برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1327 100 1

تقویم

/taqvim/

مترادف تقویم: ارزیابی، برآورد، تخمین، سالنامه، سال نما، گاه نامه

برابر پارسی: سالنامه، ارزیابی، برآورد، گاهشمار، گاهنامه

معنی تقویم در لغت نامه دهخدا

تقویم. [ ت َ ] (ع مص ) راست کردن. (تاج المصادر بیهقی )(زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). راست گردانیدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نیکوتر راست کردن. (غیاث اللغات ) (از آنندراج ). راست نمودن. (غیاث اللغات ). تعدیل چیزی. (از اقرب الموارد). راست داشتن. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || راست کردن کژی نیزه را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). قایم کردن چیزی. (آنندراج ). از بین بردن کجی نیزه. (از اقرب الموارد). || (اِمص ) راست شدگی و برابری و تساوی. (ناظم الاطباء). راست کردنی : لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم. (قرآن 95 / 4). در تقویم چنین کسان سعی پیوستن همچنان باشد که شمشیر بر سنگ آزمایند. (کلیله و دمنه ). و چون پادشاهزادگان بازگشتند و مهمات ایشان کفایت شد روی به ضبط مصالح ملک و تقویم موج و اصلاح فاسد... آوردند. (جهانگشای جوینی ).
- احسن تقویم ؛ مأخوذ از آیه ٔ شریفه ٔ فوق ، خوبتر راست کردنی :
بخط احسن تقویم و آخرین تحویل
به آفتاب هویت به چهارم اسطرلاب.
خاقانی.
|| (مص ) قیمت کردن چیزی را. (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). قیمت کردن رخت را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). قیمت کردن متاع. (ازاقرب الموارد). قیمت کردن. (غیاث اللغات ) (از کشاف اصطلاحات الفنون ). ج ، تقاویم. (از اقرب الموارد). ارزیابی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || به قوام آوردن : و یلقی الشکر و یقوم تقویم الجلاب. (قانون بوعلی سینا یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || تعیین و بیان طول و عرض بلدان. || محاسبه کردن وقتها. (از اقرب الموارد). حساب کواکب سال بسال. (مفاتیح ). سنجیدن و قرب و بعد و ارتفاع ستارگان را معین کردن. (از ذیل اقبال نامه ٔ نظامی چ وحید دستگردی ص 103) :
هنر و فضل ترا برنتوانند شمرد
آن بزرگان که بدانند حساب تقویم.
فرخی.
ببین ای سکندر به تقویم راست
که این نکته را ارتفاع از کجاست.
نظامی.
|| (اِ) حساب یکساله ٔ منجمان که هندش بوتهی نامند و هر سالی تقویم دیگر میکنند به استخراج. (شرفنامه ٔ منیری ). حساب یکساله منجمان و آن ورقی چند باشد که در آن حرکات و احوال کواکب سیاره ثبت نمایند. (غیاث اللغات ). به اصطلاح اهل تنجیم راست کردن احو ...

معنی تقویم به فارسی

تقویم
۱ - ( مصدر ) بهاکردن نرخ کردن ارز بستن قیمت کردن . ۲ - راست کردن کجی چیزی را برطرف کردن . ۳ - تعیین اوقات و ازمنه طبق قواعد معین.۴ - ( اسم ) بر آورد ارزیابی . ۵ - ( اسم ) دفتری که در آن حساب روزها و ماههارا درج کنند گاهنامه . جمع : تقویمات .
سنجیدن و معین کردن قرب و بعد و ارتفاع ستارگان و سایر اوضاع آسمانی است
( مصدر ) بها کردن نرخ کردنقیمت کردن .
روی خوب راست قامت
کنایه از خطوط تقویم است
خطی است بنزد ارباب هیئت که از مرکز عالم بیرون آید و بمرکز کواکب می گذرد و بسطح فلک اعلی پایان می یابد .
[ گویش مازنی ] /gaalesh taghvim/ تقویم گالشی و باستانی تبرستان

معنی تقویم در فرهنگ معین

تقویم
(تَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) بهاء جنسی را تعیین کردن . ۲ - راست کردن . ۳ - تعیین اوقات و زمان ها. ۴ - (اِ.) گاهنامه .

معنی تقویم در فرهنگ فارسی عمید

تقویم
۱. تقسیم اوقات به دوره ها و مقیاس های معین.
۲. (اسم) دفترچه یا ورقۀ کاغذ که در آن حساب روزها و ماه ها را چاپ می کنند، گاهنامه.
۳. [قدیمی] راست کردن، کجی چیزی را راست کردن.
۴. [قدیمی] قیمت کردن، بهای جنسی را معین کردن، ارزیابی.
* تقویم جلالی: تقویمی مرکب از دوازده ماهِ سی روزه و پنج روز اضافه در انتهای ماهِ دوازدهم. &delta، این تقویم به امر جلال الدین ملکشاه سلجوقی و به وسیلۀ عده ای از علمای نجوم ترتیب داده شد.
* تقویم رومی: تقویمی که مبدٲ آن ۳۱۲ سال پیش از تاریخ میلادی و ۱۲ سال بعد از فوت اسکندر است، تاریخ اسکندر.
* تقویم شمسی: تقویمی که بر مبنای مدت حرکت زمین به دور خورشید محاسبه می شود.
* تقویم قمری: تقویمی که بر مبنای مدت حرکت ماه به دور زمین محاسبه می شود.
* تقویم مَلِکی: = * تقویم جلالی
* تقویم میلادی: تقویم شمسی، که مبدٲ آن سال تولد حضرت عیسی است.
* تقویم هجری: تقویمی که مبدٲ آن هجرت حضرت رسول از مکه به مدینه است.
* تقویم یزدگردی: تقویمی که مبدٲ آن سال ۶۳۲ میلادی (سال جلوس یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی) است.
بیان عرض و طول و تعیین خراج شهرها.

تقویم در دانشنامه اسلامی

تقویم
معنی تَقْوِيمٍ: داراي قوام کردن(قوام عبارت است از هر چيز و هر وضع و هر شرطي که ثبات و بقايش نيازمند بدان است )
ریشه کلمه:
قوم‌ (۶۶۰ بار)

«تقویم» به معنای چیزی به صورت مناسب در آوردن، و نظام معتدل و کیفیت شایسته است; و گستردگی مفهوم آن، اشاره به این است که خداوند انسان را از هر نظر موزون و شایسته آفرید، هم از نظر جسمی، و هم از نظر روحی و عقلی; چرا که هر گونه استعدادی را در وجود او قرار داده، و او را برای پیمودن قوس صعودی بسیار عظیمی آماده ساخته، و با این که انسان «جرم صغیری» است، «عالم کبیر» را در او جا داده و آن قدر شایستگی ها به او بخشیده، که لایق خلعت «لقد کرمنا بنی آدم» شده است.
تقویم ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • تقویم (گاهشمار)، به معنای گاه شماری• تقویم قمری، گاه شمار تاریخ سال قمری• تقویم شمسی و قمری، گاه شمار تاریخ سال شمسی و قمری
...
یکی از ابزار جهت تعیین اوقات و ازمنه تقویم می باشد.
تقویم، تعیین اوقات و ازمنه، طبق قواعد معین است. در این مدخل، از واژه های «حسبان»، « حساب »،«عدد السنین» و جملات مفید معنای آن استفاده شده است. بدیهی است که در اینجا رویدادها و حوادث تاریخی مدنظر نیست.
معنای لغوی
تقویم از ماده «ق ـ و ـ م» در لغت به معنای راست و تعدیل کردن است.
گاه شماری را تقویم گویند.
تقویم از ماده «ق ـ و ـ م» در لغت به معنای راست و تعدیل کردن است.

تقویم در زبان عربی
استعمال تقویم در معنای گاه شماری در زبان عربی قدمت زیادی ندارد و در معاجم قدیمی تر اثری از آن نیست.

تقویم در زبان فارسی
در زبان فارسی تقویم در دو معنا به کار رفته است:
دانش شناسایی زمان ها که در عربی «معرفة المواقیت» خواند ...


تقویم در دانشنامه ویکی پدیا

تقویم
گاهنامه یا سالنما (سالنامه) یا تقویم بیشتر به محاسبه و نمایش یک دوره یا یک سال گفته می شود.
گاه شماری میلادی
گاه شماری هجری
واژهٔ تقویم معانی گوناگونی دارد:
در لغت نامه دهخدا ذیل این کلمه معانی مختلفی آمده است، از جمله: محاسبه کردن وقت ها، اوراقی چند که در آن حرکات کواکب و تأثیرات آن را نویسند، گاه شمار و …
در قرآن «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم» تقویم به معنی اندازه، تناسب، تعدیل و ترکیب آمده است. در تفسیر تاریخ طبری می خوانیم: «از بهر آن گفت فی احسن تقویم که آنگه، که آدم را بیافرید؛ هیچ خلق بر پشت زمین نبود نیکوتر از آدم، از بهر آن که خدای عزوجل او را به ید خویش بیافرید و ید این جایگاه قدرت است.» در تفسیر نمونه ذیل این آیه آمده است: «تقویم به معنی درآوردن چیزی به صورت مناسب و نظام معتدل و کیفیت شایسته است و…»
تقویم اقتصادی (به انگلیسی: Economic Calendar) جدولی زمانی است که در آن رویدادهای مهم اقتصادی با جزئیات مربوطه (مانند ساعت رویداد، منبع مسئول اعلام نتایج، آمار مربوط به دوره گذشته، پیش بینی کارشناسان از نتایج دوره جاری و...) ذکر می شوند. معامله گران به منظور آگاهی از وقایع مهم اقتصادی که قیمت بازارهای مالی را دستخوش تغییر می کند، از تقویم اقتصادی استفاده می کنند.
شاخص های پیشرو. مانند: شاخص مدعیان بیکاری
شاخص های دنباله رو. مانند: شاخص میزان وام های صنعتی و تجاری
شاخص های همزمان. مانند: شاخص تولیدات صنعتی
تقویم اقتصادی شامل زمان انتشار شاخص های اقتصادی مانند نرخ بیکاری، تولید ناخالص داخلی، نرخ تورم و... است اما محدود به شاخص های اقتصادی نیست. بلکه کاهش زمان فعالیت بانک ها و کارگزاری ها یا تعطیلات بازار (مانند تعطیلات رسمی در ایالات متحده امریکا)، سخنرانی های مهم (مانند سخنرانی رئیس فدرال رزرو)، جلسات کلیدی (مانند نشست کمیته بازار آزاد فدرال رزرو)، گزارش های اقتصادی (مانند کتاب بژ) یا حتی اخبار آنی (مانند خبر یک حمله نظامی) را پوشش می دهد. یک تقویم اقتصادی کامل اثر تقویمی را نیز در بر می گیرد.
شاخص های اقتصادی با وجه تقسیم های گوناگونی دسته بندی شده ا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تقویم در دانشنامه آزاد پارسی

تَقویم
14190600.jpg
هر نوع سامانۀ تقسیم بندی و اندازه گیریِ گُذرِ زمان، در دوره های گسترش یافته ای همچون روز، ماه، و سال؛ و استفادۀ منظم از این تقسیمات با ترتیبی معیّن، به منظورِ ثبتِ رویدادها و مرتب کردنِ برنامه هایِ آینده. تقویم در منظم ساختن حیات مدنی، برگزاری آیین ها، و همچنین مقاصدِ تاریخی و علمی سودمند است. واژۀ تقویم برگرفته از واژه ای عربی به معنای قائم (راست) گردانیدن است. تقویم در گاه شماریِ رویدادها نیز نقشی حیاتی دارد، زیرا گاه شماری با محاسبۀ زمان در تقسیمات یا دوره هایِ منظم ارتباط دارد و از این موارد در تاریخ گذاریِ رویدادها بهره می گیرد. در تقویم، یکاهای زمان را برحسبِ سه نوع حرکتِ دوره ایِ متفاوت تقسیم می کنند: روز یا یک دور چرخش محوری زمین؛ ماه یا یک دور گردشِ کُرۀ ماه بر گِردِ زمین؛ و سال یا یک دور گردشِ زمین به دورِ خورشید. تقویمِ مصری هایِ باستان نخستین تقویمِ کارآمدی بود که با توجه به نیازهایِ متفاوت، از کشاورزی و دادوستد گرفته تا آیین هایِ مذهبی و ملّی، شکل گرفت. مصریان در آغاز کوشیدند تا گذرِ زمان را با توجه به حرکتِ ماه محاسبه کنند و پیش از آن که دست و پای خود را با مجموعۀ تشریفات و آداب در این شکلِ محاسبه ببندند، مبنایِ سنجش زمان و تقویم را بر حرکتِ مداریِ زمین و رصدِ خورشید قرار دادند. ماه مدار خود به دورِ زمین را طی۲۹.۵ روز (یک ماه قمری) کامل می کند. بدین ترتیب، سالِ قمری (۱۲ ماهِ قمری) ۳۵۴ روز و ۸ ساعت و ۴۸ دقیقه است، در حالی که سالِ خورشیدی یا مدت زمانی که زمین یک دور مدار خود بر گردِ خورشید را می پیماید برابر ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه (۲۴۲۱۹۹/۳۶۵ روز) است. نشانه هایی در دست است که مصریان از ۴۰۰۰ تا ۳۰۰۰پ م، تقویمِ ۳۶۵ روزی را برگزیده اند. نخستین اصلاحیه در گاه شماری خورشیدی ۳۶۵ و یک چهارم روزی را یولیوس سِزار، امپراتور روم (۱۰۰ تا ۴۴پ م)، در ۴۶پ م عملی ساخت. سِزار با کمکِ سوسیگنس، اخترشناس اسکندرانی، نوعی تقویم ایجاد کرد که به ۱۲ ماهِ ۳۰ و ۳۱ روزه تقسیم می شد و فقط ماهِ فوریۀ آن ۲۹ روزی بود. دراین شیوۀ گاه شماری که به افتخارِ سِزار، یولیانی نامیده شد، هر چهار سال یک بار یک روزِ اضافی یا کبیسه به انتهای ماهِ فوریه افزوده می شد. اساس گاه شماریِ کنونیِ ایران تقویمِ خورشیدی جلالی یا مَلِکشاهی است. جلال ...

نقل قول های تقویم

تقویم شیوه تعیین و نگهداری و تنظیم حساب زمان و تاریخ است که محور آن سال می باشد.
• نشانه شناسی: نخستین تقویم ها قمری هستند، زیرا مدار قمری برای رصد کردن و بررسی از مدار شمسی کوتاه تر و ساده تر است. تنظیم یک تقویم در واقع تأمیت و تنظیم زمان است، درست همان طور که سدی می بندیم تا جریان یک روخانه را تنظیم کنیم. تنظیم یک تقویم نیز یعنی بر چیزی مستولی شویم و آن را قاعده مند سازیم که نمی توان از آن گریخت. -> ژان شوالیه

تقویم در جدول کلمات

تقویم
سالشمار
تقویم و سالنامه
روزشمار
ماه سریانی برابر با ماه نهم تقویم شمسی
ایلول
ماه سوم تقویم میلادی
مارس
ماهی در تقویم قمری
محرم
هشتمین ماه تقویم عبری
ایار
از سال های 1901تا2000 در تقویم گریگوری
قرن بیستم

معنی تقویم به انگلیسی

estimate (اسم)
ارزیابی ، تقویم ، تخمین ، براورد ، اعتبار ، قیمت ، دیدزنی
calendar (اسم)
سالنامه ، تقویم ، سالنما
appraisal (اسم)
ارزیابی کردن ، ارزیابی ، تعیین قیمت ، تقویم
assessment (اسم)
ارزیابی ، تقویم ، تخمین ، تشخیص ، براورد ، اظهارنظر ، تعیین مالیات ، وضع مالیات
valuation (اسم)
ارزیابی ، تقویم ، بها

معنی کلمه تقویم به عربی

تقویم
تخمين , تقويم , تقييم
تقويم
تقويم
سعر , قدر , قيم
مثمن
قابل للتخمين

تقویم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هادی شجاع
روزنگار
علیزادگان
روزنما
شهریار آریابد
در پهلوی " زیگ " در نسک :فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
محمد صادق نظری
ارزش گذاری کردن
محمدرحیم ریگی
زیگ نامه
کیمیا فلاحی
روزنگار
فر کیانی
تکیم یا تکویم شکل اسلی لغت اربیشده ی تقویم است همانتور که در آلبانی به شکل takim* به مانای قرارگذاشتن *date زمان‌دیدار وعده‌-گاه ملاقات عهدبستن مصادفه مقارنه مواجههencounter meeting appointment rendezvous ثبت شده است. بدینسان روشن میشود که تکویم هیچ رپتی (ربطی) به لغت اربی تقویم به مانای از خمیدگی درآوردن-راست و درست ساختن ندارد.
*پیرس(منبع): English-Albanian by Ilo Stefanllari


حمیدرضا دادگر_فریمان
روزشمار ، گاهنامه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تقویم 1395   • تقویم سال 95 با مناسبت ها   • تقویم میلادی 2016   • دانلود تقویم   • تقویم 1394   • تبدیل تقویم   • تقویم میلادی به شمسی   • تقویم اندروید   • معنی تقویم   • مفهوم تقویم   • تعریف تقویم   • معرفی تقویم   • تقویم چیست   • تقویم یعنی چی   • تقویم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تقویم
کلمه : تقویم
اشتباه تایپی : jr,dl
آوا : taqvim
نقش : اسم
عکس تقویم : در گوگل

آیا معنی تقویم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )