت عوارض مورد نظر
کسی که علم تفسیر داند
[data interpretation] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرایند استخراج روابط و معانی نهفته در مجموعه ای از داده ها
تفسیری است بپارسی بر قر آن که در قرن پنجم بقول حمد الله مستوفی و حاج خلیفه توسط ابوبکر عتیق بن محمد هروی سور آبادی تالیف شده . از این تفسیر نسخی در کتابخانه های موزه ایران باستان و ایندیا آفیس انگلستان و کتابخانه های برلین و در سدن و کتابخانه های استانبول موجود است و آن در تهران تحت طبع است . این تفسیر بنثر پارسی شیوا نوشته شده و مشحون از لغات و اصطلاحات و ترجمه تحت لفظ عبارات و ترکیبات قر آن بزبان دری است.
موسوم به جامع البیان فی تفسیر القر آن تالیف محمد بن جریر طبری است که ترجمه آن بفارسی بنام (( ترجمه تفسیر طبری )) شهرت دارد .
کسی که کلام خدا را شرح کند مفسر
( مصدر ) ۱ - گزارش کردن بیان کردن شرح دادن . ۲ - تشریح معنی و لفظ آیات قر آن .
[interpret] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] ترجمه و اجرا کردن خط به خط (یک خط در هر مرحله) گزاره های زبان منبع
در دستور زبان عرب مانند ای

معنی تفسیر در فرهنگ معین

تفسیر
(تَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) شرح کردن ، بیان کردن . ۲ - (اِمص .) گزارش . ۳ - بیان و تشریح معنی و لفظ آیات قرآن . ، ~به رأی الف - تفسیر قرآن براساس ذوق و نظر شخصی و نه حقایق آن . ب - تفسیر سخن یا امری مطابق میل خود.

معنی تفسیر در فرهنگ فارسی عمید

تفسیر
۱. معنی کلامی را بیان کردن، واضح و آشکار ساختن معنی سخن.
۲. شرح و بیان.
۳. (ادبی) در بدیع، بیان کردن مضمونی در الفاظ فشرده و پوشیده و بعد به شرح آن پرداختن، مانند این شعر: به کردار دل و عیش و سرشک و جسم من داری / دهن تنگ و سخن تلخ و لبان لعل و میان لاغر.
۴. (اسم) علم بیان کردن و توضیح دادن معانی آیات قرآن و احادیث.

تفسیر در دانشنامه اسلامی

تفسیر
دانش شرح و تبیین آیات قرآن که از عهد نزول وحی با شخص پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده و پس از رحلت آن حضرت ، بتدریج بسط و تنوع یافته و گرایشها و روشهای مختلف در این حوزه پدید آمده است . علاوه بر فراهم آمدن آثار فراوان تفسیری به عربی و فارسی و سایر زبانها، در طول چهارده قرن ، مبانی و قواعد تفسیر نیز از دیرباز تدوین گردیده و به استقلال یا در مقدمه تفاسیر عرضه شده است . این مقاله از دو منظر تاریخی و موضوعی به این مبحث پرداخته و مشتمل است بر:۱) کلیات . ۲) تفسیر پیامبر. ۳) تفسیر اهل بیت . ۴) تفسیر صحابه . ۵) تفسیر تابعین . ۶) تفسیر مأثور . ۷) تفسیر ادبی. ۸) تفسیر فقهی. ۹) تفسیر عقلی ـ کلامی. ۱۰) تفسیر عرفانی . ۱۱) تفسیر علمی. ۱۲) تفسیر و گرایشهای تفسیری جدید. ۱۳) پژوهشهای تفسیری در جهان اسلام . ۱۴) خاورشناسان و تفسیر.
(۱) قرآن .(۲) آقابزرگ طهرانی، الذریعه.(۳) محمودبن روح اللّه آلوسی، روح المعانی.(۴) ابن بابویه ، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال .(۵) ابن تیمیّه ، التفسیرالکبیر.(۶) ابن جزی، کتاب التسهیل لعلوم التنزیل .(۷) ابن جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر.(۸) ابن خلدون، تاریخ .(۹) ابن درید، کتاب جمهره اللغه.(۱۰) ابن رشیق ، العمده فی محاسن الشعر و آدابه و نقده .(۱۱) ابن عاشور (محمدطاهربن محمد)، تفسیرالتحریر و التنویر.(۱۲) ابن عطیه ، المحررالوجیز فی تفسیرالکتاب العزیز.(۱۳) ابن فارس ، معجم مقاییس اللغه.(۱۴) ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر.(۱۵) ابن منظور، لسان العرب.(۱۶) ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن .(۱۷) احمد عمر ابوحجر، التفسیرالعلمی للقران فی المیزان .(۱۸) ابوحیّان غرناطی، تفسیرالبحر المحیط .(۱۹) سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داود.(۲۰) عبد العزیز سید اهل ، من اشارات العلوم فی القران الکریم .(۲۱) محمدعلی ایازی، «نگاهی به تفاسیر موضوعی معاصر»، کیهان اندیشه .(۲۲) علی اکبر بابایی، غلامعلی عزیزی کیا، و مجتبی روحانی راد، روش شناسی تفسیر قرآن .(۲۳) حسین بن مسعود بغوی، تفسیرالبغوی، المسمی معالم التنزیل .(۲۴) عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل و اسرارالتأویل .(۲۵) محمدبن عیسی ترمذی، الجامع الکبیر.(۲۶) محمد اعلی بن علی تهانوی، موسوعه کشّاف اصطلاحات الفنون والعلوم .(۲۷) عبدالرحمان بن محمد ثعالبی، الجواهرالحسان فی تفسیرالقرآن .(۲۸) علی بن محمد جرجانی، کتاب التعریفات .(۲۹) هدایت جلیلی، روش شناسی تفاسیر موضوعی قرآن .(۳۰) اسماعیل بن حمادجوهری، الصحاح : تاج اللغه و صحاح العربیه.(۳۱) حاجی خلیفه، کشف الظنون .(۳۲) محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین .(۳۳) محمدباقر حکیم ، علوم القرآن .(۳۴) عبدعلی بن جمعه حویزی، تفسیرنورالثقلین .(۳۵) علی بن محمد خازن ، لباب التأویل فی معانی التنزیل .(۳۶) دائرة المعارف الاسلامیة، امین خولی، .(۳۷) محمدحسین ذهبی، التفسیر و المفسّرون .(۳۸) حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن .(۳۹) حسین بن محمد راغب اصفهانی، تفسیر راغب.(۴۰) محمد رشیدرضا، تفسیر المنار.(۴۱) محمدبن حسن رضی الدین استرآبادی، شرح شافیهابن الحاجب .(۴۲) فهدبن عبدالرحمان رومی، بحوث فی اصول التفسیر و مناهجه .(۴۳) محمد عبدالعظیم زرقانی، مناهل العرفان فی علوم القرآن .(۴۴) محمدبن بهادر زرکشی، البرهان فی علوم القرآن .(۴۵) زمخشری، تفسیر کشاف.(۴۶) عبدالرحمان بن ابیبکر سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن .(۴۷) ابراهیم بن موسی شاطبی، الموافقات فی اصول الاحکام .(۴۸) سعید شرتونی، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد.(۴۹) جعفر شهیدی، تفسیر، تفسیر به رأی، تاریخ و حدود استفاده از آن .(۵۰) صبحی صالح ، دراسات فی فقه اللغه.(۵۱) صبحی صالح ، مباحث فی علوم القرآن .(۵۲) محمدبن لطفی صباغ ، بحوث فی اصول التفسیر.(۵۳) صدیق حسن خان ، فتح البیان فی مقاصد القرآن .(۵۴) محمدحسین علی صغیر، المبادی العامه لتفسیر القرآن الکریم بین النظریه و التطبیق .(۵۵) علامه طباطبائی، المیزان.(۵۶) شیخ طبرسی، مجمع البیان.(۵۷) ابو جعفر طبری، جامع البیان .(۵۸) فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین .(۵۹) شیخ طوسی، تبیان.(۶۰) مساعدبن سلیمان طیار، مفهوم التفسیر والتاویل والاستنباط والتدبر والمفسر .(۶۱) حسن بن عبداللّه عسکری، معجم الفروق اللغویه.(۶۲) علوم القرآن عندالمفسرین .(۶۳) محمدبن مسعود عیاشی، کتاب التفسیر.(۶۴) خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین .(۶۵) محمدبن یعقوب فیروزآبادی، ترتیب القاموس المحیط .(۶۶) محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی، تفسیر الصافی.(۶۷) احمدبن محمد فیّومی، المصباح المنیر.(۶۸) محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن .(۶۹) علیبن یوسف قفطی، تاریخ الحکماء.(۷۰) علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی.(۷۱) محمدبن محمدرضا قمی مشهدی، تفسیر کنزالدقائق و بحرالغرائب .(۷۲) محمدبن سلیمان کافیجی، کتاب التیسیر فی قواعد علم التفسیر.(۷۳) کلینی، الکافی.(۷۴) محمدبن محمد ماتریدی، تفسیر الماتریدی.(۷۵) علامه مجلسی، بحار الانوار.(۷۶) محمدبن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس .(۷۷) مصطفی مسلم ، مباحث فی التفسیر الموضوعی.(۷۸) محمدهادی معرفت ، التفسیر و المفسّرون فی ثوبه القشیب .(۷۹) مقاتل بن سلیمان ، تفسیر مقاتل بن سلیمان .(۸۰) مقدمتان فی علوم القرآن، چاپ آرتور جفری و عبداللّه اسماعیل صاوی.(۸۱) احمدبن علی نسائی، کتاب السنن الکبری، چاپ عبدالغفار سلیمان بنداری و کسروی حسن .(۸۲) یحیی بن حمزه یمنی، کتاب الطراز المتضمن لاسرار البلاغه و علوم حقائق الاعجاز.(۸۳) EI ۱, sv "Tafsir" (by B Carra de Vaux (;.(۸۴) The Encyclopedia of religion , ed Mircea Eliade, New York ۱۹۸۷, sv "Tafsir" (by Andrew Rippin) ;.(۸۵) Arthur Jeffery, The foreign vocabulary of the Quran , Baroda ۱۹۳۸;.(۸۶) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed John L Esposito, New York ۱۹۹۵, sv "Tafsir" (by Mustansir Mir).
آیت الله محمدجواد نجفی خمینی، از نویسندگان معاصر و دارای تألیفات گوناگون فقهی و تاریخی، متوفی 1377 هـ.ش
تفسیر آسان تفسیری فارسی، ساده و روان است که آمیخته با بحث های اخلاقی و اعتقادی می باشد و به شیوه ای قابل استفاده برای توده های مردم نگاشته شده است. همانطور که در ذیل نام کتاب آمده، این تفسیر «منتخب از تفاسیر معتبر» و گزیده ای از تفسیرهاست. گزیده ای که خواننده با مطالعه آن در فضای پیام قرآن قرار گیرد، پیامهای اخلاقی را به گوش دل بسپارد و قرآن را، راهنمای زندگی و راه سعادت خویش قرار دهد.
در آغاز هر سوره، اشاره ای به ثواب تلاوت، جمع بندی پیام سوره و فضای کلی آن دارد، آنگاه درباره فضیلت تلاوت سوره و آیه بحث می کند، سپس معنای لغات و کلمات و ترجمه آیه را می آورد. پس از تجزیه و ترکیب جملات، توضیحاتی درباره فصاحت و بلاغت آن دارد. اگر مطالب فقهی در آن سوره وجود داشته باشد، مباحث فقهی مناسب سوره و آیه را زیر عنوان «مسأله» می آورد و آنها را از منابع و کتب فقهی نقل می کند. در موارد نقل حدیث پس از توضیح معنای آیه، حدیث را می آورد و در صورتی که حدیث طولانی باشد، تنها بخش لازم آن را نقل قول می کند.
این تفسیر در اوایل انقلاب، در تهران میان سالهای 1357 تا1359 شمسی، توسط کتابفروشی اسلامیه چاپ و نشر یافته و بعدها در سال 1362 شمسی تجدید چاپ شده است.
نام کامل کتاب «تفسیر آسان منتخب از تفاسیر معتبر» و معروف به «تفسیر آسان» می باشد. تفسیری است فارسی، ساده و روان همراه با روایت، شامل جمیع قرآن بوده، و در عین اینکه خلاصه است، جامع نیز می باشد، یعنی حاوی موضوعات تفسیری و علوم قرآنی بوده و ملال آور نیست. آمیخته با بحثهای اخلاقی و اعتقادی و قابل استفاده برای عموم مردم می باشد.
این تفسیر همانطور که در ذیل نام کتاب آمده، منتخب و گزیده ای از تفسیرهاست (در قسمت منابع تفسیر خواهد آمد.) گزیده ای که تنها بیانگر دشواری های واژگان و ترکیب باشد و خواننده با مطالعه آن کاملا در فضای پیام قرآن قرار گیرد. مواعظ و پیامهای اخلاقی را به گوش دل بسپارد و قرآن را، راهنمای زندگی و راه سعادت قرار دهد.
← انگیزه نگارش
۱- مجلدات مختلف تفسیر آسان۲- آیین پژوهش شماره مسلسل ۵۲ صفحه ۱۱۶ سال نهم شماره ۴ مهر و آبان ۱۳۷۷ ش چاپ دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم۳-دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی به کوشش بهاء الدین خرمشاهی ج۱ ص۶۵۷۴-طبقات مفسران شیعهدکتر عقیقی بخشایشی ج۴ ص۴۹۳
آفتاب درخشنده اثر مؤیدالاسلام میرزامحمدحسن (۱۲۸۷ - ۱۳۳۵ ق) فرزند میرزاعلی جابری اصفهانی می باشد.
تفسیر مورد بحث به فارسی است و به کلیات قرآن کریم و اثبات معجزات قرآنیه می پردازد این اثر در ۱۳۰۲ ش در اصفهان چاپ سنگی گردیده است.
آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة، ج۱، ص۳۶.    
 ۱. ↑ آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة، ج۱، ص۳۶.    
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «تفاسیر قرن چهاردهم»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۶/۱۵.    
...
تفسیر آیات الائمه ممکن است عنوان برای کتاب های ذیل باشد: • تفسیر آیات الائمه (حکیم)، اثـر میرزا علی نقی (م ۱۲۹۷ ق) فرزند مولی رضا بن محمدامین همدانی حکیم، ریاضی دان، متبحر در علوم غریبه و از علمای عصر خویش• تفسیر آیات الائمه (لاریجانی)، اثر سیدمحمدعلی (م ۱۳۲۱ ق) فرزند سیدمهدی حسینی تهرانی لاریجانی نیاکی معروف به تیر فروش، حکیم متاله، از علمای تهران
...
تفسیر آیات الائمة اثـر میرزا علی نقی (م ۱۲۹۷ ق) فرزند مولی رضا بن محمدامین همدانی حکیم، ریاضی دان، متبحر در علوم غریبه و از علمای عصر خویش می باشد.
این تفسیر در یک مجلد بزرگ به فارسی و به نام تفسیر آیات الائمة است. مفسر آن را بر مذاق اهل عرفان و تصوف نگاشته و در ۱۲۷۴ ق از نگارش آن فراغت یافته است.مـؤلـف ایـن اثر را به قواعد جفر و استخراج آیات قرآن کریم از طریق زبر و بینات در اثبات امامت حضرت علی بن ابی طالب (علیه السّلام) و ائمه اطهار (علیهم السّلام) آغاز نموده است. و آن شامل یک مقدمه در شرح و بیان احاطه قرآن کریم به تمام علوم می باشد. سـپـس مـی گوید که امامت ائمه اطهار (علیهم السّلام) در قرآن کریم به طریق اشارات و رموز یاد شده ولی تصریح به امامت ائمه اثنی عشر نگشته است.مـفـسر به زبان عربی و کتب عهدین قدیم و جدید کاملا آشنائی و تسلط تام داشته است و در باب پنجم از این تفسیر از کتاب تورات و کتاب زبور و صحیفه دانیال و سایر کتب و رسالات عهدین در اثبات امامت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) و ائمه اثنی عشر (علیهم السّلام) استفاده کرده است. و نیز عباراتی را به خط فارسی و زبان عبری ذکر نموده است.
نسخ کتاب
امروز نسخه های متعدد از این تفسیر در دست می باشد.از جمله نسخه خط مؤلف نزد حفید وی میرزا محمد در تهران و نیز نسخه کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی (شماره ۶۹۵۰) و نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی (شماره ۱۶۸۵) محفوظ می باشد.
آیات الائمه اثر سیدمحمدعلی (م ۱۳۲۱ ق) فرزند سیدمهدی حسینی تهرانی لاریجانی نیاکی معروف به تیر فروش، حکیم متاله، از علمای تهران می باشد.
این تفسیر به زبان فارسی در یک مجلد، در شرح و بیان و تاویل آیات قرآنی که مربوط به امامت و ولایت و فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السّلام) و ائمه معصومین (علیهم السّلام) و خاندان عصمت و طهارت می باشد. و از طریق روایات و کلام به بحث پرداخته است.این کتاب در ۱۳۱۶ ق در تهران در ۳۴۲ صفحه چاپ سنگی گردیده است.
تفسیر آیات الاحکام تألیف محمد علی سایس پیرامون یکی از موضوعات قرآنی یعنی تفسیر آیاتی از قرآن که در باب الاحکام شرعی می باشد، نوشته شده است.
این کتاب توسط ناجی ابراهیم سویدان، تحقیق و منتشر شده است.
شیوۀ مؤلف در استخراج حکم شرعی از آیه این است که ابتدا واژه های مهم و دخیل در موضوع را معنی کرده، سپس اگر روایتی در مورد آن وجود داشته باشد آن را ذکر و پس از توضیح مختصری پیرامون آیه، حکم شرعی را نتیجه گیری می کند و اگر حکم مورد استفاده شده از آیه، اختلافی باشد، وجوه اختلافات را همراه با نام کسانی که صاحب نظر می باشند ذکر می کند.
از آنجا که بیان مطالب در کتاب ساده و قابل فهم می باشد این کتاب می تواند منبع مناسبی برای استفاده عموم قرآن پژوهان قرار گیرد-گرچه احکام ذکر شده در آن بر طبق نظرات اهل سنت می باشد.
از آنجا که کتاب دربارۀ تفسیر آیاتی است که در آنها حکمی از احکام اسلام ذکر شده و در آن تمام سوره ها مورد بحث قرار گرفته، لذا کتاب فصل بندی نشده است.
کارهایی که محقق کتاب انجام داده از قبیل ذیل می باشد:
آیات الاحکام از شیخ ملک علی تونی (زنده در ۱۰۹۸ ق)، عالم فاضل فقیه شیعی در عصر صفویه می باشد.
تفسیر مورد بحث را به زبان فارسی در بیان و شرح آیات احکام قرآن به تعداد آیات نازله در هر یک از ابواب فقهی از طهارات تا دیات بنام شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷ - ۱۱۰۵ ق) نگاشته است.امروزه نسخه های متعددی از این تفسیر در دست می باشد از جمله نسخه کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی احتمالا به خط مؤلف (شماره ۲۴۳۰).
آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۱، ص۴۴.    
 ۱. ↑ آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۱، ص۴۴.    
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «تفاسیر قرن یازدهم»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۵/۲۶.    
...
آیات البینات اثر سید شجاع (زنده در ۱۰۰۳ ق) فرزند سید علی از متکلمین گمنام شیعه و از علمای عصر خویش می باشد. چند اثر گرانقدر از وی در فنون علم از جمله تفسیر و کلام در دست است که تبحر او را در علوم قرآن کریم و فلسفه می رساند.
تفسیر الایات البینات که نام دیگرش (الهدی الی طریق الصواب) است، به عربی در یک جلد بزرگ می باشد که مفسر آیات قرآن کریم مربوط به اصول عقائد را جمع آوری و آن را در هفت باب نظیر ابواب علم کلام مرتب نموده است و متن گفتار خود را آیات قرآن مجید قرار داده سپس به شرح و بیان و تفسیر پرداخته است.
تفسیر دیگر مفسر
از شجاع حسینی تفسیر دیگری به نام البشری یاد کرده اند که در شرح و تفسیر الایات البینات خود نگاشته و آن تفسیر را متن قرار داده و در هفت باب هر باب در دو فصل و هر فصل آیات متعلقه به اصول عقاید را جمع و تاویل نموده است.
نسخه موجود کتاب
از این کتاب یک نسخه خطی در کتابخانه راقم این سطور در کربلا موجود است.
آیات الحجة و الرجعة اثر شیخ محمدعلی (زنده در ۱۳۵۰ ق) فرزند شیخ حسن علی همدانی حائری، از محققین و فقیه اصولی است.
این تفسیر به دو مساله حضرت حجت و رجعت اختصاص داده شده است که مؤلف ۳۱۳ آیه از قرآن کریم به تعداد اصحاب و انصار حضرت حجت بن الحسن (عجّل الله فرجه الشریف) هنگام ظهور وی و همچنین به عدد اصحاب حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلّم) در جنگ بدر را شرح و تفسیر کرده و به همان ترتیب سوره ها و آیات در قرآن تنظیم نموده سپس با بیان وافی و رسا و ذکر نکات دقیق و تحقیقات ظریف و بهره از روایات ائمه معصومین (علیهم السّلام) به بیان آیات مذکور پرداخته است و دارای فهرست منظمی است که محل آیه و سوره ای را که در آن کلمه حضرت حجت (عجّل الله فرجه الشریف) تاویل گردیده معین می دارد.
شرایط و آداب تفسیر، امورى اند که مراعات آن ها خطاى مفسّر را به حداقل مى رسانند.
روش ها، گرایش ها و رویکردهای گوناگون مفسران در طول تاریخ چند صدساله تفسیر قرآن موجب پدید آمدن اختلاف های فراوان و گاه اشتباهاتی در بیان مفاهیم آیات قرآن شده است ، بروز برخی از این اختلافات حاکی از آن است که تفسیر نیز مانند هر علم یا فن دیگر نیازمند اصولی است که بر مبنای آنها، ضمن اینکه این اختلافات و خطاها به حداقل ممکن کاهش می یابد، امکان ارزیابی تفاسیر موجود و جلوگیری از برداشت های ناصواب و تحمیلی از آیات قرآن فراهم آید.
مراد از آداب
مقصود از شرایط و آداب تفسیر اموری است که رعایت نکردن آنها موجب خطای در تفسیر و بی اعتباری آن می شود، چنانکه برخی تفسیر به رأی را به معنای عدم رعایت همین امور دانسته اند، که اهم این امور از دید صاحبنظران عبارت است از: فراگرفتن علوم مورد نیاز در تفسیر، استفاده از منابع معتبر تفسیر و رعایت قواعد تفسیر.
حسین بن محمد راغب اصفهانی، مقدمه جامع التفاسیر مع تفسیرالفاتحه و مطالع البقره، ج۱، ص۹۶ـ۹۷، چاپ احمدحسن فرحات، کویت ۱۴۰۵/۱۹۸۴.
(۱) قرآن.(۲) آقابزرگ طهرانی، الذریعه.(۳) محمود بن روح اللّه آلوسی، روح المعانی، بیروت: داراحیاءالتراث العربی.(۴) ابن بابویه، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، نجف ۱۹۷۲، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش.(۵) ابن تیمیّه، التفسیرالکبیر، چاپ عبدالرحمان عمیره، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.(۶) ابن جزی، کتاب التسهیل لعلوم التنزیل، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.(۷) ابن جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.(۸) ابن خلدون، تاریخ.(۹) ابن درید، کتاب جمهره اللغه، چاپ رمزی منیربعلبکی، بیروت ۱۹۸۷ـ ۱۹۸۸.(۱۰) ابن رشیق، العمده فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.(۱۱) ابن عاشور (محمدطاهر بن محمد)، تفسیرالتحریر و التنویر، تونس ۱۹۸۴.(۱۲) ابن عطیه، المحررالوجیز فی تفسیرالکتاب العزیز، ج۱، رباط ۱۳۹۵/۱۹۷۵.(۱۳) ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، چاپ عبدالسلام محمدهارون، قم ۱۴۰۴.(۱۴) ابن کثیر، تفسیرالقرآن العظیم، چاپ علی شیری، بیروت.(۱۵) ابن منظور، لسان العرب.(۱۶) ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمد مهدی ناصح، مشهد ۱۳۶۵ـ۱۳۷۶ ش.(۱۷) احمد عمر ابوحجر، التفسیرالعلمی للقران فی المیزان، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.(۱۸) ابوحیّان غرناطی، تفسیرالبحر المحیط، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.(۱۹) سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داود، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره، چاپ افست بیروت.(۲۰) عبد العزیز سید اهل، من اشارات العلوم فی القران الکریم، بیروت ۱۳۹۲/۱۹۷۲.(۲۱) محمدعلی ایازی، «نگاهی به تفاسیر موضوعی معاصر»، کیهان اندیشه، ش ۲۸ بهمن و اسفند ۱۳۶۸.(۲۲) علی اکبر بابایی، غلامعلی عزیزی کیا، و مجتبی روحانی راد، روش شناسی تفسیر قرآن، قم ۱۳۷۹ ش.(۲۳) حسین بن مسعود بغوی، تفسیرالبغوی، المسمی معالم التنزیل، چاپ خالد عبدالرحمان العک و مروان سوار، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.(۲۴) عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل و اسرارالتأویل، مصر ۱۳۸۸/۱۹۶۸، چاپ افست تهران ۱۳۶۳ ش.(۲۵) محمد بن عیسی ترمذی، الجامع الکبیر، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ۱۹۹۸.(۲۶) محمد اعلی بن علی تهانوی، موسوعه کشّاف اصطلاحات الفنون والعلوم، چاپ رفیق العجم و علی دحروج، بیروت ۱۹۹۶.(۲۷) عبدالرحمان بن محمد ثعالبی، الجواهرالحسان فی تفسیرالقرآن، چاپ ابومحمد غماری ادریسی حسنی، بیروت ۱۴۱۶/۱۹۹۶.(۲۸) علی بن محمد جرجانی، کتابالتعریفات، چاپ ابراهیم ابیاری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.(۲۹) هدایت جلیلی، روش شناسی تفاسیر موضوعی قرآن، تهران ۱۳۷۲ ش.(۳۰) اسماعیل بن حمادجوهری، الصحاح: تاج اللغه و صحاح العربیه، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ ش.(۳۱) حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله کشف الظنون عن اسامی الکتب و الفنون.(۳۲) محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت ۱۴۰۶.(۳۳) محمدباقر حکیم، علوم القرآن، تهران ۱۴۰۳.(۳۴) عبدعلی بن جمعه حویزی، تفسیرنورالثقلین، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ۱۴۱۲.(۳۵) علی بن محمد خازن، لباب التأویل فی معانی التنزیل، در مجمعالتفاسیر، قاهره۱۳۱۷ـ۱۳۲۰، چاپ افست استانبول: دارالدعوه، ۱۴۰۴/۱۹۸۴.(۳۶) دائره المعارفالاسلامیه، قاهره: دارالشعب، ۱۹۶۹، ذیل «التفسیر تکمله » (از امین خولی).(۳۷) محمدحسین ذهبی، التفسیر و المفسّرون، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.(۳۸) حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، چاپ محمد سید کیلانی، تهران ۱۳۳۲ ش.(۳۹) حسین بن محمد راغب اصفهانی، مقدمه جامع التفاسیر مع تفسیرالفاتحه و مطالع البقره، چاپ احمدحسن فرحات، کویت ۱۴۰۵/۱۹۸۴.(۴۰) محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن الحکیم المشتهر باسم تفسیر المنار، تقریرات درس شیخ محمد عبده، ج۱، مصر ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴.(۴۱) محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی، شرح شافیه ابن الحاجب، چاپ محمد نورالحسن، محمد زفزاف، و محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۳۹۵/۱۹۷۵، چاپ افست تهران.(۴۲) فهد عبدالرحمان رومی، بحوث فی اصول التفسیر و مناهجه، ریاض ۱۴۱۹.(۴۳) محمد عبدالعظیم زرقانی، مناهل العرفان فی علوم القرآن، قاهره ۱۹۸۰.(۴۴) محمد بن بهادر زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.(۴۵) زمخشری، الکشاف.(۴۶) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۹۶۷، چاپ افست قم ۱۳۶۳ ش.(۴۷) ابراهیم بن موسی شاطبی، الموافقات فی اصول الاحکام، قاهره ۱۳۴۱، چاپ افست قاهره.(۴۸) سعید شرتونی، اقربالموارد فی فصحالعربیه و الشوارد، قم ۱۴۰۳.(۴۹) جعفر شهیدی، «تفسیر، تفسیر به رأی، تاریخ و حدود استفاده از آن »، در فرخنده پیام: یادگارنامه استاد دکتر غلامحسین یوسفی، مشهد: دانشگاه مشهد، ۱۳۶۰ ش.(۵۰) صبحی صالح، دراسات فی فقه اللغه، بیروت ۲۰۰۰.(۵۱) صبحی صالح، مباحث فی علوم القرآن، بیروت ۱۹۶۸، چاپ افست قم ۱۳۶۳ ش.(۵۲) محمد بن لطفی صباغ، بحوث فی اصول التفسیر، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.(۵۳) صدیق حسنخان، فتح البیان فی مقاصد القرآن، بیروت ۱۴۲۰/ ۱۹۹۹.(۵۴) محمدحسین علی صغیر، المبادی العامه لتفسیر القرآن الکریم بین النظریه و التطبیق، بیروت ۱۴۲۰/۲۰۰۰.(۵۵) طباطبائی، المیزان.(۵۶) طبرسی، مجمع البیان.(۵۷) طبری، جامع.(۵۸) فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.(۵۹) طوسی، التبیان.(۶۰) مساعد بن سلیمان طیار، فصول فی اصول التفسیر، ریاض ۱۴۲۰/۱۹۹۹.(۶۱) حسن بن عبداللّه عسکری، معجم الفروق اللغویه، الحاوی لکتاب ابی هلال العسکری و جزءاً من کتاب السیدنورالدین الجزائری، قم ۱۴۱۲.(۶۲) علوم القرآن عندالمفسرین، قم: مرکز الثقافه والمعارف القرآنیه، ۱۳۷۴ـ ۱۳۷۵ ش.(۶۳) محمد بن مسعود عیاشی، کتاب التفسیر، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ۱۳۸۰ـ۱۳۸۱، چاپ افست تهران.(۶۴) خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.(۶۵) محمد بن یعقوب فیروزآبادی، ترتیب القاموس المحیط، چاپ طاهر احمدزاوی، بیروت ۱۳۹۹/ ۱۹۷۹.(۶۶) محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، تفسیر الصافی، چاپ حسین اعلمی، بیروت، ۱۳۹۹/۱۹۷۹.(۶۷) احمد بن محمد فیّومی، المصباح المنیر، بیروت ۱۹۸۷.(۶۸) محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱، جزء ۱، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷، ج۲، جزء ۳، بیروت۱۳۷۶/۱۹۵۷، ج۷، جزء ۱۳، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ ش.(۶۹) علی بن یوسف قفطی، تاریخ الحکماء و هو مختصر الزوزنی المسمی بالمنتخبات الملتقطات من کتاب اخبار العلماء باخبار الحکماء، چاپ لیپرت، لایپزیگ ۱۹۰۳.(۷۰) علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، چاپ طیب موسوی جزائری، قم ۱۴۰۴.(۷۱) محمد بن محمدرضا قمی مشهدی، تفسیر کنزالدقائق و بحرالغرائب، چاپ حسین درگاهی، تهران ۱۳۶۶ـ ۱۳۷۰ ش.(۷۲) محمد بن سلیمان کافیجی، کتاب التیسیر فی قواعد علم التفسیر، چاپ اسماعیل جراحاوغلی، آنکارا ۱۹۷۴.(۷۳) کلینی، الکافی.(۷۴) محمد بن محمد ماتریدی، تفسیر الماتریدی المسمی تأویلات اهل السنه، چاپ ابراهیم عوضین و سید عوضین، قاهره ۱۳۹۱/۱۹۷۱.(۷۵) مجلسی، بحارالانوار.(۷۶) محمد بن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۴/ ۱۹۹۴.(۷۷) مصطفی مسلم، مباحث فی التفسیر الموضوعی، دمشق ۱۴۲۱/ ۲۰۰۰.(۷۸) محمدهادی معرفت، التفسیر و المفسّرون فی ثوبه القشیب، مشهد ۱۴۱۸ـ۱۴۱۹.(۷۹) مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، چاپ عبداللّه محمود شحاته، قاهره ۱۹۷۹ـ۱۹۸۹.(۸۰) مقدمتان فی علوم القرآن، چاپ آرتور جفری و عبداللّه اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۹۲/۱۹۷۲.(۸۱) احمد بن علی نسائی، کتاب السنن الکبری، چاپ عبدالغفار سلیمان بن داری و کسروی حسن، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.(۸۲) یحیی بن حمزه یمنی، کتاب الطراز المتضمن لاسرار البلاغه و علوم حقائق الاعجاز، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
آفاق تفسیر اثر حجة الاسلام محمد علی مهدوی راد، مجموعه ای از مقالات و گفتارها در باب تفسیرپژوهی است که در نشریات مختلف منتشر شده و بعدا به صورت مجموعه حاضر فراهم آمده است.
کتاب دارای یک پیشگفتار و یک درآمد با عنوان پیام جاودانه است. بخش های مختلف کتاب عبارتند از:
در مقاله اول به بیان اوصاف و جایگاه قرآن کریم و جنبۀ هدایتگری و برخی معارف بلندآن اشارت رفته است. در گفتار «تفسیر در عصر پیامبر» برای پیامبر علاوه بر مسئولیت ابلاغ پیام الهی، مسئولیت تبیین و تفسیر و توضیح کلام الهی نیز بیان شده چرا که قرآن کریم و محتوای آیات الهی با اشاره ها، ایماها، محکم و متشابه ها، مجمل ها و...زمینه را برای پرسش و پاسخ آماده می ساخت.اما اینکه پیامبر چه مقدار از قرآن را تفسیر کرد محل گفتگوست؟
گونه های تفسیر پیامبر از قبیل تبیین مجمل، تخصیص عام، تقیید اطلاق، توضیح مفاهیم شرعی، تفصیل احکام.بیان ناسخ و منسوخ و غیره، نمونه هایی از تفسیر پیامبر(ص)، گفتاری دربارۀ تفسیر صحابه که در ادوار تفسیر از اهمیت ویژه ای برخوردار است، تفاوت فهم صحابیان از قرآن که از یک سو برخاسته از سطح آگاهیشان از کلام عرب بود و از سوی دیگر معلول حدّ و حدود بهره وری آنها از محضر پیامبر(ص) و کششی و کوششی که در راه فهم قرآن داشته اند، مفسران دورۀ صحابه و پیشوای آنها علی علیه السلام، قرآن در نگاه علی علیه السلام و تفسیری که علی علیه السلام بر قرآن نگاشته و به نام مصحف علی(ع) مشهور است، نمونه هایی از تفسیر علی علیه السلام، گفتاری دربارۀ تفسیر مأثور یا تفاسیر نقلی و روایی که از آغازین گونه های آثار تدوین یافته در آستانه قرآن کریم است و جایگاه این نوع از تفسیر و بررسی حجیّت آن، نام ها و اصاف قرآن چون «قرآن»، «فرقان»، «کتاب»، «ذکر» و... و کاربرد هریک در آن کتاب مقدس،جلوه های امامت در گفتار قرآنی امام موسی بن جعفرعلیه السلام، نگاهی تأویلی به حادثۀ کربلا و چگونگی دو اردوگاه، مقوله تحریف ناپذیری قرآن کریم و بررسی آبشخور روایات مشتمل بر تحریف که در نقل های عامه است و آرام آرام به روایات شیعی نیز راه یافته و به وسیلۀ راویان کج اندیش و گاه غالی نشر یافته است، نگاهی به تفسیر سورۀ حمد امام خمینی قدس سره و پژوهشی دربارۀ تفسیر «الجامع لاحکام القرآن» مشهور به تفسیر قرطبی که از تفاسیر بسیار مهم اهل سنت است محتوای کتاب را شکل می دهند.
نویسند از قرآن پژوهان معاصر کشور می باشد.این اثر در قطع وزیری با جلد گالینگور در 519 صفحه برای اولین بار از سوی نشر هستی نما در سال 1382 شمسی منتشر شده است.
مراد از ابزارها در این بحث، دانش ها و فنونی اند که برای بهره گیری از منابع و به کارگیری قواعد تفسیر ضروری اند، زیرا مفسر در شرح و بیان مقصود خداوند با الفاظ و عبارات قرآن سر و کار دارد و کالبد شکافی و شرح و تبیین آن ها بدون بهره گیری از ابزار لازم میسر نمی گردد.
راغب اصفهانی در مقدمه جامع التفاسیر
الراغب (م ۴۲۵ ق)، مقدمة جامع التفاسیر، ج۱، ص۹۳-۹۷، به کوشش احمد حسن، کویت، دارالدعوة، ۱۴۰۵ ق.
پیشینیان در باب محدوده ابزارهای تفسیر، دیدگاه واحدی نداشته اند؛ برخی شمارگان خاصی برای آن بیان نکرده؛ ولی بعضی دیگر به بیان محدوده این دانش ها پرداخته اند و دامنه آن ها را به ۱۵ و برخی به ۲۴ علم محدود کرده اند.
محمد بن سلیمان الکافیجی، التیسیر فی قواعد علم التفسیر، ج۱، ص۱۴۴، دمشق، دارالقلم، ۱۴۱۰ ق.
مهم ترین دانش های موسوم به ابزار تفسیر از این قرارند: علوم ادبی و بلاغی شامل لغت ، صرف ، نحو ، معانی ، بیان و بدیع،
الزرکشی (م ۷۹۴ ق)، البرهان فی علوم القرآن، ج۲، ص۱۷۲-۱۷۳، به کوشش محمد ابوالفضل، قاهرة، احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۶ ق.    
...
" تفسیر " مصدر باب "تفعیل" از ماده ی "فسر" و در لغت به معنای توضیح و شرح دادن است. (فَسَرالشیءَ یفسِرُه و یَفسُرُه فَسراً: أبانه و التّفسیرُ مثله.)
«ادات تفسیر» یا « مفسره » اداتی است که جمله ماقبل خود را تفسیر می کند؛ مانند: «ان»؛ در صورتی که قبل و بعد از آن، جمله باشد، و در جمله قبل، معنای قول وجود داشته باشد.
در اصطلاح نحو
در اصطلاح نحو "تفسیر" عبارت است از تبیین و توضیح ابهام موجود در کلام با ادات مخصوص؛ این ادات که در وسط کلام واقع می شوند "ادات تفسیر" نام داشته و عبارتند از: "أیْ"، "أنْ" و "إذا". (اذا" بر طبق نظر بعضی از ادیبان از "ادات تفسیر" است به عنوان مثال "أیْ" در مثال «هذا عسجُدٌ أیْ ذَهَبٌ» حرف تفسیر بوده و بر تفسیر و توضیح کلمه ی "عسجُد" به کمک کلمه ی "ذهبٌ" دلالت دارد.
وجه نامگذاری
معنای لغوی تفسیر (توضیح و شرح دادن) در معنای اصطلاحی آن لحاظ شده است به این بیان که متکلم، ابهام موجود در کلام را با ادات مخصوص، تبیین و توضیح می دهد. البته باید دقت داشت که با توجه به قید "ادات مخصوص" در تعریف اصطلاحی، معنای لغوی اعمّ از معنای اصطلاحی بوده و شامل شرح و توضیح دادن به غیر ادات مخصوص (همچون جمله فعلیه "فسّرت") نیز می شود
جایگاه
...
اسرائیلیات گر چه در ظاهر به معنای داستان هایی است که از یک منبع یهودی سرچشمه گرفته باشد ولی در اصطلاح مفسران و محدثان مفهوم وسیع تری به خود گرفته و شامل تمام افسانه های کهنی است که از گذشتگان وارد تفسیر و حدیث و تاریخ شده است؛ اعم از اینکه منشا اصلی آن یهودی، مسیحی یا غیر آن باشد.
اسرائیلیات جمع اسرائیلیه به معنای داستان یا افسانه ای است که منشا اسرائیلی دارد و سلسله سند داستان به چنان منشای ختم شود اعم از شخص یا کتاب. خود کلمه اسرائیلی منسوب است به اسرائیل که لقب یعقوب پیامبر (علیه السّلام) می باشد و یهودیان چون به او منتسب اند، به بنی اسرائیل مشهورند. فرقی نمی کند که این انتساب دینی باشد یا نسبی؛ یعنی هر کس به آیین یهود بگرود اسرائیلی نامیده می شود؛ خواه منتسب به یکی از نوادگان حضرت یعقوب باشد یا نباشد. کلمه اسرائیل واژه ای عبری است به معنای پیروزی بر خدا این واژه مرکب است از اسرا به معنای پیروزی و چیره شدن و ئیل به معنای قدرت تام و تمام که لقب خداست. سرمنشا این وجه تسمیه، افسانه ای است که می گوید: حضرت یعقوب تمام یک شب با خدا کشتی گرفت؛ در پایان و هنگام صبح بر خدا چیره شد. (خدا به او گفت: نامت چیست؟ گفت: یعقوب. سپس خدا فرمود: بعد از این نام تو یعقوب نیست بلکه اسرائیل است؛ زیرا تو با خدا و مردم پیکار کردی و پیروز شدی.) بت ها نیز به این لقب نامیده شده اند. بنابراین اسرائیل یعنی چیره شده و پیروز آمده بر قدرت کامل یعنی خداوند تعالی و چون در پندار آنان حضرت یعقوب با خدا پیکار کرد و در نتیجه بر خداوند فائق آمد به وی لقب اسرائیل داده شد.
مفهوم گسترده اسرائیلیات
برخی از مفسران و محدثان مفهوم گسترده تری را نیز برای آن قائل شده اند و آنچه را دشمنان اسلام از سر دشمنی و کینه توزی در تفسیر و حدیث وارد ساخته اند، اسرائیلیات نامیده اند. با اینکه ممکن است این اخبار کاملا بی اساس باشد و حتی در یک منبع کهن هم نامی از آنها نیامده باشد، دشمنان اسلام از سر کینه توزی و بدنهادی و با هدف ایجاد تزلزل و فساد در عقاید مسلمانان آنها را جعل کرده باشند. بنابراین اطلاق واژه اسرائیلیات بر همه آن جعلیات از باب تغلیب است؛ چون بیشتر این احادیث خرافی و بی اساس در اصل به یک منبع یهودی متصل می شود و نقش عنصر یهودی بر دیگر عناصر غالب است و عرب های نخستین و نیز در عهد اول اسلام بیشتر از همه در فهم مبهمات و داستان های قرآن به آنان مراجعه می کردند و روشن است که یهودیان قومی بغایت دروغ پرداز و بهتان ساز بوده اند و خصومت و کینه توزی آنان نسبت به اسلام و مسلمانان از هر قوم دیگری افزون تر بوده است. خداوند می فرماید: «لتجدن اشد الناس عداوة للذین آمنوا الیهود و الذین اشرکوا ؛ مسلما یهودیان و کسانی را که شرک ورزیده اند دشمن ترین مردم نسبت به مومنان خواهی یافت.» یهودیان بیشتر از دیگر اهل کتاب با مسلمانان رابطه داشتند و از فرهنگ و دانش گسترده تری برخوردار بودند و نیرنگ ها و حیله های خبیثانه ای در جهت خدشه دار ساختن چهره اسلام به کار می بستند؛ بنابراین در جعل این حجم وسیع از اسرائیلیات بی اساس و در هم ریخته، بیشترین سهم را به خود اختصاص داده اند. به این علت است که نقش عنصر یهودی در وارد ساختن جعلیات در ضمن تفسیر و حدیث، از دیگر عناصر برجسته تر است و احادیث جعلی، به اسرائیلیات موسوم و مشهور شده اند.
اسرائیلیات در کتب تفسیر و حدیث
قوم عرب از زمان های دور، اهل کتاب و بویژه یهودیان ساکن سرزمین های خود را اهل دین و فرهنگ و آگاه به شؤون زندگی می پنداشت و از این رو در همه مسائل مورد علاقه خود اعم از مسائل مربوط به شناخت آفریده های جهان و سرگذشت امت های پیشین و تاریخ پیامبران و دیگر امور، به یهودیان مراجعه می کردند و به همین دلیل پس از ظهور اسلام هم برای شناخت مسائل مربوط به دین جدید (اسلام) مراجعه به اهل کتاب را ترجیح می دادند؛ بویژه چون قرآن هم مسلمانان را به مراجعه به آگاهان و اهل کتاب تشویق کرده و خطاب به آنان فرموده است: «فان کنت فی شک مما انزلنا الیک فاسال الذین یقروون الکتاب من قبلک لقد جاءک الحق من ربک فلا تکونن من الممترین ؛ و اگر از آنچه به سوی تو نازل کرده ایم در تردیدی از کسانی که پیش از تو کتاب (آسمانی) می خواندند بپرس، قطعا حق از جانب پروردگارت به سوی تو آمده است. پس زنهار از تردیدکنندگان مباش.» و این نوع خطاب از قبیل: «و ما لی لا اعبد الذی فطرنی و الیه ترجعون ؛ آخر چرا کسی را نپرستم که مرا آفریده است و (همه) شما به سوی او بازگشت می یابید.» است.
← رجوع به اهل کتاب
...
به دلیل پیوندی که پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) و ائمه اهل بیت (علیهم السلام) با قرآن دارند، سخنان آن بزرگواران همواره مورد استفاده مفسران در کار تفسیر قرآن بوده است که باید بررسی شود این روایت اعتبار داشته شود.
به دلیل پیوندی که پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) و ائمه اهل بیت (علیهم السلام) با قرآن دارند، سخنان آن بزرگواران همواره مورد استفاده مفسران در کار تفسیر قرآن بوده است. در زمان غیبت، به دلیل عدم دست رسی به معصوم، تنها راه دست یابی به گنجینه معارف آنان روایاتی است که از ایشان نقل شده است. بدون شک، آن بخش از روایاتی که از طرق معتبر نقل شده و یا همراه قراین یقین آور است، حجت می باشد. اما بخش دیگری از روایات که به یک طریق نقل شده و یقین آور نیست، خبر واحد به شمار می روند. حال این پرسش رخ می نماید که اعتبار این روایات تفسیری تا چه میزان است؟ آیا می توان به آن ها با دید حجیت نگریست و جایگاه آن ها را در ردیف روایات فقهی قرار داد؟ یا این که این روایات همسان گفتار صحابیان و تابعان، تنها در حد احتمال در تفسیر آیات قرآنی کارایی خواهند داشت؟
اعتبار خبر واحد
اعتبار خبر واحد در نگاه عالمان شیعه:علمای اصول «خبر واحد» را به دو گونه تقسیم کرده اند:الف. خبر واحد همراه نشانه و شاهدی که پیدایش علم و یقین را به دنبال دارد (خبر واحد محفوف به قرینه)؛ب. خبر واحد فاقد نشانه علم آور.دسته اول بسان خبر متواتر، حجت بوده و در اعتبار آن جای هیچ تردیدی نیست. ولی اعتبار دسته دوم مورد بحث است و در کتاب های اصول فقه از آن تحت عنوان «فی حجیة خبر الواحد» یاد می شود.
دیدگاه های اصولیان
دیدگاه های اصولیان در این زمینه از این قرارند:۱. بی اعتبار بودن خبر واحد مطلقا (هم در میدان فقه و هم در عرصه تفسیر)سید مرتضی، ابن زهره، طبرسی، ابن ادریس در خامه شیخ انصاری از باورمندان این نظریه هستند.سید مرتضی بی اعتباری خبر واحد نزد شیعه را همسان بی اعتباری قیاس می داند. شیخ انصاری در نقد این کلام سید مرتضی گفته است: «این اجماع خود با خبر واحد نقل شده و با اجماعی که مرحوم شیخ طوسی ادعا نموده در تعارض می باشد و شهرت برخلاف آن است.» مرحوم آیة الله بروجردی در باب بی اعتباری خبر واحد معتقد است: عالمان شیعه در برابر افکار ناصواب برخی از صحابیان، که با خبر واحد نقل شده بود، چاره ای جز سر دادن شعار عدم حجیت خبر واحد نداشتند؛ زیرا نپذیرفتن خبر آن صحابی به منزله فاسق شمردن او بوده، البته این برای عالمان شیعه مشکلاتی به دنبال داشت. در نتیجه، تنها راه این بود که دم از بی اعتباری خبر واحد بزنند تا بتوانند سدی در راه پیشبرد آن افکار ایجاد کنند. ۲. اعتبار خبر واحد در میدان فقه و ناکارامدی آن در عرصه تفسیرمرحوم شیخ طوسی از پیشینیان و علامه طباطبائی از معاصران بر این باورند. شیخ طوسی در این زمینه، چنین نگاشته است: «هرگاه آیه ای در کشف مراد پروردگار ظهور نداشته باشد، در آن جا اظهارنظر یا پی روی از مفسران نارواست، بلکه باید دلایل صحیح عقلی و شرعی را میزان عمل قرار داد و تکیه بر خبر واحد در این مجال پذیرفته نیست.» علامه طباطبائی نیز در جای جای تفسیر المیزان بر بی اعتباری خبر واحد در تفسیر پای فشرده و کاربرد آن را در تبیین معانی قرآن ناروا دانسته است که در این مجال، تنها به گزارش یک جمله از وی بسنده می شود: «آنچه مورد پذیرش اندیشمندان اصول فقه قرار گرفته، این است که خبر واحد جز در احکام شرعی فرعی قابل استناد نیست.» این در حالی است که ایشان خود در تفسیر، از خبر واحد استفاده کرده است.شیخ طوسی در تفسیر آیات یازدهم تا پانزدهم سوره «نور» در گزارش داستان «افک»، خبر واحد را ملاک این تفسیر قرار داده است. وی پس از بیان سبب افک، می گوید: «هکذا رواه الزهری عن عائشه.» اما در مورد المیزان، گرچه نقطه اوج این تفسیر همان شیوه تفسیر قرآن به قرآن است، اما این ویژگی مرحوم علامه را از نگریستن عالمانه به روایات معصومان (علیهم السّلام) در تفسیر قرآن باز نداشته و در هر قسمتی از تفسیر آیات، بخشی تحت عنوان «بحث روایی» قرار داده است. خود ایشان در مواردی از تفسیر، به نقش انحصاری روایات در تفسیر و تبیین برخی از معارف قرآنی تصریح نموده است. برای نمونه، در تفسیر آیه شریفه «حافظوا علی الصلوات و الصلوة الوسطی» چنین نگاشته است: «از کلام خداوند متعال مراد از «صلاة وسطی» به دست نمی آید و تنها سنت است که آن را تفسیر می کند.» در موارد دیگری از تفسیر المیزان، شاهد به کارگیری روایت در تفسیر آیات هستیم.
← استوار بودن دیدگاه
...
در مسئله تفسیر برای غیر معصومان باید مشخص شود که آیا غیر معصومان می توانند به فهم و تفسیر قرآن دست یابند؟ از این رو به اختصار اشاره می کنیم که دست یابی غیر معصومان به همه مقاصد و معارف قرآن، به ویژه با توجه به تأویل و بطن داشتن آیات میسر نیست و در فهم معارف و مقاصد غیر باطنی و تأویلی قرآن، مفسران ـ متناسب با توانمندی های ذاتی و اکتسابی و رعایت اصول و قواعد ـ در درجات مختلفی قرار دارند.
مقصود از امکان و جواز تفسیر، آن است که آیا فهم و تفسیر قرآن کریم، (مقصود از تفسیر در این بحث، پرده برداشتن از مفاد ظاهری آیات شریفه است. مانند موارد زیر که در روایات آمده است: متن روایت اخیر چنین است: ان من علم ما اوتینا تفسیر القرآن.) ویژه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و امامان معصوم (علیهم السلام) است، یا آن که دیگران نیز به فراخور توانایی های خویش و با شرایط معینی توان فهم و تفسیر آیات را دارند (امکان تفسیر)، و در صورت دوم، آیا اقدام به تفسیر آیات از نظر شرعی جایز است یا آن که ممنوع اعلام شده است (جواز تکلیفی تفسیر)، و در هر صورت، اگر کسی اقدام به تفسیر نمود، آیا این تفسیر برای او معتبر و قابل اعتماد و واقع نماست (جواز وضعی تفسیر).
جواز وضعی تفسیر
موضوع اخیر (جواز وضعی تفسیر) از دو جهت قابل بررسی است:أ. از جهت واقع نمایی و کاشفیت؛ب. از جهت حجیت و قابل استناد بودن،که در مسئله دوم می توان از حجیت و قابل استناد بودن برای شخص مفسر و حجیت و قابل استناد بودن تفسیر یک مفسر برای دیگران، سخن به میان آورد. از آن جا که حجت بودن تفسیر یک مفسر برای دیگران، بحثی جانبی به شمار می آید و اعتبار و حجت بودن تفسیر مفسر برای خودش نیز در کتب اصول فقه تحت عنوان «حجیت ظواهر» مورد بررسی قرار گرفته است.
محورهای بحث
محورهای بحث در سه امر خلاصه می شود:۱. امکان تفسیر؛۲. جواز تفسیر برای غیر معصومان؛۳. واقع نمایی تفسیر.
محورهای تفسیر برای غیرمعصومان
...
ابن جریر طبری با چند سند از ابن عباس نقل می کند: تفسیر چهار بخش است: ۱. آنچه (قاری) عرب از راه فهم لغت می فهمد؛ ۲. آنچه همگان در فهم آن مکلف هستند و هیچ کس در داشتن آن معذور نیست؛ ۳. آنچه تنها دانشمندان بدان می رسند؛ ۴. آنچه جز خداوند کسی نمی داند.
بدرالدین زرکشی این تقسیم را درست دانسته، در شرح آن می گوید: آن که عرب می داند بخشی است که برای فهم آن به زبان خودش یعنی واژه شناسی رجوع می کند؛ مراجعه به واژه شناسی برای آن است که مفسر، معانی واژه ها را به دست آورد و مصادیق آنها را بشناسد که این گونه وظیفه ها بر عهده قاریان قرآن نیست. حال اگر محتوای واژه ها یک عمل بود نه علم، برای حجت دانستن آن، شهادت یک یا دو نفر یا استشهاد به یک یا دو بیت از اشعار عرب کافی است، اما اگر محتوای واژه چیزی باشد که علم پیدا کردن بدان لازم است، آنچه در بالا گفته شد کافی نیست، بلکه باید آن لفظ به سرحد استفاضه برسد و شواهد شعری زیادی آن را تایید کند و مراجعه به اعراب از آن جهت لازم است که اگر در مواردی اختلاف در اعراب موجب اختلاف در معنا شود، هم قاری و هم مفسر لازم است آن موارد را بیاموزند تا مفسر بتواند معنای صحیح آن را به دست آورد و قاری در مقام قرائت دچار اشتباه نگردد. اما اگر در موردی اختلاف در اعراب ارتباطی با معنا نداشته باشد، قاری باید آن را نیز بیاموزد تا قرائت او از اشتباه مصون بماند، ولی مفسر نیازی به آموختن آن ندارد؛ زیرا بدون آن هم به مقصود نائل می شود، اگر چه ندانستن این گونه موارد هم برای همگان نقص به شمار می آید.حال با توجه به توضیحات بالا، شناختن آنچه از تفسیر به این بخش مربوط می شود (آنچه عرب از راه دانستن زبان می فهمد.) بر مفسر لازم است تا تنها به آنچه از لغت عرب و زبان او است بسنده کند، و کسی که واژگان عرب را نمی شناسد، مجاز نیست حتی یک آیه را تفسیر کند، بسنده کردن به مقدار کمی از معانی واژه ها هم کفایت نمی کند؛ زیرا ممکن است لفظی در چند معنا مشترک باشد و او تنها یک معنا را فرا گرفته باشد.
قابل فهم همگانی
بخش دوم یا آنچه که هیچ کس در ندانستن آن معذور نیست، عبارت است از بخشی از آیات که در برگیرنده احکام شرعی و توحید الهی است و به محض مراجعه به آنها، معنایش به ذهن می رسد، هر لفظی که مفید یک معنای صریح و روشن باشد معلوم می شود که مقصود خداوند همان است.این بخش از آیات، اختلافی در آن نیست و شخص در فهم و درک آن دچار مشکل نمی شود؛ زیرا تک تک افراد معنای توحید را از آیه مبارکه فاعلم انه لا اله الا الله؛ پس بدان که هیچ معبودی جز خداوند یکتا نیست؛ درک می کند و در می یابد که احدی در الوهیت با او شریک نیست هر چند نداند که در لغت لا برای نفی وضع شده و الا برای اثبات و مقتضای آن افاده حصر است. همچنین هر شخصی به طور بدیهی می داند که مقتضای آیه مبارکه و اقیموا الصلاة و آتوا الزکاة؛ نماز را به جای آورید و زکات دهید؛ و امثال آن، که فعل هایی امر دارد این است که به آنچه امر شده وجود خارجی بخشد؛ هر چند نداند که صیغه افعل (امر) دلالت بر وجوب دارد یا نه. در این بخش از آیات احدی نمی تواند ادعا کند که معانی واژه های آن را نمی فهمد، چون معانی آن برای همه روشن و واضح است.
قابل دستیابی دانشمندان
بخش سوم یا آنچه جز خدای تعالی کسی نمی داند. این گونه موارد به منزله امور غیبی است؛ مانند آیاتی که دربردارنده علم به زمان رستاخیز، نزول باران، جنسیت جنین در رحم، حقیقت روح و حروف مقطعه است.از نظر اهل تحقیق در هنگام تفسیر آیات متشابه، هیچ راهی برای اجتهاد وجود ندارد و فقط باید به یکی از سه روش زیر به معنای آنها اطلاع یافت:۱. تصریحی از جانب خود قرآن در آیات دیگر آمده باشد؛۲. تفسیری از ناحیه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) رسیده باشد؛۳. همه امت در تاویل آن بر یک قول اجماع کرده باشند.اگر از این سه راه، بیانی به دست داده نشد معلوم می شود که آن آیه متشابه از مواردی است که علم به تاویلش مخصوص خداست. (به نظر نگارنده حروف مقطعه قرآن از جمله این موارد است؛ زیرا آنها رمزها و اشاراتی است میان خدا و پیامبر، و تاویلش را جز خدا و پیامبر و اصحاب خاص او که به آنان به صورت خصوصی تعلیم فرموده، کسی نمی داند).
باخبر بودن خدا
...
اولین مدون تفسیر، اولین تدوین کننده تفسیر قرآن را می گویند.
ظهور مرحله تدوین تفسیر قرآن ، هم زمان با گردآوری حدیث ، در اواخر حکومت بنی امیه و اوایل دوره بنی عباس (۱۳۳ق) بوده است. در آن زمان، تفسیر قرآن بخشی از روایات بود که با تلاش دانشمندان اسلامی روایات تفسیری از کل احادیث جدا و سرانجام تدوین شد؛ اما تعیین نخستین مدون، کار آسانی نیست.
اولین نویسندگان تفسیر
در منابع علوم قرآنی افراد ذیل، اولین نویسندگان تفسیر معرفی شده اند:ابن عباس (م ۶۸ ق)؛ سعید بن جبیر (شهادت ۹۴ یا ۹۵ ق)؛ عکرمه (متوفی ۱۰۴ یا ۱۰۵ ق)؛ فراء نحوی (م۲۰۷ ق)؛ عمر و بن عبید ؛ ابن جریح (م ۱۵۰ ق)؛ شعبة بن حجاج (م ۱۶۰ ق)؛ وکیع بن جراح (م ۱۹۷ ق)؛ سفیان عیینه (م ۱۹۸ ق)؛ عبد بن حمید (قرن دوم).
عناوین مرتبط
عصر تدوین حدیث .
مسلمانان در صدر اسلام خواسته های خود را در قرآن جست و جو می کردند و پاسخ خود را به روشنی دریافت می داشتند؛ زیرا قرآن به زبان آنان نازل گردیده بود و با روش ها و شیوه های کلامی خودشان با آنان گفت و گو می نمود. از این جهت بر آنان سهل و آسان بود تا مطالب خود را بدون دشواری از قرآن دریافت دارند و گاه اگر با ابهامی در بیان قرآنی روبه رو می شدند حل مشکل نیز بر ایشان آسان بود؛ با مراجعه مستقیم به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) هرگونه ابهام یا اشکالی را مرتفع می ساختند.
و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء و هدی و رحمة و بشری للمسلمین؛ و قرآن را بر تو فرستادیم که روشنگر همه چیز و رهنمود و رحمت و نویدی است برای مسلمانان.قرآن کریم یگانه منبع سرشار معارف عالیه اسلام و مبانی احکام شریعت است و هر که بخواهد بر تعالیم حکیمانه اسلام دست یابد، باید ریشه آن را در قرآن ردیابی کند. مسلمانان در صدر اسلام خواسته های خود را در قرآن جست و جو می کردند و پاسخ خود را به روشنی دریافت می داشتند؛ زیرا قرآن به زبان آنان نازل گردیده بود و با روش ها و شیوه های کلامی خودشان با آنان گفت و گو می نمود. از این جهت بر آنان سهل و آسان بود تا مطالب خود را بدون دشواری از قرآن دریافت دارند و گاه اگر با ابهامی در بیان قرآنی روبه رو می شدند حل مشکل نیز بر ایشان آسان بود؛ با مراجعه مستقیم به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) هرگونه ابهام یا اشکالی را مرتفع می ساختند.پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) نیز وظیفه خود می دانست که در رفع ابهام یا توضیح و بسط آنچه قرآن به اجمال گفته است، با بیان روشن و رسا خواسته های آنان را برآورد. پیامبر اسلام علاوه بر وظیفه تبلیغ، وظیفه تبیین را نیز بر عهده داشت، و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون؛ و قرآن را بر تو فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را به سوی ایشان نازل شده روشن سازی، باشد که بیندیشند.از این رو، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) نقش راهنما و هدایت را ایفا می نمود، و مردم نیز وظیفه داشتند تا خود بیندیشند و آگاهانه مطالب را دریافت کنند.قرآن بیشتر به گونه ای کلی و سربسته، اصول معارف یا مبانی احکام را بیان داشته و این وظیفه پیامبر بود که آن را شکافته، شرح و تفصیل آن را بیان کند؛ زیرا این بیان (گاه در گفتار و گاه در رفتار یا تقریر آن حضرت) در اختیار مسلمانان قرار می گرفت. تمامی احادیث شریف که از مقام رسالت صادر گشته، شرح و بسطی است برای بیانات کوتاه و فشرده قرآن کریم، مانند صلوا کما رایتمونی اصلّی: نماز را آن گونه که من می خوانم بخوانید یا، خذوا عنی مناسککم؛ نحوه انجام مراسم حج را از من فرا گیرید و هرچه از این قبیل دستورات صادر شده، تفاسیری است برای آیه هایی از قبیل، و اقیموا الصلاة؛ و نماز را برپا دارید یا، ان الصلاة کانت علی المومنین کتابا موقوتا؛ نماز، بر مومنان در اوقات معین مقرر شده است و آیه: و لله علی الناس حج البیت؛ بر مردم است که حج خانه (خدا) را برای خدا انجام دهند. تمامی دستورات راجع به شرایط و واجبات نماز و حج و غیره، بلکه همه دستورات شرعی در تمامی ابواب عبادات و معاملات و غیره، شرح و بسط بیانات کوتاه و فشرده قرآن است.علاوه بر این، پیامبر به طور مداوم قرآن را آیه به آیه که بر صحابه تلاوت می فرمودند، مواضع ابهام آن را نیز برطرف می ساختند و راه استنباط و بهره ور شدن از مفاهیم عالیه قرآن را به آنان می آموختند.طبری در تفسیر خود از عبدالله بن مسعود (صحابی بزرگ و معروف پیامبر) چنین روایت می کند: هر یک از ما (صحابه) که ده آیه از قرآن می آموختیم، از آن نمی گذشتیم مگر آنکه معنا و شیوه عمل به آن را نیز از پیامبر دریافت می کردیم. ابوعبدالرحمان سلمی (دست پرورده عبدالله بن مسعود) می گوید: اساتید قرائت ما (صحابه کبار) چنین گزارش دادند که از پیامبر درخواست می کردند تا قرآن را بر ایشان تلاوت فرماید، و هرگاه ده آیه را می آموختند، از آنها نمی گذشتند مگر آنکه نحوه عمل آنها را نیز از وی می آموختند؛ از این رو تلاوت قرآن را همزمان با تفسیر و نحوه عمل به آن می آموختند. مقصود از نحوه عمل، شیوه استنباط فروع مسائل از اصول کلی مطرح شده در قرآن است؛ لذا یک جا و همزمان، تلاوت، تفسیر و شیوه استنباط را از محضر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرا می گرفتند. گاه که هیبت محضر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) صحابه را فرا می گرفت و آنان را از پرسش پیاپی باز می داشت، منتظر می نشستند تا اعراب (بادیه نشینان) که به حضور می آمدند و پرسش هایی مطرح می ساختند، این فرصت ها را غنیمت شمرده، از پاسخ های پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) بهره فراوان می بردند.امیرمؤمنان علی (علیه السّلام) می فرماید: بیشتر صحابه از پرسش پیرامون مسائل مختلف خودداری می کردند و ترجیح می دادند منتظر بمانند تا فرصتی پیش آید و یکی از بادیه نشینان از راه رسیده، پرسشی نماید و آنان به پاسخ پیامبر گوش فرا داده، استفاده کنند. (همچنین می افزاید:) من در تمامی این پیش آمدها می پرسیدم و به سینه می سپردم. و نیز ابو امامه (نام وی اسعد است که این نام را پیامبر بر او نهاد و او را دعا کرد و از خداوند برایش برکت درخواست نمود. وی در سال ۱۰۰ که بیش از ۹۰ سال عمر کرده بود، وفات نمود ). فرزند سهل بن حنیف می گوید: صحابه از روی خشنودی می گفتند: خداوند بادیه نشینان را با پرسش های خود از محضر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) وسیله بهره مند شدن ما قرار داده بود. روزی یکی از آنان حضور یافته پرسید: ای پیامبر خدا! خداوند در قرآن از درختی در بهشت نام می برد که آزار دهنده است و من باور نداشتم در بهشت درختی وجود داشته باشد که آزار برساند! حضرت فرمود: کدام درخت است؟ گفت: درخت سدر که دارای خار است؛ پیامبر فرمود: در آیه آمده فی سدر مخضود؛ در (زیر) درختان کنار بی خار؛ خداوند خارهای آن را برآورده، میوه جایگزین آن می کند. بنابراین درخت سدر، به جای خار میوه می رویاند و از هر میوه هفتاد و دو رنگ می شکفد و رنگ ها با هم یکسان نیستند. (حاکم این حدیث را صحیح شمرده است. )از این رو است که عبدالله بن مسعود می گوید: سوگند به خدایی که جز او خدایی نیست! هیچ آیه ای در قرآن نیست مگر آنکه من می دانم درباره چه و کجا نازل گشته. نیز از امیرمؤمنان (علیه السّلام) به گونه متواتر، همین سخن روایت شده؛ همچنین از شاگرد ارجمند عبدالله بن عباس و دیگر دانشمندان صحابه که در شرح حال آنان خواهد آمد. (در بخش نقش صحابه در تفسیر قرآن.)
تفسیر قرآن توسط پیامبر
آیا پیامبر تمامی قرآن را تفسیر کرده است؟ذهبی بخشی از کتاب خود را به جدل و گفت وگو میان دو گروه در این مورد اختصاص داده؛ گروه اول بر این باورند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) تمامی قرآن را تفسیر نموده و معانی افرادی و ترکیبی تک تک آیات قرآن را بیان فرموده است. احمد بن تیمیه، سرگروه آنان شمرده می شود و عقیده دارد که پیامبر تمامی معانی قرآن (همانند تمامی الفاظ و عبارات آن) را بیان داشته است، و شاهد آن، آیه مبارکه: لتبین للناس ما نزل الیهم؛ تا آنچه را برای ایشان (مردم) نازل شده بیان داری است که هم شامل لفظ و هم شامل معناست. گروه دوم: که برجسته و شاخص آنان، شمس الدین خویی و جلال الدین سیوطی هستند عقیده دارند که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) تنها اندکی از آیات را تفسیر نموده و از بقیه سخنی نگفته است. سپس ذهبی برای آنان دلایلی تصویر نموده که مهمترین آنها حدیثی است که بزار از عایشه روایت می کند: پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) جز تعدادی از آیات که جبرئیل به او آموخته بود چیزی از قرآن را تفسیر نمی نمود. آنگاه ذهبی درباره این موضوع، مفصل سخن می گوید و در پایان گفتار، هر دو گروه را مبالغه آمیز می شمرد و به گمان خود، راه میانه را انتخاب می کند و می گوید: پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) بسیاری از آیات را تفسیر نموده نه تمامی آن را، و آنچه خداوند دانستن آن را خاص خود دانسته، یا آنچه دانشمندان می توانند بدان پی ببرند و یا آنچه عرب با تکیه بر زبان و لغت خویش آن را می فهمد و پذیرفته نیست که آن را کسی نفهمد، پیامبر از تفسیر آن خودداری ورزیده است. او همچنین می گوید: کاملا روشن است که پیامبر از تفسیر آنچه که فهم آن به فهم لغت عرب باز می گشت، خودداری می کرد، همچنین از تفسیر آنچه که خداوند، دانستن آن را به خود اختصاص داده بود (مانند هنگامه برپایی رستاخیز و حقیقت روح و جز آن) که خداوند حتی پیامبر خود را از آن آگاهی نساخته بود. به نظر می رسد راهی را که ذهبی پیموده و گمان کرده راه میانه است، دور از واقعیت باشد و گمان نمی کنیم کسانی بر این باور باشند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) تفسیر قسمت فراوانی از آیات را رها کرده باشد؛ زیرا با توجه به انبوه احادیث وارده در بیان احکام شریعت (که تمامی آنها را می توان تفسیر آیات الاحکام شمرد) و نیز روایاتی که از شخص پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) در شرح و تبیین معضلات آیات آمده است و به ضمیمه آنچه از صحابه و ائمه اهل بیت در دست است، ظاهرا جایی از قرآن که نیاز به تفسیر و تبیین داشته باشد باقی نمانده است.
← نقد سخن خویی و سیوطی
برای برخی مایه شگفتی است که تفاسیر ماثور از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) اندک باشد، ولی این تعجب بی مورد است؛ زیرا در گذشته گفتیم که اولا در آن زمان ابزار فهم قرآن فراوان بوده است. ثانیا تمامی روایات مربوط به احکام، تفسیر مبهمات و تفصیل مجملات قرآن به حساب می آید. البته موارد سوال و جواب درباره تفسیر قرآن که با نص صریح به ما رسیده باشد اندک است؛ زیرا (چنان که معلوم شد) نیاز به بیشتر از آن احساس نمی شده است، ولی همین تفاسیر اندک نبوی، در واقع زیاد بوده، ولی کمتر نقل شده است. بنابراین آنچه اندک است نقل تفسیر است نه اصل و مصدر اصیل آن.جلال الدین سیوطی می گوید: تفاسیری از پیامبر که از طریق صحیح از صحابه به ما رسیده باشد بسیار اندک است؛ بلکه آن بخش که با سند صحیح به خود حضرت برسد، به غایت کم است. وی در پایان کتاب الاتقان آنها را برشمرده، و تعداد تفاسیر ماثور از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) را که با نص صریح به ما رسیده باشد حدود ۲۵۰ حدیث ذکر کرده است. این تعداد تفسیر در مقابل آن همه آیات و مواضع ابهام فراوان آن، بسیار ناچیز است؛ به گونه ای که احمد بن حنبل را واداشته است تا تفسیر منقول از پیامبر را یکسره انکار کند. وی گفته: سه چیز است که بر اساس محکمی استوار نیست: ۱. مغازی (اخباری که مربوط به نبردهای عهد رسالت باشد)، ۲. ملاحم (روایات مربوط به فتنه های دوران آخرالزمان)، ۳. تفسیر.بدرالدین زرکشی می گوید: پیروان محقق او (احمد بن حنبل) گفته اند: منظور این است که تفاسیر منقول که دارای سند صحیح و متصل باشد کم است؛ وگرنه روایات در این مورد چندان اندک نیست. خصوصا که ابن حنبل، سنت را تماما تفسیر قرآن قرار داده؛ چنان که خواهیم گفت.بنابراین اگر ما سیره و سنت پیامبر و احادیث شریف وارد شده در بیان اصول و فروع دین و معارف اسلام و ادله احکام را به آن احادیث به ظاهر اندک درباره تفسیر ضمیمه نماییم، تفسیر ماثور از عصر رسالت بسیار فزونی خواهد یافت و سرمایه اصلی برای تفاسیر وارد شده در سده های بعد به شمار خواهد رفت.حال اگر احادیثی که از طریق اهل بیت (علیهم السّلام) درباره تفسیر وارد شده و آنها را از جدشان رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) روایت کرده اند به این مجموعه اضافه گردد و روایات تفسیری منقول از راهی جز طریق اهل بیت (علیهم السّلام) هم به آن ضمیمه شود، مجموعه بسیار بزرگی از تفاسیر مسند به رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) فراهم خواهد آمد که در عالم تفسیر، در همه اعصار از ارزش ویژه ای برخوردار خواهد بود. (فاضل معاصر، آقای سیدمحمد برهانی، نوه علامه محدث سید هاشم بحرانی صاحب تفسیر برهان، اقدام به جمع آوری تفاسیری نموده که از طریق اهل بیت (علیهم السّلام) از پیامبر رسیده و تاکنون بالغ بر چهار هزار حدیث فراهم شده است و چنانچه ایشان این اقدام شایسته را پی بگیرد، تعداد آن افزایش خواهد یافت.
شیوه پیامبر در بیان مفاهیم قرآن
...


تفسیر در دانشنامه ویکی پدیا

تفسیر
تفسیر می تواند به موارد زیر اشاره کند:
تفسیر قرآن
تفسیر (فلسفه)
تفسیر (منطق)
هرمنوتیک
تعبیرات، بخشی از ارغنون ارسطو
تفسیر (نظریه مدل)
تفسیر قضایی
تَفسیر (روشن سازی) یکی از آرایه های ادبی است که در اشعار کاربرد دارد.
تفسیر، آن است که شاعر در شعر خود نخست لفظ یا الفاظی ناروشن و معماگونه بگوید و در ادامه، به توضیح آن ها بپردازد.
برای نمونه عنصری می گوید:
آرایهٔ تفسیر دو گونه دارد: جَلی (آشکارگفته) و خَفی (آشکارناگفته).
تفسیر جلی آن است که شاعر پس از آن که الفاظ ناروشنی بیان کرد، به هنگام روشن سازی منظور خود در مصرع های بعدی، همان الفاظ ناروشن اولیه را نیز آورده و تکرار کند. نمونه از عنصری:
که در آن فعل های بستن و گشودن و ستاندن و دادن که در آغاز معماگونه بیان شده بود دوباره در ادامه تکرار شده و بنابر این روشن سازی از نوع آشکارگفته (جلی) است.
زمانی که به هنگام روشن سازی، شاعر الفاظ ناروشن اولی را دوباره تکرار نکند به این حالت تفسیر خفی می گویند. نمونه از کشاف اصطلاحات الفنون:
که در آن بخش هایی که درون کروشه افزوده ایم در شعر اصلی نیامده و بنابر این روشن سازی به صورت آشکارناگفته (خفی) است.
تفسیر الاء الرحمن فی تفسیر القرآن اثر محمد جواد بلاغی از علمای شیعه و متوفی سنه ۱۳۵۲ هجری قمری است. این تفسیر نا تمام است. در سه جلد به زبان عربی نوشته شده است. پیشگفتار این کتاب، مطالب زیادی را در اثبات مذهب شیعه و عدم تحریف قرآن نوشته است. این تفسیر تا آیه ششم سوره مائده را دارد
تفسیر القرآن العظیم معروف به تفسیر ابن کثیر دمشقی یکی از تفاسیر قرآن اهل سنت که ابن کثیر آن را در قرن هشتم نوشته است.
این تفسیر کامل است و ۱۵ جلد دارد که جلد آخر آن، فهرست تمامی مطالب این کتاب است.
تفسیر القرآن الکریم، معروف به تفسیر ابوالفتح دیلمی اثر ابوالفتح الناصر فرزند حسین بن محمد از نوادگان امام حسن مجتبی معروف به ابوالفتح دیلمی از مشاهیر بزرگان زیدیه.
العهد الاکید فی تفسیر قرآن المجید
این تفسیر به زبان عربی در چهار جلد بزرگ شامل تفسیر قرآن کریم به شیوه روائی و کلامی است. مفسر پس از ذکر آیات به شرح و تفسیر و بیان غرائب آنها می پردازد. دو تفسیر دیگر از ابوالفتح الناصر دیلمی ذکر کرده اند:
البرهان فی تفسیر غریب القرآن.
تفسیر اجتهادی نوعی از تفسیر قرآن است.
تفسیر الباقر یا تفسیر ابوالجارود اثر تفسیری است منسوب به محمد باقر، امام پنجم شیعیان. این کتاب در حقیقت مجموعه نقل قول هایی از محمد باقر است که توسط شاگردش ابوالجارود زیاد بن منذر نوشته شده است. نجاشی این تفسیر را در صدر فهرست اولین تفسیرها بر قرآن می آورد. سیدابن طاووس حداقل پنج قسمت از این کتاب را داشته و از آن نقل قول کرده است.
ابن شهرآشوب می نویسد: «ابوالجارود دارای اصل و تفسیری از ابی جعفر است.». شیخ طوسی نیز مانند این سخن را آورده است.
آقا بزرگ تهرانی هم از تفسیر ابی الجارود نام می برد و درمورد آن می نویسد: «… ابوالجارود، اسمش زیاد بن منذر… واز اصحاب امامان سه گانه: است و تفسیر وی تنها از امام باقر است که در ایام استقامت خود ازآن حضرت روایت کرده است.»
اصل تفسیر به صورت مستقل در دسترس نیست اما بسیاری از روایات ابوالجارود را علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش آورده است. مشکل این نقل از تفسیر این است که صرف نظر از موثق بودن یا نبودن ابوالجارود، راوی آن مجهول است و اتصال سند آن از ابوالجارود تا علی بن ابراهیم مشخص نیست.
البرهان فی تفسیر القرآن تفسیری از قرآن نوشته سید هاشم بحرانی از علمای شیعی بحرین.
تفسیر امام حسن عسکری تفسیر قرآنی است منسوب به حسن عسکری، امام یازدهم شیعیان. تفسیر از یک خطبه، تفسیر سورهٔ حمد و تفسیر سورهٔ بقره تا آیهٔ ۲۸۲ تشکیل شده است. تفسیر آیات ۱۱۵ تا ۱۵۷، ۱۷۸ تا ۱۹۷ و ۲۱۱ تا ۲۸۱ جا افتاده و در بین آیات بالا تفسیر آیات دیگری از قرآن ذکر شده است.
تفسیر الفرقان (الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنة) یکی از تفاسیر قرآن است که بر اساس روش تفسیر «قرآن به قرآن» توسط محمد صادقی تهرانی نگاشته شده است. نام کامل این تفسیر، «الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنة» می باشد. شامل دوره کامل تفسیر قرآن کریم است که از آغاز تا انتهای قرآن، به تفسیر آیه به آیه آن پرداخته است. مفسر در آغاز، چنانکه مفسر، خود می گوید این تفسیر را از چند جزء آخر قرآن شروع نموده، و در ادامه، از ابتدای قرآن اقدام به تفسیر کرده و تا انتها ادامه داده است. این تفسیر هم از نظر محتوا و هم از جهت سبک، یکی از تفاسیر بدیع امامیه به شمار می آید، چه این که از نظر محتوا- بر خلاف بیشتر تفاسیر که غالب محتوای آنها تکرار حرفهای گذشتگان است - دارای مطالب و نکات تازه ای است که خواننده را در فهم قرآن و استدلال به آن، در فضای جدیدی از مفاهیم و معانی قرار می دهد. از نظر سبک و شیوه تفسیری نیز، ویژگیهای قابل توجه و تأملی در آن وجود دارد؛ که تفاسیر موجود، کم تر از آن برخوردارند. این تفسیر به زبان عربی و در ۳۰ جلد تدوین شده است.
تفسیر المنیر از تفاسیر سنی قرآن به زبان عربی، تألیف وهبه زحیلی رئیس گروه فقه مذاهب اسلامی در دانشگاه دمشق است. این تفسیر در ۱۶ جلد برای نخستین بار در سال ۱۴۱۱ ه ق (۱۹۹۰ میلادی ) با همکاری دارالفکر المعاصر بیروت و دارالفـکر دمشق چاپ و منتشر شده است. درایران در سال ۱۳۷۲ خورشیدی در مراسم کتاب سال، ازاین تفسیر به عنوان کتاب سال جهانی تقدیر به عمل آمده است.
المیزان فی تفسیر القرآن که بیشتر به تفسیر المیزان شهرت دارد از جامع ترین و مفصل ترین تفاسیر شیعی قرآن به زبان عربی است که در قرن چهاردهم هجری به قلم علامه سید محمدحسین طباطبایی (۱۲۸۱ - ۱۳۶۰ هـ. ش) نگاشته شده است.
تفسیر الکشف و البیان عن تفسیر القرآن که به عنوان تفسیر ثعلبی نیز شناخته می شود، کتاب تفسیر قرآن نوشتهٔ ابواسحاق احمد ثعلبی است. این کتاب بر اساس مذهب اهل سنت و در ۱۰ جلد و بیش از ۳۴۰۰ صفحه صفحه نگاشته شده است.
تفسیر بغوی که همچنین به نام معالم التنزیل نیز شناخته می شود، نام کتاب تفسیر اهل سنت نگاشته شده توسط عالم ایرانی حسین بن مسعود بغوی است. این کتاب خلاصه ای از تفسیر الکشف و البیان عن تفسیر القرآن ابواسحاق احمد ثعلبی می باشد. این کتاب در ۴ جلد موجود می باشد.
راغب اصفهانی در «المفردات» می گوید: «رأی به معنی عقیده ای است که ظنّ و گمان در آن غلبه دارد.» تفسیر به رای یعنی تفسیر قرآن بر خلاف موازین علم لغت و ادبیات عرب و فهم اهل زبان و تطبیق دادن آن بر پندارها و خیالات باطل و تمایلات شخصی و گروهی، یعنی تفسیری که در آن مفسر آیات قرآن را بر اساس نظر وعقیده خویش تفسیر نماید.
یکی از معانی «تفسیر به رأی» این است که مفهوم جمله ای را آنچنان که قواعد ادبی و لغت اقتضاء می کند، بپذیریم ولی در تطبیق آن بر مصادیق، مرتکب تحریف شویم. و چیزی که مصداق آن نیست، بر طبق سلیقه شخصی خود مصداق آن قرار دهیم
احادیث بسیاری در نهی از تفسیر به رأی در کتب حدیث وتفسیر از پیامبر اسلام و امامان وارد شده است. مشهورترین حدیث که از روایات متواتر نیز می باشد حدیث: (من فسر القرآن برآیه فلیتبواء مقعده من النار) هر کسی که قرآن را مطابق با رأی خویش تفسیر نماید پس جایگاه خود در آتش را اماده نماید. نقل شده توسط شیعه وسنی است.
کتاب انوار التنزیل و اسرار التاویل معروف به تفسیر بیضاوی در قرن هفتم هجری و به زبان عربی است. تالیف ناصرالدین عبدالله بیضاوی، حکیم، متکلم، مفسر، محدث و مورخ ایرانی و قاضی و فقیه شافعی با گرایش اشعری مسلک می باشد. این تفسیر، تطبیق آیات قرآن با قواعد نحویه است، موارد مربوط به اعراب و معانی و بیان و حکمت و کلام را از «کشاف زمخشری و تفسیر کبیر فخر رازی» در این تفسیر آورده است. این تفسیر که به اتفاق آراء اهل نظر در میان تفاسیر کم حجم قرآن کریم از محققانه ترین تفسیرهاست و سالیان دراز یکی از کتاب های درسی مجامع دینی بوده است. گزیده گویی، اجتناب از بحثهای استطرادی و دقت فراوان در تبیین مباحث، از ویژگی های این تفسیر است. در طبقه بندی تفاسیر اهل سنت، تفسیر بیضاوی از جمله تفاسیر به رأی ممدوح به شمار می آید. این کتاب در حقیقت، در برابر کشاف زمخشری به نگارش درآمده، و گرایش به فکر اشعری از نکات بارز این تفسیر است. مطالب تفسیر بیشتر برگرفته از کشاف زمخشری و تفسیر کبیر فخرالدین رازی است.
کتاب التبیان الجامع لعلوم القرآن یا التبیان فی تفسیرالقرآن تفسیری از قرآن تالیف شیخ طوسی به زبان عربی و در ۱۰ جلد است. این تفسیر در قرن پنجم هجری قمری تدوین شده است.
تفسیر تبیان نخستین تفسیر جامع شیعی است که شامل تمام مباحث و علوم قرآنی است. این تفسیر یکی از اصیل ترین و جامع ترین تفاسیر به شمار می آید، که منبع و ماخذ اصلی بسیاری از تفاسیر شیعه است.
این تفسیر از سوی آیت الله حجت کوه کمری احیا گردید.
تفسیر تسنیم از تفاسیر شیعی قرآن به زبان فارسی، تألیف آیت الله عبدالله جوادی آملی است که بر پایهٔ اسلوب تفسیری علامه طباطبایی در تفسیر المیزان نگاشته شده و در شمار «تفاسیر قرآن به قرآن» جای دارد. روش مؤلف، ذکر آیه یا آیات مورد نظر و بررسی آنها طی چهار مرحله است: «گزیده تفسیر»، «تفسیر آیه»، «لطایف و اشارات» و «بحث روایی». عنوان تسنیم، مأخوذ از آیه ۲۷ سوره مطففین در قرآن و نام چشمه ای در بهشت است.
از سبک های نوپدید در تفسیر قرآن، سبک تفسیر تنزیلی (تفسیر به ترتیب نزول سوره ها) می باشد. کمال این سبک در اثر عبدالکریم بهجت پور در تفسیر همگام با وحی نمودار گشته که تاکنون سه جلد از آن توسط انتشارات تمهید روانه بازار نشر شده و در اختیار علاقه مندان قرار دارد. این نویسنده بر خلاف دیگر نویسندگان تفسیر تنزیلی با هدف کشف روش قرآن در مهندسی فرهنگی جامعه عصر نزول به عنوان جامعه و الگوی مدل تحول و مهندسی فرهنگی به این پژوهش دست زده است. کتاب تفسیر تنزیلی؛ مبانی، اصول، قواعد و فوائد نیز که در سال ۹۲ روانه بازار نشر گردید، به عنوان پشتیبان نظری این سبک تفسیری، به اثبات مبانی، اصول، قواعد و فواید این سبک تفسیری می پردازد.
نکته دارای کمال اهمیت آنکه تفسیری تنزیلی به مثابه یک عملیات علمی روشمند، دارای مبانی، اصول و قواعدی است که تبیین آنها موجد طراحی یک رشته علمی جدید است و سبکی نو در تفسیرنگاری قرآن به شمار می رود؛ چرا که سبک غالب تفسیرنگاری ها نشستن پای درس آیات و سور به ترتیب موجود در مصحف رسمی موجود در میان مسلمانان می باشد. در قرن های جدید هم با روش تفسیر موضوعی به کشف نظریات قرآن درباره موضوعات خاص پرداخته شده است و این تلاش های محققان باعث رفع بسیاری از ابهامات عارض شده بر آیات گشته و در کشف و استخراج مرادها و اغراض خدای متعال از آیات کمک نموده و به سؤالات فراوانی پاسخ داده است. ایجاد سبکی نو در نگاه به قرآن معلول نیازهای جدید می باشد. آنچنان که مسلمانان در سده های اولیه که دسترسی به منابع اصلی همچون قرآن، سنت نبوی، سنت اهل بیت و نظرات صحابه و تابعان داشتند، تا حدود سه قرن به طور غالب سراغ منابع غیر مأثور نرفتند، اما پس از این دوره به تدریج برای یافتن پاسخ برخی پرسش ها که در مطالب نقلی و مأثور جوابی نداشت و یا داوری میان آن در هنگام تعارض و اجمال نصوص لازم بود، به روش های اجتهادی و عقلی روی آورند و از منابع جدید بهره گرفتند. کم کم نیز سوالاتی مطرح شد که سبک چینش مرسوم آیات پاسخگوی آن نبود و دانشمندان دینی علاقه داشتند تا نظر قرآن را در موضوع های مختلفی همچون توحید، نبوت، معاد، عقل، عرفان، حکومت اسلامی، خانواده و جامعه و موضوع های دیگری از این دست بدانند و یا اخیراً با پیشرفت علم و حساس شدن برخی دانشمندان بر مقوله اعجاز علمی و ... ، گاه موضوعی در خارج از قرآن مطرح و به طور مثال در حوزه فلسفه های اقتصادی یا امکان تفسیر تاریخ یا سنت های ثابت تاریخی و دیگر مقولات، نظریاتی مطرح می گشت که داوری و نگاه اسلام درباره این مقولات از طریق چینش موجود سوره ها در مصحف امکان نداشت، بلکه این مفسر بود که می بایستی با جستجوی فراوان در قرآن و کنار هم قرار دادن مجموعه آیات مرتبط، سعی در استخراج، ارزیابی و حتی گاه کشف نظریه قرآن در آن مورد خاص می نمود. تفسیر تنزیلی (به ترتیب نزول) نیز از این قصه مستثنی نیست. این سبک نیز از دیگر سبک هایی است که در میان دانشمندان معاصر، طرفدارانی پیدا کرده است و چندین تفسیرنگاری و حتی تاریخ نگاری با توجه به این سبک تألیف شده است. در این سبک منابع و ابزار تفسیری تفاوت نمی کند و مفسر با پذیرش امکان بهره گیری از منابع گوناگون نقلی و عقلی (= علمی)، سعی در رفع ابهامات از آیات می نماید. تنها با تغییر چینش آیاتِ موضوعِ مورد مطالعه، تلاش خواهد کرد تا به دریافتی روشن تر از آیات دست یابد و پاسخ های قابل دریافتی را که تنها در این سبک به دست می آیند از قرآن استخراج کند. این سبک تفسیری یکی از ریشه دارترین سبک های تفسیر قرآن، همزاد با نزول آیات و سور قرآن بر پیامبر اسلام (ص) بود. همین روش در نگارش کامل ترین درس گرفته تفسیری از آن ایشان، یعنی مصحف امیرمؤمنان (ع) رعایت شد. پس از آن به دنبال تغییری که در چینش سوره ها پدید آمد، تفسیرنگاری مسلمانان تابع ترتیب موجود درمصحف رسمی آنان شد. همچنان که پس از قرن ها تفسیر نگاری ترتیبی، نیازهای جدید به منظور کشف نظریه ها و دیدگاه های موضوعی قرآن، رویکرد موضوعی را موجّه ساخت، امروزه نیز ضرورت دارد تا مفسرین با هدف کشف هندسه های تربیتی و آموزشی به سمت قرآن رفته و تلاش نمایند تا متد و روش های منظم تغییر دینی در چارچوب های مستخرج از منبع وحی را به دست آورند و قرآن را به مثابه یک کتاب که تکنولوژی تحول در آن است، نگاه شود نه کتابی که صرفاً آمده تا به انسان آموزش دهد. به نظر عبدالکریم بهجت پور، تفسیر تنزیلی تنها گزینه پیش روی مفسران در پاسخ به این ضرورت است.
جواز این سبک تفسیری و اعتبار آن نیز در نزد قائلین به این سبک از مباحث چالش برانگیز و سخت است. قائلین به این نظریه برای اعتبار این سبک تفسیری به ادله ای تمسک می کنند:
این تفسیر به علت اینکه دو عالم جلال الدین محلی و شاگردش جلال الدین سیوطی با هم نوشته اند به تفسیر جلاالین معروف است.
این کتاب از تفاسیر معتبر اهل سنت و به زبان عربی و از قرن دهم هجری است و از معدود تفاسیری است که چند عالم آن را نوشته اند.
تفسیر در دین زرتشتی، به طور اساسی شامل شرح اوستا است. با این حال، زند، نزدیک ترین معادل ایرانی آن، به طور کلی شامل متون پهلوی است که عقیده بر این است که از شرح و تفسیرهای پیرامون کتاب مقدس اوستا گرفته شده است، اما متون قدیمی ای که در دسترس هستند، هیچ عبارت اوستایی ای ندارند. تفسیر زرتشتی با تفسیرهای مشابه ادیان دیگر تفاوت دارد چرا که در دین زرتشتی، تفسیر به عنوان بخشی از سنت مذهبی است که تا پیش از دورهٔ ساسانی، در نوشتارها از آن استفاده نمی شد یا استفاده از آن محدود بود. مسلماً در این دورهٔ طولانی که انتقال به صورت شفاهی بود، زند، به زبان فارسی میانه شکل بخشیده و دامنهٔ آن را به نوعی محدود ساخته است. اگرچه سنت متأخرتر، بین متون اوستایی «گاهانی»، «حقوقی» و احتمالاً «مذهبی» تمایز رسمی قائل شده اند، اما به نظر می رسد که تفاوت قابل ملاحظه ای بین تفسیر و شرح پهلوی از گات ها و متون حقوقی، مانند وندیداد، هیربدستان و نیرنگستان وجود ندارد؛ بنابراین، همهٔ این متون به عنوان بخشی از تفسیر زرتشتی شناخته می شوند. از آن جایی که در سدهٔ ۱۹ و ۲۰ میلادی، آثار زرتشتیان دارای عنصری از تفسیر است و از سوی دیگر، ادبیات تفسیری به معنای دقیق کلمه، وجود نداشته است؛ در اینجا، پدیدهٔ تفسیر زرتشتی مدرن، بدون ارجاع دقیق به متون بررسی خواهد شد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با تفسیر

تفسیر در جدول کلمات

تفسیر
هزوارش
تفسیر اوستا
ایارده
تفسیر قانون اساسی بر عهده •••••• است
شورای نگهبان
تفسیر قانون اساسی به عهده ••• است
شورای نگهبان
تفسیر و شرح کتاب اوستا
ایارده
تفسیر کننده
مفسر
شرح و تفسیر رویداد
گزارش

معنی تفسیر به انگلیسی

explanation (اسم)
شرح ، تصریح ، تفسیر ، بیان ، تعریف ، توضیح ، تعبیر ، توجیه
exposition (اسم)
شرح ، تفسیر ، بیان ، تقریر ، عرضه ، نمایشگاه
gloss (اسم)
شرح ، تصریح ، نرمی ، تفسیر ، حاشیه ، جلا ، تفصیل ، صافی ، توضیح ، سفرنگ ، تاویل ، براقی ، جلوه ظاهر
comment (اسم)
تفسیر ، توضیح ، تعبیر
annotation (اسم)
حاشیه نویسی ، تفسیر ، یادداشت
interpretation (اسم)
شرح ، تفسیر ، بیان ، تعبیر ، ترجمه
commentary (اسم)
تفسیر ، تقریظ ، سفرنگ ، رشته یادداشت ، گزارش رویداد
exegesis (اسم)
تفسیر
translation (اسم)
تفسیر ، برگردان ، انقال ، ترجمه ، پچواک ، حرکت انتقالی
paraphrase (اسم)
تفسیر ، نقل قول ، توضیح ، تاویل ، ترجمه ازاد ، نقل بیان
version (اسم)
تفسیر ، متن ، نسخه ، ترجمه ، شرح ویژه
rendition (اسم)
تفسیر ، تسلیم ، تحویل ، ترجمه ، باز گردانی
rendering (اسم)
تفسیر ، تسلیم

معنی کلمه تفسیر به عربی

تفسیر
تعليق , تفسير , شرح , لمعان , نسخة
إساءة التأويل
ترجم

تفسیر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی تفسیر

آیلین ١٣:٢٠ - ١٣٩٦/٠٢/٠٩
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
آوید (اوستایی)
پَرکاس (سنسکریت: پْرَکاسی)
پَروپ (سنسکریت: پْرَروپَنَ)
آنوپاد (سنسکریت: اَنووادَ)
|

سروش دباغی ٢٣:٤٦ - ١٣٩٧/٠٥/٣١
هزوارش
|

نسرین ٠٨:٥٨ - ١٣٩٧/١٢/١٦
توضیح دادن
|

شهریار آریابد ١١:٠٨ - ١٣٩٧/١٢/١٦
افزون بر واژه " زند " واژه " هویداگری " نیز به چم تفسیر می باشد.
هویدا = آشکار
|

اشکان ١٢:٥١ - ١٣٩٨/٠٢/٢٥
روشن کردن
آشکار کردن
این واژه عربی است
و در زبان فارسی اضافی و کاربردی ندارد
|

پیشنهاد شما درباره معنی تفسیر



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Bahar > of course
محمد > hostile verbal
ℳ.ც > Northen
Qumars > کیومرث
گمشو دیوونه > located
مهسا خسروی > get even
هانا خصم کوب > درپی
آرام > prize possission

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تفسیر قرآن کریم   • تفسیر قرآن المیزان   • تفسیر نمونه قرآن   • تفسیر قران قرائتی   • تفسیر آنلاین   • دانلود تفسیر قرآن   • معنی تفسیر   • تفسیر قرآن تبیان   • مفهوم تفسیر   • تعریف تفسیر   • معرفی تفسیر   • تفسیر چیست   • تفسیر یعنی چی   • تفسیر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تفسیر
کلمه : تفسیر
اشتباه تایپی : jtsdv
آوا : tafsir
نقش : اسم
عکس تفسیر : در گوگل


آیا معنی تفسیر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )