انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1057 100 1

تمرکززدایی

تمرکززدایی در دانشنامه ویکی پدیا

تمرکززدایی
تمرکززدایی (به انگلیسی decentralization) به معنای برقراری ارتباط بدون وجود مرکزیت خاص است. در حالت غیرمتمرکز، برای برقراری ارتباط و انجام یک هدف، مجموعه درگیر به طور مستقیم با یکدیگر تعامل می کنند و واسطه یا نهاد مرکزی در بین مسیر قرار ندارد. مقابل این تعریف، متمرکز قرار دارد که همه رویه و پروسه ها از درگاه یک مرکزیت عبور می کند و به مرحله ظهور خواهد رسید.
خوبروی پاک، محمدرضا (۱۳۸۴). تمرکززدایی و خودمدیری. نشر چشمه.
sidjanski، dusan (۲۰۰۱). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
تمرکززدایی فرایند توزیع کردن اداره تصمیم گیری به طور نزدیکتر به مردم است. توزیع اجراییات یا دولت در بخشهایی مثل مهندسی، مدیریت، علوم سیاسی، اقتصاد سیاسی، جامعه شناسی، تکنولوژی و اقتصاد را شامل می شود. در زمینه توزیع جمعیت و اشتغال هم ممکن است.جوهر دموکراسی، تجدید اختیارات به کار گیری قدرت است که در نهایت به مشروطه سازی قدرت می رسد. به این معنا که دارندگان قدرت تنها در شرایط تعیین شده از پیش، می توانند قدرت خود را به کار ببرند. نهادها، هنگامی ارزش و اعتبار دارند که به حقوق شهروندان احترام بگذارند و این الزام و اقتضای آزادی است. تمرکززدایی راه دموکراتیک کردن جامعه است زیرا تصمیمات جمعی شهروندان را به هم نزدیک کرده و کمک موثری برای ایجاد دموکراسی محلی است.
واژه «تمرکززدایی» در سال 1794 با تشکیل یک حکومت جدید به وسیله ی دیرکتوار فرانسه پس از -انقلاب فرانسه به کار رفت. این واژه در دهه 1820 رایج شد. تمرکز در اوایل دهه 1800 وارد انگلیسی شد. در میانه دهه 1800 الکسی دو توکویل نوشت انقلاب فرانسه با «فشار به سوی تمرکززدایی شروع شد..ولی به گسترشی از بدل شد» در 1863 موریس بلاک بوروکرات فرانسوی مقاله ای با این عنوان نوشت که در آن پویایی های حکومت و تلاش در جهت تمرکززدایی را بررسی کرد..
در بسیاری از کشورهای اروپایی، جنبش وسیع تمرکززدایی از دهه هفتادِ قرن بیستم آغاز شد. تمرکز بیش از حد این کشورها، سبب بی علاقگی مردم نسبت به جامعه های محلی خود شد که به صورت عدم مشارکت در انتخابات محلی یا مشارکت بسیار کم مردم بروز می کرد. مهاجرت از روستاها نیز، که پیش از آن هستهٔ اصلی جامعه های پایه بودند این بی علاقگی را تشدید می نمود. گرایش همگانی در اروپا بر اساس کم کرد قدرت دولت مرکزی و کوشش برای شکوفایی ویژگی های محلی و منطقه ای است. در کشورهای عضو اتحادیه اروپا، بسیاری از کشورها، روش خودمدیری محلی را پذیرفته اند. ایتالیا آن را فدرالیسم اداری می خواند و انگلستان از راه اختیارسپاری به آن عمل می کند. در آلمان و بلژیک نظام فدرالیسم برقرار است. در اسپانیا، مقامات محلی، در چارچوب صلاحیت های واگذار شده قدرت واقعی را دارند. در کنگره ای که در ۱۷ مارس ۲۰۰۳، از نمایندگان پارلمان فرانسه تشکیل شد آن ماده از قانون اساسی که فرانسه را جمهوری غیرقابل تجزیه می خواند تغییر یافت و به آن اضافه شده است: سازمان جمهوری نامتمرکز است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تمرکززدایی در دانشنامه آزاد پارسی

تمرکززدایی (decentralization)
پراکندگی جمعیت یا واحدهای صنعتی از یک نقطۀ مرکزی. یکی از روش های رایجِ تمرکز زدایی در کشورهای توسعه یافته مقابله با شهرنشینی است، که مراکز صنعتی و افراد انسانی را به بیرون از شهرها انتقال می دهند.

ارتباط محتوایی با تمرکززدایی

تمرکززدایی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تمرکززدایی   • مفهوم تمرکززدایی   • تعریف تمرکززدایی   • معرفی تمرکززدایی   • تمرکززدایی چیست   • تمرکززدایی یعنی چی   • تمرکززدایی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تمرکززدایی
کلمه : تمرکززدایی
اشتباه تایپی : jlv;ccnhdd
عکس تمرکززدایی : در گوگل


آیا معنی تمرکززدایی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )