برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1322 100 1

تقسیم

/taqsim/

مترادف تقسیم: انشعاب، پخش، توزیع، بخش، تسهیم، قسمت، تجزیه، بخش کردن ، قسمت کردن، توزیع کردن

متضاد تقسیم: ضرب کردن

برابر پارسی: بخش، بخش کردن، بخشش، پاره پاره کردن

معنی تقسیم در لغت نامه دهخدا

تقسیم. [ ت َ ] (ع مص ) وابخشیدن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). || بخش کردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (دهار) (غیاث اللغات ).بخش بخش کردن (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).قسمت کردن. بخش کردن قسمت کردن مال را میان شریکان و معین کردن نصیب هریک. (از اقرب الموارد). قسمت و توزیع و بخش بخش کردگی و به اصطلاح حساب عملی که بواسطه ٔ آن تعیین میشود که عددی چند دفعه شامل عددی دیگر میگردد. (ناظم الاطباء). || پریشان نمودن زمانه قوم را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). پراگنده کردن. (غیاث اللغات ). || نیکو گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی ). نیکوکردن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || (اصطلاح بدیع). نام صنعتی است که شاعر در مصراع چند چیز راذکر کند بعد چند چیز دیگر را ذکر نماید که به آنها هر واحد تعلق دارد. (غیاث اللغات ). و آن چنان باشد که شاعر معنیی بگوید و تفاصیل آن را بیان کند چنانکه هیچ قسم از اقسام آن مهمل نگذارد. چنانکه گفته اند:
کل احوال او بنآمیزد
همه از یکدگر شگرفترست
خفته اندر عبادتست و چو باز
گشت بیدار ناشر هنرست
ایستاده نماز راست مقیم
شسته در ذکر حی دادگرست
چون بگوید نگوید الاخیر
خامش اندر عجایب فکرست
نیستی راست صابری شاکر
در خداداده حاتمی دگرست
زنده مر خلق راست راهنمای
مرده هم سفت سید بشرست.
و دیگری گفته است :
درازی عمر مردم شصت سالست
شبست نیمی و شب خفتن حلالست
بماند سی و زآن سی پانزده نیز
حساب طفلی و حد کمالست
بماند پانزده زان پانزده ده
غم دنیا و فرزند و عیالست
بماند پنج و آن پنجست عمرت
ترا ای شصت ساله پنج سالست
چو عمر اینست از آن پس مر ترا خود
درین دنیات دل بستن محالست
و آنچه دیگر گفته است :
رخان و عارض و زلفین آن بت دلبر
یکی گلست ودوم سوسن و سوم عنبر.
هم از این قبیل است.
(المعجم فی معاییر اشعار العجم ص 276).
رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و مرآة الخیال ذیل تقسیم وحده و فرهنگ علوم تألیف سجادی ص 186 شود.

معنی تقسیم به فارسی

تقسیم
۱ - ( مصدر ) بخش کردن قسمت کردن بخشیدن . ۲ - بخش کردن عددی بر عدد دیگر . ۳ - ( اسم ) بخش قسمت بهره . ۴ - بخش یکی ازچهارعمل اصلی و آن عملی است که توسط وی عددی را بر عدد دیگر بخش کنند تا معلوم شود که عدد اول چند برابر عدد دوم است مثلااگر۱٠ رابر۵ بخش کنیم نتیجه ۲ است پس ۱٠ دو برابر ۵ است . ده رامقسوم ( بخشی ) ۵ را مقسوم علیه ( بخشیاب ) و ۲ را خارج قسمت ( بهره ) گویند . اگر پس از تقسیم چیزی اضافه ماند آنرا باقیمانده ( مانده ) گویند مثلا باقیماند. تقسیم ۱۱ بر ۵ یک است . جمع : تقسیمات .
[Three-Age system/ Three Age system] [باستان شناسی] تقسیم بندی دوران پیش از تاریخ به سه عصر پی درپی سنگ و مفرغ و آهن بر مبنای مادۀ اصلی ماندگاری که برای ابزارسازی در هریک از این سه عصر به کار می رفته است متـ . توالی سه گانۀ اعصار three-age sequence
[cytokinesis] [زیست شناسی] تغییراتی که در جریان تقسیم یاخته ای در درون یاخته رخ می دهد
[borrowed division] [موسیقی] استفاده از تقسیمات سادۀ ضرب در میزان های ترکیبی یا استفاده از تقسیمات ترکیبی ضرب در میزان های ساده یا استفاده از تقسیماتِ غیرمتعارف در هرنوع میزان
[capacitive divider] [فیزیک] دو یا چند خازن که به طور متوالی با منبع تغذیه قرار می گیرند تا ولتاژ منبع را به نسبت عکس ظرفیت شان تقسیم کنند
[karyokinesis] [زیست شناسی] پدیدۀ دو تا شدن هسته در ابتدای تقسیم یاخته ای
[karyokinetic] [زیست شناسی] مربوط به تقسیم هسته
[divisio ...

معنی تقسیم در فرهنگ معین

تقسیم
(تَ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - قسمت کردن . ۲ - بخش کردن عددی بر عدد دیگر. ۳ - توزیع کردن ، پخش کردن .

معنی تقسیم در فرهنگ فارسی عمید

تقسیم
۱. پراکنده کردن.
۲. بخش کردن، قسمت کردن.
۳. (اسم) (ریاضی) قاعده یا عملی که به واسطۀ آن معلوم می شود عدد بیشتر (مقسوم) چند برابر عدد کمتر (مقسوم ٌعلیه) است، یا عددی چند دفعه عدد دیگر را شامل می شود.

تقسیم در دانشنامه ویکی پدیا

تقسیم
تَقسیم یا پارِش یا بَخش یکی از چهار عمل اصلی در ریاضی است که وارونهٔ عمل ضرب است.
همچنین، عمل تقسیم میتواند به دو روش تفسیر شود: کمی و کیفی
به طور ویژه، اگر «c» ضرب در «b» برابر «a» را اینگونه بنویسیم:
اگر b برابر صفر نباشد، پس «a» بخش بر (تقسیم بر) «b» برابر «c»، اینگونه نوشته می شود:
عکس تقسیم
تقسیم می تواند اشاره به یکی از موارد زیر باشد:
تقسیم یا بَخش یکی از چهار عمل اصلی در ریاضیات است.
تقسیم (رمان) نام مشهورترین رمان پیرو کیارا رمان نویس ایتالیایی با ترجمه مهدی سحابی
تقسیم (موسیقی) یک فرم موسیقایی
تقسیم یک فرم ملودیک در موسیقی ترکی، عربی، یونانی و مناطق خاورمیانه است که متشکل از بداهه نوازی است و معمولاً قبل یک قطعهٔ موسیقی سنتی اجرا می شود.
Ederer, Eric Bernard (2011). The Theory and Praxis of Makam in Classical Turkish Music 1910-2010. Santa Barbara, CA: University of California, Santa Barbara.
تقسیم به طور سنتی از یک روند ملودیک مشخص پیروی می کند که از نت پایهٔآن مقامی که موسیقی در آن است شروع می شود، و در چند میزان اول در اجناس پایینی آن مقام باقی می ماند تا شنونده را با مقام آشنا کند. پس از این مقدمه، بداهه نوازی ممکن است در بخش های دیگر مقام صورت بگیرد یا با پرده گردانی به دیگر مقام ها همراه باشد اما نهایتاً با فرود به نت پایهٔ مقام اصلی همراه خواهد بود.
تقسیم یا به صورت تک نوازی با ساز اجرا می شود یا در آن یک ساز توسط ساز دومی نظیر یک ساز کوبه ای همراهی می شود. تقسیم ممکن است در یک مقام باشد یا بین چند مقام پرده گردانی کند اما اصولاً بر اساس قطعه ای از پیش ساخته نیست بلکه به شکل بداهه نواخته می شود.
معمولاً تقسیم توسط کسی که با پیچیدگی های مقام های موسیقی آشنایی کامل دارد اجرا می شود. در موسیقی ترکی، علاوه بر تقسیم که مع ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با تقسیم

تقسیم در جدول کلمات

اقتصاددان فرانسوی متولد 1727 صاحب رساله «بازتاب هایی در باب خلق و تقسیم ثروت»
جدایی
بازی کودکانه کلاسیک که در روی تختهای که به مربع های کوچک تقسیم شده است | انجام می شود
ماروپله
طبق ماده 21 قانون تجارت به شرکتی که برای امور تجارتی تشکیل می شود و سرمایه آن به سهام تقسیم شده مسوولیت صاحبان سهام محدود به سهام آنها است | می گویند
شرکت سهامی
طبق ماده 21 قانون تجارت | به شرکتی که برای امور تجاری تشکیل و سرمایه آن به سهام تقسیم شده است | اطلاق می گردد•
شرکت سهامی
مامور تقسیم آب
ابیار
واژه ای فارسی به معنی گونه و رده است و در تقسیم بندی های جانور شناسی معادل جنس (Genus ) به کار می رود
سرده
از انواع تقسیم بندی علم اقتصاد
کلان
از انواع تقسیم بندی های اقتصاد
خرد
از تقسیم های نظامی
هنگ
از تقسیم های جغرافیایی
قاره

معنی تقسیم به انگلیسی

partition (اسم)
جدا کردن ، تقسیم ، اپارتمان ، تیغه ، دیواره ، حد فاصل ، وسیله یا اسباب تفکیک ، افراد
allotment (اسم)
سهم ، تخصیص ، تقسیم ، تقدیر ، پخش ، جیره ، تسهیم
division (اسم)
تقسیم ، قسمت ، لشکر ، دسته بندی ، بخش ، تفرقه ، اختلاف
scissor (اسم)
تقسیم ، چاک
cleavage (اسم)
تقسیم ، شکافتگی ، عمل شکافتن ، ورقه ورقه شدگی
dispensation (اسم)
تقسیم ، تقدیر ، پخش ، توزیع ، اعطا
apportionment (اسم)
تقسیم ، تسهیم ، تقسیم پولی بین اشخاص ذی نفع
dealing (اسم)
رفتار ، توزیع کردن ، تقسیم ، معامله ، طرز رفتار ، خرید وفروش و معامله
repartition (اسم)
تقسیم ، توزیع ، توزیع مجدد

معنی کلمه تقسیم به عربی

تقسیم
تقسيم , توزيع , شق , قسم
قطعة
تقسيم
تقسيم
شق
ادر , انسب اليه , تقسيم , مقصورة , وزع
غير قابل للقسمة

تقسیم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابوالفضل
بخش - بخش کردن
احسان
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست: پارش (پارسی امروز)، اَفس (اوستایی)، ویاس (سنسکریت: ویاسَ)، ویروگ (سنسکریت: ویپرَیوگَ)، ویوگیت (سنسکریت: ویوگیتا)
رضا فتحی پور
پا رشین
محمد حمید نیک روان
شکست ( به)، شکستن، خرد کردن،
اشکان
پخش
غذا را تقسیم کن
غذا را پخش کن
بخش همان پخش است که عربی شده است
غذا را برابر پخش کن
اشکان
این واژه در معنی های گوناگونی بکار می رود که برای همه واژه فارسی داریم
مثلن در معنی پاره کردن هم بکار می رود
استان فلان تقسیم شد
استان فلان چند پاره یا پاره شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مقسوم و مقسوم علیه در تقسیم   • علامت تقسیم   • تعریف تقسیم در ریاضی   • تقسیم اعداد   • تقسیم ریاضی   • تقسیم چیست   • اجزای تقسیم   • اموزش تقسیم   • معنی تقسیم   • مفهوم تقسیم   • معرفی تقسیم   • تقسیم یعنی چی   • تقسیم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تقسیم
کلمه : تقسیم
اشتباه تایپی : jrsdl
آوا : taqsim
نقش : اسم
عکس تقسیم : در گوگل

آیا معنی تقسیم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )