برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1288 100 1

تمکين

/tamkin/

مترادف تمکين: انقیاد، تسلیم ، اطاعت، پیروی، تبعیت، فرمانبرداری، متابعت ، احترام، بزرگداشت، سازگاری، به فرمان بودن، فرمان بردن، متابعت کردن ، سازگار بودن

متضاد تمکين: تمرد، سرپیچی، عصیان، یاغیگری، نافرمانی، سرکشی کردن، ناسازگاربودن، ناسازگار

برابر پارسی: سرفرو آوردن، گردن نهادن

معنی تمکين در لغت نامه دهخدا

تمکین. [ ت َ ] (ع مص ) دست دادن. || جای دادن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (آنندراج ). جای دادن و پابرجا کردن. (غیاث اللغات ). پای بر جای کردن و توانا و قادر گردانیدن برچیزی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). قادر و مسلط گردانیدن کسی را بر چیزی. (از اقرب الموارد) :
ز روزگارش یاریست وز فلک تأیید
ز کردگارش توفیق وز ملک تمکین.
فرخی.
بنازد همی تاج و تخت و نگین
ز تمکین و امکان خسرو ملک.
مسعودسعد.
|| (اِ) شوکت و وقار و هنگ و جاه و جلال و قدرت و قوت و عدم حرکت. (ناظم الاطباء). مکانت بخشیدن : آن جماعتی که در روی زمین صاحب تمکین ساختیم ایشان را، نماز را برپاداشتند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 314).
گر گوئیش که یکدم بنشین و علم بشنو
کو خود سخن نگوید جز با وقار و تمکین.
ناصرخسرو.
گرامی کردش از تمکین خود شاه
نشاند او را و خالی کرد خرگاه.
نظامی.
نشیند تا به صد تمکینش آرند
چو مه در محمل زرینش آرند.
نظامی.
کرا وصف لولاک تمکین بس است
ثنای تو طه ویس بس است.
سعدی (بوستان ).
چو تمکین وجاهت بود بر دوام
مکن زور بر مرد درویش عام.
که افتدکه با جاه و تمکین شود...
سعدی (بوستان ).
فلک را این همه تمکین نباشد
فروغ مهر و مه چندین نباشد.
سعدی.
|| استواری. پایداری :
پای استدلالیان چوبین بود
پای چوبین سخت بی تمکین بود.
مولوی.
|| اطاعت و فرمانبرداری. (ناظم الاطباء). || یکی از مقامات سالکان. (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). تمکین زوال بشریت است که آن را مرتبت فنا و فقر گویند... تمکین عبارت از اقامت محققان است در محل کمال و درجت اعلی و اهل مقام از مبتدیانند و اهل تمکین از منتهیان. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و کشف اللغات و مصطلحات عرفانی دکتر سجادی شود. || جرأت. یارائی. توانائی : هیچکس را تمکین آن نباشد که خداوند را گوید که فلان کار بد کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 61). گفتم بنده این به هراه باز گفته است و بر لفظ عالی رفته که ایشان را این ت ...

معنی تمکين به فارسی

پابرجاکردن، نیرووقدرت دادن، توانایی دادن
۱ -( مصدر ) دست دادن بفرمان بودن فرمان بردن . ۲ - قبول کردن پذیرفتن . ۳ - پابرجا کردن . ۴ - نیرو دادن قدرت دادن . ۵ - ( اسم ) فرمانبرداری . ۶ - احترام . ۷ - توانایی . جمع : تمکینات .
سید رضا خان . وی در حوالی کرمانشاهان می زیست و از احفاد شاه نعمت الله ولی بود و در عرفان و تصوف مقامی بلند داشت .
تمکین کردن مدح و وقع گذاشتن .
حاج زین العابدین ابن ملا اسکندر شیروانی به سال ۱۱۹۳ در شماخی متولد شد و در آن جا به تحصیل پرداخت و به فقر متمایل گشت و سپس به بغداد رفت و از آن جا به عراق عجم و گیلان و شیروان و مغان و طالش و آذربایجان و طبرستان و قهستان و .... سفر کرد و سپس به هندوستان رفت و مدتی در شهر دهلی و اله آباد و کجرات و دکن متوقف نمود . اوراست کتاب بستان السیاحه .
تمکین کردن . اطاعت کردن
( مصدر ) ۱ - فرمان بردن اطاعت کردن . ۲ - قبول کردن پذیرفتن .
رخصت بافتن . اجازه یافتن عملی را .
آنکه بسنگینی امری را بپذیرد و دیر انجام دهد سخت تمکین : برس بداد من ای ساقی گران تمکین که تو به منفعل از روی نوبهارم کرد .

معنی تمکين در فرهنگ معین

(تَ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - فرمان بردن . ۲ - پابرجا کردن ، به کسی فرمان دادن .

معنی تمکين در فرهنگ فارسی عمید

۱. قبول کردن، پذیرفتن.
۲. فرمان کسی را پذیرفتن.
۳. [قدیمی] پابرجا کردن.
۴. [قدیمی] نیرو و قدرت دادن.
۵. [قدیمی] به کسی توانایی دادن که به امری یا چیزی دست یابد.

تمکين در دانشنامه اسلامی

تمکین در لغت به دو معنا است:۱- سلطه و اختیار دادن به دیگری است؛۲- مستقر کردن و تثبیت کردن
در کتابهای طهارت، صلات و تجارت و نکاح، اصطلاح تمکین به کار رفته است. اما این اصطلاح بیشتر با مباحث مربوط به نکاح نمود دارد.
در کتاب نکاح، تمکین به معنای پاسخ دادن زن به خواسته های مشروع جنسی همسر خود تعریف شده است اما در کتاب های حقوقی تمکین دارای دو معنای اصطلاحی است. تمکین عام، به معنی قبول ریاست شوهر بر خانواده و محترم شمردن اراده او در تربیت فرزندان و اداره مالی و اخلاقی خانواده است. و تمکین خاص ناظر به رابطه جنسی زن با شوهر و پاسخ دادن به خواسته های مشروع او است.
تمکین به معنای سلطه و اختیار دادن به دیگری است.
تمکین یک واژه های فقهی است که معمولا در بحث نکاح مورد استفاده قرار می گیرد و یکی از حقوق زوج بر عهده زوجه تمکین زوجه است. تمکین به دو نوع «تمکین خاص» و «تمکین عام» تقسیم می شود. تمکین خاص به برآوردن درخواست های جنسی شوهر و تمکین عام به انجام وظایف خانوادگی، اطاعت از شوهر و پذیرفتن ریاست شوهر بر خانواده است.
در کتاب «حقوق خانواده» نوشته دکتر صفایی و امامی چنین آمده است:
«از جمله آثار ریاست مرد بر خانواده، تکلیف تمکین برای زن است. تمکین دارای یک معنی خاص و یک معنی عام است. تمکین به معنی خاص آن است که زن نزدیکی جنسی با شوهر به طور متعارف را بپذیرد و جز در مواردی که مانع موجهی داشته باشد از برقراری رابطه جنسی با او سر باز نزند.
اما تمکین به معنای عام، آن است که زن وظایف خود را نسبت به شوهر انجام دهد و از او در حدود قانون و تعارف اطاعت کند و ریاست شوهر را در خانواده بپذیرد. پس اگر شوهر توقعات نامشروع یا نامتعارفی از زن داشته باشد زن مکلف به اطاعت از او نیست. مثلاً اگر شوهر، زن را از ادای فرایض مذهبی باز دارد یا از زن بخواهد که اموالش را به او انتقال دهد، زن می تواند از اطاعت شوهر سر باز زند.»
تمکین از حقوق واجب شوهر بر زن است و در صورت خودداری زن از آن بدون عذر، نفقه او به سبب تحقق نشوز بر شوهر واجب نخواهد بود. البته در فقه، این بحث مطرح است که آیا نفقه زوجه به ...

تمکين در دانشنامه ویکی پدیا

تمکین می تواند به موارد زیر اشاره کند:
نشوز، مفهومی در فقه اسلامی
تمکین کرمانشاهی، شاعر کردی زبان
ایزوترم جذب تمکین یا معادله تِمکین یا ایزوترم تِمکین یا معادله جذب تِمکین، یکی از ایزوترم های جذب
آرون تمکین بک، روانپزشک آمریکایی
کریم کوهساری یا کریم تمکین(۱۲۹۹–۱۳۵۷)، متولد کرمانشاه، متخلص به تمکین شاعر کرمانشاهی بود که به فارسی و گویش کرمانشاهی شعر می سرود.
ت‍م‍ک‍ی‍ن ک‍رم‍ان‍ش‍اه‍ی، ک‍ری‍م، دی‍وان ت‍م‍ک‍ی‍ن ک‍رم‍ان‍ش‍اه‍ی ش‍ام‍ل اش‍ع‍ار ک‍ردی و ف‍ارس‍ی و ن‍وح‍ه ه‍ا، ب‍ک‍وش‍ش ف‍رش‍ی‍د ی‍وس‍ف‍ی، م‍ه‍ران، ۱۳۶۹.
کریم تمکین فرزند «محمود کوهساری» شاعر کرمانشاهی است. تمکین در سال ۱۳۲۷ در اداره پست و تلگراف استخدام شد و تا بازنشستگی اش در سال ۱۳۵۶ کار خود را در این اداره ادامه داد. وی در سال ۱۳۴۱ نام خانوادگی خود را از «کوهساری» به «تمکین» تبدیل کرد. تمکین در اسفندماه ۱۳۵۷ درگذشت.
دیوان اشعار کریم تمکین شامل اشعار کردی، فارسی و نوحه ها به کوشش فرشید یوسفی با مشخصات زیر چاپ شده است:
اشعار او به زبان های فارسی و کردی است. بیشتر اشعار فارسی به جا مانده از او مدایح، مراثی و مولودیهایی است که مقدسات دینی و مذهبی در آن ها مطرح شده اند. تمکین در اشعار کردی سبک ویژه خود را دارد. مسمطهایی که تمکین با مضامین اجتماعی به زبان کردی کرمانشاهی سروده، بسیار ساده و روان است و قدرت او را در صنعت سهل و ممتنع نشان می دهد.
ایزوترم جذب تمکین (به انگلیسی: Temkin adsorption isotherm) یا معادله تمکین یا ایزوترم تمکین یا معادله جذب تمکین یکی از ایزوترم های جذب است. در این ایزوترم مقدار مادهٔ جذب شده با لگاریتم فشار جذب شونده متناسب است. این رابطه به صورت زیر بیان می شود:
جذب سطحی
θ = A ⋅ ln ⁡ p + B {\displaystyle \theta =A\cdot \ln p+B ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تمکين در دانشنامه آزاد پارسی

تَمکین
(در لغت به معنای اطاعت، تن در دادن) در اصطلاح فقه امامیه دو معنی دارد: تمکین عام که عبارت است از حسن معاشرت زن با شوهر و اطاعت از او در امور زناشویی؛ و تمکین خاص که عبارت است از نزدیکی جنسی با شوهر هرگاه که او بخواهد جز در مواردی که شرع وی را معذور داشته است، مانند ایام حیض و بیماری. براساس مادۀ ۱۱۰۸ قانون مدنی، هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زناشویی امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود. علاوه بر آن، مادۀ ۱۱۱۷ قانون مدنی به مرد اختیار داده که زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن است، منع کند. چنانچه زن علی رغم آن به کار خود ادامه دهد ناشزه محسوب می شود و مستحق نفقه نخواهد بود. در مواردی قانون به زن اجازه داده است که از تمکین خودداری کند بدون آن که این امتناع، حق او به دریافت نفقه را ساقط نماید. ازجمله مواردی که امتناع زن از ایفای وظایف زناشویی شرعاً جایز شمرده شده آن است که زن بیمار شود و پزشک نزدیکی جنسی با شوهر را منع کرده و یا زن در عادت زنانگی باشد، و یا هرگاه زن برای انجام تکالیف مذهبی واجب اجازۀ بیرون رفتن از منزل را از شوهر بخواهد و او اجازه ندهد. همچنین، عدم تمکین در دو مورد موجب اسقاط حقوق مالی زوجه می شود: ۱. طبق شرط ضمن عقد مندرج در اسناد نکاحیه هرگاه طلاق بنا به درخواست زوج بوده و به تشخیص دادگاه درخواست طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری و یا سوءاخلاق و رفتار وی نباشد، زوج موظف است تا نصف دارایی موجود خود را که در طی زندگی مشترک با او به دست آورده یا معادل آن را به زوجه منتقل کند. اجرای این شرط منوط به امضای آن توسط زوج در سند ازدواج است. در صورت عدم تمکین، زن از این حق محروم می شود. ۲. به موجب تبصرۀ شش ماده و احدۀ اصلاح مقررات طلاق، مصوبِ ۱۳۷۰، هرگاه تقاضای طلاق از طرف زوج ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوءاخلاق و رفتار وی نباشد، دادگاه مبلغی را بابت اجرت المثل کارهایی که زوجه در طی زندگی مشترک به درخواست زوج انجام داده است، تعیین می کند و به پرداخت آن حکم می دهد. در صورت عدم تمکین، زن از این حق محروم می شود.

ارتباط محتوایی با تمکين

معنی تمکين به انگلیسی

obedience (اسم)
متابعت ، تمکین ، خشوع ، اطاعت ، فرمان برداری ، حرف شنوی ، رامی
amenability (اسم)
جوابگویی ، سازگاری ، تبعیت ، احساس مسئولیت ، تمکین
deference (اسم)
تمکین ، تسلیم ، احترام ، تن دردهی
docility (اسم)
تمکین ، خشوع
calmness (اسم)
سامان ، تمکین ، ملایمت ، روح ، ارامش ، متانت ، خون سردی

تمکين را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تمکین چیست   • سایت تمکین   • معنی تمکین   • تمکین نکردن زن   • عدم تمكين زن از شوهر   • عدم تمکین و مهریه   • مجازات عدم تمکین   • تمکین خاص   • معنی تمکين   • مفهوم تمکين   • تعریف تمکين   • معرفی تمکين   • تمکين چیست   • تمکين یعنی چی   • تمکين یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تمکين
کلمه : تمکين
اشتباه تایپی : jl;يk
آوا : tamkin
نقش : اسم
عکس تمکين : در گوگل

آیا معنی تمکين مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )