برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1150 100 1

تهذیب

/tahzib/

مترادف تهذیب: اصلاح، پاکی، پاکیزه سازی، پالایش، تربیت، تزکیه، تصفیه، مهذب سازی، پیراستگی، مهذب ساختن

معنی تهذیب در لغت نامه دهخدا

تهذیب. [ ت َ ] (ع مص ) پاکیزه کردن. (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (مجمل اللغة). پاکیزه کردن. (منتهی الارب ). پاک کردن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). پاکیزه کردن. پاک داشتن. پیراستن. (فرهنگ فارسی معین ). پاکیزه و خالص کردن. (ناظم الاطباء). || درست و اصلاح نمودن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). اصلاح دادن. (غیاث اللغات ). اصلاح نمودن. (ناظم الاطباء). || پاکیزه کردن اخلاق کسی از معایب. (از اقرب الموارد). پاکیزه کردن اخلاق. (فرهنگ فارسی معین ): هذبه اﷲ تهذیباً؛ پاکیزه کرد خدای اخلاق وی را. (ناظم الاطباء). || بریدن و پاک کردن. (آنندراج ). بریدن و پاک کردن و اصلاح کردن درخت. (اقرب الموارد). || دور کردن لیف از درخت خرما. (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || اصلاح کردن از عیب و نقص ، شعر یا نثر را. (فرهنگ فارسی معین ). آراستن و بی آمیغ کردن شعر نزد ادبا. (از اقرب الموارد) : در ترتیب کتاب و تهذیب ابواب. سعدی (گلستان ). || شتافتن در پریدن و دویدن و در سخن. (منتهی الارب ). شتافتن. (از اقرب الموارد). تیز رفتن و تیز سخن گفتن و شتافتن. (آنندراج ) (ازناظم الاطباء): هذب الرجل و غیره ؛ شتافت آن مرد و جزآن. (شدد للمبالغة). (ناظم الاطباء). || (اِ) شتابی در پریدن و در دویدن و در سخن گفتن. (ناظم الاطباء). || اصلاح و تصحیح و پاک کردگی و زدودگی و پاکیزگی. (ناظم الاطباء). پیرایش. پاکیزگی. ج ، تهذیبات. (فرهنگ فارسی معین ) : استادم هرچند در خرد و فضل آن بود که بود از تهذیبهای محمودی چنانکه باید یگانه شد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 71).
در تقویم و تهذیب چنین کسان سعی پیوستن همچنان باشد که کسی شمشیر بر سنگ آزماید. (کلیله و دمنه ).
ز احداث چرخ است تهذیب مردم
چو از زخم خایسک تزیین خنجر.
رشید وطواط.
از پی تهذیب ملک قبض کنی جان خصم
کز پی تریاک نوش نفع کند زهر مار.
خاقانی.
با حصول مراد با نیشابور آمد و به تهذیب و ترتیب آن اعمال و تدبیر و تقدیر آن اشتغال بر وجهی خوب و آیینی محبوب قیام نمود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 110).
- تهذیب اخلاق ؛ علم تهذیب که آن را سیاست مدنی خوانند و آن عبارت است از دانستن کیفیت اکتساب ملکاتی که جملگی افعال که به اراده ٔ نفس انسانی صادر ...

معنی تهذیب به فارسی

تهذیب
پاکیزه کردن، خالص کردن، پاکیزه کردن اخلاق
تالیف محمد بن حسن بن علی طوسی یکی از کتب اربعه شیعه است و بر آن شروحی نوشته اند .
( مصدر ) ۱ - پیراستن پاکیزه کردن . ۲ - اصلاح کردن عیب ( شعر یا نثر را ) .
خوش خلق شده و با ادب گشته و نیک تربیت یافته

معنی تهذیب در فرهنگ معین

تهذیب
(تَ) [ ع . ] (مص م .) پاکیزه کردن ، پاک داشتن .

معنی تهذیب در فرهنگ فارسی عمید

تهذیب
۱. پاکیزه کردن، خالص کردن.
۲. اصلاح کردن شعر یا نثر از عیب ونقص.
۳. پاکیزه کردن اخلاق.

معنی تهذیب به انگلیسی

improvement (اسم)
پیشرفت ، بهتر شدن ، بهبود ، تکمیل ، تهذیب ، تکامل ، بهسازی
refinement (اسم)
تصفیه ، تهذیب ، پالایش ، تزکیه ، پالودگی
cultivation (اسم)
ترویج ، زراعت ، تربیت ، کشت ، تهذیب
edification (اسم)
تقدیس ، تهذیب ، تعلیم ، عبرت ، تهذیب اخلاق
reformation (اسم)
اصلاح ، تهذیب ، اصلاحات

معنی کلمه تهذیب به عربی

تهذیب
ثقل

تهذیب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسن
خنثی کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تهذیب   • دانلود تهذیب   • تهذیب یعنی چه   • معاونت تهذیب سامانه کوثر   • کتاب تهذیب   • معنی تهذیب نفس   • تهذیب چیست   • معاونت تهذیب فارس   • مفهوم تهذیب   • تعریف تهذیب   • معرفی تهذیب   • تهذیب یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی تهذیب
کلمه : تهذیب
اشتباه تایپی : jibdf
آوا : tahzib
نقش : اسم
عکس تهذیب : در گوگل

آیا معنی تهذیب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )