برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1323 100 1

تنور

/tanur/

مترادف تنور: اجاق، کوره، محل پخت نان، کوره نان پز، کوره پخت نان

معنی تنور در لغت نامه دهخدا

تنور. [ ت َ ] (اِ) لفظی است مشترک میان فارسی و عربی و ترکی بمعنی محل نان پختن. (برهان ) (آنندراج ). جایی که در آن نان پزند. (ناظم الاطباء). محل طبخ نان است و آن خم مانند است... (انجمن آرا). و آن چیزی میباشد که از گِل سرخ به هیئت خمره ٔ بزرگی بی ته ساخته و زمین را گود کرده درآنجا قرار دهند و آتش در آن افروزند و چون دیوارهایش از حرارت سرخ شده و شعله فرونشست ، و خمیر را با وسایط چند پهن کرده بدیوارهای سرخ شده چسپانند تا نان بعمل آید. (قاموس کتاب مقدس ). تحقیق آنست که به تشدیدنون فارسی معرب است. (از آنندراج ). فارسی است و عرب و ترک از فارسی گرفته اند چه مشتقاتی از آن در فارسی هست و در آن دو زبان نیست ، مانند تنوری و تنوره و دوتنوره و تنوره کشیدن و تنورآشور. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). در قرآن سوره ٔ 11 آیه ٔ 40 و سوره ٔ 23 آیه ٔ27 تنور به فتح اول و تشدید دوم آمده. لغویان این کلمه را دخیل دانسته اند. اصمعی برطبق قول سیوطی (المزهر ج 1 ص 135) آن را از لغات فارسی دخیل در عربی میداند و ابن درید هم بهمین عقیده است... ثعالبی در فقه اللغة ص 317 آن را در زمره ٔ کلمات مشترک فارسی و عربی آرد. در زبان اکدی تی نورو آمده چون ریشه ٔ لغت مزبور در هیچیک از زبانهای سامی اصلی نیست ، ممکن است متوجه فرضیه ٔ لغویان مسلمان راجع به ایرانی بودن اصل لغت شد. فرانکل بر آنست که لغت عربی تنور از آرامی به عاریت گرفته شد. در آرامی «تنورا» و در عبری «تنور» به تشدید دوم آمده ، فرانکل گوید لغت آرامی خود از منشاء ایرانی است. در اوستا کلمه ٔ تنورا آمده و در پهلوی بصورت تنور بمعنی اجاق طبخ... با این حال لغت مزبور بنظر می رسد نه ایرانی باشد و نه سامی ، ولی ایران شناسان آن را از مأخذ سامی دانسته اند. آنچه قریب به حقیقت بنظر می رسد آنست که کلمه ٔ مزبور متعلق است به ملت ماقبل سامی و ماقبل هندواروپائی مقیم ناحیه ای که بعدها ایرانیان و سامیان جای آنها را گرفتند و این کلمه را به همان معنی اصلی پذیرفتند. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
ایستاده میان گرمابه
همچو آسغده در میان تنور.
معروفی.
دل و دامن تنور کرد و غدیر
سرو و لاله کناغ کرد و زریر.
عنصری.
اف ...

معنی تنور به فارسی

تنور
جای پختن نان درخانه یادکان نانوایی، روشن شدن، درروشنایی آتش قرارگرفتن ازدوردیدن
( مصدر ) نوره کشیدن واجبی کشیدن .
از دور به آتش نگریستن از دور دیدن آتش را . یا آهک بکار داشتن .
[baking oven] [علوم و فنّاوری غذا] محفظۀ پخت به کمک حرارت خشک متـ . فِر
آتش افروز تنور و خاده تنور
تنور شور . محراث . محضائ
دهی از دهستان سهند آباد است که در بخش بستان آباد شهرستان تبریز واقع است .
دهی از دهستان یعقوب وند است که در بخش الوار گرم سیر شهرستان خرم آباد واقع است .
تنور عجوز . اشاره به پیرزنی است که طوفان نوح نخست از تنور نان پزی وی جوشیدن گرفت .
آن که تنور تابد . آتش افروز تنور .
( اسم ) مطبخ آشپز خانه .
مطبخ را گویند . تنورستان
کوره آجر پزان که غالبا دارای دودکش بلند و بزرگی است .
دهی از دهستان خالصه است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه واقع است .
اشاره به مبدائ بلا و فتنه و اشاره به قصه طوفان که از تنور پیرزنی که در کوفه بود آب بجوشید .
[ گویش مازنی ] /tanoor vaaroon/ چوب بلندی که آتش تنور و اجاق را با آن به هم زده و یا جا به جا کنند
...

معنی تنور در فرهنگ معین

تنور
(تَ نُّ) [ ع . ] (مص م .) نوره کشیدن ، واجبی کشیدن .
(تَ) (اِ.) محل پختن نان در خانه یا نانوایی .
(تَ نَ وُّ) (اِ.) [ ع . ] (مص ل .) روشن شدن .

معنی تنور در فرهنگ فارسی عمید

تنور
جای پختن نان در خانه یا دکان نانوایی.

تنور در دانشنامه اسلامی

تنور
محل پختن نان را تنور گویند و از آن به مناسبت در باب طهارت سخن رفته است.
تطهیر تنور نجس با ریختن آب از بالاترین نقطه‏ای که نجس شده به طرف پایین، تحقق می‏یابد؛ لیکن در صورت تطهیر با آب قلیل، آبی که در کف تنور جمع می‏شود ـ بنابر قول به نجاست غُساله ـ نجس است.
البتّه می‏توان قبل از تطهیر در کف تنور گودالی حفر کرد تا آب غساله در آن جمع شود و چون فرو رفت با خاک یا گِل پاک، آن را پر کرد. بنابر نظر گروهی از فقها تنوری که با ادرار نجس شده در صورت تطهیر با آب قلیل دو بار شسته می‏شود و اگر به غیر ادرار همچون خون، نجس گردد بعد از ازاله عین نجاست، یک بار شستن آن با آب قلیل کفایت می‏کند.
اگر همه تنور نجس شود، آب به صورت دایره‏وار از بالا به پایین ریخته می‏شود، به‏گونه‏ای که تمامی زوایای تنور را دربر گیرد.

تنور
معنی تَّنُّورُ: تنور- محل پختن نان(از کلمات مشترک بين عربي و فارسي واحتمالاً اصلش فارسي است)
معنی مَسْجُورِ: مالامال از آتش برافروخته وشعله ور(از کلمه سجر كه در اصل به معناي افکندن هيزم است در آتشي که زياد باشد ، مانند آتش تنور که با هيزم افروخته شود)
معنی يُسْجَرُونَ: افروخته مي شوند (از کلمه سجر که در اصل به معناي افکندن هيزم است در آتشي که زياد باشد ، مانند آتش تنور که با هيزم افروخته شود)
تکرار در قرآن: ۲(بار)
تنور نان. تا چون امر ما آمد و تنور فوران کرد. در قاموس و صحّاح و اقرب الموارد معنای اوّلی تنور را همان تنور نان گفته‏اند. در المیزان هست: تنّور همان تنور نان است و آن چیزیست که لغت عربی و فارسی در آن متّحداند و یا اصل آن فارسی است. این کلمه دو بار در قرآن آمده‏است. ظاهر آیه آنست که شروع طوفان نوح با جوشیدن آب و فوران آن از یک تنور معهود بوده است. درباره آن اقوال دیگری هیت طالبین به مجمع و غیره رجوع کنند از آن جمله از ابن عباس و غیره نقل شده که تنّور روی زمین است و زجّاج آن را اختیار کرده است و در صحاح آن را به علی «علیه السلام» نسبت می‏دهند و در مجمع المیزان احتمال داده‏اند که مراد از «فارَالتنّور» اشتداد غضب خداوند باشد. عیّاشی در تفسیر خود چند حدیث آورده که تنور معهود در مسجد ...

تنور در دانشنامه ویکی پدیا

تنور
تَنور (عربی: تنور‎، اردو: تندور) یک نوع فِر (تاوَن) استوانه ای شکل گِلی است که در پخت وپز استفاده می شود. تنور در کشورهای جمهوری آذربایجان، هندوستان، ترکیه، ایران، ارمنستان، پاکستان، ازبکستان، افغانستان، بالکان، خاورمیانه، آسیای میانه و همچنین برمه و بنگلادش برای پخت نان استفاده می شود.
لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ "تنور"
هند: غذا & آشپزی، انتشارات New Holland، لندن، ۲۰۰۷
در زبان اَکَدی «تی نورو» آمده چون ریشه ٔلغت مزبور در هیچیک از زبان های سامی اصلی نیست، ممکن است متوجه فرضیه لغویان مسلمان راجع به ایرانی بودن اصل لغت شد. فرانکل (Fraenkel) بر آنست که لغت عربی تنور از آرامی به عاریت گرفته شد. در آرامی «تنورا» و در عبری «تنور» به تشدید دوم آمده، فرانکل گوید لغت آرامی خود از منشاء ایرانی است. در اوستا (نسک وندیداد) کلمه «تنورا» آمده و در پهلوی به صورت «تنور» بمعنی اجاق طبخ ... با این حال لغت مزبور بنظر می رسد نه ایرانی باشد و نه سامی، ولی ایران شناسان آن را از مأخذ سامی دانسته اند. آنچه قریب به حقیقت بنظر می رسد آنست که کلمه ٔ مزبور متعلق است به ملت ماقبل سامی و ماقبل هندواروپایی مقیم ناحیه ای که بعدها ایرانیان و سامیان جای آن ها را گرفتند و این کلمه را به همان معنی اصلی پذیرفتند.
عکس تنور
تِنور (انگلیسی: Tenor) نام بازه ای از صدا در موسیقی و گونه ای از صدای مردان در خوانندگی و اپرا است.
تنور به زیرترین نوع صدای مردان گفته می شود که به طور معمول دامنهٔ آن بر اساس وسعت صوتی با «کلید سل» نوشته می شود با این تفاوت که صدا دهندگی آن یک اُکتاو بَم تر از نت نوشته شده می باشد.
محدوده صوتی صدای تنور در کارهای کرال معمولاً بین نت «دو» (C3) تا نت «فا» (F4) است.
حداکثر دامنه صوتی تنور در کارهای سولو به «دو»ی (C5) بالاتر از «دو»ی میانی (C4) نیز می رسد.
تنور یک مجموعه داستان کوتاه به قلم هوشنگ مراد ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تنور در دانشنامه آزاد پارسی

تِنور (tenor)
تِنور
بالاترین گسترۀ صدای آواز مردانۀ بزرگ سال بدون استفاده از فالسِتّو، با گسترۀ تقریبی دو۳-لا۵. صدایی مطلوب برای نقش قهرمانان اپرا. برترین خوانندگان آن عبارت اند از لوچانو پاواروتّی و پلاسیدو دومینگو. این واژه همچون پسوند، در نام آن دسته از سازهایی به کار می رود که گسترۀ آوایی مشابهی دارند، مانند ساکسوفون تنور. این واژه از تِنِئوی لاتین به معنای «نگه می دارم » گرفته شده است، زیرا «نگه داشتن» تِم پلن شان در پولی فونی اولیه برعهدۀ این صدا بود.

ارتباط محتوایی با تنور

تنور در جدول کلمات

تنور آجر پزی
کوره

معنی تنور به انگلیسی

furnace (اسم)
دیگ ، پاتیل ، کوره ، تنور ، تون حمام و غیره ، بوته آزمایش
oven (اسم)
بخاری ، کوره ، فر ، اجاق ، تنور

معنی کلمه تنور به عربی

تنور
فرن

تنور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عسل
این واژه در اوستایی تَنورَ tanura بوده که در پهلوی تَنور tanur شده و همچنان مانده است.
رضا رفیعی
آتشدان
shiva_sisi‌
اجاق اتشدان کوره
آرش
آتش پز
محمد فراهانی
آتش دان
مصیب مهرآشیان مسکنی
واژگان عربی کلا پارسی میباشد چون اعراب بگواهی قران در جاهلیت محض بودند که شامل قوم کوچکی در شبه جزیره عربستان مابین سه تمدن ایران و روم و مصر در انزوا بودند ولی از انجا که بنای ایران با منشور کهن کوروش کبیر بر محبت و رئوفیت بود این اقوام که اکثرا قطاع الطریق بودند و جهت دستبرد به کشتیهای بازرگانی باب المندب و بعضی مواقع که ایران دچار آشوب یا جنگ بود به تنگه هرمز هم دستبرد میزدند ولی باز هم ایران با آنها رئوفیت داشت لذا فرهنگشان تمام از فرهنگ پارسی مشتق شده است و ادوات جمع آنان و آنهاغلط و غلوط از پارسی گرفته شده و بعضی مواقع بهجای جمع آن ون مثل مسلمون مومنون استفاده میکنند همان آدات و ادوات جمع پارسی ما است.
اما معنی تنور در پارسی یعنی محلی که در تن و بطنش نور دارد و واژه نور هم پارسی است و همان پرتو و فروغ است ولذا اولین قومی که تشخیص داد اگر هوا را با فشار در تنوره ای و یا انگلیسی ان توربینی بکشی وسیله پرواز میشود که در داستان های کهن ما امده که دیو توسط موتوری توربینی پرواز میکرده چون با صراحت گفته که باد در تنوره انداخت و به آسمان پرواز کرد پس از این فرمول اولین قومی که پرواز انسان را بصورت فرمول بیان کرده قوم پارت یا پارس یا اریانا می باشند. سخن زیاد است انشاءالله در قسمت های بعدی بیاری خدا ج تقدیم خواهم کرد
وریا صادقی
[( نار )به معنی آتش ریشه نار از نور است. ]نور هم همان روشنایی رو معنی میده.کلمات دیگر هم مثل تنور یا کوره هم ریشه مشترک دارند.خُب حالا وجه اشتراکشون چیه ? .میگیم :قدیم عرب در زمان جاهلیت وقتی که می خواستند قبایل رقیب خود رو مغلوب کنن در واقع آتشی درست میکردن و این آتش و نور نشانه ای بوده بر ای هم پیمانانشون تا جمع بشن و دشمنانشون رو نابود و از اسارت بگیرن.خب میگیم چرا به آتش رو نور و روشنایی نامیدن?میگیم چون در واقع اونا با نجات یافتن از جهل و وضع خطرناک گذشته در واقع از آتش سوزان جهنم نجات یافتن.
علی باقری
شاخ کردن تنور: [اصطلاح نانوایی] ریختن هیزم در تنور و آتش زدن آنها که برای نان پختن مهیا شود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ساخت تنور   • صدای تنور   • قیمت تنور   • خرید تنور گلی   • فروش تنور   • تنور فلزی   • تنور پیتزا   • معنی تنور   • مفهوم تنور   • تعریف تنور   • معرفی تنور   • تنور چیست   • تنور یعنی چی   • تنور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تنور
کلمه : تنور
اشتباه تایپی : jk,v
آوا : tanur
نقش : اسم
عکس تنور : در گوگل

آیا معنی تنور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )