برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1324 100 1

تقارن

/taqAron/

مترادف تقارن: قرین، مقارن، هم زمانی، نزدیکی، هم گرایی ، باهم قرین شدن، قرینه شدن

متضاد تقارن: تباعد

معنی تقارن در لغت نامه دهخدا

تقارن. [ ت َ رُ ] (ع مص ) تصاحب. (اقرب الموارد).

معنی تقارن به فارسی

تقارن
باهم قرین شدن، بایکدیگریارودوست شدن
( مصدر ) قرین شدن بایکدیگر با هم یار و دوست گردیدن . جمع : تقارنات .
[symmetry] [فیزیک] خاصیت ناوردایی اجسام یا قوانین در پِی عملیات تبدیل
[translation symmetry] [فیزیک] جابه جایی شکل هندسی به وسیلۀ بُرداری ثابت به طوری که شکل حاصل با شکل اولی قابل انطباق باشد
[icosahedral symmetry] [زیست شناسی-میکرب شناسی] ساختار هندسی متقارن برخی ویروس ها که به شکل بیست وجهی منتظم است
[exchange symmetry] [شیمی، فیزیک] تقارنی که به موجب آن نتیجۀ عمل تبدیل، برگشتن به پیکربندی اولیه است
[bilateral symmetry, bilateral body symmetry] [اقیانوس شناسی، جانور شناسی] تقارن طولی ساختار بدن جانور به صورتی که هر قسمت تقریباً تصویر آیینه ای طرف دیگر است
[helical symmetry] [زیست شناسی-میکرب شناسی] ساختار ویروسی متقارن برخی از ویروس ها به شکل مارپیچ منظم
[local symmetry] [فیزیک] تقارنی که تبدیل های آن در نقاط مختلف فضا- زمان با هم تفاوت داشته باشد
[inversion symmetry] [فیزیک] اصلی که به موجب آن قوانین فیزیک براثر تبدیل های وارونی ناوردا باقی می مانند
[time-reversal symmetry] [فیزیک] ناوردایی قوانین بنیادی تعّینی فیزیک تحت وارونی زمان
[symmetry principle] [فیزیک] اصلی که بنا بر ...

معنی تقارن در فرهنگ معین

تقارن
(تَ رُ) [ ع . ] (مص ل .) قرین شدن با یکدیگر.

معنی تقارن در فرهنگ فارسی عمید

تقارن
۱. (ریاضی) قرینه بودن، تطابق دوشکل در دوسوی یک نقطه.
۲. هم زمانی بین دوچیز.

تقارن در دانشنامه اسلامی

تقارن ایمان به آخرت با ایمان به خدا و ایمان به پیامبران (علی نبینا وآله و علیهم السلام) نشان دهنده اهمّیت آن است.
قرآن کریم دنیا و آخرت را در ده ها آیه در کنار هم آورده و اموری را مورد توجّه قرار داده است:
← رابطه دنیا و آخرت
 ۱. ↑ معارف قرآن، ص ۵۰۲. ۲. ↑ مجموعه آثار، مطهری، ج ۲، حیات اخروی، ص ۵۲۰. ۳. ↑ مجموعه آثار، مطهری، ج ۱، عدل الهی، ص ۲۳۷. ۴. ↑ مجموعه آثار، مطهری، ص ۲۳۸. ۵. ↑ بحار الانوار، ج ۷، ص ۲۲۸.    
دانشنامه موضوعی قرآن کریم، برگرفته از مقاله «آخرت».    
...

تقارن در دانشنامه ویکی پدیا

تقارن
تقارن یا همامونی به معنای تشابه بخش ها حول محور یا مرکز تقارن است. این واژه در هنرهای گوناگون به ویژه هنرهای تجسمی و در علومی مانند فیزیک بسیار کاربرد دارد.
http://anjoman.ir/Fa/Default.aspx?content=Article&articleID=105
https://en.wikipedia.org/wiki/Symmetry
در علوم، به طور مطلق ناوردایی نسبت به تبدیلات هندسی را تقارن گویند مفهوم تقارن به مفاهیمی چون تقارن در زمان (ناوردایی تحت تبدیل هندسی انتقال در مؤلفه صفرم چاربردار مکان) نیز تعمیم داده می شود.
در روزمره تقارن یعنی زیبایی در نسبت ها تعادل در ریاضی ما تعریف دقیق تری راجع به این موضوع داریم.
تعریف ۱: نقطهٔ 'A را قرینهٔ نقطهٔ A نسبت به نقطه یO گوئیم هرگاهA را به اندازهٔ ۱۸۰ درجه حولO درصفحه دوران دهیم به 'A برسیم. با توجه به این تعریف نقطهٔ O وسط پاره خط خواهد بود.
عکس تقارن
تقارن ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تقارن (فیزیک)
تقارن (فیلم)
در فیزیک، تقارن شامل جنبه هایی از یک سامانه فیزیکی می شود که ویژگی تقارن را به نمایش بگذارند، یعنی تحت برخی تبدیل ها و در یک مشاهده خاص ٬بعضی ویژگی هایشان را حفظ کنند. یک تقارن در یک سامانهٔ فیزیکی، یک خاصیت فیزیکی یا ریاضیاتی سامانه است که تحت برخی تغییرات حفظ می شود.
لیان لدرمن and کریستوفر تی هیل (2005) Symmetry and the Beautiful Universe. Amherst NY: Prometheus Books.
Schumm, Bruce (2004) Deep Down Things. Johns Hopkins Univ. Press.
ویکتور استنجر (2000) Timeless Reality: Symmetry, Simplicity, and Multiple Universes. Buffalo NY: Prometheus Books. Chpt. 12 is a gentle introduction to symmetry, invariance, and conservation laws.
آنتونی زی (2007) Fearful Symmetry: The search for beauty in modern physics، 2nd ed. Princeton Univers ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تقارن در دانشنامه آزاد پارسی

تَقارن (symmetry)
تَقارن
گونه ای از تبدیل های هندسی که خود بر سه گونه است: (الف) تقارن نسبت به یک نقطه، با نام مرکز تقارن؛ (ب) تقارن نسبت به یک خط، با نام محور تقارن؛ و (ج) تقارن نسبت به یک صفحه، با نام صفحۀ تقارن. تقارن های نوع اول و دوم را به ترتیب تقارن مرکزی و تقارن محوری می نامند. در این تبدیل، هر نقطه از یک شکل هندسی، مانندP به نقطه ای مانند 'P برده می شود، به قسمی که پاره خط 'PP را در حالت (الف)، مرکز تقارن نصف می کند و در حالت (ب)، محور تقارن نصف می کند و بر آن عمود است. در حالت (ج)، آن را صفحۀ تقارن نصف می کند و بر آن عمود است. نقطۀ 'P را قرینۀ نقطۀP می نامند. اگر همۀ نقاط شکلی دوبه دو نسبت به یک نقطه یا خط یا صفحه متقارن باشند، آن شکل را نسبت به آن نقطه یا خط یا صفحه متقارن گویند. مثلاً دایره نسبت به مرکز و هر یک از قطرهایش متقارن است و مثلث متساوی الساقین نسبت به ارتفاع وارد بر قاعده متقارن است. در علوم تجربی، می گویند در سیستمی تقارن وجود دارد، اگر تغییری در سیستم ویژگی های اساسی آن را تغییر ندهد. مثلاً، اگر علامت بارهای الکتریکی عوض شود، رفتارِ الکتریکیِ آرایشی از بارها تغییر نمی کند.

ارتباط محتوایی با تقارن

معنی تقارن به انگلیسی

symmetry (اسم)
همسازی ، تناسب ، قرینه ، تشابه ، تقارن ، هم جور ، هم اراستگی ، مراعات نظیر
synchrony (اسم)
هم اهنگی ، انطباق ، هم زمانی ، هم عصری ، تقارن ، همگاهی
synchronization (اسم)
هم زمانی ، تقارن ، همگاهی ، همگامی ، همگاه سازی
isochronism (اسم)
هم زمانی ، تقارن ، ایجاد تقارن ، ایجاد همزمانی
parallelism (اسم)
برابری ، همسانی ، تقارن ، موازات ، ترادف عبارات ، اشتراک وجه
polarity (اسم)
تضاد ، تقارن ، قطبش ، تمایل قطبی ، توجه به قطب

معنی کلمه تقارن به عربی

اِتَّسَقَ
لاتناظر
محور

تقارن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام س
همسانسویی
نیازعلی شمس
همامونی،هم‌مونی
حدیثه
سریع تر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مرکز تقارن چیست   • تقارن مرکزی   • مرکز تقارن اشکال هندسی   • کدام شکل خط تقارن ندارد   • خط تقارن چیست   • تقارن در معماری   • تعريف خط تقارن   • تقارن محوری   • معنی تقارن   • مفهوم تقارن   • تعریف تقارن   • معرفی تقارن   • تقارن یعنی چی   • تقارن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تقارن
کلمه : تقارن
اشتباه تایپی : jrhvk
آوا : taqAron
نقش : اسم
عکس تقارن : در گوگل

آیا معنی تقارن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )