انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1016 100 1

تقارن

/taqAron/

مترادف تقارن: قرین، مقارن، هم زمانی، نزدیکی، هم گرایی ، باهم قرین شدن، قرینه شدن

متضاد تقارن: تباعد

معنی تقارن در لغت نامه دهخدا

تقارن. [ ت َ رُ ] (ع مص ) تصاحب. (اقرب الموارد).

معنی تقارن به فارسی

تقارن
باهم قرین شدن، بایکدیگریارودوست شدن
( مصدر ) قرین شدن بایکدیگر با هم یار و دوست گردیدن . جمع : تقارنات .
[symmetry] [فیزیک] خاصیت ناوردایی اجسام یا قوانین در پِی عملیات تبدیل
[translation symmetry] [فیزیک] جابه جایی شکل هندسی به وسیلۀ بُرداری ثابت به طوری که شکل حاصل با شکل اولی قابل انطباق باشد
[icosahedral symmetry] [زیست شناسی-میکرب شناسی] ساختار هندسی متقارن برخی ویروس ها که به شکل بیست وجهی منتظم است
[exchange symmetry] [شیمی، فیزیک] تقارنی که به موجب آن نتیجۀ عمل تبدیل، برگشتن به پیکربندی اولیه است
[bilateral symmetry, bilateral body symmetry] [اقیانوس شناسی، جانور شناسی] تقارن طولی ساختار بدن جانور به صورتی که هر قسمت تقریباً تصویر آیینه ای طرف دیگر است
[helical symmetry] [زیست شناسی-میکرب شناسی] ساختار ویروسی متقارن برخی از ویروس ها به شکل مارپیچ منظم
[local symmetry] [فیزیک] تقارنی که تبدیل های آن در نقاط مختلف فضا- زمان با هم تفاوت داشته باشد
[inversion symmetry] [فیزیک] اصلی که به موجب آن قوانین فیزیک براثر تبدیل های وارونی ناوردا باقی می مانند
[time-reversal symmetry] [فیزیک] ناوردایی قوانین بنیادی تعّینی فیزیک تحت وارونی زمان
[symmetry principle] [فیزیک] اصلی که بنا بر آن قانون های فیزیکی تحت تبدیل های معین بدون تغییر می مانند
[pseudosymmetry] [فیزیک] وضعیتی که در آن بلور با توجه به زاویه ها و نسبت محورها تقارنی بیشتر از تقارن واقعی از خود نشان می دهد
[symmetry breaking] [فیزیک] انحراف از تقارن که در بسیاری از سامانه های فیزیکی دیده می شود
[plane of symmetry] [زمین شناسی، فیزیک] ← صفحۀ آینه ای
[symmetry operation] [فیزیک] عملی هندسی که بخشی از ساختار بلوری را بازتولید می کند
[symmetry element] [فیزیک] موجودی هندسی، مانند نقطه یا خط یا صفحه که عمل تقارن خاصی نسبت به آن انجام می شود
[asymmetric membrane] [شیمی، مهندسی بسپار، مهندسی شیمی] غشایی با دو یا چند لایه که بافت های متفاوتی دارند

معنی تقارن در فرهنگ معین

تقارن
(تَ رُ) [ ع . ] (مص ل .) قرین شدن با یکدیگر.

معنی تقارن در فرهنگ فارسی عمید

تقارن
۱. (ریاضی) قرینه بودن، تطابق دوشکل در دوسوی یک نقطه.
۲. هم زمانی بین دوچیز.

تقارن در دانشنامه اسلامی

تقارن ایمان به آخرت با ایمان به خدا و ایمان به پیامبران (علی نبینا وآله و علیهم السلام) نشان دهنده اهمّیت آن است.
قرآن کریم دنیا و آخرت را در ده ها آیه در کنار هم آورده و اموری را مورد توجّه قرار داده است:
← رابطه دنیا و آخرت
 ۱. ↑ معارف قرآن، ص ۵۰۲. ۲. ↑ مجموعه آثار، مطهری، ج ۲، حیات اخروی، ص ۵۲۰. ۳. ↑ مجموعه آثار، مطهری، ج ۱، عدل الهی، ص ۲۳۷. ۴. ↑ مجموعه آثار، مطهری، ص ۲۳۸. ۵. ↑ بحار الانوار، ج ۷، ص ۲۲۸.    
دانشنامه موضوعی قرآن کریم، برگرفته از مقاله «آخرت».    
...

تقارن در دانشنامه ویکی پدیا

تقارن
تقارن یا همامونی به معنای تشابه بخش ها حول محور یا مرکز تقارن است. این واژه در هنرهای گوناگون به ویژه هنرهای تجسمی و در علومی مانند فیزیک بسیار کاربرد دارد.
http://anjoman.ir/Fa/Default.aspx?content=Article&articleID=105
https://en.wikipedia.org/wiki/Symmetry
در علوم، به طور مطلق ناوردایی نسبت به تبدیلات هندسی را تقارن گویند مفهوم تقارن به مفاهیمی چون تقارن در زمان (ناوردایی تحت تبدیل هندسی انتقال در مؤلفه صفرم چاربردار مکان) نیز تعمیم داده می شود.
در روزمره تقارن یعنی زیبایی در نسبت ها تعادل در ریاضی ما تعریف دقیق تری راجع به این موضوع داریم.
تعریف ۱: نقطهٔ 'A را قرینهٔ نقطهٔ A نسبت به نقطه یO گوئیم هرگاهA را به اندازهٔ ۱۸۰ درجه حولO درصفحه دوران دهیم به 'A برسیم. با توجه به این تعریف نقطهٔ O وسط پاره خط خواهد بود.
عکس تقارن
تقارن ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تقارن (فیزیک)
تقارن (فیلم)
در فیزیک، تقارن شامل جنبه هایی از یک سامانه فیزیکی می شود که ویژگی تقارن را به نمایش بگذارند، یعنی تحت برخی تبدیل ها و در یک مشاهده خاص ٬بعضی ویژگی هایشان را حفظ کنند. یک تقارن در یک سامانهٔ فیزیکی، یک خاصیت فیزیکی یا ریاضیاتی سامانه است که تحت برخی تغییرات حفظ می شود.
لیان لدرمن and کریستوفر تی هیل (2005) Symmetry and the Beautiful Universe. Amherst NY: Prometheus Books.
Schumm, Bruce (2004) Deep Down Things. Johns Hopkins Univ. Press.
ویکتور استنجر (2000) Timeless Reality: Symmetry, Simplicity, and Multiple Universes. Buffalo NY: Prometheus Books. Chpt. 12 is a gentle introduction to symmetry, invariance, and conservation laws.
آنتونی زی (2007) Fearful Symmetry: The search for beauty in modern physics، 2nd ed. Princeton University Press. ISBN 978-0-691-00946-9. 1986 1st ed. published by Macmillan
برخی از تبدیلات، مانند چرخش یک دایره، پیوسته و برخی مانند تبدیل بازتاب یک شکلِ دوطرفه متقارن یا چرخش یک چندوجهی گسسته اند. هرکدام از این تبدیل ها به تقارن متناظر به خود منجر می شوند. (تقارن پیوسته و گسسته). تقارن های پیوسته توسط گروه لی و تقارن های گسسته توسط گروه های متناهی توصیف می شوند. تقارن ها معمولاً به سادگی توسط روابط ریاضی قابل بیان هستند و روش های ریاضی، برای مثال نمایش توسط گروه ها می توانند برای ساده ساختن مسایل به کارگرفته شوند.
یک مثال مهم از چنین تقارن هایی، ناوردایی ساختار قوانین فیزیکی تحت تبدیل دستگاه های مختصات دیفرانسیل پذیر (مشتق پذیر) است.
از نظر ریاضی ٬ناوردایی با تبدیل هایی که یک کمیت را بدون تغییر باقی می گذارند مشخص می شود. برای مثال در یک اتاق که دما ثابت است، هر تبدیل به صورت جابه جایی در میدان دما (که میدانی اسکالر است) دما را بدون تغییر باقی می گذارد.
«تقارن» (لهستانی: Symetria) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد.
۱۷ سپتامبر ۲۰۰۳ (۲۰۰۳-09-۱۷) (جشنواره فیلم لهستانی)
تقارن چرخشی به گونه ای از تقارن گفته می شود که در آن با چرخش جسم حول محور تقارن خود به اندازهٔ مشخص شکل آن عوض نشود.
تقارن در علم بلورشناسی عبارت است از تکرار و انطباق اجزای نظیر در یک کریستال بر روی یک دیگر.این عمل باعث تکرار و انطباق موتیف های تقارن می گردد. انواع تقارن در بلور عبارت است از:
تقارن نوع اول
منظور از محور دوران محوری فرضی است که از مرکز کریستال گذشته و موتیف های تقارن کریستال پس از دوران زاویه ای معین چندین بار پیاپی تکرار می گردند. اگر a زاویه ای باشد که هر کریستال بر اثر دوران حول محورش طی می کند تا به حالت مشابه قبلی خود برسد آنگاه برحسب میزان a براساس اینکه در هر گردش ۳۶۰ چند بار این زاویه گنجانده شده محورهای درجه یک،۲و...خواهیم داشت. به این نوع تقارن تقارن نوع اول می گویند. در بلورها محورهای درجه پنج و درجه ۶ به بالا وجود ندارد.چرا که نمی توان سطحی را با پنج ظلعی مفروش کرد و قسمت هایی خالی می ماند
عمل سطح تقارن مانندیک آینه مسطح منعکس کردن موتیف های تقارن می باشد.به عبارت دیگر سطح تقارن هر شکلی را به دوبخش هم شکل و مساوی تقسیم می کند. تعداد سطوح تقارن در بلورها متفاوت بوده و در برخی از آنها حتی به نه عدد هم می رسد. محورهای درجه سه و بالاتر را محورهای اصلی نامیده و سطوح تقارن عمود بر آنها را نیز سطوح تقارن اصلی می نامند.
هرگاه نقاط مختلف جزئی از بلوری را به مرکز آن وصل نموده و به اندازه خود امتداد دهیم در صورتی که به نقطه مشابهی برسیم این بلور دارای مرکز تقارن یا تقارن انعکاسی مرکزی است.
تقارن سه گانه (به انگلیسی: Triple conjunction) یک واقعه فضایی است که در آن دو سیاره یا یک سیاره و یک ستاره، در یک فاصله کوتاه همدیگر را سه بار ملاقات می کنند، چه در حالت مقارنه خارجی و چه در حالت مقارنه داخلی (اگر شامل یکی از سیارات داخلی باشد).
در دانش فیزیک، تقارن سی به معنی تقارن قوانین فیزیکی تحت یک انتقال بار-مزدوج گفته می شود. الکترومغناطیس، گرانش و نیروی قوی تقارن سی را رعایت می کنند اما نیروی هسته ای ضعیف تقارن سی را نقض می کند.
قوانین الکترومغناطیس (چه کلاسیک چه کوانتومی) تحت این تبدیلات ناوردا هستند: اگر هر بار q را با q- عوض کنیم و از این طریق جهت میدانهای الکتریکی و مغناطیسی را معکوس کنیم، در دینامیک سیستم تغییری ایجاد نمی شود. به ربان نظریه میدان کوانتومی، تبدیلات مزدوج سازی بار:
توجه داشته باشید که این تبدیلات، دست سانی ذرات را تغییر نمی دهند و یک نوترینوی چپ دست تحت یک تبدیل بار-مزدوج به یک پادنوترینوی چپ دست تبدیل می شود که برهمکنشی با مدل استاندارد ندارد. این همان ویژگی است که در برهمکنشهای هسته ای ضعیف از آن با نام نقض ماکسیمال تقارن سی یاد می شود.
تقارن سی پی تی تقارن بنیادی قوانین فیزیک تحت تبدیلات همزمان درهم ریختن بار (C)، تبدیل توازن (P) و معکوس پذیری زمانی (T) است. سی پی تی تنها ترکیب C، P و T است که دقیقاً همان تقارن مشاهده شده طبیعت در سطح بنیادین است.نظریه سی پی تی بیان می کند که تقارن سی پی تی در تمام پدیده های فیزیکی وجود دارد.
در فیزیک نظری، تقارن شکنی صریح، به شکست تقارن در یک نظریه گفته می شود که از آن دسته از مولفه های معادلات حرکت آن نظریه که تقارن را برهم می زنند، ناشی می شود. معمولاً در مواردی از این اصطلاح استفاده می شود که مولفه های تقارن شکن کوچک باشند و نظریه به طور تقریبی تقارن را رعایت کند.
تقارن شکنی صریح با تقارن شکنی تصادفی متفاوت است. در تقارن شکنی تصادفی، معادلات نظریه، تقارن را نقض نمی کنند اما حالت پایه (حالت خلاء) نظریه آن را نقض می کنند.
تقارن عبوری یکی از اصول فیزیک ذرات بنیادی است که می گوید اگر واکنشی انجام پذیر است با آوردن پاد آن ذره به طرف مقابل بازهم آن واکنش انجام پذیر است به طور مثال اگر واکنش (۱) انجام پذیر باشد واکنش (۲) نیز انجام پذیر است.
به همین دلیل اثر کامپتون تبدیل شده نابودی الکترون-پوزیترون و تولید دو فوتون است:
شکست خودبه خودی تقارن حالتی از وقوع شکست تقارن در یک سیستم فیزیکی است که در آن قوانین اساسی آن تحت یک تبدیل تقارنی ناوردا هستند، اما خود سیستم به عنوان یک کل تحت آن تبدیلات تغییر می کند. می کند (برخلاف تقارن شکنی صریح). شکست خودبه خودی تقارن یک فرایند خودبخودی است که طی آن سیستمی از حالت متقارن به حالت نامتقارن می رسد. بنابراین سیستم هایی را توصیف می کند که معادلات حرکت یا لاگرانژین در آنها از تقارن های خاصی پیروی می کند، اما کم انرژی ترین پاسخ ها آن تقارن را نشان نمی دهند.
خودبه خود شکستنِ تقارن یا شکستِ خودبه خودیِ تقارن حالتی از وقوع شکست تقارن در یک سیستم فیزیکی است که در آن قوانین اساسی آن تحت یک تبدیل تقارنی ناوردا هستند، اما خود سیستم به عنوان یک کل تحت آن تبدیلات تغییر می کند. می کند (برخلاف تقارن شکنی صریح). شکست خودبه خودی تقارن یک فرایند خودبخودی است که طی آن سیستمی از حالت متقارن به حالت نامتقارن می رسد؛ بنابراین سیستم هایی را توصیف می کند که معادلات حرکت یا لاگرانژین در آنها از تقارن های خاصی پیروی می کند، اما کم انرژی ترین پاسخ ها آن تقارن را نشان نمی دهند.
ریشه های تقارن (به انگلیسی: Origin of Symmetry) دومین آلبوم از گروه آلترنتیو راک بریتانیایی میوز است که در ۱۷ ژوئیه ۲۰۰۱ توسط تیست مدیا منتشر شد. این آلبوم از نظر فروش به موفقیت فراوانی دست یافت و در جدول موسیقی آلبوم های بریتانیا به جایگاه ۳ رسید و گواهی پلاتین گرفت. عنوان این آلبوم و همچنین تم درونی آن برگفته از متن فیزیک دان نظری میچیو کاکو در کتابش ابرفضا بود.
سپتامبر ۲۰۰۰ - فوریه ۲۰۰۱ در ساری
ویلتشر
آستوریا
ابی رود استودیوز, لندن
کورن وال


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تقارن در دانشنامه آزاد پارسی

تَقارن (symmetry)
تَقارن
گونه ای از تبدیل های هندسی که خود بر سه گونه است: (الف) تقارن نسبت به یک نقطه، با نام مرکز تقارن؛ (ب) تقارن نسبت به یک خط، با نام محور تقارن؛ و (ج) تقارن نسبت به یک صفحه، با نام صفحۀ تقارن. تقارن های نوع اول و دوم را به ترتیب تقارن مرکزی و تقارن محوری می نامند. در این تبدیل، هر نقطه از یک شکل هندسی، مانندP به نقطه ای مانند 'P برده می شود، به قسمی که پاره خط 'PP را در حالت (الف)، مرکز تقارن نصف می کند و در حالت (ب)، محور تقارن نصف می کند و بر آن عمود است. در حالت (ج)، آن را صفحۀ تقارن نصف می کند و بر آن عمود است. نقطۀ 'P را قرینۀ نقطۀP می نامند. اگر همۀ نقاط شکلی دوبه دو نسبت به یک نقطه یا خط یا صفحه متقارن باشند، آن شکل را نسبت به آن نقطه یا خط یا صفحه متقارن گویند. مثلاً دایره نسبت به مرکز و هر یک از قطرهایش متقارن است و مثلث متساوی الساقین نسبت به ارتفاع وارد بر قاعده متقارن است. در علوم تجربی، می گویند در سیستمی تقارن وجود دارد، اگر تغییری در سیستم ویژگی های اساسی آن را تغییر ندهد. مثلاً، اگر علامت بارهای الکتریکی عوض شود، رفتارِ الکتریکیِ آرایشی از بارها تغییر نمی کند.

معنی تقارن به انگلیسی

symmetry (اسم)
همسازی ، تناسب ، قرینه ، تشابه ، تقارن ، هم جور ، هم اراستگی ، مراعات نظیر
synchrony (اسم)
هم اهنگی ، انطباق ، هم زمانی ، هم عصری ، تقارن ، همگاهی
synchronization (اسم)
هم زمانی ، تقارن ، همگاهی ، همگامی ، همگاه سازی
isochronism (اسم)
هم زمانی ، تقارن ، ایجاد تقارن ، ایجاد همزمانی
parallelism (اسم)
برابری ، همسانی ، تقارن ، موازات ، ترادف عبارات ، اشتراک وجه
polarity (اسم)
تضاد ، تقارن ، قطبش ، تمایل قطبی ، توجه به قطب

معنی کلمه تقارن به عربی

اِتَّسَقَ
لاتناظر
محور

تقارن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی تقارن

بهرام س ١٦:٥١ - ١٣٩٧/٠٢/٢٨
همسانسویی
|

نیازعلی شمس ١٠:٣٦ - ١٣٩٧/١٠/١٤
همامونی،هم‌مونی
|

حدیثه ١٦:٢٨ - ١٣٩٧/١٠/٢٣
سریع تر
|

محمد حمید نیک روان ٢٠:٣٠ - ١٣٩٧/١٢/٠٦
مانندساز
|

پیشنهاد شما درباره معنی تقارن



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مرکز تقارن چیست   • تقارن مرکزی   • مرکز تقارن اشکال هندسی   • کدام شکل خط تقارن ندارد   • خط تقارن چیست   • تقارن در معماری   • تعريف خط تقارن   • تقارن محوری   • معنی تقارن   • مفهوم تقارن   • تعریف تقارن   • معرفی تقارن   • تقارن یعنی چی   • تقارن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تقارن
کلمه : تقارن
اشتباه تایپی : jrhvk
آوا : taqAron
نقش : اسم
عکس تقارن : در گوگل


آیا معنی تقارن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )