انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1071 100 1

تقیه

/taqiyye/

برابر پارسی: دین پوشی

معنی تقیه در لغت نامه دهخدا

تقیة. [ ت َ قی ی َ ] (ع مص ) پرهیز کردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (منتهی الارب ). || پرهیزکاری. (دهار) (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). پنهان کردن مذهب خویش. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). و رجوع به خاندان نوبختی ص 59 و 66 و 75 شود. آوردن بزبان از روی صلاح وقت چیزی را که در دل غیر آن باشد. (ناظم الاطباء). خودداری از اظهار عقیده و مذهب خویش در مواردی که ضرر مالی یا جانی یا عرضی متوجه شخصی باشد. (فرهنگ فارسی معین ). پنهان کردن مذهب خود یا احتیاط در مقابل کسی که مذهب دیگری دارد. (از دزی ج 1 ص 149). || (اصطلاح فقه ) تقیة اسم است ازاتقی یتقی اتقائاً و تاء آن بدل از واو است چنانکه در تهمه و تخمه. و مراد از آن تحفظ از ضرر غیر است بوسیله ٔ موافقت کردن با او در قول یا فعل مخالف حق.

معنی تقیه به فارسی

تقیه
۱ - ( مصدر ) پرهیز کردن خودداری کردن . ۲ - ( اسم ) پرهیزگاری خود داری . ۳ - خودداری از اظهار عقیده و مذهب خویش در مواردی که ضرر مالی یا جانی یا عرضی متوجه شخص باشد .
پنهان کردن مذهب خویش

معنی تقیه در فرهنگ معین

تقیه
(تَ یِّ) [ ع . تقیة ] (مص ل .) ۱ - پرهیز کردن . ۲ - خودداری از آشکار کردن مذهب خویش برای حفظ جان .

معنی تقیه در فرهنگ فارسی عمید

تقیه
۱. (فقه) خودداری از اظهار عقیده و مذهب، یا تظاهر برخلاف عقیده.
۲. (فقه) خود را هم مذهب دیگران نشان دادن برای حفظ جان.
۳. [قدیمی] پرهیزکاری.
۴. [قدیمی] پرهیز کردن.

تقیه در دانشنامه اسلامی

تقیه
تَقیه ابراز عقیده یا انجام دادن کاری بر خلاف نظر قلبی خود به دلایلی خاص است. ادله قرآنی، روایی و عقلی بر جواز تقیه دلالت دارند.
بحث تقیه در قرون نخستین هجری از مباحث متداول کلامی و فقهی بوده است. در ماجرای محنت در عصر مأمون، بنا به نقل مورخان، برخی دانشمندان اسلامی به سبب تهدید و ارعاب خلیفه، مجبور به پذیرفتن ظاهری نظریه خلقِ قرآن شدند که می توان آن را مصداق تقیه دانست.
شیعیان بیش از سایر پیروان مذاهب اسلامی به التزام به روش تقیه شهرت یافته اند. علت این گرایش را فشارهای گوناگون اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... بر شیعیان و وجود عناصر باطنی در برخی فرقه های شیعی، دانسته اند. برخی نویسندگان اهل سنّت، تقیه را از نقاط ضعف شیعیان دانسته اند و علمای شیعه به این انتقادات پاسخ داده اند.
تقیه
«تقیّه» اسم مصدر اتّقاء است که در آن تاء بدل واو آمده، مانند «تهمة». این کلمه در لغت به معنای پرهیز از خطر می باشد.
«تقیه» در اصطلاح شرع یعنی خودداری از اظهار عقیده و مذهب خویش در مواردی که ضرر مالی یا جانی یا عرضی(آبرو) متوجه شخص باشد؛ و به تعبیر دیگر: رهانیدن خویش از خطری که از ناحیه دیگری به انسان متوجه است، با گفتار یا کردار، بر خلاف وظیفه اولیه شرعیه.
قرآن کریم در این باره می فرماید: «لا یتّخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذلک فلیس من الله فی شیء الاّ أن تتّقوا منهم تقیةً و یحذّرکم الله نفسه و الی الله المصیر»; اهل ایمان را نشاید که مؤمنان را واگذارند و کافران را به دوستی گزینند و هر که چنین کند رابطه اش با خدا گسیخته است جز اینکه بخواهد از این رهگذر، شرّ آنها را از خود دفع سازد. (سوره آل عمران: 28)
تقریباً عموم مذاهب اسلامی بر جواز تقیه در شرایط خاص خود اتفاق نظر دارند و تنها از برخی گروههای مُحَکِّمه در منابع فرقه شناسی گزارش شده است که تقیه را در هیچ شرایطی جایز نمی شمردند. در نقطۀ مقابل، شیعه به وجوب تقیه در برخی شرایط تصریح نموده اند و تأکید بسیاری بر عمل به آن در این شرایط دارند؛ در حالی که تنها جواز آن از اهل سنت گزارش شده است
مسئله تقیه و رعایت آن در مذهب شیعه رائج و معمول بوده، زیرا پیشوایان این مذهب، یعنی امامان و اوصیاء معصوم رسول الله (صلی الله علیه و اله) در عصر حکّام بنی امیه و بنی عباس ـ که از نظر شیعه زمامداران باطل و غاصبان مقام خلافت می باشند ـ می زیسته اند، و با توجه به موقعیت اجتماعی امامان و اعتقادی که بخش عظیمی از مردم به اولویت آنها به مقام زمامداری مسلمین داشته اند، زمامداران وقت، آنها را برای مقام خویش خطر قطعی می پنداشته و از نفوذ آنها سخت در هراس بوده اند؛ لذا پیوسته آنها را زیر نظر می داشته، و آنان در کنار چنان حکّامی در محدودیت شدید می زیسته اند. از این رو بسا می شده ـ به منظور حفظ جان خود و جان پیروانشان ـ مسئله ای را بر خلاف واقع و بر وفق نظر علماء مورد تأیید حکومت وقت، بیان می داشته اند. و گاه می شده که خود امام در مورد حکمی از احکام بر خلاف علم خود و به مقتضای تقیه عمل می کرده، چنانکه اگر حاکم وقت، روزی را که از نظر امام، روز آخر ماه رمضان بود، عید فطر اعلام می کرد، امام نیز به ناچار آن روز را افطار می نمود.
مرحوم طبرسی ذیل آیه: «و اذا رأیت الذین یخوضون فی آیاتنا فاعرض عنهم...فلا تقعد بعد الذکری مع القوم الظالمین)(انعام:68)، نوشته است که جبائی (از مفسرین اهل سنت) گفته: «این آیه دلالت دارد بر بطلان قول شیعه که تقیه را بر پیغمبر و امام جایز می دانند».
سپس مرحوم طبرسی در پاسخ می گوید: «شیعه در موردی تقیه را بر امام جایز می داند که آن حکم، قبلاً بیان شده باشد و حجت بر مکلف تمام باشد، و اما اگر تنها راه دسترسی مکلف به حکم همین مورد باشد، امام را نرسد که در آن مورد تقیه کند».
تقیه
«تقیه»، در اصطلاح عبارت است از: صیانت خویش از صدمه دیگری با ابراز همسویی با او در گفتار یا رفتار مخالف حق؛ و به تعبیر دیگر، پنهان کردن حق و پوشاندن اعتقاد به آن در برابر مخالفان به منظور تحفّظ از زیان دینی و دنیایی.
یکى از مسائلى که در تمامی جمعیت های بشری و در بین همه ادیان الهی و مکتب حیات بخش اسلام به عنوان یکى از اصول مسلم پذیرفته شده است، «اصل تقیه» می باشد؛ زیرا انسجام و اتحاد هر جامعه بشری در برابر دشمن مشترک، از ضرورت هاى اجتناب ناپذیر است که تقیه، در حفظ و گسترش آن نقش بسزایی دارد.
در تقیه بر خلاف نفاق ـ که موضوع آن پنهان کردن شرک و باطل و تظاهر به حق است ـ مؤمن به دلیل بیم از رسیدن ضرر به او از اظهار حقیقت خودداری می کند. تقیه در حقیقت از یک سو، سپر دفاعی برای مؤمن جهت مصون ماندن از تعرّض دشمن و تحفّظ از خطرهای جانی و مالی است و از دیگر سو موجب پیشگیری از اختلاف و خون ریزی و حفظ مذهب و مصالح اجتماعی است.
تقیه ممکن است در معانی ذیل و یا در مقالات ذیل به کار رفته باشد: • تقیه (فقه)، ابراز عقیده یا انجام دادن کاری بر خلاف نظر و اعتقاد قلبی• تقیه از نگاه شیعه، معنای تقیه و شرایط تقیه از منظر شیعه• تقیه در عمل، تقیه در عمل به عمل نکردن مطابق احکام و یا عقاید مذهب حق به سبب ترس از مخالفان• تقیه در فتوا، تقیه در فتوا به کتمان حکم واقعی و ابراز حکم موافق مخالفان• اجماع تقیه ای، بیان رأیِ شنیده شده از امام (علیه السلام) - در زمان حضور - در قالب اجماع ، به سبب تقیه• احکام تقیه ای، احکام ثانوی واقعی در حالت خوف از دشمن• اخبار تقیه، روایات صادر شده در مقام تقیّه و بیان کننده حکم تقیّه• اهداف تقیه، تقیه به معنای ابراز عقیده یا انجام دادن کاری بر خلاف نظر و اعتقاد قلبی• پاسخ شبهات تقیه، تقیه به معنای ابراز عقیده یا انجام دادن کاری بر خلاف نظر و اعتقاد قلبی
...
تقیه مخفی کردن حق و مخفی نگاه داشتن اعتقاد به حق و پرده پوشی از مخالفان است؛ و اینکه در مقابل ایشان چیزی را که به دین یا دنیای تو ضرر می رساند انجام ندهی.ادله قرآنی، روایی و عقلی بر جواز تقیه دلالت دارند.شیعه و اکثر اهل سنت تقیه را لازم ولی در مقابل برخی اهل سنت آن را نامشروع می دانند. علمای مسلمان در بخش ادله روایی به دیدگاه رسول خدا (صلی الله علیه وآله)، صحابه، تابعین و بزرگان اهل سنت که به لزوم تقیه اسرار دارند اشاره کرده اند.
علما و فقهای شیعه در تعریف تقیه، عبارات متفاوتی دارند؛ اما از نظر مضمون تقریباً همه به یک مطلب اشاره دارند.
← شیخ مفید
علاوه بر دلیل عقلی که برای مشروعیت تقیه اقامه می شود، از دلایل نقلی از جمله: آیاتی از قرآن کریم، احادیث نبوی که شیعه و سنی آن را نقل کرده اند، اجماع فقها و... می توان سود برد که به طور اختصار در این باره بحث خواهیم کرد.
← ادله عقلی
 ۱. ↑ مفید، محمد بن محمد، تصحیح اعتقادات الامامیة، ج۱، ص۱۳۷.    
...
علمای مسلمان در تعریف تقیه، عبارات متفاوتی دارند اما از نظر مضمون تقریباً همه به یک مطلب اشاره دارند و آن مخفی کردن حق از دیگران و یا اظهار خلاف آن، برای در امان ماندن از شرّ دشمنان و یا به جهت مصلحتی که ارزشش بیشتر از اظهار حق باشد. البته برخی اهل سنت به جای کلمه تقیه گاهی از کلمه «اکراه» و گاهی «مدارا با مردم» استفاده کرده اند. یکی از وقایعی که پیرامون آن می شود نظریات علمای اهل سنت را بررسی کرد فتنه ای است که تاریخ نویسان اهل سنت از آن به «محنة خلق القرآن» یاد می کنند. در این موضوع علمای اهل سنت تقیه کردن مردم را تأیید و به آن مشروعیت بخشیده اند.
آنچه از کلمات علمای اهل سنت استفاده می شود، این است که ایشان بر مشروعیت تقیه اذعان دارند و در هنگام ضرورت از آن استفاده کرده اند؛ این نکته از کلمات علمای اهل سنت در تعریف تقیه به روشنی قابل رأیت است:
← محمد بن جریر طبری
آنچه از کلمات علمای اهل سنت استفاده می شود، این است که آنها نیز همانند پیروان اهل بیت بر مشروعیت تقیه اذعان دارند و در هنگام ضرورت از آن استفاده کرده اند؛ البته برخی چون نخواسته اند که اعتقاد شیعیان را در مشروعیت تقیه تأیید کنند، اسم آن را عوض و به جای تقیه گاهی از کلمه «اکراه» و گاهی «مدارا با مردم» استفاده کرده اند.علاوه بر آنچه که از قول فخر رازی، ابن خازن، عینی، آلوسی، تاج الدین حنفی، عبد الرحمن سعدی و... در شأن نزول آیات تقیه گذشت، بسیاری دیگر از علمای اهل سنت در کتاب های حدیثی و تفسیری خود، بر مشروعیت تقیه تصریح کرده اند.هر چند که عبارت های ابن بطال، ابن کثیر دمشقی و قرطبی، ارزش و صراحت بیشتری در مشروعیت تقیه دارد؛ اما به ترتیب سال وفات علمای اهل سنت، عبارت هایشان نقل می کنیم:
← قتادة بن دعامه
در تاریخ وقایعی از سیره عملی علمای اهل سنت آمده است که از مسلمان تقیه کرده اند:
← ابوحنیفه
...
تقیه به معنای مخفی کردن حق و مخفی نگاه داشتن اعتقاد به حق و پرده پوشی از مخالفان است؛ و اینکه در مقابل ایشان چیزی را که به دین یا دنیای انسان ضرر می رساند انجام ندهد. اکثر مسلمین تقیه را لازم ولی در مقابل برخی اهل سنت آن را نامشروع می دانند.در مقابل موافقین مشروعیت تقیه ادله متعددی من جمله سیره عملی صحابه پیامبر و وقایع تاریخی مستندی را که مشعر بر مشرعیت تقیه است ذکر کرده اند.
تقیه به معنای دست برداشتن کامل از عقیده نیست؛ بلکه نوعی دیگر از مبارزه برای مکاتب و گروه هایی است که خطر انقراض را احساس می کنند و در حقیقت تغییر شکل مبارزه از شیوه مستقیم به حالت غیر مستقیم و از رویاروئی آشکارا به مبارزه مخفیانه است؛ زیرا در این برهه، تنها این روش است که آنها را از خطر نابودی کامل حفظ می کند.
تقیه صحابی پیامبر از مسیلمه کذاب
روایت فخر الدین رازی در تفسیرش در باره تقیه صحابی رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) از مسیلمه کذاب:«قال الحسن اخذ مسیلمة الکذاب رجلین من اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم فقال لاحدهما: اتشهد ان محمدا رسول الله؟ قال: نعم نعم نعم، فقال: افتشهد انی رسول الله؟ قال: نعم، وکان مسیلمة یزعم انه رسول بنی حنیفة، ومحمد رسول قریش، فترکه ودعا الآخر فقال اتشهد ان محمدا رسول الله؟ قال: نعم، قال: افتشهد انی رسول الله؟ فقال: انی اصم ثلاثا، فقدمه وقتله فبلغ ذلک رسول الله صلی الله علیه وسلم، فقال: اما هذا المقتول فمضی علی یقینه وصدقه فهنیئا له، واما الآخر فقبل رخصة الله فلا تبعة علیه.»
فخر رازی شافعی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر او مفاتیح الغیب، ج۸، ص۱۹۳.    
ابن حزم اندلسی در المحلی می نویسد:«وقد رُوِّینَا من طَرِیقِ شُعْبَةَ قال نا ابو حَیَّانَ یحیی بن سَعْدٍ التَّیْمِیُّ عن ابیه قال قال لی الْحَارِثُ بن سُوَیْدٌ سَمِعْت عَبْدَ اللَّهِ بن مَسْعُودٍ یقول ما من ذِی سُلْطَانٍ یُرِیدُ اَنْ یُکَلِّفَنِی کَلاَمًا یَدْرَاُ عَنِّی سَوْطًا او سَوْطَیْنِ اِلاَّ کُنْت مُتَکَلِّمًا بِهِ؛
ابن حزم ظاهری، علی بن احمد، المحلی، ج۷، ص۲۱۲.    
...
علمای مسلمان در تعریف تقیه، عبارات متفاوتی دارند؛ اما از نظر مضمون تقریباً همه به یک مطلب اشاره دارند و این نکته در همه آنها مشترک است که: تقیه، یعنی مخفی کردن حق از دیگران و یا اظهار خلاف آن، برای در امان ماندن از شرّ دشمنان و یا به جهت مصلحتی که ارزشش بیشتر از اظهار حق باشد. الیته برخی اهل سنت به جای کلمه تقیه گاهی از کلمه «اکراه» و گاهی «مدارا با مردم» استفاده کرده اند.علمای مسلمان حکم عقل را نیز تأیید بر این مسأله می دانند که اگر بین عمل به وظیفه فردی، با شوکت و عزت و قدرت اسلام تقابل و تزاحم باشد، یا بین حفظ جان و عملی واجب یا حرام تقابل صورت گیرد، در این هنگام وظیفه فردی ساقط می شود؛ واینجا عقلا جای تقیه است. بنابراین خواستگاه اصلی تقیه و مهمترین دلیل بر مشروعیت آن، حکم عقل و سیره عملی عقلای عالم اعم از مسلمان و غیر مسلمان است.همچنین مفسرین شیعه و سنی به آیات زیادی بر اثبات مشروعیت تقیه استدلال کرده اند من جمله آیه ۲۸ سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۰۶ سوره نحل وآیه ۲۸ سوره غافر که به خوبی مشعر بر مشروعیت تقیه اند.با این همه برخی تقیه مسلمان از کافر را پذیرفته اند اما برتقیه مسلمان از مسلمان اشکال می کنند که در پاسخ آنها گفته اند که تمام ادله مشروعیت تقیه شامل این قسم هم می شود و جایی برای این تفریع نیست.
تقیه به معنای دست برداشتن کامل از عقیده نیست؛ بلکه نوعی دیگر از مبارزه برای مکاتب و گروه های است که خطر انقراض را احساس می کنند و در حقیقت تغییر شکل مبارزه از شیوه مستقیم به حالت غیر مستقیم و از رویاروئی آشکارا به مبارزه مخفیانه است؛ زیرا در این برهه، تنها این روش است که آنها را از خطر نابودی کامل حفظ می کند.از آنجایی که پیروان اهل بیت (علیهم السّلام) همواره در اقلیت و حکومت ها در اختیار دشمنان آنان بوده، از این روشن مبارزه که آغازگرش خود امیر مؤمنان (علیه السّلام) بوده استفاده بیشتری کرده اند و به جرأت می توان گفت که تقیه نقش تعیین کننده ای در حفظ و بالندگی مکتب شیعه به ویژه در زمان حکومت های بنی امیه و بنی عباس داشته است.
← دیدگاه ابن تیمیه
تقیه، مصدر باب «اتقی یتقی» به معنای صیانت، خودنگه داری و محافظت از خویش است.فیروز آبادی (متوفای۸۱۷هـ) می گوید:«اتقیت الشی ء، وتقیته اتقیه...: حذرته؛
فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، ج۱ ص۱۳۴۴، ناشر:مؤسسة الرسالة – بیروت.    
همآنگونه که در معنای لغوی تقیه تفاوت چندانی در تعریف آن دیده نمی شد، در معنای اصطلاحی آن نیز اختلاف فاحشی به چشم نمی آید و تقریباً تمامی علمای شیعه و سنی از عبارت های مشابهی برای شناساندن آن استفاده کرده اند.در این قسمت ابتدا نظر اندیشمندان شیعه و سپس سنی را نقل می کنیم.
تعریف تقیه از دیدگاه شیعه
...
اخبار تقیّه روایات صادر شده در مقام تقیّه و بیان کننده حکم تقیّه را گویند.
اخبار صادر شده در مقام تقیّه از مخالفان بسیار است. هر گاه مضمون دو روایت با هم مخالفت داشته باشند، در صورتی که مضمون یکی موافق مذهب مخالفان و دیگری مخالف آن باشد، به آن که مخالف است، عمل می شود.
به روایاتی که حکم تقیّه را بیان می کند نیز اخبار تقیّه گفته می شود مانند اخباری که بیان کننده وجوب تقیّه از کفّار و اهل سنت هنگام ترس بر جان یا مال است یا روایاتی که حسن سلوک و مماشات با اهل سنّت و نماز خواندن با آنان را بیان می کند.

انسان گاه در زندگی فردی و اجتماعی در وضعی قرار می گیرد که نمی تواند آزادانه به همه وظایف شرعی خویش عمل کند. ناگزیر باید برخی از آن ها را ترک گوید. سیره مستمر همه خردمندان در این گونه موارد وانهادن آن چیزی است که مهم نبوده یا اهمیت کمتری دارد. به عنوان مثال، در موضوع مورد بحث، پرهیز از کتمان کاری از وظایف همه انسان هاست؛ لیکن گاهی در مقابل آن، وظیفه و مصلحت مهم دیگری قرار می گیرد که از نظر عقل و شرع اهمیت برتری دارد، از این رو اسلام برای حفظ آن مصلحت بالاتر تقیه را جایز دانسته و مسلمانان را به رعایت آن فرمان داده است.
آن مصالح مهم تر از نگاه اسلام عبارت اند از:
← پاسداری از دین و ایمان خود
(۱) سید عبدالحسین شرف الدین (م ۱۳۷۷ ق)، اجوبة مسائل، صیدا، مطبعة العرفان، ۱۳۷۳ ق.(۲) الجصاص (م ۳۷۰ ق)، احکام القرآن، به کوشش عبدالسلام محمد، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ ق.(۳) ابن حجر العسقلانی (م ۸۵۲ ق)، الاصابه، به کوشش علی محمد و دیگران، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ ق.(۴) آل کاشف الغطاء (م ۱۳۷۳ ق)، اصل الشیعه و اصولها، به کوشش علاء آل جعفر، قم، مؤسسه امام علی (علیه السلام)، ۱۴۱۵ ق.(۵) السبحانی، اضواء علی عقائد الشیعه، مؤسسة الامام الصادق (علیه السلام)، ۱۴۲۱ ق.(۶) الطوسی (م ۴۶۰ ق)، الامالی، قم، دارالثقافة، ۱۴۱۴ ق.(۷) عبدالحلیم الجندی، الامام جعفر الصادق (علیه السلام)، قاهرة، ۱۳۹۷ ق.(۸) ابن قتیبة (م ۲۷۶ ق)، الامامة و السیاسه، به کوشش علی شیری، بیروت، شریف رضی، ۱۴۱۳ ق.(۹) المجلسی (م ۱۱۱۰ ق)، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.(۱۰) ابن کثیر (م ۷۷۴ ق)، البدایة والنهایه، به کوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ ق.(۱۱) الزبیدی (م ۱۲۰۵ ق)، تاج العروس، بیروت، مکتبة الحیات.(۱۲) الطبری (م ۳۱۰ ق)، تاریخ الامم والملوک، به کوشش گروهی از علماء، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۳ ق.(۱۳) ابن عساکر (م ۵۷۱ ق)، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ ق.(۱۴) احمد بن یعقوب (م ۲۹۲ ق)، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دارصادر، ۱۴۱۵ ق.(۱۵) الطوسی (م ۴۶۰ ق)، التبیان، به کوشش احمد حبیب العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.(۱۶) علی الکورانی، تدوین القرآن، دارالقرآن الکریم، ۱۴۱۸ ق.(۱۷) شمس الدین الذهبی (م ۷۴۸ ق)، تذکرة الحفّاظ، بیروت، دار احیاء التراث العربی.(۱۸) المفید (م ۴۱۳ ق)، تصحیح اعتقادات الامامیه، به کوشش درگاهی، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۴ ق.(۱۹) الفیض کاشانی (م ۱۰۹۱ ق)، تفسیر الصافی، بیروت، نشر اعلمی، ۱۴۰۲ ق.(۲۰) العیاشی (م ۳۲۰ ق)، تفسیر العیاشی، به کوشش رسولی محلاّتی، تهران، المکتبة العلمیة الاسلامیة.(۲۱) ابن کثیر (م ۷۷۴ ق)، تفسیر القرآن العظیم، به کوشش مرعشلی، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۹ ق.(۲۲) سید مصطفی خمینی (م ۱۳۵۶ ش)، تفسیر القرآن الکریم، نشر آثار الامام (قدس سره)، ۱۴۱۸ ق.(۲۳) القمی (م ۳۰۷ ق)، تفسیر القمی، به کوشش الجزائری، قم، دارالکتاب، ۱۴۰۴ ق.(۲۴) الفخر الرازی (م ۶۰۶ ق)، التفسیر الکبیر، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۱۳ ق.(۲۵) رشید رضا (م ۱۳۵۴ ق)، تفسیر المنار، قاهرة، دارالمنار، ۱۳۷۳ ق.(۲۶) التفسیر المنسوب الی الامام العسکری (علیه السلام)، به کوشش ابطحی، قم، مدرسه امام مهدی (عج)، ۱۴۰۹ ق.(۲۷) مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ ش.(۲۸) العروسی الحویزی (م ۱۱۱۲ ق)، تفسیر نورالثقلین، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش.(۲۹) مرتضی الانصاری (م ۱۲۸۱ ق)، التقیه، به کوشش فارس الحسون، قم، مؤسسة قائم آل محمد (عج)، ۱۴۱۲ ق.(۳۰) مصطفی قیصر العاملی، التقیة عند اهل البیت (علیهم السلام)، المجمع العالمی لاهل البیت (علیهم السلام)، ۱۴۱۵ ق.(۳۱) محمد علی صالح، التقیة فی فقه اهل البیت (علیهم السلام)، بهمن، ۱۴۱۸ ق.(۳۲) التقیه فی الفکر الاسلامی، مرکز الرسالة، قم، مرکز الرسالة، ۱۴۱۹ ق.(۳۳) میرزا علی تبریزی، التنقیح فی شرح العروة الوثقی، تقریرات البحث الخوئی (م ۱۴۱۳ ق)، قم، انصاریان، ۱۴۱۷ ق.(۳۴) الطوسی (م ۴۶۰ ق)، تهذیب الاحکام، به کوشش موسوی و آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۶۵ ش.(۳۵) اسماعیل معزی ملایری، جامع احادیث الشیعه، قم، مطبعة العلمیة، ۱۳۹۹ ق.(۳۶) الطبری (م ۳۱۰ ق)، جامع البیان، به کوشش صدقی جمیل، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ ق.(۳۷) القرطبی (م ۶۷۱ ق)، الجامع لأحکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ق.(۳۸) یوسف البحرانی (م ۱۱۸۶ق)، الحدائق الناضره، به کوشش آخوندی، قم، نشر اسلامی، ۱۳۶۳ ش.(۳۹) غلام رضا کاردان، الرد علی شبهات الوهابیه.(۴۰) امام خمینی (قدس سره)، الرسائل، به کوشش تهرانی، اسماعیلیان، ۱۳۸۵ ق.(۴۱) الانصاری (م ۱۲۸۱ ق)، رسائل فقهیه، به کوشش لجنة تحقیق تراث الشیخ الاعظم، قم، مؤسسة الکلام، ۱۴۱۴ ق.(۴۲) الآلوسی (م ۱۲۷۰ ق)، روح المعانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.(۴۳) ابوالفتوح رازی (م ۵۵۴ ق)، روض الجنان، به کوشش یاحقی و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵ ش.(۴۴) ابن الجوزی (م ۵۹۷ ق)، زادالمسیر، بیروت، المکتب الاسلامی، ۱۴۰۷ ق.(۴۵) الترمذی (م ۲۷۹ ق)، سنن الترمذی، به کوشش عبدالوهاب، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۲ق.(۴۶) البیهقی (م ۴۵۸ ق)، السنن الکبری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۶ ق.(۴۷) ابن ابی الحدید (م ۶۵۶ ق)، شرح نهج البلاغه، به کوشش محمد ابوالفضل، دار احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۸ ق.(۴۸) مغنیه، (م ۱۴۰۰ ق)، الشیعة فی المیزان، قاهرة، دارالشروق، ۱۳۹۹ ق.(۴۹) الجوهری (م ۳۹۳ ق)، الصحاح، به کوشش عبدالغفور العطاری، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۴۰۷ ق.(۵۰) البخاری (م ۲۵۶ ق)، صحیح البخاری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ ق.(۵۱) مسلم (م ۲۶۱ ق)، صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر.(۵۲) سید نور الله التستری (م ۱۰۱۹ ق)، الصوارم المهرقه، به کوشش سیدجلال الدین محدث، تهران، نهضت، ۱۳۶۷ ش.(۵۳) ابن سعد، الطبقات الکبری (م ۲۳۰ ق)، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر؛ عقائد الامامیه، المظفر (م ۱۳۸۱ ق)، قم، انصاریان(۵۴) السبحانی، العقیدة الاسلامیه، قم، مؤسسه امام صادق (علیه السلام)، ۱۴۱۹ ق.(۵۵) الصدوق (م ۳۸۱ ق)، علل الشرایع، به کوشش بحرالعلوم، نجف، مکتبة الحیدری، ۱۳۸۵ ق.(۵۶) ابن ابی جمهور (م ۸۸۰ ق)، عوالی اللئالی، به کوشش عراقی، قم، سیدالشهداء، ۱۴۰۳ ق.(۵۷) ابراهیم الثقفی الکوفی (م ۲۸۳ ق)، الغارات، به کوشش سید جلال الدین المحدث، بهمن، ۱۳۵۵ ش.(۵۸) سید محمد صادق روحانی، فقه ا لصادق (علیه السلام)، قم، دارالکتاب، ۱۴۱۳ ق.(۵۹) علی محمد فتح الدین، فلک النجاه، به کوشش اصغر علی، دارالسلام، ۱۴۱۸ ق.(۶۰) سید محمد حسن بجنوردی، القواعد الفقهیه، به کوشش مهریزی و درایتی، قم، هادی، ۱۴۱۹ ق.(۶۱) مکارم شیرازی، القواعد الفقهیه، مدرسة الامام امیرالمؤمنین (علیه السلام)، ۱۴۱۱ ق.(۶۲) العاملی الشهید الاول (م ۷۸۶ ق)، القواعد والفوائد، به کوشش سید عبدالهادی، قم، مکتبة المفید.(۶۳) الکلینی (م ۳۲۹ ق)، الکافی، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ ش.(۶۴) ابن اثیر علی بن محمد الجزری (م ۶۳۰ ق)، الکامل فی التاریخ، به کوشش عبدالله القاضی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۰۷ ق.(۶۵) امام خمینی (قدس سره) (م۱۳۶۸ش)، کتاب البیع، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۰ ق.(۶۶) الانصاری (م ۱۲۸۱ ق)، الکتاب الطهاره، قم، لجنة تحقیق تراث الشیخ، المؤتمر العالمی لمیلاد الشیخ الانصاری، ۱۴۱۵ ق.(۶۷) محمد امین زین الدین، کلمة التقوی (فتاوی)، قم، مهر، ۱۴۱۳ ق.(۶۸) المتقی الهندی (م ۹۷۵ ق)، کنزالعمال، به کوشش صفوة السقاء، بیروت، الرسالة، ۱۴۱۳ ق.(۶۹) السرخسی (م ۴۸۳ ق)، المبسوط، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق.(۷۰) الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، مجمع البیان، به کوشش گروهی از علماء، بیروت، اعلمی، ۱۴۱۵ ق.(۷۱) الهیثمی (م ۸۰۷ ق)، مجمع الزوائد، به کوشش العراقی و ابن حجر، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۲ ق.(۷۲) لطف الله صافی گلپایگانی، مجموعة الرسائل، قم، مؤسسة الامام المهدی (عج)، ۱۴۰۴ ق.(۷۳) ابن خالد البرقی (م ۲۷۴ ق)، المحاسن، به کوشش حسینی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۲۶ ش.(۷۴) فیاضی، محاضرات فی اصول الفقه، تقریرات بحث الخوئی (م ۱۴۱۳ ق)، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۹ ق.(۷۵) السبحانی، محاضرات فی الالهیات، تلخیص علی ربانی، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۶ ق.(۷۶) مالک بن انس (م ۱۷۹ق)، المدونة الکبری، مصر، مطبعة السعاده.(۷۷) سید مرتضی، مسائل الناصریات، کوشش مرکز البحوث والدراسات، تهران، رابطة الثقافة والعلاقات الاسلامیة، ۱۴۱۷ ق.(۷۸) الشهید الثانی (م ۹۶۵ ق)، مسالک الافهام الی تنقیح شرایع الاسلام، قم، معارف اسلامی، ۱۴۱۶ ق.(۷۹) النوری (م ۱۳۲۰ ق)، مستدرک الوسائل، بیروت، آل البیت (علیهم السلام) لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ ق.(۸۰) احمدبن حنبل (م ۲۴۱ ق)، مسند احمد، بیروت، دار صادر.(۸۱) الطبرسی (م قرن ۷)، مشکاة الانوار، به کوشش هوشمند، دارالحدیث.(۸۲) توحیدی، مصباح الفقاهه، تقریرات بحث الخوئی (م ۱۴۱۳ ق)، قم، مکتبة داوری.(۸۳) الفیومی (م ۷۷۰ ق)، المصباح المنیر، قم، دارالهجرة، ۱۴۰۵ ق.(۸۴) الصدوق (م ۳۸۱ ق)، معانی الاخبار، به کوشش غفاری، قم، انتشارات اسلامی، ۱۳۶۱ ش.(۸۵) الانصاری (م ۱۲۸۱ ق)، المکاسب، به کوشش لجنة التحقیق، المؤتمر العالمی، ۱۴۲۰ ق.(۸۶) امام خمینی (قدس سره)، المکاسب المحرمه، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۰ ق.(۸۷) الشهرستانی (م ۵۴۸ ق)، الملل والنحل، به کوشش سید گیلانی، بیروت، دارالمعرفة.(۸۸) العلامة الحلی (م ۷۲۶ ق)، منتهی المطلب، چاپ سنگی.(۸۹) السبحانی، منشور عقاید الامامیه، مؤسسة امام صادق (علیه السلام).(۹۰) الصدوق (م ۳۸۱ ق)، من لا یحضره الفقیه، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ ق.(۹۱) احمدی میانجی، مواقف الشیعه، قم، النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ ق.(۹۲) ابن تیمیه (م ۷۲۸ ق)، منهاج السنة النبویه، مصر، المطبعة الکبری الامیریة، ۱۳۲۱ ق.(۹۳) ری شهری، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، ۱۴۱۶ ق.(۹۴) الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، المیزان، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.(۹۵) السید محمد بن عقیل (م ۱۳۵۰ ق)، النصائح الکافیه، قم، دارالثقافة، ۱۴۱۲ ق.(۹۶) المقداد السیوری (م ۸۲۶ ق)، نضد القواعد الفقهیه، به کوشش کوه کمری، قم، مکتبة النجفی، ۱۴۰۳ ق.(۹۷) نعمت الله صفری، نقش تقیه در استنباط، قم، دفتر تبلیغات، ۱۳۸۱ ش.(۹۸) سید نعمت الله الجزائری (م ۱۱۱۲ ق)، نور البراهین، به کوشش رجائی، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۷ ق.(۹۹) صبحی صالح، نهج البلاغه، تهران، دارالاسوة، ۱۴۱۵ ق.(۱۰۰) الحر العاملی (م۱۱۰۴ ق)، وسائل الشیعه، قم، آل البیت (علیهم السلام) لاحیاءالتراث، ۱۴۱۲ ق.(۱۰۱) احمد الوائلی، هویة التشیع، بیروت، دارالصفوة، ۱۴۱۴ ق.
درباره تقیه شبهاتی مطرح است.
درباره تقیه شبهاتی مطرح است که مهم ترین آن ها عبارت اند از:
← نوعی دروغگویی
(۱) سید عبدالحسین شرف الدین (م ۱۳۷۷ ق)، اجوبة مسائل، صیدا، مطبعة العرفان، ۱۳۷۳ ق.(۲) الجصاص (م ۳۷۰ ق)، احکام القرآن، به کوشش عبدالسلام محمد، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ ق.(۳) ابن حجر العسقلانی (م ۸۵۲ ق)، الاصابه، به کوشش علی محمد و دیگران، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ ق.(۴) آل کاشف الغطاء (م ۱۳۷۳ ق)، اصل الشیعه و اصولها، به کوشش علاء آل جعفر، قم، مؤسسه امام علی (علیه السلام)، ۱۴۱۵ ق.(۵) السبحانی، اضواء علی عقائد الشیعه، مؤسسة الامام الصادق (علیه السلام)، ۱۴۲۱ ق.(۶) الطوسی (م ۴۶۰ ق)، الامالی، قم، دارالثقافة، ۱۴۱۴ ق.(۷) عبدالحلیم الجندی، الامام جعفر الصادق (علیه السلام)، قاهرة، ۱۳۹۷ ق.(۸) ابن قتیبة (م ۲۷۶ ق)، الامامة و السیاسه، به کوشش علی شیری، بیروت، شریف رضی، ۱۴۱۳ ق.(۹) المجلسی (م ۱۱۱۰ ق)، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.(۱۰) ابن کثیر (م ۷۷۴ ق)، البدایة والنهایه، به کوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ ق.(۱۱) الزبیدی (م ۱۲۰۵ ق)، تاج العروس، بیروت، مکتبة الحیات.(۱۲) الطبری (م ۳۱۰ ق)، تاریخ الامم والملوک، به کوشش گروهی از علماء، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۳ ق.(۱۳) ابن عساکر (م ۵۷۱ ق)، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ ق.(۱۴) احمد بن یعقوب (م ۲۹۲ ق)، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دارصادر، ۱۴۱۵ ق.(۱۵) الطوسی (م ۴۶۰ ق)، التبیان، به کوشش احمد حبیب العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.(۱۶) علی الکورانی، تدوین القرآن، دارالقرآن الکریم، ۱۴۱۸ ق.(۱۷) شمس الدین الذهبی (م ۷۴۸ ق)، تذکرة الحفّاظ، بیروت، دار احیاء التراث العربی.(۱۸) المفید (م ۴۱۳ ق)، تصحیح اعتقادات الامامیه، به کوشش درگاهی، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۴ ق.(۱۹) الفیض کاشانی (م ۱۰۹۱ ق)، تفسیر الصافی، بیروت، نشر اعلمی، ۱۴۰۲ ق.(۲۰) العیاشی (م ۳۲۰ ق)، تفسیر العیاشی، به کوشش رسولی محلاّتی، تهران، المکتبة العلمیة الاسلامیة.(۲۱) ابن کثیر (م ۷۷۴ ق)، تفسیر القرآن العظیم، به کوشش مرعشلی، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۹ ق.(۲۲) سید مصطفی خمینی (م ۱۳۵۶ ش)، تفسیر القرآن الکریم، نشر آثار الامام (قدس سره)، ۱۴۱۸ ق.(۲۳) القمی (م ۳۰۷ ق)، تفسیر القمی، به کوشش الجزائری، قم، دارالکتاب، ۱۴۰۴ ق.(۲۴) الفخر الرازی (م ۶۰۶ ق)، التفسیر الکبیر، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۱۳ ق.(۲۵) رشید رضا (م ۱۳۵۴ ق)، تفسیر المنار، قاهرة، دارالمنار، ۱۳۷۳ ق.(۲۶) التفسیر المنسوب الی الامام العسکری (علیه السلام)، به کوشش ابطحی، قم، مدرسه امام مهدی (عج)، ۱۴۰۹ ق.(۲۷) مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ ش.(۲۸) العروسی الحویزی (م ۱۱۱۲ ق)، تفسیر نورالثقلین، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش.(۲۹) مرتضی الانصاری (م ۱۲۸۱ ق)، التقیه، به کوشش فارس الحسون، قم، مؤسسة قائم آل محمد (عج)، ۱۴۱۲ ق.(۳۰) مصطفی قیصر العاملی، التقیة عند اهل البیت (علیهم السلام)، المجمع العالمی لاهل البیت (علیهم السلام)، ۱۴۱۵ ق.(۳۱) محمد علی صالح، التقیة فی فقه اهل البیت (علیهم السلام)، بهمن، ۱۴۱۸ ق.(۳۲) التقیه فی الفکر الاسلامی، مرکز الرسالة، قم، مرکز الرسالة، ۱۴۱۹ ق.(۳۳) میرزا علی تبریزی، التنقیح فی شرح العروة الوثقی، تقریرات البحث الخوئی (م ۱۴۱۳ ق)، قم، انصاریان، ۱۴۱۷ ق.(۳۴) الطوسی (م ۴۶۰ ق)، تهذیب الاحکام، به کوشش موسوی و آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۶۵ ش.(۳۵) اسماعیل معزی ملایری، جامع احادیث الشیعه، قم، مطبعة العلمیة، ۱۳۹۹ ق.(۳۶) الطبری (م ۳۱۰ ق)، جامع البیان، به کوشش صدقی جمیل، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ ق.(۳۷) القرطبی (م ۶۷۱ ق)، الجامع لأحکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ق.(۳۸) یوسف البحرانی (م ۱۱۸۶ق)، الحدائق الناضره، به کوشش آخوندی، قم، نشر اسلامی، ۱۳۶۳ ش.(۳۹) غلام رضا کاردان، الرد علی شبهات الوهابیه.(۴۰) امام خمینی (قدس سره)، الرسائل، به کوشش تهرانی، اسماعیلیان، ۱۳۸۵ ق.(۴۱) الانصاری (م ۱۲۸۱ ق)، رسائل فقهیه، به کوشش لجنة تحقیق تراث الشیخ الاعظم، قم، مؤسسة الکلام، ۱۴۱۴ ق.(۴۲) الآلوسی (م ۱۲۷۰ ق)، روح المعانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.(۴۳) ابوالفتوح رازی (م ۵۵۴ ق)، روض الجنان، به کوشش یاحقی و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵ ش.(۴۴) ابن الجوزی (م ۵۹۷ ق)، زادالمسیر، بیروت، المکتب الاسلامی، ۱۴۰۷ ق.(۴۵) الترمذی (م ۲۷۹ ق)، سنن الترمذی، به کوشش عبدالوهاب، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۲ق.(۴۶) البیهقی (م ۴۵۸ ق)، السنن الکبری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۶ ق.(۴۷) ابن ابی الحدید (م ۶۵۶ ق)، شرح نهج البلاغه، به کوشش محمد ابوالفضل، دار احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۸ ق.(۴۸) مغنیه، (م ۱۴۰۰ ق)، الشیعة فی المیزان، قاهرة، دارالشروق، ۱۳۹۹ ق.(۴۹) الجوهری (م ۳۹۳ ق)، الصحاح، به کوشش عبدالغفور العطاری، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۴۰۷ ق.(۵۰) البخاری (م ۲۵۶ ق)، صحیح البخاری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ ق.(۵۱) مسلم (م ۲۶۱ ق)، صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر.(۵۲) سید نور الله التستری (م ۱۰۱۹ ق)، الصوارم المهرقه، به کوشش سیدجلال الدین محدث، تهران، نهضت، ۱۳۶۷ ش.(۵۳) ابن سعد، الطبقات الکبری (م ۲۳۰ ق)، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر؛ عقائد الامامیه، المظفر (م ۱۳۸۱ ق)، قم، انصاریان(۵۴) السبحانی، العقیدة الاسلامیه، قم، مؤسسه امام صادق (علیه السلام)، ۱۴۱۹ ق.(۵۵) الصدوق (م ۳۸۱ ق)، علل الشرایع، به کوشش بحرالعلوم، نجف، مکتبة الحیدری، ۱۳۸۵ ق.(۵۶) ابن ابی جمهور (م ۸۸۰ ق)، عوالی اللئالی، به کوشش عراقی، قم، سیدالشهداء، ۱۴۰۳ ق.(۵۷) ابراهیم الثقفی الکوفی (م ۲۸۳ ق)، الغارات، به کوشش سید جلال الدین المحدث، بهمن، ۱۳۵۵ ش.(۵۸) سید محمد صادق روحانی، فقه ا لصادق (علیه السلام)، قم، دارالکتاب، ۱۴۱۳ ق.(۵۹) علی محمد فتح الدین، فلک النجاه، به کوشش اصغر علی، دارالسلام، ۱۴۱۸ ق.(۶۰) سید محمد حسن بجنوردی، القواعد الفقهیه، به کوشش مهریزی و درایتی، قم، هادی، ۱۴۱۹ ق.(۶۱) مکارم شیرازی، القواعد الفقهیه، مدرسة الامام امیرالمؤمنین (علیه السلام)، ۱۴۱۱ ق.(۶۲) العاملی الشهید الاول (م ۷۸۶ ق)، القواعد والفوائد، به کوشش سید عبدالهادی، قم، مکتبة المفید.(۶۳) الکلینی (م ۳۲۹ ق)، الکافی، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ ش.(۶۴) ابن اثیر علی بن محمد الجزری (م ۶۳۰ ق)، الکامل فی التاریخ، به کوشش عبدالله القاضی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۰۷ ق.(۶۵) امام خمینی (قدس سره) (م۱۳۶۸ش)، کتاب البیع، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۰ ق.(۶۶) الانصاری (م ۱۲۸۱ ق)، الکتاب الطهاره، قم، لجنة تحقیق تراث الشیخ، المؤتمر العالمی لمیلاد الشیخ الانصاری، ۱۴۱۵ ق.(۶۷) محمد امین زین الدین، کلمة التقوی (فتاوی)، قم، مهر، ۱۴۱۳ ق.(۶۸) المتقی الهندی (م ۹۷۵ ق)، کنزالعمال، به کوشش صفوة السقاء، بیروت، الرسالة، ۱۴۱۳ ق.(۶۹) السرخسی (م ۴۸۳ ق)، المبسوط، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق.(۷۰) الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، مجمع البیان، به کوشش گروهی از علماء، بیروت، اعلمی، ۱۴۱۵ ق.(۷۱) الهیثمی (م ۸۰۷ ق)، مجمع الزوائد، به کوشش العراقی و ابن حجر، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۲ ق.(۷۲) لطف الله صافی گلپایگانی، مجموعة الرسائل، قم، مؤسسة الامام المهدی (عج)، ۱۴۰۴ ق.(۷۳) ابن خالد البرقی (م ۲۷۴ ق)، المحاسن، به کوشش حسینی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۲۶ ش.(۷۴) فیاضی، محاضرات فی اصول الفقه، تقریرات بحث الخوئی (م ۱۴۱۳ ق)، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۹ ق.(۷۵) السبحانی، محاضرات فی الالهیات، تلخیص علی ربانی، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۶ ق.(۷۶) مالک بن انس (م ۱۷۹ق)، المدونة الکبری، مصر، مطبعة السعاده.(۷۷) سید مرتضی، مسائل الناصریات، کوشش مرکز البحوث والدراسات، تهران، رابطة الثقافة والعلاقات الاسلامیة، ۱۴۱۷ ق.(۷۸) الشهید الثانی (م ۹۶۵ ق)، مسالک الافهام الی تنقیح شرایع الاسلام، قم، معارف اسلامی، ۱۴۱۶ ق.(۷۹) النوری (م ۱۳۲۰ ق)، مستدرک الوسائل، بیروت، آل البیت (علیهم السلام) لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ ق.(۸۰) احمدبن حنبل (م ۲۴۱ ق)، مسند احمد، بیروت، دار صادر.(۸۱) الطبرسی (م قرن ۷)، مشکاة الانوار، به کوشش هوشمند، دارالحدیث.(۸۲) توحیدی، مصباح الفقاهه، تقریرات بحث الخوئی (م ۱۴۱۳ ق)، قم، مکتبة داوری.(۸۳) الفیومی (م ۷۷۰ ق)، المصباح المنیر، قم، دارالهجرة، ۱۴۰۵ ق.(۸۴) الصدوق (م ۳۸۱ ق)، معانی الاخبار، به کوشش غفاری، قم، انتشارات اسلامی، ۱۳۶۱ ش.(۸۵) الانصاری (م ۱۲۸۱ ق)، المکاسب، به کوشش لجنة التحقیق، المؤتمر العالمی، ۱۴۲۰ ق.(۸۶) امام خمینی (قدس سره)، المکاسب المحرمه، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۰ ق.(۸۷) الشهرستانی (م ۵۴۸ ق)، الملل والنحل، به کوشش سید گیلانی، بیروت، دارالمعرفة.(۸۸) العلامة الحلی (م ۷۲۶ ق)، منتهی المطلب، چاپ سنگی.(۸۹) السبحانی، منشور عقاید الامامیه، مؤسسة امام صادق (علیه السلام).(۹۰) الصدوق (م ۳۸۱ ق)، من لا یحضره الفقیه، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ ق.(۹۱) احمدی میانجی، مواقف الشیعه، قم، النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ ق.(۹۲) ابن تیمیه (م ۷۲۸ ق)، منهاج السنة النبویه، مصر، المطبعة الکبری الامیریة، ۱۳۲۱ ق.(۹۳) ری شهری، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، ۱۴۱۶ ق.(۹۴) الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، المیزان، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.(۹۵) السید محمد بن عقیل (م ۱۳۵۰ ق)، النصائح الکافیه، قم، دارالثقافة، ۱۴۱۲ ق.(۹۶) المقداد السیوری (م ۸۲۶ ق)، نضد القواعد الفقهیه، به کوشش کوه کمری، قم، مکتبة النجفی، ۱۴۰۳ ق.(۹۷) نعمت الله صفری، نقش تقیه در استنباط، قم، دفتر تبلیغات، ۱۳۸۱ ش.(۹۸) سید نعمت الله الجزائری (م ۱۱۱۲ ق)، نور البراهین، به کوشش رجائی، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۷ ق.(۹۹) صبحی صالح، نهج البلاغه، تهران، دارالاسوة، ۱۴۱۵ ق.(۱۰۰) الحر العاملی (م۱۱۰۴ ق)، وسائل الشیعه، قم، آل البیت (علیهم السلام) لاحیاءالتراث، ۱۴۱۲ ق.(۱۰۱) احمد الوائلی، هویة التشیع، بیروت، دارالصفوة، ۱۴۱۴ ق.
در این مقاله به بررسی تقیّه و فلسفه آن می پردازیم.
ما معتقدیم: هر گاه انسانی در میان افراد متعصب و لجوج و بی منطبق گرفتار شود که اظهار عقیده در میان آنان، سبب خطر جانی یا مانند آن گردد و از این اظهار عقیده فایده مهمی حاصل نشود، در چنین موردی موظف است عقیده خود را مکتوم دارد، و جان خود را بیهوده بر باد ندهد، و نام این کار را تقیه» می گذاریم و این مساله را از دو آیه در قرآن مجید و دلیل عقل آموخته ایم.
مومن آل فرعون
قرآن درباره مؤمن آل فرعون می فرماید: و قال رجل مؤمن من آل فرعون یکتم ایمانه اتقتلون رجلا ان یقول ربی الله و قد جاءکم بالبینات من ربکم؛ مرد با ایمانی از آل فرعون که ایمان خود را کتمان می کرد (در مقام دفاع از موسی بر آمد و) گفت: آیا می خواهید کسی را به قتل برسانید که می گوید: پروردگار من خداست، در حالی که دلایل روشنی از سوی پروردگارتان برای شما آورده است!»
شاهدی از قرآن برای تقیه
جمله یکتم ایمانه» صراحت در مساله تقیه دارد، آیا سزاوار بود مؤمن آل فرعون ایمان خود را آشکار کند و جان خود را از دست بدهد و کاری از پیش نبرد؟ و درباره بعضی از مؤمنان مبارز و مجاهد صدر اسلام که در چنگال مشرکان لجوج گرفتار شدند دستور تقیه می دهد و می فرماید: لا یتخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذلک فلیس من الله فی شی ء الا ان تتقوا منهم تقاة؛ افراد با ایمان نباید غیر از مؤمنان، کسی را از کافران، دوست و ولی خود قرار دهند، هر کس چنین کند رابطه خود را از خدا بریده است مگر این که (شما در خاطر باشید و) از آنها تقیه کنید».
جایگاه تقیه
...
تقیه مصدر یا اسم مصدر از ریشه (و-ق-ی) و به معنای بر حذر بودن است و در اصطلاح عبارتست از همراهی با مردم در آنچه خوب می انگارند و ترک آنچه بد می دانند.
تقیه عبارتست از اخفاء عقیده و اظهار خلاف آن به خاطر مصلحتی مهم تر. تقیه، همه امور را مباح و جایز می کند و ترک آن حرام است مگر تقیه در اظهار کلمه کف ر و برائت جستن از خدا و ائمه (علیهم السلام) که تا وقتی که شخص بتواند این عمل را انجام ندهد و ضرری بر او نرسیده باشد، ترکش مستحب است. تقیه گاهی خوفی و از ترس ضرر است، گاهی به خاطر جلب دوستی و حفظ و حدت و گاهی به خاطر جلب مصالح دیگر.
مستندات
۱. واجب: در صورتی است که علم یا گمان داشته باشیم که ضرری متوجه ما یا یکی از مومنین بشود.۲. مستحب: در صورتی که یا ضرر، کم اهمیت باشد و یا تقیه در امور مستحب باشد.مثل ترک برخی از فصول و فرازهای اذان.۳. مکروه: اگر تقیه در امور مستحبی باشد ولی هیچ ضرری متوجه ما نباشد و انجام تقیه موجب به اشتباه افتادن مردم در حکم شرعی بشود.۴. حرام: در صورتی که در امور واجب یا حرام، ایمن از ضرر باشیم و یا در کشتن مرد مسلمانی بخواهیم تقیه کنیم.۵. مباح: تقیه در برخی مباحاتی که عامه انجام آنها را ترجیح می دهند ولی ترکش هم ضرری برای جان و مال تقیه کننده ندارد.


تقیه در دانشنامه ویکی پدیا

تقیه
تقیّه (در لغت به معنای تقوی به معنی پرهیز و نگهبانی) لفظی اسلامی است در اشاره به دورویی پیشگیرانه یا انکار باور و تقید مذهبی در مواجهه با آزار. لفظ دیگری که به این مفهوم اشاره دارد، کتمان (در لغت به معنای پوشاندن) معنای خاص تر دورویی از طریق سکوت یا بی توجهی را می دهد.نبو
در شیعه که در آن مؤمنین مجازند وقتی در معرض تهدید آزار یا اضطرار قرار گرفتند باور خود را مخفی کنند، بر رسم تقیه تأکید شده است. به هر روی، این کار در شرایط معینی در اسلام سنی نیز مجاز است.
نخستین بار برخی از صحابه در شرایط سخت اقدام به تقیه کردند. بعدها این رسم برای شیعیان به دلیل تجربهٔ آن ها به عنوان یک اقلیت دینی مورد آزار مشخصاً مهم شد. بنا بر آموزهٔ شیعه، تقیه در شرایطی که خطر شدید مرگ یا از دست دادن اموال وجود دارد و خطری از بابت آن دین را تهدید نمی کند مجاز است. به تقیه به خصوص در بین شیعه دوازده امامیه منظور حفظ وحدت بین مسلمانان و برادری روحانیون شیعه مشروعیت بخشی شده است.
یاردن ماریوما می نویسد: «تقیه یک لفظ فقهی اسلامی است که معنای در حال تغییر آن مرتبط با وقتی است که یک مسلمان طبق شریعت مجاز است دروغ بگوید. تقیه به عنوان مفهومی که معنای آن در بین فرق، دانشوران، کشورها و حکومت های اسلامی تغییر کرده است، بی تردید یکی از الفاظ اصلی مورد استفادهٔ جدلیون اخیر ضد مسلمان است.»
عکس تقیه
اساس تقیه را می توان در آیاتی از قرآن یافت، که شاید صریحترین شان آیه ۲۸ سورهٔ آل عمران باشد. تفاسیر متفقند که استثنای ذکر شده در آیه در خصوص اولیاء (محافظین) گرفتن غیر مؤمنین، به تقیه اشاره دارد؛ واژهٔ محوری تقی است که به عنوان تقیه تأویل و حتی گاهی خوانده می شود. دیگر اقوالی که عموماً به منظور مجاز دانستن تقیه ذکر می شوند آیهٔ اعطا کنندهٔ مجوز انکار اعتقاد به کسانی است که تحت اجبار هستند (نحل:۱۰۶) و نیز داستان مؤمن از قوم فرعون که پیروی موسی بود ولی آیین خود را داشت (غافر:۲۸).
تقیه در تشیع به دلیل احادیث فراوان در ستایش آن از سوی ائمه، از مشروعیتی استثنایی برخوردار است. برخی سنت های بسیار ذکر شده بیان می دارند که تقیه بخشی از دین یا خود دین است و دیگران بر این باورند که نشانه ای از ایمان است. همچنین موتیف تکرار شونده ای در مکتوبات شیعی در خصوص تعداد زیادی از پیامبران و اولیای خداوند وجود دارد که از تقیه در نقاط بحرانی زندگی خود استفاده کرده اند؛ کسانی چون شیث، اصحاب کهف، و نیاکان محمد. در تفاسیر شیعه تفاسیر قرآن بسیاری در ارتباط با تقیه وجود دارد که هیچ ارتباط ظاهری به موضوع ندارد؛ زین رو «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» به نحوی نوآورانه به عنوان «گرامی ترین نزد خداوند مستحکم ترین شما در تقیه است» تفسیر می شود که در آن چندگونگی واژهٔ تقوا به منظور پشتیبانی از تقیه مورد استفاده قرار می گیرد.
تَقیّه صُوریّه با نام وارهٔ ستِّ النِعَم (مارس ۱۱۱۱-ژانویه ۱۱۸۴م) (نسب: ام علی تقیه بنت ابی الفرج غیث بن علی) شاعربانو و ادیب عربی شامی در سدهٔ ششم هجری بود که بیشتر در مصر زیست.
در دایره المعارف بزرگ اسلامی
در «المرجع»
تقیه صوریه پیش از سال ۵۶۹ق/۱۱۷۳م به مصر رفت و در اسکندریه ساکن شد. استادش در اسکندریه، حافظ سلفی بود. تقیه در ژانویه ۱۱۸۴م/ اوایل شوال ۵۷۹ق درگذشت.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تقیه در دانشنامه آزاد پارسی

تَقیّه
اصطلاحی در کلام و فقه اسلامی به معنای پنهان کردن حق و مخفی نگاه داشتن اعتقاد به آن در برابر مخالفان به منظور اجتناب از ضرر. تقیه کننده، برخلاف منافق، در باطن به حق اعتقاد دارد. این واژه به صورت فعل در آل عمران، ۲۸ به کار رفته است. به نظر شیعیان تقیه جایز و گاه واجب و در مواردی نیز حرام است. آنان برای صحت تقیه از قرآن (بقره، ۱۷۳؛ ۱۸۵؛ ۱۹۵؛ آل عمران، ۲۸؛ نحل، ۱۱۵؛ انعام، ۱۴۵؛ حج، ۷۸) و حدیث و ادلۀ عقل و سیرۀ عقلا دلیل می آورند. فقها تقیه را اگر برای حفظ جان باشد واجب و اگر برای حفظ مال باشد مباح می دانند. همچنین اگر تقیه برای جلب محبت مخالفان و مدارا با ایشان باشد مستحب است و اگر به مرگ بی گناهی بینجامد حرام است. تکالیفی که به صورت تقیه ای به جا آورده شده مجزی است و قضا ندارد. عقود جاری شده به صورت تقیه ای نیز اگر تدارک مجددشان مقدور نباشد، کفایت می کنند. امامان شیعه، شیعیان را به این کار تشویق کرده اند و گاه خود نیز در روایات، تقیه پیش گرفته اند. براساس فقه شیعی عباداتی که به تقیه و به صورت نادرست و مطابق با مذهب مخالف به جا آورده شود قضا ندارد. اما در احکام وضعی در صورتی درست است که امکان تدارک آن پس از رفع اضطرار تقیه ای ممکن نباشد.

ارتباط محتوایی با تقیه

معنی تقیه به انگلیسی

reservation (اسم)
ذخیره ، شرط ، قید ، احتیاط ، ملاحظه ، استثناء ، کتمان ، تقیه ، قطعه زمین اختصاصی

معنی کلمه تقیه به عربی

تقیه
حجز

تقیه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

علی اصغر ١٦:٢٦ - ١٣٩٦/٠١/٢٦
پنهان کردن,پرهیز کردن
|

رزاقی ٢٠:٣٦ - ١٣٩٧/١٠/٢٤
تقی شدن باتقوا وپرهیزازجاروجنجال
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تقیه در قرآن   • انواع تقیه   • تقیه از دیدگاه اهل سنت   • موارد تقیه   • اصل تقیه چیست   • تقیه سیاسی   • تقیه در روایات   • تقیه امام حسن   • معنی تقیه   • مفهوم تقیه   • تعریف تقیه   • معرفی تقیه   • تقیه یعنی چی   • تقیه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تقیه
کلمه : تقیه
اشتباه تایپی : jrdi
آوا : taqiyye
نقش : اسم
عکس تقیه : در گوگل


آیا معنی تقیه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )