انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1018 100 1

تقوا

/taqvA/

مترادف تقوا: اتقا، پارسایی، پرواپیشگی، پروادار، پرهیزگاری، تدین، تقدس، تورع، دیانت، دینداری، زهد، عفاف، فضیلت، ورع

متضاد تقوا: ناپارسایی

برابر پارسی: پرهیزکاری، پارسایی، پرهیز

معنی تقوا در لغت نامه دهخدا

تقوا. [ ت َ ] (ع اِمص ) پرهیزکاری و ترس از خدا. (از ناظم الاطباء). تقوی. رجوع به تقوی شود.

معنی تقوا به فارسی

تقوا
پرهیز، ترس ازخداواطاعت امراو، پرهیزکاری
جمع تقی

معنی تقوا در فرهنگ فارسی عمید

تقوا
ترس از خدا و اطاعت امر او، پرهیزکاری، پرهیز.

تقوا در دانشنامه اسلامی

تقوا
تقوا، اصطلاحی اخلاقی به معنای خویشتن داری در اطاعت از دستورات الهی و دوری از گناهان است. قرآن تقوا را شرط نجات از آتش جهنم و قبولی اعمال دانسته که موجب نزول برکات بر شخص و رهایی او از گرفتاری ها در دنیا می شود. تکرار پُرشمار این واژه در قرآن و روایات از جایگاه بالای آن حکایت می کند.
علاوه بر احادیث فراوانی که به این موضوع پرداخته اند، خطبه ۱۹۳ نهج البلاغه مشهور به خطبه همام به اوصاف متقین اختصاص دارد.
تقوا درجات مختلفی دارد و ملاک برتری انسانها نزد خدا نیز همین درجات است: دوری از گناهان، دوری از شُبهات، دوری از امور حلال غیرضروری و اشتغال قلب به خدا.
تقوا
تقوی به معنی دوری و اجتناب از گرفتار شدن به خشم الهی و ورع داشتن در ارتکاب محارم است.
معنای اصطلاحی تقوا در سخن امام صادق علیه السلام خلاصه می شود: «...اَن لایفْقِدَکَ اللهُ حَیْثُ اَمرَکَ و لایَراکَ حیثُ نَهاکَ».
(تقوا یعنی) آنجا که خداوند دستور داده حاضر باشی، تو را غایب نبیند و آنجا که نهی کرده، تو را مشاهده نکند.
در فرهنگ دینی، رکن اساسی اخلاق اسلامی تقواست و بدون آن، اخلاق و ایمان مفهومی ندارد همان طور که امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: «التَّقوی رَئیسُ الاَخلاقِ» و «لاینْفَع الایمانُ بِغیرِ تقوی».
ارزندگی های دیگر تقوا عبارتند از:
درجه تقوا با درجات قرب الی الله و ارزشمندی انسان، نسبت مستقیم دارد و هر چه آدمی باتقواتر باشد به درگاه ربوبی نزدیکتر و از ارزش بیشتر برخوردار است. قرآن مجید بر این حقیقت، تصریح می کند: «...انَّ اکرَمَکُم عندَاللهِ اَتقیکُمْ اِنَّ اللهَ علیمٌ خَبیرٌ».
گرامی ترین شما نزد خدا باتقواترین شماست، همانان خداوند بسیار دانا و آگاه است.
تقوا ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: قرآن و حدیث• تقوا (قرآن)، معنا و کاربردها و آثار تقوا در قرآن• آیه تقوا، آیه ۱۰۲ سوره آل عمران، از آیات مورد استناد در وجوب احتیاط• اهل التقوی، از اسما و صفات الهی• تقوای قرآنی، مباحث مطرح در تقوای مورد نظر قرآن• تقوا در احادیث، توصیه مؤکد و موعظه احادیث شیعه و سنی به تقوا کاربردهای دیگر• تقوا (اخلاق)، به معنای پرهیز از گناه و مباحث مطرح در آن• تقوا (عرفان)، از مقامات عرفانی و در نسبت با دو مفهوم مهم ورع و قلب
...
پرهیز از گناه را تقوا گویند و از آن به مناسبت در باب های اجتهاد و تقلید، صلاة و جهاد سخن رفته است.
تقوا اسم مصدر از ریشه «و ق ی»، در لغت به معنای پرهیز، حفاظت و مراقبت شدید و فوق العاده است.
تقوا در اصطلاح
۱) تقوا صفتی است که انسان را از گناه و نافرمانی خداوند متعال، باز می دارد و بر طاعت و بندگی او برمی انگیزد. به شخص متّصف به این صفت، متقی گفته می شود.۲) در ادبیات معارف اسلامی به معنای حفظ خویشتن از مطلق محظورات است؛ اعم از محرمات و مکروهات. برخی ترک بعضی از مباحات را نیز در تحقق این معنا لازم دانسته اند ، چنان که پیامبر اکرم صلوات الله علیه، وجه نام گذاری پرهیزگار به متّقی را، انجام ندادن برخی از مباحات به انگیزه پرهیز از حرام ها دانسته است. بر این اساس، عارفان افزون بر دوری از محرمات، اجتناب از لذت های حلال دنیوی را در مراتبی از تقوا لازم شمرده اند.
تقوا یکی از اسباب ترجیح
در صورت مساوی بودن دو مجتهد از نظر علمی، با تقواتر بودن یکی از آنان از اسباب ترجیح تقلید به شمار می رود. همچنین پرهیزگارتر بودن در فرض تعدّد امام جماعت و اختلاف نماز گزاران در تقدیم یکی از آنان، جزء اسباب تقدیم و ترجیح شمرده شده است.
ویژگی مشترک اقسام تقوا
...
در سخنان صوفیان و عارفان، تقوا از مقامات عرفانی است و در نسبت با دو مفهوم مهم ورع و قلب معنا می یابد.
وَرَع به معنای دوری از شبهات، در سخنان پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم و ائمه علیهم السلام به حوزه معنایی تقوا وارد شده است. در مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، منسوب به امام صادق علیه السلام، نیز تقوا به معنای دوری از شبهات آمده است. شاید از همین روست که حکیم تِرمِذی (متوفی ۲۹۶) در تفسیر کلمه حَذَر (معنای لفظی تقوا) می گوید: «برحذر بودن تا آن جا که انسان از آنچه زیان آور نیست دست بدارد، از بیم آن که مبادا زیان آور باشد» و تقوا را به «وقایة القلب و الورع» نیز تعریف می کند در پاره ای از منابع مهم عرفانی، به جای مبحث تقوا، باب ورع آمده و گاه ذیل آن به تقوا نیز اشاره شده است. ظاهراً حلقه مفقوده این سیرِ مفهومی را باید در احادیثی جُست که تقوا را ورع معنا کرده اند.

تقوا از نظر صوفیان گذشته
مضمون ورع به منزله یکی از مؤلفه های اصلی تقوا، در سخنان صوفیه مکرر آمده است. در اغلب منابع عرفانی نیز تقوا همواره در کنار ورع ذکر شده است. برخی منابع، مانند رسالة القشیریه، تقوا را قبل از ورع و برخی دیگر، مانند التصفیة فی احوال المتصوفة، آن را پس از ورع ذکر کرده اند. در میان صوفیان متقدم، حارث محاسبی (متوفی ۲۴۳) در الرعایة لحقوق اللّه اگرچه اصلِ تقوا را خوف و حذر از خداوند و ظهور این خوف و حذر را در انجام دادن فرایض و ترک منهیات می داند، ورع را جزو تقوا یا از نشانه های آن می شمارد و در بیانی دیگر تصفیه قلب از مکاره خداوند را ذیل معنای تقوا می آورد. ابوعبدالرحمان سُلَمی (متوفی ۴۱۲) تقوا را به باز ایستادن از شبهات تعریف می کند. ابوالقاسم قشیری (متوفی ۴۶۵) نیز از ابوحفص حداد نیشابوری نقل می کند که تقوا فقط در حلال محض است. محمد بن یوسف گیسودراز (متوفی ۸۲۵) در شرح این عبارت گفته است : «تقوا که صوفیان کنند از حلال محض باشد، اما تقوا که از حرام کنند، آن کار هرکسی است». غزالی پس از ذکر آرای دیگران در معنای تقوا، می گوید که تقوا اجتناب از «فضول حلال» (حلال غیرضروری) است و این سخن خود را به حدیث مشهور نبوی مستند می کند که متقین امری را که اِشکالی در آن نیست، از ترس آن که مبادا اشکالی داشته باشد، ترک می کنند. در ادامه همین طرز تلقی، عبدالرزاق کاشی (متوفی ۷۳۶) ورع را تکمیل کننده تقوا می داند. همچنین گفته اند که علامت تقوا، ورع است و علامت ورع، باز ایستادن از شبهات می باشد. ابن عربی نیز در فتوحات مکیـّه ورع و تقوا را در کنار هم آورده است. حکایت هایی که در منابع صوفیه از سخت گیری اهل تقوا بر خویش آمده است، بیانگر همین معناست. گفته اند بایزید لباس شسته خویش را بر دیوار دیگران پهن نکرد و گفت نمی توان بر دیوار مردم میخ زد و بر درخت نینداخت از ترس این که مبادا شاخه های آن بشکند و بر زمین علفزار نیز پهن نکرد که غذای چارپایان است مبادا از ایشان پوشیده شود و لباس را بر پشت خویش انداخت و در آفتاب ایستاد تا خشک شد. ابوحنیفه نیز در پاسخ به کسی که از مغایرت سهل گیری فتوای فقهی او با احتیاط و سخت گیری اش نسبت به خویش تعجب کرده بود، می گوید: «آن فتواست و این تقوا».

تقوا از نظر عارفان
نزد عارفان، تقوا با قلب، به منزله مهم ترین تجلیگاه حق و وسیله شناختنِ حق، ربطی وثیق دارد. توجه و تأکید عارفان به اهمیت قلب در کسب تقوا، به اشارات قرآن و سخنان پیامبر اکرم باز می گردد. حکیم ترمذی می گوید قلب معدن تقواست، و اصل تقوا را در قلب می داند که همانا تقوا از شک و شرک و کفر و نفاق و ریاست. غزالی نیز در بیان معانی سه گانه تقوا در قرآن، سومین معنای تقوا ــ و به اعتباری حقیقت آن ــ را پاک کردن قلب از گناهان می داند. عزیزالدین نَسَفی (متوفی قرن هفتم) تقوا را پاک کردن لوح دل از دوستی مال و جاه و لذات و شهوات معنا کرده است. به گفته عبدالرزاق کاشی، طهارت قلب از آمیختن با غیر حق، مرتبه تقوای منتهیان است، لذا متقی پیوسته باید با قلب خویش خدا را حاضر و ناظر ببیند.

رابطه عقل و تقوا
...
تقوا را می توان آن ملکه و قدرت و اراده ایی که در روح آدمی پدید آمده و او را قادر می سازد که این نفس سرکش و اماره را مطیع و رام خویش سازد، دانست. تقوا نوعی مصونیت و حمایت و حفاظت و صیانت می باشد. تقوا در آدمی حالت معنوی و روحانی را ایجاد می کند که این حالت حافظ و نگهبان او از گناه بوده و ترس از خدا و پرهیزکاری یکی از نتایج آن می باشد و نه همه آن.
تقوا به معنای حفظ کردن خویشتن از چیزی است که انسان از آن می ترسد و در اصطلاح شرع به معنای نگهداری نفس از چیزی است که موجب گناه می شود و این معنا با پرهیز از آنچه خداوند نهی نموده است، حاصل می گردد و کمال آن به وسیله ترک برخی مباحات تحقق می یابد.
آثار تقوا
تقوا، زمینه ساز اتحاد و پرهیز از اختلاف است:وان هـذه امتکم امة واحدة وانا ربکم فاتقون• فتقطعوا امرهم بینهم زبرا کل حزب بما لدیهم فرحون.و این امت شما امّت واحدی است و من پروردگار شما هستم پس، از مخالفت فرمان من بپرهیزید! امّا آنها کارهای خود را در میان خویش به پراکندگی کشاندند، و هر گروهی به راهی رفتند (و عجب اینکه) هر گروه به آنچه نزد خود دارند خوشحالند! ولما جاء عیسی بالبینـت قال قد جئتکم بالحکمة ولابین لکم بعض الذی تختلفون فیه فاتقوا الله واطیعون.و هنگامی که عیسی دلایل روشن (برای آنها) آورد گفت: «من برای شما حکمت آورده ام، و آمده ام تا برخی از آنچه را که در آن اختلاف دارید روشن کنم پس تقوای الهی پیشه کنید و از من اطاعت نمایید!
← اجتناب از آبروریزی
...
خداوند در قرآن کریم سفارش به حفظ خود و خانواده از آتش جهنم کرده است.
حفظ خود و خانواده از آتش دوزخ لازم است:«یـایها الذین ءامنوا قوا انفسکم واهلیکم نارا وقودها الناس والحجارة...؛ ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ هاست نگه دارید...»
لزوم حفظ از آتش جهنم
حفظ خویش از گرفتاری به آتش جهنم بر هر کسی لازم و ضروری است:«فان لم تفعلوا ولن تفعلوا فاتقوا النارالتی وقودها الناس والحجارة اعدت للکـفرین؛ پس اگر چنین نکنید (که هرگز نخواهید کرد) از آتشی بترسید که هیزم آن، بدن های مردم (گنه کار) و سنگها (بتها) است، و برای کافران، آماده شده است!»«واتقوا النار التی اعدت للکـفرین؛ و از آتشی بپرهیزید که برای کافران آماده شده است!»
سفارش به حفظ خانواده
به دنبال اخطار و سرزنش نسبت به بعضی از همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) خداوند در آیات مورد بحث روی سخن را به همه مؤمنان کرده، و دستوراتی درباره تعلیم و تربیت همسر و فرزندان و خانواده به آنها می دهد، نخست می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ ها هستند نگاه دارید (یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس و الحجارة). نگهداری خویشتن به ترک معاصی و عدم تسلیم در برابر شهوات سرکش است، و نگهداری خانواده به تعلیم و تربیت و امر به معروف و نهی از منکر و فراهم ساختن محیطی پاک و خالی از هرگونه آلودگی، در فضای خانه و خانواده است. این برنامه ای است که باید از نخستین سنگ بنای خانواده، یعنی از مقدمات ازدواج، و سپس نخستین لحظه تولد فرزند آغاز گردد، و در تمام مراحل با برنامه ریزی صحیح و با نهایت دقت تعقیب شود. به تعبیر دیگر حق زن و فرزند تنها با تامین هزینه زندگی و مسکن و تغذیه آنها حاصل نمی شود، مهمتر از آن تغذیه روح و جان آنها و به کار گرفتن اصول تعلیم و تربیت صحیح است. قابل توجه اینکه تعبیر به قوا (نگاه دارید) اشاره به این است که اگر آنها را به حال خود رها کنید خواه ناخواه به سوی آتش دوزخ پیش می روند شما هستید که باید آنها را از سقوط در آتش دوزخ حفظ کنید. وقود (بر وزن کبود) چنان که قبلا نیز اشاره کرده ایم به معنی آتشگیره یعنی ماده قابل اشتعال مانند هیزم است (نه به معنی آتش زنه مثل کبریت، چرا که اعراب آن را زناد می گوید). به این ترتیب آتش دوزخ مانند آتش های این جهان نیست، شعله های آن از درون وجود خود انسان ها زبانه می کشد! و از درون سنگ ها! نه فقط سنگ های گوگردی که بعضی از مفسران به آن اشاره کرده اند، بلکه همه انواع سنگ ها چون لفظ آیه مطلق است، و امروز می دانیم که هر قطعه از سنگ ها مرکب از میلیاردها میلیارد دانه اتم است که اگر نیروی ذخیره درون آنها آزاد شود چنان آتشی برپا می کند که انسان را خیره می کند. بعضی از مفسران حجارة را در اینجا به بت هایی تفسیر کرده اند که از سنگ ساخته می شد، و مورد پرستش مشرکان بود.
پرهیزگاری، خویشتن داری در برابر خواهش های نفسانی، پرهیز از موجبات خشم خداوند را تقوا گویند. تقوا دارای اثات دنیوی و اخروی می باشد.آثار تقوا به دنیوی و اخروی و آثار دنیوی به فردی و اجتماعی قسمت می شوند؛
برخی آثار فردی تقوا عبارت اند از:۱) هدایت:«هـذا بَیانٌ لِلنّاسِ وهُدًی ومَوعِظَةٌ لِلمُتَّقین»
بقره/سوره۲، آیه۲.    
بعضی آثار اجتماعی تقوا که گاهی در کنار صبر بر آن تأکید شده عبارت اند از:۱) بهره مندی از برکات آسمان و زمین:«ولَو اَنَّ اَهلَ القُرَی ءامَنوا واتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکـت مِنَ السَّماءِ والاَرضِ ولـکِن کَذَّبوا فَاَخَذنـهُم بِما کانوا یَکسِبون»
اعراف/سوره۷، آیه۹۶.    
پاره ای از آثار اخروی تقوا عبارت اند از:۱) آخرت نیکو، فرجام پسندیده و رستگاری:«والأخِرَةُ عِندَ رَبِّکَ لِلمُتَّقین»
زخرف/سوره۴۳، آیه۳۵.    
...
آیه ۱۰۲ سوره آل عمران، از آیات مورد استناد در وجوب احتیاط را آیه تقوا گویند.
آیه تقوا ﴿اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقاتِهِ﴾
آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۲.    
به بیان دیگر، اخباری ها می گویند:یکی از مصادیق تقوا دست کم از مصادیق تقوای کامل که در آیات قرآن مطرح است این است که انسان در رویارویی با شبهات از آن ها اجتناب کند. برای مثال، کسی که احتمال می دهد استعمال دخانیات حرام باشد و پس از جست وجو، دلیلی بر حرمت آن پیدا نمی کند، در صورتی که خواسته باشد تقوا - و یا تقوای کامل - را رعایت کند، باید از آن اجتناب نماید، زیرا همچنان احتمال حرمت وجود دارد.
نقد اصولیان از استدلال اخباری ها
اصولیون که در مقابل اخباری ها در شبهه تحریمی حکمی قائل به برائت و عدم وجوب احتیاط هستند به این استدلال سه جواب داده اند: ۱. عقل و برخی از آیات و روایات همانند: «الناس فی سعة ما لا یعلمون»،
نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۸، ص۲۰.    
...
پرهیزگاری، خویشتن داری در برابر خواهش های نفسانی، پرهیز از موجبات خشم خداوند را تقوا گویند.
از منظر قرآن فقط اعمال متقیان پذیرفته است:«... اِنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ المُتَّقین» و به کاری که بنیان آن براساس تقوا نباشد، هرگز اعتنایی نیست ، هرچند ساختن مسجد باشد:«والَّذینَ اتَّخَذوا مَسجِدًا ضِرارًا و کُفرًا... • لاتَقُم فیهِ اَبَدًا لَمَسجِدٌ اُسِّسَ عَلَی التَّقوی مِن اَوَّلِ یَوم اَحَقُّ اَن تَقومَ فیهِ فیهِ رِجالٌ یُحِبّونَ اَن یَتَطَهَّروا واللّهُ یُحِبُّ المُطَّهِّرین • اَفَمَن اَسَّسَ بُنینَهُ عَلی تَقوی مِنَ اللّهِ...» ؛نیز بر پایه روایات فراوانی شرط قبولی اعمال تقواست. تقوا دستور خداوند به خاتم پیامبران (صلی الله علیه وآله):«یاَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللّه...» و نیز سفارش او به پیروان اسلام و دیگر ادیان الهی است و چنانچه ویژگی دیگری بیش از آن به صلاح بندگان و در خوبی، جامع تر و در ارزش عظیم تر و در عبودیت فراگیرتر می بود، خداوند مهربان به آن وصیّت می کرد :«ولِلّهِ ما فِی السَّموتِ وما فِی الاَرضِ ولَقَد وصَّینَا الَّذینَ اوتوا الکِتبَ مِن قَبلِکُم واِیّاکُم اَنِ اتَّقوا اللّهَ». پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) نیز به رعایت تقوای الهی سفارش کرده ، آن را سرآمد کارها و بزرگ ترین وصیت دانسته اند.
اوصاف تقوا در قرآن
در قرآن کریم از تقوا با اوصافی یاد شده که بیانگر اهمیت و جایگاه ویژه آن از دیدگاه قرآن اند:
← بهترین پوشش معنوی
(۱). احکام القرآن، الجصاص (م. ۳۷۰ ق.)، به کوشش عبدالسلام محمد، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ ق.(۲). بحارالانوار، المجلسی (م. ۱۱۱۰ ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.(۳). البرهان فی تفسیر القرآن، البحرانی (م. ۱۱۰۷ ق.)، قم، البعثة، ۱۴۱۵ ق.(۴). تأویل الآیات الظاهره، سید شرف الدین علی الحسینی استر آبادی، (م. ۹۶۵ ق.)، به کوشش استاد ولی، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۹ ق.(۵). التبیان، الطوسی (م. ۴۶۰ ق.)، به کوشش احمد حبیب العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.(۶). تحف العقول، حسن بن شعبة الحرانی (م. قرن۴ ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ ق.(۷). التحقیق، المصطفوی، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۴ ش.(۸). تسنیم، جوادی آملی، قم، اسراء، ۱۳۷۸ ش.(۹). تفسیر اطیب البیان، عبدالحسین طیب، تهران، انتشارات اسلامی، ۱۳۶۴ ش.(۱۰). تفسیر الثوری، سفیان الثوری (م. ۱۶۱ ق.)، به کوشش گروهی از علماء، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۰۳ ق.(۱۱). تفسیر الصافی، الفیض الکاشانی (م. ۱۰۹۱ ق.)، بیروت، نشر اعلمی، ۱۴۰۲ ق.(۱۲). تفسیر العیاشی، العیاشی (م. ۳۲۰ ق.)، به کوشش رسولی محلاّتی، تهران، المکتبة العلمیة الاسلامیه.(۱۳). تفسیر غریب القرآن الکریم، الطریحی (م. ۱۰۸۵ ق.)، به کوشش محمد کاظم، قم، زاهدی.(۱۴). تفسیر القرآن الکریم، الشبّر (م. ۱۲۴۲ ق.)، به کوشش حامد حفنی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۷ ق.(۱۵). تفسیر القمی، القمی (م. ۳۰۷ ق.)، به کوشش الجزائری، قم، دارالکتاب، ۱۴۰۴ ق.(۱۶). التفسیر الکبیر، الفخر الرازی (م. ۶۰۶ ق.)، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۱۳ ق.(۱۷). تفسیر کنزالدقایق، المشهدی، به کوشش العراقی، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۷ ق.(۱۸). تفسیر مجاهد، مجاهد (م. ۱۰۲ ق.)، به کوشش محمد عبدالسلام، دارالفکر الاسلامی الحدیثة، ۱۴۱۰ ق.(۱۹). تفسیر المحیط الاعظم، سید حیدر آملی (م. ۷۸۲ ق.)، به کوشش موسوی تبریزی، وزارت ارشاد، ۱۴۱۴ ق.(۲۰). التفسیر المنسوب الی الامام العسکری(علیه السلام)، به کوشش ابطحی، قم، مدرسه امام مهدی(عج)، ۱۴۰۹ ق.(۲۱). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی و دیگران، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ ش.(۲۲). تفسیر نورالثقلین، العروسی الحویزی (م. ۱۱۱۲ ق.)، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش.(۲۳). التقوی فی القرآن، السید کمال الحیدری، دمشق، مؤسسة دارالصادقین الثقافیة، ۱۴۲۱ ق.(۲۴). جامع احادیث الشیعه، اسماعیل معزی ملایری، قم، مطبعة العلمیة، ۱۳۹۹ ق.(۲۵). جامع البیان، الطبری (م. ۳۱۰ ق.)، به کوشش صدقی جمیل، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ ق.(۲۶). الجامع لأحکام القرآن، القرطبی (م. ۶۷۱ ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ق.(۲۷). الخصال، الصدوق (م. ۳۸۱ ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۶ ق.(۲۸). روضة الواعظین، الفتال النیشابوری (م. ۵۰۸ ق.)، به کوشش سید محمد مهدی، قم، الرضی.(۲۹). زادالمسیر، ابن الجوزی (م. ۵۹۷ ق.)، به کوشش محمد عبدالرحمن، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ ق.(۳۰). سفینة البحار، شیخ عباس القمی (م. ۱۳۵۹ ق.)، به کوشش مجمع البحوث الاسلامیة، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۱۶ ق.(۳۱). شواهد التنزیل، الحاکم الحسکانی، (م. ۵۰۶ ق.)، به کوشش محمودی، تهران، وزارت ارشاد، ۱۴۱۱ ق.(۳۲). عیون الحکم والمواعظ، علی بن محمد اللیثی (م. قرن ۶)، به کوشش حسنی، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۶ ش.(۳۳). غررالحکم، عبدالواحد آمدی (م. قرن ۵)، بیروت، نشر اعلمی، ۱۴۰۷ ق.(۳۴). فتح القدیر، الشوکانی (م. ۱۲۵۰ ق.)، بیروت، دارالمعرفه.(۳۵). فقه القرآن، الراوندی (م. ۵۷۳ ق.)، به کوشش حسینی، قم، کتابخانه نجفی، ۱۴۰۵ ق.(۳۶). الکافی، الکلینی (م. ۳۲۹ ق.)، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ ش.(۳۷). کنزالعمال، المتقی الهندی (م. ۹۷۵ ق.)، به کوشش صفوة السقاء، بیروت، الرسالة، ۱۴۱۳ ق.(۳۸). لسان العرب، ابن منظور (م. ۷۱۱ ق.)، قم، ادب الحوزه، ۱۴۰۵ ق.(۳۹). مجمع البیان، الطبرسی (م. ۵۴۸ ق.)، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق.(۴۰). مستدرک الوسائل، النوری (م. ۱۳۲۰ ق.)، بیروت، آل البیت(علیهم السلام) لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ ق.(۴۱). مشکاة الانوار، الطبرسی (م. قرن ۷)، به کوشش هوشمند، دارالحدیث.(۴۲). المصباح المنیر، الفیومی (م. ۷۷۰ ق.)، قم، دارالهجرة، ۱۴۰۵ ق.(۴۳). معانی الاخبار، الصدوق (م. ۳۸۱ ق.)، به کوشش غفاری، قم، انتشارات اسلامی، ۱۳۶۱ ش.(۴۴). معدن الجواهر، محمد بن علی الکراجکی (م. ۴۴۹ ق.)، به کوشش حسینی، قم، مهر استوار، ۱۳۹۴ ق.(۴۵). مفردات، الراغب (م. ۴۲۵ ق.)، به کوشش صفوان داودی، دمشق، دارالقلم، ۱۴۱۲ ق.(۴۶). مواهب الرحمن، سید عبدالاعلی السبزواری، دفتر آیة الله سبزواری، ۱۴۱۴ ق.(۴۷). میزان الحکمه، ری شهری، قم، دارالحدیث، ۱۴۱۶ ق. المیزان، الطباطبایی (م. ۱۴۰۲ق.)، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.(۴۸). نهج البلاغه، صبحی صالح، تهران، دارالاسوة، ۱۴۱۵ ق.
پرهیزگاری، خویشتن داری در برابر خواهش های نفسانی، پرهیز از موجبات خشم خداوند را تقوا گویند. تقوا درای مراتبی است. که در ذیل ذکر می شود.
آیاتی از قرآن کریم نیز به گونه ای بیانگر درجات تقوا و بالاترین مرتبه آن یعنی تقوای خاص الخاص است: « یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اتَّقوا اللّهَ حَقَّ تُقاتِهِ و لاتَموتُنَّ اِلاّ و اَنتُم مُسلِمون » به فرموده امام صادق علیه السلام، حق تقوا این است که خداوند به گونه ای اطاعت شود که هرگز معصیتی همراه آن نباشد و به شکلی از وی یاد شود که هیچ گاه فراموش نگردد و به طوری از او سپاس گزاری شود که هیچ کفرانی با آن صورت نپذیرد. حضرت علی علیه السلام درباره این آیه فرمود: «قسم به خدا کسی جز ما اهل بیت به آن عمل نکرده است؛ ما هستیم که خدا را یاد می کنیم و هیچ گاه او را فراموش نمی کنیم؛ ماییم که خدا را شاکریم و هرگز وی را ناسپاسی نمی کنیم و ما هستیم که او را اطاعت کرده و هرگز نافرمانی نخواهیم کرد.» آن گاه حضرت فرمود: چون این آیه نازل شد، صحابه گفتند: ما توان عمل به آن را نداریم، پس خداوند آیه «فَاتَّقُوا اللّهَ مَااستَطَعتُم» را ـ به عقیده برخی ناسخ آیه یاد شده است ـ نازل فرمود. .
تقوای خاص
آیه شریفه قرآن، تلویحاً به مراتب و درجات میانی تقوا یعنی تقوای خاص نیز اشاره دارد، زیرا بسته به اختلاف توانایی افراد و میزان درک و همت آنان در رعایت تقوای الهی، درجات و مراتب متفاوتی از آن پدید می آید. آیه «اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللّهِ اَتقـکُم» نیز به تفاوت تشکیکی تقوا اشاره دارد همچنین آیه «لَیسَ عَلَی الَّذینَ ءامَنوا وعَمِلوا الصّــلِحـتِ جُناحٌ فیما طَعِموا اِذا مَا اتَّقَوا وءامَنوا وعَمِلوا الصّــلِحـتِ ثُمَّ اتَّقَوا وءامَنوا ثُمَّ اتَّقَوا واَحسَنوا واللّهُ یُحِبُّ المُحسِنین» تدرّج در تقوا را می رساند.
تقوای عام
گفتنی است نازل ترین مرتبه تقوا، پرهیز از کیفر، مانند آتش جهنم است که در آیات شریفه :«واتَّقوا النّارَ الَّتی اُعِدَّت لِلکـفِرین» «فَاتَّقوا النّارَ الَّتی وقودُهَا النّاسُ والحِجارَةُ اُعِدَّت لِلکـفِرین» «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا قوا اَنفُسَکُم واَهلیکُم نارًا وقودُهَا النّاسُ والحِجارَةُ عَلَیها مَلـئِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعصونَ اللّهَ ما اَمَرَهُم و یَفعَلونَ ما یُؤمَرون» از آن یاد شده و تقوای عام نام گرفته است.
تقوا و ایمان
...
پرهیزگاری، خویشتن داری در برابر خواهش های نفسانی، پرهیز از موجبات خشم خداوند را تقوا گویند.
برای کسب تقوا عواملی ذکر شده که در ذیل به آن ها می پردازیم.
← پیروی از صراط مستقیم
 ۱. ↑ تفسیر المیزان ج۷، ص۳۷۸-۳۷۹.    
دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله تقوا.    
...


تقوا در دانشنامه آزاد پارسی

(از مصدر وقایه، به معنای پرهیزکردن و خویشتن داری) در قرآن، مهم ترین و عام ترین ارزش اخلاقی. اگر به خدای متعال نسبت داده شود، معنایش دوری جستن از عذاب الهی و خداترسی است. این واژه در قرآن کریم، هفده بار و مشتقات آن بیش از ۲۰۰بار در معانی مختلف به کار رفته، از آن جمله است: ۱. محفوظ داشتن؛ ۲. پرهیزگاری و پارسایی؛ ۳. تقیّه کردن و ترسیدن؛ ۴. پروا و خشیت (از مقام پروردگار). با ملاحظۀ معانی یادشده می توان سیر بسط معناییِ تقوا را در قرآن دید. معنای اوّلیۀ تقوا (حایل قراردادن در برابر عذاب الهی) پس از گذشت از مرحلۀ میانی (ترس مؤمنانه از خدا)، موجب رعایت اوامر و نواهی الهی و ملاحظۀ خداوند در همه امور (معنای سوم) می شود. مهم ترین مفهوم هم ردیف با تقوا در قرآن، ایمان است و در بسیاری آیات این دو در کنار هم قرار داده شده اند: (بقره، ۱۰۳؛ اعراف، ۹۶ و محمّد ۳۶). در جای جای قرآن اوصاف متقین وجود دارد، ازجمله (انبیاء، ۴۸ـ۴۹؛ ق، ۳۱ـ۳۳). بخشیده شدن گناهان، امان یافتن از آتش دوزخ و رهایی از ترسِ عذاب، از آثار اخروی تقوا ذکر شده است. برخورداری از نیروی تشخیص حق از باطل (انفال، ۲۹) و برون رفت از تنگناها (طلاق، ۲) از دیگر ثمرات تقواست. توصیه به تقوا در آیات بسیاری ذکر شده، اما در دو آیۀ ۱۰۲ سورۀ آل عمران و آیۀ ۱۶ سورۀ تغابن اهمیتی ویژه دارد. در آیه ۱۳ سورۀ حجرات نیز تقوا تنها ملاک برتری انسان ها در پیشگاه خداوند معرّفی شده است. امام علی(ع) در نهج البلاغه، خطبه هَمّام، به تفصیل اوصاف پارسایان را بیان کرده است.

نقل قول های تقوا

تقوا (پرهیزگاری) همچنین :پارسایی ، زهد موضوع این صفحه است.
• «بنیادی را که بر پرهیزگاری استوار است چیزی نلرزاند، و کشتزاری که آبِ تقوا خورَد، تشته نماند....» نهج البلاغه، خطبه ۱۷ -> علی بن ابی طالب

تقوا در جدول کلمات

معنی تقوا به انگلیسی

piety (اسم)
پارسایی ، تقوا ، تقوی ، خداترسی
pietism (اسم)
پارسایی ، پرهیز گاری ، تقوا ، تقوی
virtue (اسم)
پرهیز گاری ، حسن ، عفت ، پاکدامنی ، پرهیز کاری ، تقوا ، تقوی

معنی کلمه تقوا به عربی

تقوا
مزية

تقوا را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی تقوا

بهزاد ١٠:١٩ - ١٣٩٦/٠٦/٢٢
ترمز در مقابل گناه
شهید مطهری
|

مسعود ایمانی ١٦:٥٦ - ١٣٩٧/٠٢/٢٨
استاد دینانی می گوید: ریشه کلمه تقوا ؛ وقایه است که به این معانی بکار می رود : نگهداشتن _ حفظ کردن_ بازداشتن_ و ....
|

محمود از یزد ١٥:٢٦ - ١٣٩٧/١٠/١٦
معانی متعدد دارد قبل از اسلام یکسری,معنی داشت در قرآن معانی دیگری یافت و بعد از آن تا به امروز تغییرات گسترده یافته است.
تحقیق جامعی در دانشگاه اصفهان در این خصوص صورت گرفته است
|

پیشنهاد شما درباره معنی تقوا



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معني تقوا   • حدیث درباره ی تقوا   • تقوا در قرآن   • تقوا شعر   • داستان در مورد تقوا   • نقاشی تقوا   • مقاله در مورد تقوا   • تقوا ویکی پدیا   • معنی تقوا   • مفهوم تقوا   • تعریف تقوا   • معرفی تقوا   • تقوا چیست   • تقوا یعنی چی   • تقوا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تقوا
کلمه : تقوا
اشتباه تایپی : jr,h
آوا : taqvA
نقش : اسم
عکس تقوا : در گوگل


آیا معنی تقوا مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )