برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1161 100 1

تقرب

/taqarrob/

مترادف تقرب: خویشی، قرب، نزدیکی، تقریب

متضاد تقرب: تباعد، بیگانگی

برابر پارسی: نزدیکی، آشنایی، فرامندی

معنی تقرب در لغت نامه دهخدا

تقرب. [ ت َق َرْ رُ ] (ع مص ) نزدیکی جستن. (دهار). نزدیکی جستن بچیزی و چنین است تقرب الی اﷲ تعالی بشی ٔ؛ یعنی نزدیکی جست بخدای بوسیله ٔ آن چیز. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). نزدیک شدن و نزدیکی جستن.(آنندراج ) : شرمم می آید که او را [منوچهربن قابوس را] رد کنم با چندین خدمت که کرد و تقرب که نمود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 131). علی تکین رسولی خواهد فرستاد و تقرب او قبول خواهد بود. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 360). مردمان را چون مقرر شد وزارت او تقرب خواهد بود. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 360). فایده ٔ تقرب به ملوک رفعت منزلت است. (کلیله و دمنه ). قرناً بعد قرن ذخایر و اعلاق جواهر بر وجه تقرب بدان جایگاه نقل کرده. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 303). از جمله ٔغلامان بهاءالدوله یکی سر او برداشت و به تقرب پیش بهاءالدوله آورد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص 341).
مجنون ز خوش آمد سلامش
بنمود تقربی تمامش.
نظامی.
یکی از جمله ٔ صالحان بخواب دید پادشاهی را در بهشت و پارسایی در دوزخ... ندا آمد که این پادشه به ارادت درویشان در بهشت است و این پارسا به تقرب پادشاهان در دوزخ. (گلستان ). || دست برتهیگاه نهادن. || شتابی کردن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || ترتیب مقدمات است بر آن وجه که مطلوب را فائدت دهد. و گفته اند که آوردن دلیل است بر وجهی که لازم مدعی باشد. گفته اند قرار دادن دلیل است مطابق مدعی. (از تعریفات جرجانی ).

معنی تقرب به فارسی

تقرب
نزدیک شدن، نزدیکی جستن، خویشی ونزدیکی، نزدیکی
۱ -( مصدر ) نزدیک شدن نزدیکی جستن . ۲ - خویشاوند بودن . ۳ - ( اسم ) نزدیکی . ۴ - خویشی . جمع : تقربات .
[approach] [حمل ونقل هوایی] مرحله ای از پرواز که در طی آن هواپیما برای فرود آمدن بر روی باند آماده شود
تقرب یافتن
[visual approach] [حمل ونقل هوایی] تقرب در وضعیت پرواز با دستگاه که ادامۀ آن با دیدن زمین به صورت پرواز با دید تداوم می یابد
بکسی نزدیکی و محرمیت حاصل کردن
( مصدر ) نزدیکی داشتن نزدیک بودن .
[precision approach] [حمل ونقل هوایی] تقربی که در آن اطلاعات مربوط به بُرد و سمت و زاویۀ سُرش در اختیار خلبان قرار می گیرد
[missed approach] [حمل ونقل هوایی] تقربی که به هر دلیل، نظیر کم بودن دید یا سرعت زیاد هواگَرد یا اشغال بودن باند، به فرود هواگَرد منجر نشود
تقرب به دست آوردن
[approach clearance] [حمل ونقل هوایی] اجازه ای که واحد واپایش شدآمد هوایی برای خلبان هواگَرد جهت شروع تقربِ با دستگاه صادر می کند
[ground-controlled approach radar, GCA radar] [حمل ونقل هوایی، علوم نظامی] نوعی سامانۀ فرود هواگرد که اطلاعات لازم را در اختیار خلبان می گذارد
[approach-control radar/ a ...

معنی تقرب در فرهنگ معین

تقرب
(تَ قَ رُّ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - نزدیک شدن . ۲ - خویشاوند شدن . ۳ - نزد کسی شأن و مرتبه داشتن .

معنی تقرب در فرهنگ فارسی عمید

تقرب
۱. نزدیکی جستن، نزدیک شدن.
۲. نزدیک بودن.
۳. خویشی و نزدیکی.

تقرب در دانشنامه اسلامی

تقرب
تقرّب نزدیکی جستن به خداست .
تقرّب مصدر باب تفعّل و از ریشه «ق ر ب» است. قُرب در لغت خلاف بُعد و به معنای نزدیکی است ؛ خواه مادی یا معنوی ، بنابراین در موارد گوناگونی مانند نزدیکی از حیث زمان ، مکان ، نسبت، منزلت و... به کار می رود. گفته شده است: قرب در مکان و قربت در منزلت و قربی و قرابت در خویشاوندی استعمال می شوند. به اعتقاد برخی واژه قرب ابتدا درباره پدیده های جسمانی به اعتبار نسبت مکانی آن ها به کار می رفت؛ ولی پس از آن توسعه یافت و در غیر مکان مانند نزدیکی از جهت زمان نیز استعمال شد و سپس مجدداً گسترش یافت و در حقایق غیر جسمانی نیز به کار رفت. تقرّب در لغت به معنای طلب نزدیکی است.
← معنای تقرب در فرهنگ اسلامی
(۱) احیای حکمت، علیقلی بن قرچغای خان (م. ۱۰۹۱ ق.)، به کوشش فاطمه فنا، احیاء کتاب، ۱۳۷۷ ش؛ (۲) اربعین، البهائی (م. ۱۰۳۱ ق.)، ترجمه و کوشش:بخشایشی، قم، نوید اسلام؛ (۳) اسرار الحکم، هادی السبزواری (م. ۱۲۸۹ ق.)، به کوشش میانجی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۶۲ ش . (۴) اعلام قرآن، خزائلی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۱ ش . (۵) اعلام القرآن، شبستری، قم، دفتر تبلیغات، ۱۳۷۹ ش . (۶) بصائر ذوی التمییز، الفیروز آبادی (م. ۸۱۷ ق.)، به کوشش محمدعلی النجار، بیروت، المکتبة العلمیة . (۷) تاج العروس، الزبیدی (م. ۱۲۰۵ ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ ق . (۸) التبیان، الطوسی (م. ۴۶۰ ق.)، به کوشش احمد حبیب العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی . (۹) التبیان فی آداب حملة القرآن، النووی (م. ۶۷۶ ق.)، به کوشش احمد عدنان، بغداد، مطبعة السعد، ۱۹۸۹ م . (۱۰) التحقیق، المصطفوی، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۴ ش . (۱۱) ترتیب العین، خلیل (م. ۱۷۵ ق.)، به کوشش بکایی، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۴ ق . (۱۲) تفسیر الجلالین، جلال الدین المحلی (م. ۸۶۴ ق.)، جلال الدین السیوطی (م. ۹۱۱ ق.)، بیروت، النور، ۱۴۱۶ ق . (۱۳) تفسیر راهنما، هاشمی رفسنجانی و دیگران، قم، دفتر تبلیغات، ۱۳۷۳ ش . (۱۴) تفسیر روح البیان، بروسوی (م. ۱۱۳۷ ق.)، بیروت، دارالفکر . (۱۵) تفسیر الصافی، الفیض کاشانی (م. ۱۰۹۱ ق.)، بیروت، نشر اعلمی، ۱۴۰۲ ق . (۱۶) تفسیر غریب القرآن الکریم، الطریحی (م. ۱۰۸۵ ق.)، به کوشش محمد کاظم، قم، زاهدی . (۱۷) تفسیر فرات الکوفی، الفرات الکوفی (م. ۳۰۷ ق.)، ...

تقرب در دانشنامه آزاد پارسی

تقرّب
رجوع شود به:قرب

ارتباط محتوایی با تقرب

تقرب در جدول کلمات

تقرب به خدا
قربت

معنی کلمه تقرب به عربی

تقرب را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• راههای تقرب به خدا   • نزدیکترین راه رسیدن به خدا   • بهترین راه تقرب به خدا از نظر امام رضا   • معنی تقرب   • تقرب به خدا یعنی چه   • راه رسیدن به خدا چیست   • وسایل تقرب به خدا براساس متن زیارت حضرت معصومه   • خطبه 110 نهج البلاغه   • مفهوم تقرب   • تعریف تقرب   • معرفی تقرب   • تقرب چیست   • تقرب یعنی چی   • تقرب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تقرب
کلمه : تقرب
اشتباه تایپی : jrvf
آوا : taqarrob
نقش : اسم
عکس تقرب : در گوگل

آیا معنی تقرب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )