انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1092 100 1

تفقد

/tafaqqod/

مترادف تفقد: التفات، تلطف، دلجویی، دل نوازی، مهربانی، نواخت، بازجست، واجست، دل جویی کردن، نواختن

برابر پارسی: دلجویی، مهرورزی، نوازش

معنی تفقد در لغت نامه دهخدا

تفقد. [ ت َ ف َق ْ ق ُ ] (ع مص ) واجستن. (زوزنی ). جستن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). گمشده را جستن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). گمشده را واجستن و واپرسیدن و با لفظ کردن مستعمل. (آنندراج ). گم شده را بازجستن و پرسش نمودن و مجازاً بمعنی دلجوئی و مهربانی و غمخواری. (غیاث اللغات ). غمخواری و دلجوئی و ملاطفت و مهربانی و ترحم. (ناظم الاطباء) : و او در ابواب تفقد و تعهد، ایشان را انواع تکلف و تنوق واجب داشتی. (کلیله و دمنه ). چون ابوعلی به بخارا رسید در تعهد و تفقد و اجلال واکرام قدر او مبالغت رفت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). ابوابراهیم چادر کنیزکی که به تعهد و تفقد ایشان قیام می نمود در سر کشید و در خفارت آن زی از مجلس خویش بیرون گریخت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 219).
آخر نگهی به سوی ما کن
دردی به تفقدی دواکن.
سعدی.
بر حالت ببخشید و کسر حالت را به تفقدی جبر کرد. (گلستان ).

معنی تفقد به فارسی

تفقد
جستجوکردن، جویاشدن، گمشده رابازجستن
۱ -( مصدر ) بازجستنواجستنجویا شدن. ۲ - دلجویی کردن . ۳ - ( اسم ) باز جست واجست . ۴ -دلجویی . جمع : تفقدات .
تفقد کردن
تفقد کردن
( مصدر ) دلجویی کردن .

معنی تفقد در فرهنگ معین

تفقد
(تَ فَ قُّ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) دلجویی کردن . ۲ - (اِمص .) بازجست ، واجست .

معنی تفقد در فرهنگ فارسی عمید

تفقد
۱. جستجو کردن، جویا شدن.
۲. گمشده را بازجستن.
۳. دلجویی کردن.

تفقد در دانشنامه اسلامی

تفقد
معنی تَفَقَّدَ: جوياي چيزي شدکه بايد باشد(کلمه تفقد به معناي تعهد(توجه به عهد گذشته) است ، ليکن حقيقت تفقد اين است که آدمي متوجه فقدان چيزي شود )
ریشه کلمه:
فقد (۳ بار)

گم شدن. غائب شدن «فَقَدَهُ فَقْداً:غابَ عَنْهُ» راغب گفته: فقد نبودن شی‏ء است بعد از بودن آن، و آن از عدم اخص است که عدم به چیزی که اصلابوجود نیامده نیز گفته می‏شود در نهج البلاغه خطبه 187 آمده«سَلوُنی قَبْلَ اَنْ تَفْقِدوُنی» پیش از آنکه مرا از دست بدهید و گم کنید از من بپرسید. . برادران یوسف رو کرده و گفتند :چه چیز گم کرده‏اید؟ گفتند:پیمانه شاه را گم کرده‏ایم. . تفّقد آن است که در حال غیبت چیزی از حال آن جویا شویم،یعنی از پرندگان جویاشد و گفت:چرا هدهد را نمی‏بینم. این ماده بیشتر از سه بار در قرآن نیامده‏است .

تفقد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

اسماعیل ١٤:٥٠ - ١٣٩٨/٠٥/٠١
دلجویی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

رضا > کرتیلان
اجاقی > اجاقی
Mahdi > شربت (دارو)
Behnaz > guidelines
مهدی ورمزیار > ورمزیار
دینا حسین پناهی > بر می خیزد
ماد > ریناز
ناهید > establishing

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مورد تفقد قرار دادن   • معنی تهجد   • ریشه تفقد   • آشپز ضحاک   • تفغد   • معنی تفقد   • مفهوم تفقد   • تعریف تفقد   • معرفی تفقد   • تفقد چیست   • تفقد یعنی چی   • تفقد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تفقد
کلمه : تفقد
اشتباه تایپی : jtrn
آوا : tafaqqod
نقش : اسم
عکس تفقد : در گوگل


آیا معنی تفقد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )