برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1152 100 1

تلان

معنی تلان در لغت نامه دهخدا

تلان. [ ت َ ](اِ) تالان و تاراج و غارت و یغما. (ناظم الاطباء).

تلان. [ ت َ ] (ع ق ) اکنون. اصل آن ، الان است و «ت » را بر آن افزودند چنانکه در تحین. (منتهی الارب ). الان و اکنون. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). وصلینا کمازعمت تلانا؛ ای الان. (اقرب الموارد).

معنی تلان به فارسی

تلان
چاق، بسیار، فربه وتنومند
اکنون . اصل آن الان است و ت را بر آن افزودند چنانکه در تحین .
[ گویش مازنی ] /tallaan/ خرامان - چاق – فربه

معنی تلان در فرهنگ معین

تلان
(تَ لّ) (ص .) بسیار فربه ، چاق .

معنی تلان در فرهنگ فارسی عمید

تلان
چاق، بسیارفربه، تنومند.

تلان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نازنین زهرا
چاق و فربه
شهرام
تنومند و فربه و سرحال

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تلان   • مفهوم تلان   • تعریف تلان   • معرفی تلان   • تلان چیست   • تلان یعنی چی   • تلان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تلان
کلمه : تلان
اشتباه تایپی : jghk
عکس تلان : در گوگل

آیا معنی تلان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )