انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1097 100 1

تنفس

/tanaffos/

مترادف تنفس: استنشاق، دم وبازدم، شهیق، نفس کشیدن، دم زدن، استنشاق کردن

برابر پارسی: دمیدن، آهیدن، هو، دمش، دم وبازدم

معنی تنفس در لغت نامه دهخدا

تنفس. [ ت َ ن َف ْ ف ُ ] (ع مص ) نفس زدن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). دم برزدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). داخل کردن نفس به ریه وخارج کردن از آن ، و هر ریه داری متنفس است. (از اقرب الموارد). دم و نفس و دم زدگی و نفس کشیدگی و دم برآوردگی. (ناظم الاطباء). || باد سرد کشیدن. (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دم سرد دراز کشیدن از رنج و سختی. (از اقرب الموارد).
- تنفس سرد ؛ آه سرد. (ناظم الاطباء).
|| پراکنده شدن نور صبح. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). دمیدن و روشن شدن صبح. (آنندراج ). دمیدن صبح ، منه قوله تعالی : والصبح اذا تنفَّس . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تبلج صبح. (اقرب الموارد). || روز درآمدن. (تاج المصادر بیهقی ). برآمدن روز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شکافته شدن کمان. (تاج المصادر بیهقی ). شکافتن کمان ، یقال : تنفست القوس ؛ اذا تصدعت و انشقت. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). || آب پاشیدن موج. (تاج المصادر بیهقی ). آب پاشیدن دریا به موج ، یقال : تنفس الموج ؛ اذا نضح الماء. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بلند شدن آب دریا بموج. (آنندراج ). || آب خوردن از آوند بی جدا کردن از آوند دهن را. (از منتهی الارب )(از ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). || یا به سه دم جداگانه آب خوردن در آن ، از اضداد است. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و فی الحدیث انه (ص ) کان یتنفس فی الاناء و نهی عن التنفس فی الاناء. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || اطالة: لقد ابلغت و اوجزت فلوکنت تنفست ؛ ای اطلت. (اقرب الموارد). || خارج شدن باد از زیر: کنا عنده فتنفس. (از اقرب الموارد).

معنی تنفس به فارسی

تنفس
نفس کشیدن، دم زدن
۱-( مصدر ) داخل ریه شدن هوادم بر کشیدن دم زدن نفس کشیدن . ۲ - تفرج کردن . ۳- ( اسم ) دم زنی نفس کشی . ۴ - ( اسم ) استراحت و تعطیل بین ساعتهای درس مدرسه و کار مجلسی یا انجمنی . جمع : تنفسات . یا جهاز تنفس . دستگاه تنفس که عبارتست از راههای ورود هوا( منخریندهانقصبه الریه ریتین ). یا دستگاه تنفس . یا جهاز تنفس . اعضایی از بدن که عمل تنفس را انجام دهند مانند : منخرین دهان قصبه الریه ریتین .
[entr'acte] [سینما و تلویزیون، هنرهای نمایشی] 1. فاصلۀ بین دو پرده از یک نمایش برای استراحت تماشاگران و بازیگران 2. فاصلۀ زمانی در میانۀ نمایش فیلم برای استراحت تماشاگران
کنایه از دمیدن و روشن صبح .
[anaerobic respiration] [زیست شناسی-میکرب شناسی] تنفسی که در آن گیرندۀ نهایی الکترون، یک مادۀ معدنی غیر از اکسیژن مولکولی هواست
[diffusion respiration] [زیست شناسی] مبادلۀ گازهای تنفسی از غشای یاخته یا پوشش های تنفسی
[aerobic respiration] [زیست شناسی-میکرب شناسی] تنفسی که در آن گیرنده نهایی الکترون، اکسیژن مولکولی هواست
( مصدر ) نفس کشیدن دم زدن .
[respiration rate, specific oxygen uptake rate, SOUR] [مهندسی محیط زیست و انرژی] آهنگ مصرف اکسیژن براثر واکنش های زیستی
نوعی از زهد فقر است که از شب نیت میکنند .
هوای مناسب برای تنفس قابل نفس کشیدن

معنی تنفس در فرهنگ معین

تنفس
(تَ نَ فُّ) [ ع . ] (مص ل .)۱ - نفس کشیدن . ۲ - تفرج کردن . ۳ - استراحت و تعطیل بین ساعت های درس و کار مجلس ، انجمن یا دادگاه .

معنی تنفس در فرهنگ فارسی عمید

تنفس
نفس کشیدن، دَم زدن، جذب اکسیژن و دفع دی اکسیدکربن به وسیلۀ ریه.
* تنفس مصنوعی: (پزشکی) حرکاتی که با دست یا به وسیلۀ اسباب به ریه های کسی که در اثر غرق شدن یا عارضۀ دیگری نفسش قطع شده باشد داده می شود تا هوا به ریه های او وارد شود و شروع به تنفس طبیعی بکند.
دستگاهی برای اندازه گیری قوۀ تنفس ریه یا اندازه گرفتن گنجایش شُش ها، اسپیرومتر.

تنفس در دانشنامه اسلامی

تنفس
معنی تَنَفَّسَ: می دمد - نفس می کشد
معنی رَّوْحِ: نفس - نفس خوش (هر جا استعمال شود کنايه است از راحتي ، که ضد تعب و خستگي است ، و وجه اين کنايه اين است که شدت و بيچارگي و بسته شدن راه نجات در نظر انسان نوعي اختناق و خفگي تصور ميشود ، همچنانکه مقابل آن يعني نجات يافتن به فراخناي فرج و پيروزي و عافيت ...
ریشه کلمه:
نفس‌ (۲۹۸ بار)

تنفس عبارت است از گسترش و توسعه یافتن. . قسم به شب که درآید و قسم به صبح که گسترش یابد نفس بدین معنی بر وزن فرس است که در قاموس آن را وسعت و گسترش گفته است. تنافس: به معنی مسابقه دو نفس در رسیدن به چیز مطلوب است بقول راغب آن مجاهده نفس است در رسیدن و شبیه شدن به فضلاء بی آنکه ضرری بدیگری برساند. . و در رسیدن به آن نعمت بهشتی مسابقه و رغبت کنند مسابقه کنندگان. نفس نفس (بروزن فلس) در اصل به معنی ذات است. طبرسی ذیل آیه . فرموده: نفس سه معنی دارد یکی به معنی روح دیگری به معنی تأکید مثل «جائَنی زیدٌ نَفْسُهُ» سوم به معنی ذات و اصل همان است. در صحاح گفته: نفس به معنی روح است. «خَرِجَتْ نَفْسُهُ» یعنی روحش خارج شد ایضا نفس به معنی خون است «مالَیْسَ سائِلَةٌ لایُنْجَسُ الْماء اِذا ماتَ فیهِ» آنکه خون جهنده ندارد اگر در آبی بمیرد آب نجس نمی‏شود تا می‏گوید نفس به معنی عین وذات شی‏ء است. ظاهرا خون را از آن نفس گفته‏اند که روح با آن از بدنش خارج می‏شود. نفس در قرآن مجید نفس در قرآن مجید در چند معنی بکار رفته که نقل می‏شود: 1- روح. مثل . چون برای روح مرگی نیست لذا باید در «مَوْتَها» مضاف مقدر کرد و یا قائل به مجاز عقلی شد یعنی «حینَ مَوْتِ أَبْدانِها» ایضا در «وَالتَّی لَمْ تَمُتْ» باید گفت: «وَالتَّی لَمْ تَمُتْ‏بَدَنُها» یعنی: خدا ارواح را در حین موت از ابدان می‏گیرد و روحی را که بدنش نمرده در وقت خواب قبض می‏کند، آنگاه روحی را که درخواب گرفته نگاه می‏دارد اگر مرگ را بر صاحب آن نوشته باشد و دیگری را تا وقتی معین ببدن می‏فرستد. در باره روح مجرد از نظر قرآن در «روح» شرحی نوشته‏ایم . 2- ذات و شخص. مثل . بترسید از روزیکه کسی از کسی کفایت نمی‏کند. 3- در آیاتی نظیر . . می‏شود منظور تمایلات نفسانی و خواهشهای وجود انسان و غرائز او باشد که بااختیاری که داده شده می‏تواند آنها را در مسیر حق یاباطل قرار دهدلذا فرموده: . ایضا در . که ظاهرا وجدان و درک آدمی مراد است و نیز در آیاتی نظیر . همین معنی به نظر می‏آید ایضا . 4- قلوب و باطن. در آیاتی نظیر . . . . . مراد از نفس و نفوس در این آیات باید قلوب و باطن انسانها باشد یعنی این چیز در درون آدمی است در «قلب» آیاتی در این زمینه نقل کرده‏ایم که در بعضی از آیات به جای نفوس قلوب ذکر شده نظیر: . و . 5- . نظیر این آیه است . . . که فرموده «خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمٌ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها» به نظر می‏آید مراد از نفس در این آیات بشر اولی است.

تنفس در دانشنامه ویکی پدیا

تنفس
به مجموع دو عمل فروبردن هوا به داخل دستگاه تنفسی (دَم) و سپس خارج کردن هوا (بازدم) که هدف آن تبدیل اکسیژن به خون و خارج کردن دی اکسید کربن از خون است عمل تنفس می گویند.
تنفس داخلی (سلولی)
تنفس خارجی (ریوی)
تنفس را می توان این گونه تعریف کرد: تبادل گازها بین موجود و محیطی که در آن زندگی می کند. با این تعریف دو نوع تنفس در موجود زنده خواهیم داشت:
تنفس داخلی، تبادل گازها بین جریان خون و سلول های مجاور صورت می گیرد. خون در طی عبور از میان بافتهای بدن، تقریباً به اندازه ۵ تا ۷٪ از حجم خود، اکسیژن از دست می دهد و ۴ تا ۶٪ دی اکسید کربن دریافت می کند. هنگامی که دما یا اسیدیته، افزایش پیدا می کند، اکسیژن بیشتری به بافت ها می رسد. قسمت اعظم اکسیژن خون به هموگلوبین گویچه های سرخ خون (Red Blood Cell) پیوند می شود. اما تنها ۳۰٪ دی اکسید کربن توسط این سلول ها حمل شده، بقیه آن در پلاسما حل می شود.
تنفس خارجی، تبادل گازها بین ریه و جریان خون است. بسیاری از تجهیزات تنفسی، با اندازه گیری یا درمان وضعیت های ناهنجار تنفس خارجی سروکار دارند. تنفس خارجی دو مرحله دارد: دَم و بازدم.
تنفس ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تنفس
دستگاه تنفس
تنفس فیزیولوژیک
تنفس شین استوکز
«تنفس» (به انگلیسی: Breathing) تک آهنگی از هنرمند اهل بریتانیا کیت بوش است که در سال ۱۹۸۰ میلادی منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم هرگز برای همیشه قرار داشت.
«تنفس» (انگلیسی: Breath (2007 film)) یک فیلم در سبک درام به کارگردانی کیم کی-دوک است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به کیم کی-دوک و ها جونگ-وو اشاره کرد.
«تنفس» (ترکی استانبولی: Nefes: Vatan Sağolsun) فیلمی در ژانر درام است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد.
۱۶ اکتبر ۲۰۰۹ (۲۰۰۹-10-۱۶)
تنفس (انگلیسی: Inhale) فیلمی به کارگردانی بالتاسار کورماکور است که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد.
۱۲ سپتامبر ۲۰۱۰ (۲۰۱۰-09-۱۲) (فیلم بای د سی)
۲۲ اکتبر ۲۰۱۰ (۲۰۱۰-10-۲۲) (ایالات متحده)
تنفس (انگلیسی: Respire) فیلمی در ژانر درام به کارگردانی ملانی لوران است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد.
۱۷ مه ۲۰۱۴ (۲۰۱۴-05-۱۷) (جشنواره فیلم کن ۲۰۱۴)
۱۲ نوامبر ۲۰۱۴ (۲۰۱۴-11-۱۲) (فرانسه)
فیلم دربارهٔ دو دختر است که رابطه دوستی شدید و خطرناکی دارند. یکی از آنها چارلی نام دارد که تنها ۱۷ سال دارد و با شک، سرخوردگی و تنهایی شکنجه شده است. وقتی که سارای زیبا و با اعتماد به نفس از راه می رسد، این دو جدایی ناپذیر می شوند و چارلی باز دوباره احساس سرزندگی می کند، اما…
«تنفس» (انگلیسی: Respire (film)) یک فیلم در سبک درام به کارگردانی ملانی لوران است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد.
تنفس بیوت (به انگلیسی: Biot's respiration) یک الگوی غیرطبیعی تنفس است که با یک سری تنفس سریع و سطحی و اپنهٔ غیرمرتب مشخص می شود. تفاوت ان با تنفس شین-استوکس در نبودنِ ریتم طبیعی در آن است.
این بیماری گاهی با تنفس خوشه ای (cluster respiration) اشتباه می شود.
نام این بیماری به احترام کاشف آن، کامی بیوت (به فرانسوی: Camille Biot)، انتخاب شده است.
ممکن است به دلیل آسیب رسیدن به مرکز تنفس در پل مغزی بر اثر سکته، ضربه، یا فشار بر روی آن ایجاد شده باشد. مصرف اوپیوئیدها نیز چنین تأثیری دارد. مننژیت نیز می تواند در ایجاد آن نقش داشته باشد.
تنفس دهانی عبارت است از دم و بازدم به کمک گونه ها و کف دهان؛ در این روش تنفس جانور کف دهانش را به تناوب و به صورت کاملاً آشکار تکان می دهد. این تنها روش ورود هوا به شُش ها در دوزیستان است.
دو گونه تنفس دهانی وجود دارد که در هر یک از آنها شمار دفعات تکان خوردن کف دهان برای کامل شدن دم و بازدم متفاوت است.
تنفس دهانی چهار گامی در پرتوبالگان و برخی دوزیستان مانند قورباغه پنجه دار و سمندرهای ماری دیده می شود. چهار گام این نوع دم و بازدم عبارتند از:
تنفس دهان به دهان دو گامی در بیشتر دوزیستان دیده می شود و بسیار سریع تر است. در این روش:
تنفس شین-استوکس (به انگلیسی: Cheyne–Stokes respiration) نوعی الگوی تنفسی ناسالم است که بیمار ابتدا بطور پیشرونده تنفسهای عمیقتر و سریعتر انجام میدهد سپس بتدریج تنفسهایش کندتر و سطحیتر می شود تا چند ثانیه وقفه تنفسی ایجادشود. به بیان دیگر بیمار دوره های متناوبی از هایپرپنه - هیپوپنه و قطع تنفس (آپنه) خود را نشان می دهد. این دوره ها حدود ۳۰ ثانیه تا ۲ دقیقه طول کشیده و دوره قطع تنفس تا ۳۰ ثانیه ممکن است طول بکشد. این اختلال تنفسی ناشی از ضایعات منتشر مغری است و به خصوص در کما دیده می شود.
ویکی پدیای انگلیسی respiration
تنفس کوسمول
تندنفسی
توقف تنفس یا آپنه (به انگلیسی: apnea) به معنی قطع موقت تنفس به هر علت می باشد. در هنگام آپنه عضلات تنفسی هیچگونه حرکتی ندارند و حجم ریه ثابت است. در آپنه تبادل گازها در داخل ریه و تنفس سلولی آسیبی ندیده اند.
وقفهٔ تنفسی در خواب یا آپنه خواب
از علل آپنه مسمومیت با داروهایی مانند تریپتامین و تریاک، ترومای مغزی، انسداد تنفسی، آپنه هنگام خواب و… می باشد. اگر آپنه بیش از پنج دقیقه طول بکشد موجب مرگ مغزی می شود لذا صرفنظر از علت آن باید آپنه به سرعت با تنفس دهان به دهان یا انتوباسیون (لوله گذاری داخل نای) درمان شود.
آپنه خواب عبارتست از وقفه تنفس بیش از ۱۰ ثانیه ضمن خواب، سه نوع آپنه تقسیم بندی شده است. آپنه می تواند انسدادی باشد یعنی در اثر انسداد در راه های هوایی فوقانی به وجود آید، می تواند مرکزی بوده یعنی به علت مشکلات مغزی ایجاد شود و همچنین می تواند مختلط باشد. شیوع آپنه در کل جمعیت حدود ۵٪ است. علت اصلی آپنه انسدادی این است که بافت های اطراف گلو درضمن خواب شل شده و روی هم می افتند و باعث انسداد می شوند. در افرادی که این مشکل را دارند این انسداد در فشار متفاوتی نسبت به افراد نرمال اتفاق می افتد. یعنی سریعتر دچار انسداد می گردند. آپنه انسدادی بیشتر در افراد چاق و میانسال دیده می شود ولی در هر سنی می توان این مشکل را دید. همچنین در بچه هایی که لوزه بزرگ دارند نیز آپنه انسدادی زیاد دیده می شود. آپنه مرکزی بیشتر درافراد مسن و در بیماران قلبی و همچنین بیماران ناشی از سکته مغزی دیده می شود.
علائم این اختلال شامل خرناس کشیدن غیرطبیعی یا پر سرو صدا، خواب آلودگی در طول روز، تحریک پذیری و افسردگی است.
وظیفه دستگاه تنفس (به انگلیسی: Respiratory System) تأمین اکسیژن برای سلول های بدن و دفع دی اکسید کربن (گاز کربنیک) حاصل از متابولیسم است. تمام حیوانات پرسلولی به نوعی دستگاه تنفس دارند که در جاندران ساکن آب محل تبادل گازها را آبشش و در پستانداران و پرندگان شش می نامند. در جانورانی مانند کرم خاکی تنفس از نوع تنفس پوستی و در حشرات دستگاه تنفس از نوع تنفس نایی است. در این مقاله فقط به بررسی دستگاه تنفس انسان که مشابه اغلب پستانداران است می پردازیم.
شرایط انسدادی (مانند بیماری مزمن انسدادی ریه، برونشیت، آسم)
شرایط بازدارندگی و محدودکننده (مانند افیوژن مایع جنب، سارکوئیدوز، فیبروز)
بیماری های شریانی وریدی (مانند ادم ریه، آمبولی ریه)
بیماری های عفونی، زیست محیطی و غیره (مانند سینه پهلو، سل، آزبستوز، آلودگی هوا)
اعضای این دستگاه عبارتند از: بینی، حنجره، نای (تراشه)، ریه ها.
بینی: بینی خارجی از استخوانها و غضروف ها تشکیل شده است. حفره های بینی از مخاط و عروق خونی پوشیده شده اند که هوا را قبل از رسیدن به ریه ها گرم و مرطوب می کنند و با کمک موها و مژک ها گرد و غبار آن را می گیرند.
حنجره: حنجره که در جلوی گردن قرار گرفته (در موازات سومین تا ششمین مهره گردنی) هم راهی برای عبور هوا است و هم صدا را تولید می کند. ساختمان حنجره از چندین غضروف و عضله تشکیل شده است.
سنجش تنفس آزمایشی است که بر روی هوای بدست آمده از بازدم افراد صورت می گیرد. چند مورد از انواع آن عبارتند از:
الکل سنجی تنفسی با کمک Breathalyzer، که پرکاربردترین از انواع سنجش تنفسی است که افرادی را که در هنگام رانندگی الکل مصرف کرده اند را شناسایی می کند.
سنجش تنفسی هیدروژن، روشی برای تشخیص پزشکی ناتوانی های خوراکی مانند عدم تحمل ارثی فروکتوز، عدم تحمل لاکتوز، ناتوانی در مصرف لاکتولوز و … است.
آزمایش تنفسی اوره که در تشخیص وجود هلیکوباکتر پیلوری کمک می کند.
نیتریک اکسید بازدم که آزمونی است که در شناسایی التهاب هایی که از راه هوا ایجاد میشودند مانند آسم کمک می کند.
ویکی پدیای انگلیسی


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تنفس در دانشنامه آزاد پارسی

تنفّس (respiration)
تنفّس
فرآیندی سوخت وسازی در موجودات زنده. طی آن، مولکول های غذا، هیدرات کربن، مخصوصاً گلوکز، برای آزادکردن انرژی می شکنند.موجودات زنده دو نوع تنفس سلولی دارند. هوازی و بی هوازی. یاخته های همۀ موجودات زنده مدام نیاز به تأمین انرژی دارند. در بیشتر گیاهان و جانوران، انرژی از طریق تنفس هوازیبه دست می آید. تنفس هوازی فرآیند پیچیده ای از واکنش های شیمیایی است که در آن، از اکسیژن برای شکستن گلوکز و تولید دی اکسیدکربنو آب استفاده می شود و انرژی به شکل مولکول های حامل انرژی، ای تی پی، آزاد می شود. تنفس سلولی بعضی اوقات بدون اکسیژن صورت می گیرد که به تنفس بی هوازی معروف است. در این حالت، گلوکز به صورت ناقص شکسته می شود و محصولات نهایی نیز انرژی و اسیدلاکتیک، یا انرژی و اتانول و دی اکسیدکربن اند. فرآیند اخیر را تخمیرمی نامند.
تنفس داخلی و خارجی. تبادل اکسیژن و دی اکسید کربن بین بافت های بدن و محیط را تنفس خارجی یا تهویه (← تبادل_گاز) می نامند. در مهره داران دارای تنفس هوایی، تبادل درکیسه های هوایی شش هاصورت می گیرد و حرکات ماهیچه های تنفسی به فرآیند کمک می کند. تنفس یاخته ای تنفس داخلی است و در همه موجودات عالی، در میتوکندری هاصورت می گیرد. این فرآیند دو مرحله دارد: مرحلۀ اول نیازی به اکسیژن ندارد و شکلی از تنفس بی هوازی است. مرحلۀ دوم، که مرحلۀ تولید اصلی انرژی است، به اکسیژن نیاز دارد و آن را چرخۀ کربس می نامند.
تولید اِی تی پی. بسیاری از فرآیند های سوخت وساز درون یاخته ها به آنزیم ها وابسته اند. تنفس، مجموعۀ پیچیده ای از واکنش هاست که حدود ۷۰ آنزیم گوناگون در آن نقش کاتالیزوری دارند. انرژی در این فرآیند طی چند مرحله آزاد می شود که حدود سه چهارم از آن به شکل گرماست. انرژی گرمایی، که یاخته آن را استفاده نمی کند، هدر می رود، ولی انرژی غیرگرمایی آزادشده به صورت مادۀ آماده و قابل دسترسی با نام اِی تی پی، آدنوزین تری فسفات، در یاخته ذخیره می شود. در تنفس هوازی، مولکول های گلوکز کاملاً می شکنند و همۀ انرژی مفید را آزاد می کنند. دی اکسیدکربن و آب محصولات جانبی این فرآیندند: انرژی + آب + دی اکسیدکربن → اکسیژن + گلوکز در تنفس بی هوازی، مولکول های گلوکز فقط تا حد مشخصی می شکنند، به قسمی که فقط بخشی از این انرژی آزاد می شود و به جای دی اکسید کربن و آب، محصولات جانبی دی اکسیدکربن و اتانول یا اسید لاکتیک پدید می آید: انرژی + دی اکسیدکربن + اتانول → گلوکز انرژی + اسید لاکتیک → گلوکز بنابراین، در حالی که در تنفس هوازی یک مولکول گلوکز ممکن است ۳۸ مولکول اِی تی پی تولید کند، در تنفس بی هوازی فقط دو مولکول اِی تی پی به ازای هر مولکول گلوکز تولید می شود.
تأمین گلوکز. بنا به معادلات بالا، مادۀ ضروری و لازم برای تولید انرژی گلوکز است. گیاهان قادرند گلوکز را از طریق فتوسنتز تولید کنند، ولی جانوران چنین توانایی ندارند و نیازمند دستیابی غیرمستقیم به گلوکز و هیدرات های کربن تولیدشده در گیاهان اند. بنابراین، گیاهان تولیدکننده و جانوران مصرف کننده اند.
تأمین اکسیژن. اکسیژن این معادلات از روش های گوناگون به دست می آید. گیاهان و جانوران اکسیژن خود را مستقیماً از محیط اطرافشان به دست می آورند. بخشی از موجود زنده، که اکسیژن از آن جا وارد می شود، «سطح تنفسی» نام دارد. دی اکسیدکربن، که محصول جانبی این معادله است، از سطح تنفسی بدن موجود زنده خارج می شود. به این فرآیند تبادل گازی می گویند.
سیستم های انتقال موجودات پریاخته ای. در موجودات تک یاخته ای اکسیژن سریعاً به مرکز موجود زنده راه می یابد، ولی در موجودات بزرگ تر و پیچیده تر، نظیر انسان، که دارای تعداد فراوانی یاخته اند، این کار عملی نیست و لذا، در این موجودات، دستگاه گردش خون، اکسیژن را به همۀ یاخته های بدن می رساند و دفع دی اکسیدکربن از آن ها را نیز برعهده دارد.
شش ها. مشکل دیگر موجودات بزرگ تر تدارک اکسیژن کافی برای فراهم کردن انرژی لازم برای بدن است. از آن جا که نسبت سطح به حجم با افزایش اندازۀ بدن کاهش می یابد، شش ها این مشکل را در موجودات بزرگ تر رفع می کنند و سطوح تنفسی وسیع تری را فراهم می کنند. هر شش تعداد فراوانی کیسه های هوایی کوچک دارد که در آن جا اکسیژن به خون انتشار می یابد. هوای اکسیژن دار هم از راه بینی و هم از راه دهان وارد بدن می شود و از نای عبور می کند. سپس، به بخش فوقانی بدن، قفسۀ سینه، می رود و در آن جا به دو شاخه تقسیم می شود: نایژۀ راست و نایژۀ چپ. هر نایژه به یک شش وارد می شود و سپس، به تعداد بسیاری لوله های کوچک، با نام نایژک، تقسیم می شود. در انتهای هر نایژک، کیسه های هوایی قرار دارند. این کیسه ها سطوح تنفسی اند که تبادل گاز در آن جا صورت می گیرد. هوا از طریق تنفس (دم و بازدم) به شش ها وارد و خارج می شود. دو دسته ماهیچه به این فرآیند کمک می کنند: ماهیچه های بین دنده ای، که بین دنده ها قرار دارند، و ماهیچۀ دیافراگم. هنگامی که این دو دسته از ماهیچه ها متناوباً منقبض و منبسط می شوند، هوا به شش ها وارد (دم) و از آن خارج می شود (بازدم). شش ها را دو غشا، با نام پرده جنب، می پوشاند که بین آن ها سیالی واقع است. مایع جنب شش ها را لیز می کند و احتمال سائیده شدن یا چسبیدن آ ن ها به قفسه سینه را در هنگام بالا و پایین شدن طی عمل دم و بازدم کاهش می دهد. اگر قفسۀ سینه براثر واقعه ای مانند تصادف سوراخ شود، فشار هوای مایع جنب با فشار هوا برابر می شود و درنتیجه، شش ها متلاشی می شوند.
قرض اکسیژن. اکسیژن از شش ها به سیستم گردش خون وارد می شود و از طریق رگ ها به همۀ یاخته ها در همۀ بخش های بدن انتقال می یابد. اِی تی پی، که میتوکندری ها آن را در ماهیچه ها تولید می کنند، توان لازم برای موجود زنده را فراهم می کند. زمانی که لازم است دسته ای از ماهیچه ها به سختی کار کنند، مثل عضلات پا در هنگام دویدن، لازم است تولید انرژی افزایش یابد. اگر انرژی لازم بیش از مقدار تولیدشده طی تنفس هوازی باشد، انرژی مازاد از طریق تنفس بی هوازی تولید می شود. در این حالت، گلوکز خون قبل از ترکیب با اکسیژن می شکند و اسید لاکتیک پدید می آید. هنگامی که فعالیت متوقف می شود و مقدار انرژی لازم به مقدار طبیعی خود برمی گردد، لازم است اسید لاکتیک تولیدشده از طریق اکسیژن شکسته شود. به همین دلیل، پس از فعالیت سرعت دم و بازدم و ضربان قلب افزایش می یابد. به انرژی مازادی که بدون اکسیژن به دست آمده است، قرض اکسیژن می گویند.
اختلالات. عملکرد مطلوب دستگاه تنفسی وابسته به دو عامل است: تأمین کافی مواد اصلی (اکسیژن و گلوکز)، و فعالیت مؤثر همۀ اندام ها، بافت ها، و فرآیند های سوخت وساز درگیر در آن ها. تغییر یا اختلال در هر یک از این عوامل بر کل فرآیند، و درنتیجه بر سلامتی بدن اثر می گذارد. اختلال ممکن است براثر تغییر در میزان جذب اکسیژن یا قند، و فساد یا خرابی اندام ها و بافت های بدن براثر تصادف، پیری یا بیماری رخ دهد.
سیگارکشیدن. دود سیگار تغییراتی اساسی در دستگاه تنفسی ایجاد می کند که هم به شش ها و هم به قلب و رگ های خونی آسیب می رساند.

تنفس در جدول کلمات

بو و تنفس کردن
استنشاق
در پزشکی به وضعیتی گفته می شود که در پی غیر عادی شدن تنفس | رسیدن اکسیژن به بدن با دشواری بسیار جدی روبه رو شود
خفگی
عضو تنفس ماهی
ابشش
فن شناوری در زیر آب با وسایل تنفس مصنوعی یا بدون آن
غواصی
گازی که تنفس می کنیم
هوا

معنی تنفس به انگلیسی

break (اسم)
وقفه ، تفریح ، تنفس ، شکاف ، شکست ، شکستگی ، فرصت ، مهلت ، فرجه ، انقصال ، بادخور
intake (اسم)
خورد ، تنفس ، حقه ، نیروی جذب شده ، مدخل ابگیری ، جای ابگیری ، نیروی بکار رفته ، مک ، فرا گرفتگی ، مقدار جذب چیزی به درون
recess (اسم)
کنار ، تعطیل موقتی ، گوشه ، تنفس ، پس زنی ، باز گشت ، طاقچه ، تو رفتگی ، فترت ، تو رفتگی در دیوار ، عقب نشینی ، دوره فترت
aspiration (اسم)
اه ، استنشاق ، شهیق ، ارزو ، تنفس ، دم زنی
breathing (اسم)
تنفس ، دم زنی
respiration (اسم)
تنفس ، دم زنی ، دم
entr'acte (اسم)
تنفس

معنی کلمه تنفس به عربی

تنفس
تطلع , تنفس , عتلة
استراحة
استنشق , عتلة

تنفس را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعداد تنفس   • تنفس ppt   • فیزیولوژی تنفس   • تعداد تنفس در یک دقیقه   • تنفس گیاهی   • تعداد تنفس طبیعی در بزرگسالان   • تنفس چیست   • انواع تنفس   • معنی تنفس   • مفهوم تنفس   • تعریف تنفس   • معرفی تنفس   • تنفس یعنی چی   • تنفس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تنفس
کلمه : تنفس
اشتباه تایپی : jkts
آوا : tanaffos
نقش : اسم
عکس تنفس : در گوگل


آیا معنی تنفس مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )