انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 927 100 1

معنی تهران در لغت نامه دهخدا

تهران. [ ت ِ ] (اِخ ) طهران.مرکز استان مرکزی و پایتخت کشور ایران است. استان تهران یا استان مرکزی که در مهرماه 1326 هَ. ش. تأسیس گردید هم اکنون شامل شهرهای اراک با 351625 تن سکنه و تفرش با 89428 تن سکنه و خمین با 62895 تن سکنه و دماوند با 57763 تن سکنه و ری با 173920 تن سکنه و ساوه با 142540 تن سکنه و شمیران با 200104 تن سکنه و قزوین با 424690 تن سکنه و قم با 179434 تن سکنه و کاشان با 153986 تن سکنه و کرج با 232578 تن سکنه و گرمسار با 35759 تن سکنه و محلات با 42578 تن سکنه و شهر تهران با 2803130تن سکنه می باشد. شهر تهران بر حاشیه ٔ شمالی فلات مرکزی ایران به فاصله ٔ شانزده هزارگزی دریای مازندران بخط مستقیم قرار دارد و مرکز سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اداری و همچنین مرکز خطوط آهن و راههای هوائی و شاهراههای عمده ٔ کشور ایران است. شهر تهران در سالهای اخیر گسترش قابل ملاحظه ای یافته و کویهای بزرگی چون تهران پارس ، تهران نو، نارمک ، یوسف آباد، شهرآراء، جوادیه و جز اینها در اطراف تهران بوجود آمده و به تدریج بدان متصل گردیده و تهران بزرگ را تشکیل داده است. این شهر در 51 درجه و 24 دقیقه ٔ طول خاوری گرنویچ و 35 درجه و 41 دقیقه ٔ عرض شمالی واقع است. ظهر تهران (ساعت 12) با ساعت 11/30 در شهرهای مسکو و بغداد و 10/30 در شهر استانبول و9/30 در شهر برلین و 8/30 در شهرهای لندن و پاریس و 3/30 در شهر نیویورک و 0/30 در شهر سانفرانسیسکو و 14 در بمبئی و 16 در شهر پکن و 17/30 در شهر توکیو برابر است. تهران از حیث عمران و عظمت سیاسی و اقتصادی یکی از شهرهای عمده ٔ آسیای غربی است. گذشته از خیابانهای وسیع و ساختمانهای باشکوه و مؤسسات بزرگ اقتصادی ، تجاری ، موزه ها و کتابخانه ها و مؤسسات علمی و هنری و مراکز عمده ٔ فعالیتهای فرهنگی نیز در آن وجود دارد. از جمله ٔ موزه ها، موزه ٔ قصر گلستان و موزه ٔ ایران باستان و موزه ٔ مردم شناسی را باید نام برد و از جمله ٔ کتابخانه ها، کتابخانه ٔ مجلس شورای ملی و کتابخانه ٔ ملی و کتابخانه ٔ ملک ، شایان ذکر است. تهران مرکز دانشگاهها و دانشکده های مختلف است. از آن جمله : دانشگاه صنعتی آریامهر . دانشگاه جنگ ، دانشگاه ملی و دانشگاه تهران که قدیمی ترین و اساسی ترین مرکز علمی ایران و شامل دانشکده های ادبیات و علوم انسانی ، علوم تربیتی ، پزشکی ، علوم ، علوم اداری ، الهیات و معارف اسلامی ، حقوق ، فنی ، هنرهای زیبا، کشاورزی ، دامپزشکی ، بهداشت ، داروسازی ، جنگل داری ، اقتصاد می باشد. و علاوه بر اینها باید از دانشسرای عالی ، مدرسه ٔ عالی سپاه دانش ،دانشکده ٔ هنرهای دراماتیک ، مدرسه ٔ عالی دختران ، مدرسه ٔ عالی پارس ، دانشکده ٔ روزنامه نگاری ، آموزشگاه عالی پرستاری ، آموزشگاه فیزیوتراپی را نام برد. مراکز صنعتی : تهران یکی از مراکز مهم صنعتی ایران است که مهمترین مؤسسات صنعتی آن عبارت است از: پالایشگاه نفت و کارخانه های : پارچه بافی ، قند، بلورسازی ، چرمسازی ، شیمیایی ، کبریت سازی ، سیمان ، لبنیات پاستوریزه ، صابون و گلیسیرین ، دخانیات ، کفش ، دارو و مونتاژ اتومبیل و جز اینها. راهها: تهران به وسیله ٔ سه رشته راه آهن به استانهای خراسان و مازندران و آذربایجان و یک رشته راه آهن به جنوب غربی ایران متصل می گردد و راههای عمده ٔ اتومبیل رو ایران از شمال و جنوب و شرق غرب به تهران متصل می گردد و فرودگاه مهرآباد یکی از مراکز مهم ارتباط با کشورهای جهان است. رجوع به طهران در همین لغت نامه و فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 و دایرة المعارف فارسی و مجله ٔ ایرانشهر و فرهنگ فارسی معین شود.

معنی تهران به فارسی

تهران
شهر تهران ( در استان مرکزی ) پایتخت ایران است و آن بین کوههای البرز و کویر مرکزی قرار گرفته دشتی هموار و مسطح و شیب آن از شمال بجنوب است . این دشت در جنوب غربی بناحیه پستی منتهی میشود که از سیلابهای کوهستان انباشته و بصورت دریاچه ای در آمده است که آن را ( دریاچه شاهی ) یا ( حوض سلطان ) مینامند مازاد آب جاجرود که دشت تهران را مشروب میکند به دریاچه حوض سلطان میریزد و رود دیگری بنام (( شور )) یا (( انابار )) که از کوهستانهای جنوبی قم سر چشمه میگیرد بدریاچه میریزد . دشت تهران در شمال باولین رشته کوههای البرز که حول دماوند کشیده شده متکی است . شهر تهران در آن محل واقع شده و آب و هوای آن بطور کلی گرم و خشک و فقط در دامنه های کوهستانی شمالی اندکی مرطوب و معتدل میباشد . شهرستان تهران سابقا بنام (( ری )) خوانده میشد و آن یکی از آبادترین و با عظمت ترین شهر های ایران بوده که در دوره مغول بکلی ویران شد و از آن پس ده کوچکی بنام تهران در شمال ری اهمیت یافت و در دوره زندیه ترقی کرد و در عصر قاجاریه پایتخت ایران گردید و اکنون آباد ترین و پر جمعیت ترین شهر ایران است جمعیت آن در سال ۱۳۵۵ طبق (( نمودار وضع اجتماعی تهران )) که از طرف اداره آمار منتشر شده بالغ بر ۴ میلیون تن بوده است تهران از حیث عمران و عظمت سیاسی و اقتصادی یکی از شهرهای عمده آسیای غربی است گذشته از خیابانهای وسیع و ساختمانهای با شکوه و موسسات بزرگ اقتصادی تجاری موزه ها و کتابخانه ها و موسسات علمی و هنری و مراکز عمده فعالیتهای فرهنگی نیز در آن وجود دارد . از جمله موزه ها موزه قصر گلستان و موزه ایران باستان و موزه مردم شناسی را باید نام برد . از جمله کتابخانه ها کتابخانه مجلس شورای اسلامی و کتابخانه ملی و کتابخانه ملک شایان ذکر است دانشگاه تهران و موسسات علمی و فنی وابسته بان درین شهر متمرکز است شهر تهران مرکز انشعاب خطوط مهم شوسه و راه آهنهای ایران و دارای کارخانه های بزرگ صنعتی و مرکز کلیه شرکتهای سرمایه داران است . خط آهن سرتاسری ایران از دو جهت در این شهر بهم میرسند و خط شوسه تبریز بمشهد نیز از تهران میگذرد در حومه تهران شهرهای کوچک و بزرگ دیگری وجود دارد از قبیل : کرج تجریش شهر ری نارمک تهران نو تهران پارس که بوسیله راههای منظم آسفالته به پایتخت مربوط هستند کارخانه های مهم صنعتی تهران عبارتست از : قند سازی در کرج و کهریزک که از حیث مقدار محصول بزرگترین کارخانه های قند ایران میباشند مقوا سازی کرج سیمان سازی نزدیک شهر ری شیشه و بلور سازی کارخانه های متعدد نخ تابی و کش بافی کارخانه ورشو سازی کارخانه های صابون سازی و کارخانه عطر سازی کارخانه زغال سنگ شمشک کارخانه نساجی تهران که یکی از بزرگترین کارخانه های چیت سازی است و عده ای کارخانه کوچک و بزرگ دیگر . توابع تهران عبارتست از : دماوند خوار ورامین غار و پشاپویه ساوجبلاغ کرج لواسانات شمیرانات و غیره .
طهران مرکز استان مرکزی و پایتخت کشور ایران است
در سال ۱۳۳۷ ه. ش . توسط آقای محمد حسین دولتشاهی تاسیس شده . حیوانات مختلف از قبیل شیر پلنگ فیل زرافه کانگورو گور خر افریقا گور خر ایران لاما گوریل شامپانزه اوریکس گاو وحشی افریقا قوچ و میش وحشی گاو کوهی میمونهای مختلف یوز پلنگ گرگ کفتار گربه وحشی خوک وحشی شتر مرغ و تعداد زیادی جانوران وحشی دیگر و پرندگان مختلف که از ممالک مختلف آورده اند گرد آمده .
در سال ۱۳٠۷ ه. ش .بمنظور تربیت دبیری ( زن و مرد ) در تهران تاسیس گردید و آن تا سال ۱۳۳۴ با دانشکده های ادبیات و علوم توام بود و در سال مذکور استقلال یافت . ازین پس رشته های ذیل در آن دایر گردید : تاریخ جغرافیاطبیعی فیزیک شیمی ریاضی علوم تربیتی ادبیات خانه داری تربیت بدنی تعلیمات سمعی وبصری حسابداری ماشین نویسی کتابداری و کارهای دستی . در سال ۱۳۴۲ ه. ش. تشکیلات دانش سرای عالی منحل و مقرر گردید داوطلبان دبیری در دانشکده هایادبیات و علوم تحصیل بپردازند و پس ار پایان دوره لیسانس یک سال در دوره تربیت معلم علوم تربیتی را تحصیل کنند .
در ۱۵ بهمن ۱۳۱۳ ه. ش . بدست رضاشاه پهلوی نخستین سنگ بنای آن گذاشته شد و آن تا سال ۱۳۲۱ جزو وزارت فرهنگ بود و در سال مزبور استقلال یافت . این دانشگاه شامل دانشکده های ذیل است: ادبیات پزشکی حقوق داروسازی دامپزشکی دندان پزشکی علوم فنی کشاورزی معقول ومنقول هنرهای زیبا ( غالب دانشکده ها موسساتی ضمیمه خود دارند ) .
عبارتست از چهار بازار که یکی لبافی است و دیگری کرجی دوزی و سومی سراجی و چهارمی نعلچیگری و چار بازار مسطور منتهی میشود بچار سویی که فاصل. آن تا چهار سو بزرگ معروف طهران زیاده از صد قدم نیست ٠
پس از اعلام مشروطیت در سال ۱۳۲۵ ه.ق . قانون بلدیه بتصویب مجلس شورای ملی رسید. طبق قانون مزبور حفظ منافع شهر در ایفای حوایج اهالی و آزوقه شهرو نظافت و روشنایی و تقسیم آب بعهده بلدیه واگذار شد و عوارض شهرداری بتدریج وضع گردید. با این وضع شهرداری تهران از سال ۱۳٠٠ ه.ش . شروع بساختمان محلی ( در میدان سپه ) کرد و از محل سابق ( چهار راه مخبر الدوله ) باین محل انتقال یافت و بتدریج ساختمان جدید را تکمیل نمود . عواید شهرداری در سال ۱۳٠٠ ه.ش .بوسیله دو اداره وصول میگردید : عواید مستقیم که بوسیله اداره عواید مستقیم وصول میشد عبارت بود از عواید مستغلات مالیات اصناف مالیات نمایشها و عواید مختلف . تنظیف شهر بوسیله رفتگران انجام میگرفت و آنان در نه قسمت شهر و هر قسمت تحت نظر یک [ نایب ] خدمت میکردند . عملیات ساختمانی شهر تهران بوسیله اداره ساختمان انجام گردید . از سال ۱۳٠۶ ه.ش . توسعه خیابانهای شهر شروع شد. در سال ۱۳٠۸ ه.ش . قسمتی از قبرستان چهار راه حسن آباد تبدیل بباغچه گردید و بقیه آن بمصرف شعبه شهرداری و عمارت اطفائیه ( آتش نشانی) رسید. با تصویب قانون احداث و توسعه معابر مصوب آبان ماه ۱۳۱۳ ه.ش . بیش از پیش بتوسعه خیابانها پرداختند و اسفالت خیابانهای شهر شروع شد و بعضی خیابانها هم سنگفرش گردید. شهرداری علاوه بر ساختمانهای شهری بساختمان گورستان جدید (مسگر آباد ) اقدام کرد. از سال ۱۳٠۹ ه.ش . که انجمن شهر تشکیل گردید بروشنایی شهر توجه شد و بفکر تهیه کارخانه برق مستقل افتادند و کارخانه را ایجاد کردند . در سال ۱۳٠۸ ه.ش . چهار شعبه شهرداری بنام [ بخش ] در چهار نقطه شمال و جنوب و شرق و غرب تشکیل گردید . در سال ۱۳۱۵ ه.ش . تعداد بخشها به هشت رسید . بعلاوه در شهر ری و شمیران هم دو بخش عهده دار وظایف شهرداری شدند .در سال ۱۳۱۹ برای آنکه بخشهای مذکور تا حدی استقلال و آزادی عمل داشته باشند بچهار برزن کامل تبدیل گردید که هر یک وظیفه شهرداری را در برزن خود انجام میدادند . در سال ۱۳۲۵ ه.ش . تعداد برزنها به ۱۶ افزایش یافت . اخیرا هر یک از برزنها عنوان [ شهرداری ] یافته اند.از جمله اقدامات شهرداری تهران تاسیس اداره آتش نشانی (اطفائیه) ( ۱۳٠۸ ه.ش .) و لوله کشی شهر تهران ( ۱۳۱۶ ه.ش .) است . سازمان کنونی شهرداری بقرار زیر است : ۱ - حوزه ریاست ( شهردار معاون دفتر کل بایگانی اداره آمار و اطلاعات ) اداره کل مرکزی ( ادارات کارگزینی انتشارات و تبلیغات انتظامات مجله ) اداره کل امور مالی ( حسابداری در آمد کارپردازی اموال کوره پزی ) اداره کل امور شهر ( برزنهای شهر و شمیران باغات و پارک سنگلج ) اداره کل خواروبار ( اماکن پیشه وران تعیین نرخ گوشت بازرسی ) اداره کل ساختمان ( شهر سازی فنی و نقشه کشی اسفالت ) اداره کل بازرسی اداره کل لوله کشی هیئت نظارت هزینه شهرداری دفتر انجمن شهر اداره کل اجرائیات اداره امور قضائی و حقوقی .
از بناهای فتحعلی شاه قاجار است و تاریخ بنای آن در ایوان جانب ۱۲۲۹ ه.ق. ضبط شده . بنای مسجد عالی وسیع و دارای گنبد مذهب و شبستانهای بزرگ است .
اطاق بازرگانی تهران در سالهای ۱۳٠۵ - ۶ ه. ش . تاسیس شد و در سالهای ۱۳٠۹ - ۱٠ بر طبق قانون موجودیت رسمی و شخصیت حقوقی یافت و انتخابات آن بصورت رسمی و در درجه یی انجام می شد طبق قانون مصوب ۱۳۳۳ از آغاز سال ۱۳۳۴ انتخابات قانونی یک درجه یی انجام گرفت اطاق بازرگانی سوای اعضای منتخب رسمی اعضای عمومی نیز دارد . تعداد این اعضائ در سنوات گذشته بین ۲۹٠٠ تا ۳۵٠٠ بود و همه ساله رو به تزاید است . از پیشه وران تهران ۲۵ صنف وابسته به اطاق بازرگانی هستند .
این بانک با سرمایه ۲٠ میلیون ریال در ابتدای تاسیس در سال ۱۳۳۲ ه. ش . مشغول کار شد . در حال حاضر سرمایه بانک به یکصد و پنجاه میلیون می رسد . چند بانک معتبر و معروف خارجی با این بانک شریک شده اند ۶٠ در صد سهام ایرانی و چهل در صد آنها خارجی است .
( بنگاه مستقل ) بنگاهی است که برق شهر تهران را تامین مینماید . قبلا کار خانه برق امین الضرب در تهران دایر بود و چون تکافوی احتیاجات مردم تهران را نمیکرد در سال ۱۳۱۳ ه. ش . دستور خرید کارخانه ای جدید به قدرت ۶٠٠٠ کیلو وات به شرکت اشکودا داده شد و آن در سال ۱۳۱۶ شروع بکار کرد . در سال ۱۳۱۸ کمبود نیروی برق محسوس گردید بلافاصله بوسیله خطوط فشار قوی از برق کارخانه های سیمان و سلطنت آباد استفاده شد و در سال ۱۳۲۷ کارخانه ۸٠٠٠ کیلو واتی وستینگهاوس شروع ببهره برداری کرد . در ۱۳۳۵ و ۳۶ کارخانه جدید وستینگهاوس بقدرت ۱٠٠٠٠ کیلو وات ودر سال ۱۳۳۷ کارخانه آلستوم به قدرت ۵٠٠٠٠ کیلو وات نصب و ببهره برداری از آنها شروع شد .
نخستین فرستنده رادیویی ایران در ۴ اردیبهشت ماه ۱۳۱۹ ه. ش .بنام ((رادیو تهران)) افتتاح گردید و بهمین نام نامیده شد و فرستنده قدیمی مامور پخش برنامه های جدا گانه ای گردید و ((رادیو تهران)) خوانده شد.رادیو تهران روزانه ده ساعت برنامه پخش میکند.قدرت فرستنده این رادیو ۵٠ کیلووات است .
کنفرانسی که از ۵ تا ۹ آذر سال ۱۳۲۲ ه ش در تهران مرکب از سران سه دولت بزرگ : روزولت رئیس جمهور کشور ایالات متحده آمریکا استالین نخست وزیر اتحاد جماهیر شوروی و چرچیل نخست وزیر انگلستان تشکیل شد . در این کنفرانس سران دول مذکور درباره آینده جنگ دوم جهانی بحث کرده و تدابیری اتخاذ نمودند . بقول چرچیل تهران در آن چهار روز مرکز ثقل بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی و سیاسی تاریخ چند هزار ساله دنیا گردیده بود .
سابقا دهی بود در دو کیلومتری شمال باختری شهر تهران .
( بنگاه مستقل ) بنگاهی است که برق شهر تهران را تامین مینماید . قبلا کار خانه برق امین الضرب در تهران دایر بود و چون تکافوی احتیاجات مردم تهران را نمیکرد در سال ۱۳۱۳ ه. ش . دستور خرید کارخانه ای جدید به قدرت ۶٠٠٠ کیلو وات به شرکت اشکودا داده شد و آن در سال ۱۳۱۶ شروع بکار کرد . در سال ۱۳۱۸ کمبود نیروی برق محسوس گردید بلافاصله بوسیله خطوط فشار قوی از برق کارخانه های سیمان و سلطنت آباد استفاده شد و در سال ۱۳۲۷ کارخانه ۸٠٠٠ کیلو واتی وستینگهاوس شروع ببهره برداری کرد . در ۱۳۳۵ و ۳۶ کارخانه جدید وستینگهاوس بقدرت ۱٠٠٠٠ کیلو وات ودر سال ۱۳۳۷ کارخانه آلستوم به قدرت ۵٠٠٠٠ کیلو وات نصب و ببهره برداری از آنها شروع شد .

تهران در دانشنامه اسلامی

تهران
تِهْران، پایتخت و بزرگ ترین شهر ایران، نیز استان و شهرستانی به همین نام در شمال مرکزی ایران می باشد.
در این بخش به جغرافیای شهر تهران، استان تهران و شهرستان تهران به صورت مجزا پرداخته می شود.
← شهر تهران
هرچند در هیچ یک از منابع مکتوب پیش از اسلام و یا دو سده نخستین اسلامی نامی از تهران دیده نمی شود، اما یافته های باستان شناختی و شواهد توپوگرافیکی و اقلیمی، مؤید آن است که زمین های واقع میان ارتفاعات توچال در شمال تهران و چشمه علی در ری باستان (که بعد ها هسته اولیه شهر تهران در آن محدوده شکل گرفت و گسترش یافت) در اعصار پیش از تاریخ خالی از سکنه نبوده است. در واقع آب هایی که بر اثر ذوب شدن برف های قله توچال به جلگه تهران جاری می شود و یا برف و باران هایی که از زمین های بلند شمال به جلگه پست تهران فرو می ریزد، شرایط زیست محیطی مناسبی را برای نخستین اقوام کشاورز که دست از شکار کشیده، و در جست و جوی محل های مناسب برای کشاورزی بودند، فراهم کرده بوده است.یافته های باستان شناختی در چشمه علیِ ری، دروس و به ویژه قیطریه واقع در شمال تهران از وجود جمعیت هایی در این منطقه از حدود ۸ هزار سال پیش حکایت می کند. این تمدن که به واسطه استفاده گسترده مردم این ناحیه از سفال هایی به رنگ قرمز که بدون چرخ سفالگری ساخته شده اند، به «تمدن سفال قرمز» معروف است، تقریباً تا ۵ هزار سال بعد ادامه داشت. در پایان هزاره ۲ق م (تقریباً میان ۱۲۰۰-۸۰۰ ق م)، تازه واردانی که بارزترین مشخصه آن ها استفاده از سفال هایی به رنگ خاکستری تیره است، و به باور بیش تر دانشمندان منشأ آریایی داشتند، جای مردم متعلق به تمدن سفال قرمز را گرفتند. آثار قابل توجهی از صاحبان تمدن سفال خاکستری در حوزه تهران مانند خوجیر تهرانپارس، فشاپویه (پشاپویه)، حصارکِ شمیران، پل رومی، اوین، فرودگاه امام خمینی، دروس، بوستان پنجم سلطنت آباد (پاسداران)، عباس آباد و قیطریه یافت شده است. بیشتر این آثار در محدوده تهران امروزی به طور اتفاقی و به هنگام کار های ساختمانی یافت شده، و سپس مورد توجه باستان شناسان قرار گرفته است.به دلیل ساخت و ساز های در هم تنیده شهر تهران، و محدودیت های فراوانی که باستان شناسان در کاوش های خود با آن ها روبه رو هستند، تاکنون آثاری از دوره های تاریخی که نشان دهد هسته اولیه شهر تهران در چه زمانی شکل گرفته، به دست نیامده است. زمانی به پیروی از دخویه تصور می شد که نام تهران در آثار جغرافیانویسانی چون اصطخری، ابن حوقل و مقدسی به صورت «بهزان» و یا «بهنان» یاد شده، و این نام ها تصحیف و یا تحریفی از نام تهران است؛ اما این تفسیر نادرست می نماید، خاصه که یاقوت از بهزان و طهران هر دو یاد کرده است. به نوشته او «بهزان» در ۶ فرسنگی ری واقع بوده است و خرابه هایی باستانی در آن وجود داشته که در آن روزگار احتمال می داده اند آن جا ری قدیم باشد در حالی که به نوشته همو «طهران» قریه ای در یک فرسنگی ری بوده است. علاوه بر آن بعید است همه جغرافیانویسان متقدم نام محرَّفِ تهران را به صورت بهزان یا بهنان نوشته باشند در حالی که نسبت «تهرانی» در منابع کهن وجود داشته است.ظاهراً نام تهران نخستین بار در نام و نشان محمد بن حمّاد تهرانی رازی، از محدثان و رجال نامدار سده ۳ق/۹م آمده است. او که در ری، بغداد، مصر و شام حدیث می گفت، در ۲۶۱ق و یا به روایتی ۲۷۱ق در عسقلان شام درگذشت. وجود این نسبت در سده ۳ق مؤید آن است که قریه یا روستای تهران دست کم در نخستین سده های دوره اسلامی، و به اقرب احتمال بسیار پیش از آن وجود داشته است. به هر حال تا پیش از حمله مغول، تهران به صورت روستایی نه چندان معتبر باقی بود و برپایه اسناد و مدارک تاریخی، روستاهای همسایه آن همچون دولاب، تجریش و حتی ونک (ایوان) از شهرت بیشتری نسبت به آن برخوردار بودند. بیهقی در شرح لشکرکشی سلطان محمود غزنوی در ۴۲۱ق/ ۱۰۳۰م به ری می نویسد: «چون به ری رسیدند، امیرمحمود به دولاب فرو آمد بر راه طبرستان نزدیک شهر (ری)، و امیرمسعود به علی آباد لشکرگاه ساخت بر راه قزوین، و میان هر دو لشکر مسافت نیم فرسنگ بود». این نکته که بیهقی در شرح این رویداد نامی از تهران نبرده است، نشان می دهد که شهرت دو روستای دولاب (امروزه محله ای در جنوب شرقی تهران) و علی آباد (محله ای در جنوب تهران کنونی) در نیمه نخست سده ۵ ق بیش تر از دهکده همسایه آن ها یعنی تهران بوده است. اما از سده ۶ ق بدین سو تهران اندک اندک نام و شهرتی یافت، و مورخان و جغرافیانویسان در آثار خود از آن سخن به میان آوردند که برپایه نوشته های آنان می توان تحولات آن روستا را تا حدی مورد بررسی قرار داد. ابن بلخی در اوایل سده ۶ ق/۱۲م (پیش از ۵۱۰ ق) در فارس نامه از «انار طهرانی» نام برده، و آن را ستوده است. محمد بن محمود طوسی، صاحب کتاب عجایب المخلوقات، و سمعانی در الانساب در میانه های سده ۶ ق نیز از مرغوبیت انار تهران یاد کرده اند، بدون آن که توصیفی از اوضاع و احوال آن جا ارائه کرده باشند. در نیمه دوم همین سده تهران مشهورتر از دولاب بوده است؛ زیرا ظهیرالدین نیشابوری در سلجوق نامه اشاره کرده است که در این سال (۵۶۱ ق/ ۱۱۶۶م) «ارسلان بن طغرل از ری کوچ کرد و بر سر دولاب طهران نزول فرمود». راوندی صاحب کتاب راحة الصدور نیز همین واقعه را با کمی اختلاف گزارش کرده است. یاقوت حموی نخستین کسی است که درباره اوضاع و احوال تهران آگاهی های نسبتاً مفصل و جالب به دست داده است. او که در ۶۱۷ ق/۱۲۲۰م از پیشاپیش سپاهیان مغول می گریخت، به ری رسید و با آن که خود تصریح کرده که در مدت اقامتش در ری از تهران بازدید نکرده، اما به نقل از یکی از مردم ری، روستای تهران را چنین وصف کرده است: میان این دو یک فرسنگ فاصله است. تهران روستایی بزرگ است که در زیرزمین بنا شده، و هیچ کس نمی تواند به خانه اهالی آن دسترسی یابد، مگر آن که خودِ اهالی آن بخواهند. بارها اتفاق افتاده که برضد سلطان سر به شورش برداشته اند و او چاره ای نداشته است، جز آن که آنان را با حیله به دام اندازد. در این روستا ۱۲ محله وجود دارد که اهالی آن ها پیوسته با یکدیگر در جنگ و ستیزند و ساکنان یک محله به دیگر محله ها نمی روند. در تهران باغ ها و بستان های درهم تنیده بسیار هست که مانع تاخت و تاز ناگهانی مهاجمان می شود. اشارات یادشده را زکریای قزوینی در نیمه دوم سده ۷ق تأیید و تکمیل کرده است. به گزارش او در آن روزگار که چند دهه از حمله مغولان به ری می گذشته، تهران روستایی بزرگ و پرجمعیت به شمار می رفته، و در باغ های انبوه آن انواع میوه های ممتاز به عمل می آمده است. او نیز همچون یاقوت به خانه های زیرزمینی تهرانی ها اشاره، و آن ها را به سوراخ موش کور تشبیه کرده است ورود به این خانه های زیرزمینی که دسترسی به آن ها فقط از طریق دهلیزهای تنگ و تاریک میسر بوده، در واقع مهم ترین ابزار دفاعی روستای بدون حصار تهران به شمار می رفته است، به نوشته زکریای قزوینی مردم تهران به هنگام تهاجم دشمنان در این خانه های زیرزمینی پناه می گرفتند و از نظرها ناپدید می شدند و دشمن پس از چند روز که کسی را نمی یافت، به ناچار آن جا را ترک می کرد. از سویی دیگر این خانه های زیرزمینی صاحبانشان را از گرمای شدید تابستان و سرمای زمستان تهران محافظت می کرد. با همه این احوال، بعید است که همه خانه های تهران یکسره زیرزمینی بوده باشد. بدون تردید بعضی از خانه ها دست کم دارای ساختمانی مختصر در سطح زمین بوده اند؛ برای مثال اتاقی داشته اند که به تونل ورودی راه داشته است. دیوار دور باغ ها و جالیز هایی که خانه های زیرزمینی میان آن ها قرار داشته اند، مانعی نسبتاً مستحکم بوده، و نقش دفاعی را در برابر دشمنان داخلی و خارجی ایفا می کرده است. البته دست کم در میان بزرگان شهر کسانی بوده اند که حتی اگر خانه ای عادی نداشته اند، حداقل خانه ای داشته اند که بخشی از آن در سطح زمین بوده است. پس از ویرانی ری به دست مغولان در ۶۱۷ ق/۱۲۲۰م و اضمحلال آن در دوره ایلخانان مغول، شمار بسیاری از مردم ری و شاید روستاهای پیرامون آن به تهران مهاجرت کردند و به یقین همه این مهاجران در کار معماری و خانه سازی ذوق و سلیقه مشترکی با ساکنان بومی تهران نداشتند؛ از این رو، خیلی زود و پس از چند دهه تهران به شهری بدل شد که ویژگی چشمگیر آن، دیگر خانه های زیرزمینی اش نبود. به گزارش حمدالله مستوفی تهران در نیمه نخست سده ۸ ق/۱۴م و در اواخر فرمانروایی ایلخانان، روستایی معتبر از توابع غار (یکی از ۴ ناحیه تومان ری) به شمار می رفته است.
← دوره ایلخانان
ساختار اجتماعی تهران را از شکل گیری جامعه شهری تا گذر از سنت ها و رفتن به سوی تجدد را بیان می کنیم.
← شکل گیری جامعه شهری
...
تهران
تهران پایتخت ایران از دوره قاجاریه تاکنون است. این شهر از زمان صفویه تاکنون مورد توجه قرار گرفته است و نقش ویژه ای در تاریخ تشیع و ایران دارد.
تهران در پهنه ای بین دو وادی کوه و کویر و در دامنه های جنوبی البرز گسترده شده و 1190 متر از سطح دریا فاصله دارد. این شهر از سمت جنوب به کوه های ری و بی بی شهربانو و دشتهای هموار شهریار و ورامین و از شمال به واسطه کوهستان محصور شده است.
تهران در 51 درجه و 24 دقیقه ٔ طول خاوری گرنویچ و 35 درجه و 41 دقیقه ٔ عرض شمالی واقع است . ظهر تهران (ساعت 12) با ساعت 11/30 در شهرهای مسکو و بغداد و 10/30 در شهر استانبول و9/30 در شهر برلین و 8/30 در شهرهای لندن و پاریس و 3/30 در شهر نیویورک و 0/30 در شهر سانفرانسیسکو و 14 در بمبئی و 16 در شهر پکن و 17/30 در شهر توکیو برابر است.
یاقوت حموی در معجم البلدان گوید: طهران لفظ عجمی است و عجم آن را به تاء منقوطه تلفظ نمایند برای این که طاء در لغت عجم نیامده است. تا قبل از پهلوی کتابت درست تهران به صورت طهران بوده است. اما در این زمان فرهنگستان زبان فارسی که کار آن معادل سازی فارسی برای کلمات عربی بوده است از آنجا که اصرار داشته برخی حروف را که عربی می دانسته از کلمات بر دارد کتابت تهران را به صورت رسمی رایج می سازد.
از آنجا که در منابع رجالی در معرفی محمد بن حماد طهرانی محدث متوفی ۲۶۱ هجری قمری ذکر تهران به میان آمده و نسب او را به طهران ری مورد تاکید قرار داده اند معلوم می شود تهران در قرن سوم وجود داشته است . اما اطلاع بیشتری از قدمت آن با همین نام در دسترس نیست.
تهران در قرن هفتم محلی آباد با خانه سازی ویژه بوده است چنانچه یاقوت حموی متوفی به سال 627 هجری قمری در معجم البلدان در مورد آن می نویسد:
تهران تا زمان شاه طهماسب صفوی دیوار نداشته است و اولین برج و باروی دور تهران به فرمان شاه طهماسب صفوی به سال 964ق ایجاد شد. بنابه گفته نویسنده مرآت البلدان این بارو شش هزار گام طول آن بود و به عدد سوره مبارکة قرآن یعنی صد و چهارده برج برای بارو قرار دادند. البته باید درنظر داشت تهران پانصد سال پیش دهی بزرگ بیش نبوده است. این برج و باروی اولیه چهار دروازه بیشتر نداشت: دروازه حضرت عبدالعظیم به سوی ری، دروازه دولاب، دروازه شمیران و دروازه قزوین. البته محدوده آن زمان تهران نیز با توجه به کوچکی ابعادش چنین بود: حد شمالی خیابان امیرکبیر، میدان سپه و خیابان سپه، حد شرقی خیابان ری، حد جنوبی خیابان مولوی و حد غربی خیابان وحدت اسلامی (شاهپور).
شاه طهماسب اول قصبه تهران را، که معبری بین مازندران و آذربایجان و خراسان بود، تقویت نمود تا همچون قلعه ای محکم آماده مقابله با هجوم عثمانیها و ازبکان شود. همچنین وضع مساعد طبیعی ، مجاورت با شهر باستانی ری و مرقد امامزاده حمزه (که صفویان طبق شجره نامه ای نسب خود را به او می رساندند) و مرقد حضرت عبدالعظیم ، در توجه به این ناحیه مؤثر بود. کارکرد دفاعی با ساخت برج و بارو، و احداث بازار از نخستین اقداماتی بود که به تهران رونق و اعتبار داد.
تِهْران، پایتخت و بزرگ ترین شهر ایران، نیز استان و شهرستانی به همین نام در شمال مرکزی ایران می باشد.سهم تهران (نخست به عنوان قصبه ای وابسته به ری (از سده ۱ق/۷م) تا آغاز عصر قاجار (۱۱۹۳ق/۱۷۷۹م)، و آن گاه به عنوان شهری که به پایتختی برگزیده شد و ری را تابع خود ساخت) در ترویج زبان و ادبیات فارسی چشمگیر و در خور توجه است. برای بازنمودن این بحث، تهران را از دو منظر می نگریم و مسئله را در دو بخش بررسی می کنیم:۱. تهران وابسته به ری،۲. تهران مستقل.
مطالعه جنبه های گوناگون فرهنگی تهران یا طهران، از جمله بررسی ادبیات آن، به عنوان قصبه ای کوچک از قصران ری، که آن را آبادی ای خوش آب و هوا، با باغ های میوه و انار مرغوب وصف کرده اند، جز به تبع مطالعه فرهنگی ری (شهری مقدسی که نام آن در تورات و اوستا آمده، و بنای آن به هوشنگ منسوب است و به گفته ابن مقفع از معدود آبادی هایی بوده است که «پهلو» (شهر) نامیده می شد ) میسر نخواهد بود. عرب های مسلمان در ۲۲ق/۶۴۳م، ری و به تبع آن تهران و دیگر آبادی های حوزه ری را به تصرف درآوردند و از آن زمان تهران به سرزمین های اسلامی پیوست و تاریخ ایرانـی ـ اسلامی آن آغاز شد. نسبت طهرانی (تهرانی) که ظاهراً، نخستین بار در شرح احوال محمد بن حماد طهرانی رازی (د ۲۶۱ یا ۲۷۱ق/۸۷۵ یا ۸۸۴م)، در تاریخ بغداد، دیده می شود، دست کم قرینه ای است که اعتبار فرهنگی این آبادی را از همان سده های نخستین اسلامی تأیید می کند.از آن جا که هدف ما بررسی زبان و ادبیات فارسی در تهران است، وضع ادبی تهران وابسته به ری (تهرانِ ری) را از آغاز تا عصر صفوی و از عصر صفوی تا استقرار حکومت قاجاریه (۱۲۰۰ق) در تهران بررسی می کنیم: گستره ری در دو سده نخستین اسلامی (که با نگاهی به دو «قرن سکوت» موصوف است) همانند دیگر نقاط ایران زمین، به ظاهر در سکوت به سر می برد، یعنی نمی توان انتظار داشت، از این دو سده، نظم و نثری مکتوب مربوط به این بخش از ایران برجا مانده باشد. با آغاز استقلال ایران (از ۲۰۶ق/۸۲۱م) و در پی آن، انتخاب زبان فارسی دری به عنوان زبان ملی، ثبت و ضبط نوشته ها و سروده ها آغاز شد. بی گمان سخن سرنوشت ساز و تاریخی یعقوب لیث (حکومت۲۵۴-۲۶۵ق/۸۶۸-۸۷۹م) خطاب به شاعرانی که او را به زبان عربی ستوده بودند، مبنی بر اینکه «چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفت؟»، نوعی فرمان حکومتی، اما برآمده از آرمان های مردم ایران، به شمار می آید که بر طبق آن، زبان فارسی به عنوان زبان ملی و رسمی ایران اعلام شد. زبان و ادب ملی نخست در ماوراء النهر و خراسان، سپس در آذربایجان رواج یافت و آن گاه به پهنه ری (عراق عجم) و دیگر نقاط ایران رسید. در دوران آل بویه (حکومت ۳۲۰-۴۴۸ق/۹۳۲-۱۰۵۶م)، یعنی از نیمه اول سده ۴ق/۱۰م تا اواخر نیمه اول سده ۵ ق/۱۱م و تا حمله مغول (۶۱۶ یا ۶۱۷ق/۱۲۱۹ یا ۱۲۲۰م) ری و به تبع آن تهران، در تاریخ علمی و فرهنگی و اجتماعی ایران اسلامی شهرت بسیار داشته، و مدت ها مرکز حکومت امیران آل بویه و وزیران دانشمند آنان مثل ابن عمید (د ۳۵۹ق/۹۶۹م) و صاحب بن عبّاد (د ۳۸۵ق/۹۹۵م) بوده است که مجالس درس و بحث علمی و ادبی داشته اند و از عالمان و ادیبان به گرمی استقبال می کرده ، و آنان را مورد حمایت قرار می داده اند. برخی از محققان از کتابخانه بزرگ ابن عمید، با «صد بار» کتاب سخن گفته اند و بر علم دوستی و ادب پروری جانشین وی، یعنی صاحب بن عباد تأکید کرده اند و مجالس درس و بحث او را که با حضور عالمان و ادیبان تشکیل می شد، حائز اهمیت بسیار، و کتابخانه عظیم او را که افزون بر ۱۱۷ هزار جلد کتاب در آن گردآمده بود، کانون علم و ادب دانسته اند. با آن که ری در آن روزگار محل ترویج ادب تازی بود و آن دو وزیر دانشمند هم ادیبان عربی زبان و شاعران عربی سرا را می نواختند، با این همه، جای شعر و ادب فارسی یکسره خالی نبود و صاحب بن عباد (که گفته اند: از شعر عربی بیش تر از شعر فارسی لذت می برد) به سخن موزون و لطیف فارسی نیز دلبستگی داشت و جادوی سخن پارسی کار خود را می کرد و به رغم نظر محققانی که در نواحی زیر فرمان عرب مآبان و عربی گرایان، مانند ری، فارس و عراق عجم، از بیداری ادبی در اوایل پیدایی شعر و ادب فارس، نشانی نمی بینند، تاریخْ شاهد ظهور گویندگانی چون منصور منطقی (د میان ۳۶۷ - ۳۸۰ق/۹۷۷-۹۹۰م)، معاصر صاحب بن عباد و بندار رازی (سده های ۴ - ۵ ق/۱۰-۱۱م) است. منطقی را در شعر دری استاد و قدیمی ترین شاعر پارسی گوی عراق دانسته اند. صاحب لباب الالباب تصریح می کند که «صاحب بن عباد، پیوسته مطالعه اشعار او) منطقی (کردی» و در امر آزمودن بدیع الزمان همدانی در عربی سرایی ۳ بیت از اشعار منطقی خواند و از او خواست تا آن ۳ بیت را به عربی برگرداند. این سخن، بیانگر دو حقیقت است: یکی، علاقه و توجه صاحب بن عباد به ادب فارسی؛ دوم، رواج شعر و ادب فارسی، در عصر آل بویه، در ری و به طور کلی در عراق عجم. بر جای ماندنِ ابیاتی به پارسی دری از بندار رازی (د ۴۰۱ق/۱۰۱۰م) که به لهجه رازی شعر می سرود، یا به گفته صاحب نقض ، بر جای ماندن قصایدی در مدح سادات ری از وی و توجه شاعران بزرگ سده ۶ ق/۱۲م چون خاقانی به او و این که ظهیر فاریابی (د ۵۹۸ ق/۱۲۰۱م) در ستایش خود و ممدوحش بدین معنا اشاره می کند که شعر بندار را «وحی» می شمرده اند، جمله، از رواج و کمال شعر و ادب فارسی در ری و تهرانِ وابسته به ری حکایت می کند و با آن که فارسی دری لهجه مخصوص مردم خراسان، ماوراء النهر، سیستان و زابلستان بوده است و مردم مغرب و مرکز و شمال و جنوب غربی ایران تا دیری جز به پهلوی یا طبری سخن نمی گفته اند، پس از نشر آثار ادبی دری مانند آثار رودکی، شهید بلخی، فردوسی و ابوالمؤید بلخی از خراسان به شهرهای دیگر، آنان نیز از این شیوه زیبا پیروی کردند و آرام آرام از سرودن اشعار فهلوی، رازی، طبری و پهلوی (که در عصر دیلمیان متداول بود) دست برداشتند و از سبک و لهجه شیرین و روانْ واجِ دری پیروی کردند و چنین بود که مجاهدت های ادبی خراسان راه خود را به دیگر اقطار باز کرد و مخصوصاً در ری (که از همه نزدیک تر بود) حُسن قبول یافت. این امر را معلول دو علت دانسته اند: نخست، به قدرت رسیدن ایرانیان و ظهور سلسله های ایرانی یعنی طاهریان، صفاریان و به ویژه سامانیان، و انتخاب زبان فارسی دری به عنوان زبان ملی؛ دوم، آمیزش سخنگویان دو زبان (پهلوی و دری) از سده ۴ق در ری؛ بدین ترتیب که اهل دیوان و دفتر و افراد کشوری و لشکری که از ماوراء النهر و خراسان به ری می آمدند، به دری تکلم می کردند و عامه مردم ری به لهجه های پهلوی، و همین امر موجب ظهور شاعران دو زبانه، مثل بندار رازی، گردید سوم، پناه بردن امیران خراسان و ادیبان و دانایان آن دیار، به دنبال استیلای سلجوقیان بر خراسان، به ری و جبال (۴۳۱ق/۱۰۳۹م) و اصفهان. این امر موجب پدید آمدن با هم نهادی (سنتزی) شد که از برخورد ذوق دری سرایان خراسان به مثابه نهاد (تز) با سلیقه پهلوی گویان ری به مثابه برنهاد (آنتی تز) شکل گرفت و بدین سان بر شمار مراکز علمی و ادبی در پهنه ایران افزوده شد. از این زمان تا عصر صفوی (۹۰۷-۱۱۴۸ق/۱۵۰۲-۱۷۳۶م) که تهران سایه وار از آفتاب ری تبعیت می کند، در تذکره ها به نام شاعران و ادیبانی برمی خوریم که بیش تر با صفت رازی موصوف شده اند. از جمله آن ها می توان از ابوالمفاخر، بندار، منطقی، غضایری، قوامی، مسعود و دهخدای ابوالمعالی نام برد. تبعیت تهران از ری در عصر صفوی و به طور کلی تا دوران آقامحمدخان قاجار و پایتخت شدن این شهر، ادامه می یابد، اما به نظر می رسد که زمینه های استقلال آن از ری و شکوفایی ادبی آن، به تدریج فراهم می آید و ده کوچک، آماده شهر شدن می شود. این حرکت از عصر صفوی آغاز می گردد و افزودن بر شمار شاعران تهرانی، از تحولی ادبی در تهران خبر می دهد. کریمان شرح حال ۲۵ تن ادیب و سخنور رازی، در دوران صفوی تا پیش از سال ۱۲۰۰ق، به دست داده است که ۲۱ تن از آنان، منسوب به تهران اند و با صفت تهرانی موصوف شده اند. در میان این سخنوران و ادیبان، شاعران نامداری چون امیدی تهرانی (د ۹۲۵ق/۱۵۱۹م)، امین احمد رازی (د ۱۰۱۰ق/۱۶۰۱م) صاحب تذکره هفت اقلیم، و شاپور تهرانی (د ۱۰۴۸ق/۱۶۳۸م) نیز دیده می شود در تذکره تحفه سامی بیش از ۲۰ تن شاعر تهرانی معرفی شده است و در کتاب تاریخ تهران، شرح حال ۵۶ تن شاعر عصر صفوی آمده است که نخستین آنان خواجه ابوالقاسم و آخرینشان یارعلی تهرانی است. پیوستن ۱۰ تن شاعر تهرانی، در عصر صفوی، به کاروان هند که در میان آن ها سلیم تهرانی و شاپور تهرانی نیز دیده می شوند، دلیل دیگر این تحول ادبی است.
تهران مستقل
با پیروزی آقا محمدخان قاجار (سلطنت ۱۲۰۹-۱۲۱۱ق) و پایتخت قرار گرفتن تهران، عصر وابستگی تهران به ری پایان می گیرد و دوران استقلال این شهر فرا می رسد و به تبع این استقلال، تحولی ادبی در این شهر پدید می آید، بدان سان که نخست با پیشرفت مکتب بازگشت ادبی (ه م) تهران از میراث ادبیات سنتی فارسی سود می برد و سپس با جنبش مشروطه و ظهور ادبیات نوین خاستگاه ادبیات جدید ایران می شود. تهران مستقل را می توان در دو بخش بررسی کرد: تهران دارالخلافه؛ تهران مشروطه:
← تهران دارالخلافه
از زمان امضای فرمان مشروطه، در ۱۳۲۴ق از سوی مظفرالدین شاه تا انقراض رژیم سلطنتی و پیروزی انقلاب اسلامی، در بهمن ماه ۱۳۵۷، یعنی افزون بر ۷۰ سال حکومت ایران (در واقع، یا به ظاهر) حکومت مشروطه سلطنتی بود که بر طبق تقسیم بندی ما «تهران مشروطه» خوانده می شود. از این رو، تبیین و تشریح ادبیات تهران مشروطه همانا گزارشی از وضع زبان و ادبیات فارسی در طول این ۷۰ سال در تهران است.ادبیات فارسی دوران مشروطیت در تهران را در دو بخشِ شعر و نثر بررسی می کنیم:
← شعر
...
استان تهران حدود ۱۸۸۱۴ کیلومتر مربع وسعت دارد. مرکز آن و به علاوه پایتخت ایران، شهر تهران است.
استان تهران در جنوب شرقی مرکز رشته کوه های البرز که در شمال ایران از آذربایجان تا خراسان با جهت غربی- شرقی کشیده شده، قرار دارد. رشته کوه های البرز به سه دیواره تقسیم می شود:۱. دیواره شمالی: ارتفاعات محدودی از این دیواره در استان تهران و بقیه آن در استان مازندران قرار دارد.۲. دیواره میانی: حد شمالی استان را تشکیل می دهد و مرتفع ترین قسمت رشته کوه های البرز مرکزی است. کوه دماوند و قله آن به ارتفاع ۵۶۷۱ متر در این قسمت قرار دارد. قله دماوند نهمین قله مرتفع دنیا به شمار می رود.۳ -دیواره جنوبی: سومین بخش از ارتفاعات مرکزی است که رودخانه های جاجرود و کرج آن را بریده و به سه قسمت جدا از هم تقسیم نموده است. این سه قسمت عبارتند از:- کوه های لواسانات که بین دره های رود دماوند و جاجرود قرار دارند و در شمال به دره «رود لار» محدودند. دنباله این کوه ها در شرق جاده آب علی به نام قره داغ و دماوند تا دره حبله رود امتداد یافته اند.- کوه های شمیرانات که بین سرچشمه های جاجرود و کرج قرار دارند و بلندترین نقطه آنها قله توچال با ارتفاع ۳۹۴۳ متر است.- کوه های کهار که از غرب دره رودخانه کرج شروع شده و در جنوب طالقان رود به موازات آن ادامه دارند.
اقلیم ها
استان تهران را می توان به سه بخش اقلیمی زیر تقسیم کرد:
← قلیم ارتفاعات شمالی
حوزه فلسفی و عرفانی تهران، یکی از حوزه های مهم فلسفه و عرفان در تهران در قرن سیزدهم و چهاردهم می باشد.
پیشینه
...
تِهْران، پایتخت و بزرگ ترین شهر ایران، نیز استان و شهرستانی به همین نام در شمال مرکزی ایران می باشد. در این مقاله، تاریخ تهران از دوره قبل از اسلام تا دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار می گیرد.
هرچند در هیچ یک از منابع مکتوب پیش از اسلام و یا دو سده نخستین اسلامی نامی از تهران دیده نمی شود، اما یافته های باستان شناختی و شواهد توپوگرافیکی و اقلیمی، مؤید آن است که زمین های واقع میان ارتفاعات توچال در شمال تهران و چشمه علی در ری باستان (که بعد ها هسته اولیه شهر تهران در آن محدوده شکل گرفت و گسترش یافت) در اعصار پیش از تاریخ خالی از سکنه نبوده است. در واقع آب هایی که بر اثر ذوب شدن برف های قله توچال به جلگه تهران جاری می شود و یا برف و باران هایی که از زمین های بلند شمال به جلگه پست تهران فرو می ریزد، شرایط زیست محیطی مناسبی را برای نخستین اقوام کشاورز که دست از شکار کشیده، و در جست و جوی محل های مناسب برای کشاورزی بودند، فراهم کرده بوده است.یافته های باستان شناختی در چشمه علیِ ری، دروس و به ویژه قیطریه واقع در شمال تهران از وجود جمعیت هایی در این منطقه از حدود ۸ هزار سال پیش حکایت می کند. این تمدن که به واسطه استفاده گسترده مردم این ناحیه از سفال هایی به رنگ قرمز که بدون چرخ سفالگری ساخته شده اند، به «تمدن سفال قرمز» معروف است، تقریباً تا ۵ هزار سال بعد ادامه داشت. در پایان هزاره ۲ق م (تقریباً میان ۱۲۰۰-۸۰۰ ق م)، تازه واردانی که بارزترین مشخصه آن ها استفاده از سفال هایی به رنگ خاکستری تیره است، و به باور بیش تر دانشمندان منشأ آریایی داشتند، جای مردم متعلق به تمدن سفال قرمز را گرفتند. آثار قابل توجهی از صاحبان تمدن سفال خاکستری در حوزه تهران مانند خوجیر تهرانپارس، فشاپویه (پشاپویه)، حصارکِ شمیران، پل رومی، اوین، فرودگاه امام خمینی، دروس، بوستان پنجم سلطنت آباد (پاسداران)، عباس آباد و قیطریه یافت شده است. بیشتر این آثار در محدوده تهران امروزی به طور اتفاقی و به هنگام کار های ساختمانی یافت شده، و سپس مورد توجه باستان شناسان قرار گرفته است.به دلیل ساخت و ساز های در هم تنیده شهر تهران، و محدودیت های فراوانی که باستان شناسان در کاوش های خود با آن ها روبه رو هستند، تاکنون آثاری از دوره های تاریخی که نشان دهد هسته اولیه شهر تهران در چه زمانی شکل گرفته، به دست نیامده است. زمانی به پیروی از دخویه تصور می شد که نام تهران در آثار جغرافیانویسانی چون اصطخری، ابن حوقل و مقدسی به صورت «بهزان» و یا «بهنان» یاد شده، و این نام ها تصحیف و یا تحریفی از نام تهران است؛ اما این تفسیر نادرست می نماید، خاصه که یاقوت از بهزان و طهران هر دو یاد کرده است. به نوشته او «بهزان» در ۶ فرسنگی ری واقع بوده است و خرابه هایی باستانی در آن وجود داشته که در آن روزگار احتمال می داده اند آن جا ری قدیم باشد در حالی که به نوشته همو «طهران» قریه ای در یک فرسنگی ری بوده است. علاوه بر آن بعید است همه جغرافیانویسان متقدم نام محرَّفِ تهران را به صورت بهزان یا بهنان نوشته باشند در حالی که نسبت «تهرانی» در منابع کهن وجود داشته است.ظاهراً نام تهران نخستین بار در نام و نشان محمد بن حمّاد تهرانی رازی، از محدثان و رجال نامدار سده ۳ق/۹م آمده است. او که در ری، بغداد، مصر و شام حدیث می گفت، در ۲۶۱ق و یا به روایتی ۲۷۱ق در عسقلان شام درگذشت. وجود این نسبت در سده ۳ق مؤید آن است که قریه یا روستای تهران دست کم در نخستین سده های دوره اسلامی، و به اقرب احتمال بسیار پیش از آن وجود داشته است. به هر حال تا پیش از حمله مغول، تهران به صورت روستایی نه چندان معتبر باقی بود و برپایه اسناد و مدارک تاریخی، روستاهای همسایه آن همچون دولاب، تجریش و حتی ونک (ایوان) از شهرت بیشتری نسبت به آن برخوردار بودند.
دوره غزنوی
بیهقی در شرح لشکرکشی سلطان محمود غزنوی در ۴۲۱ق/ ۱۰۳۰م به ری می نویسد: «چون به ری رسیدند، امیرمحمود به دولاب فرو آمد بر راه طبرستان نزدیک شهر (ری)، و امیرمسعود به علی آباد لشکرگاه ساخت بر راه قزوین، و میان هر دو لشکر مسافت نیم فرسنگ بود». این نکته که بیهقی در شرح این رویداد نامی از تهران نبرده است، نشان می دهد که شهرت دو روستای دولاب (امروزه محله ای در جنوب شرقی تهران) و علی آباد (محله ای در جنوب تهران کنونی) در نیمه نخست سده ۵ ق بیش تر از دهکده همسایه آن ها یعنی تهران بوده است. اما از سده ۶ ق بدین سو تهران اندک اندک نام و شهرتی یافت، و مورخان و جغرافیانویسان در آثار خود از آن سخن به میان آوردند که برپایه نوشته های آنان می توان تحولات آن روستا را تا حدی مورد بررسی قرار داد. ابن بلخی در اوایل سده ۶ ق/۱۲م (پیش از ۵۱۰ ق) در فارس نامه از «انار طهرانی» نام برده، و آن را ستوده است. محمد بن محمود طوسی، صاحب کتاب عجایب المخلوقات، و سمعانی در الانساب در میانه های سده ۶ ق نیز از مرغوبیت انار تهران یاد کرده اند، بدون آن که توصیفی از اوضاع و احوال آن جا ارائه کرده باشند. در نیمه دوم همین سده تهران مشهورتر از دولاب بوده است؛ زیرا ظهیرالدین نیشابوری در سلجوق نامه اشاره کرده است که در این سال (۵۶۱ ق/ ۱۱۶۶م) «ارسلان بن طغرل از ری کوچ کرد و بر سر دولاب طهران نزول فرمود». راوندی صاحب کتاب راحة الصدور نیز همین واقعه را با کمی اختلاف گزارش کرده است.
دوره مغول
یاقوت حموی نخستین کسی است که درباره اوضاع و احوال تهران آگاهی های نسبتاً مفصل و جالب به دست داده است. او که در ۶۱۷ ق/۱۲۲۰م از پیشاپیش سپاهیان مغول می گریخت، به ری رسید و با آن که خود تصریح کرده که در مدت اقامتش در ری از تهران بازدید نکرده، اما به نقل از یکی از مردم ری، روستای تهران را چنین وصف کرده است: میان این دو یک فرسنگ فاصله است. تهران روستایی بزرگ است که در زیرزمین بنا شده، و هیچ کس نمی تواند به خانه اهالی آن دسترسی یابد، مگر آن که خودِ اهالی آن بخواهند. بارها اتفاق افتاده که برضد سلطان سر به شورش برداشته اند و او چاره ای نداشته است، جز آن که آنان را با حیله به دام اندازد. در این روستا ۱۲ محله وجود دارد که اهالی آن ها پیوسته با یکدیگر در جنگ و ستیزند و ساکنان یک محله به دیگر محله ها نمی روند. در تهران باغ ها و بستان های درهم تنیده بسیار هست که مانع تاخت و تاز ناگهانی مهاجمان می شود. اشارات یادشده را زکریای قزوینی در نیمه دوم سده ۷ق تأیید و تکمیل کرده است. به گزارش او در آن روزگار که چند دهه از حمله مغولان به ری می گذشته، تهران روستایی بزرگ و پرجمعیت به شمار می رفته، و در باغ های انبوه آن انواع میوه های ممتاز به عمل می آمده است. او نیز همچون یاقوت به خانه های زیرزمینی تهرانی ها اشاره، و آن ها را به سوراخ موش کور تشبیه کرده است ورود به این خانه های زیرزمینی که دسترسی به آن ها فقط از طریق دهلیزهای تنگ و تاریک میسر بوده، در واقع مهم ترین ابزار دفاعی روستای بدون حصار تهران به شمار می رفته است، به نوشته زکریای قزوینی مردم تهران به هنگام تهاجم دشمنان در این خانه های زیرزمینی پناه می گرفتند و از نظرها ناپدید می شدند و دشمن پس از چند روز که کسی را نمی یافت، به ناچار آن جا را ترک می کرد. از سویی دیگر این خانه های زیرزمینی صاحبانشان را از گرمای شدید تابستان و سرمای زمستان تهران محافظت می کرد. با همه این احوال، بعید است که همه خانه های تهران یکسره زیرزمینی بوده باشد. بدون تردید بعضی از خانه ها دست کم دارای ساختمانی مختصر در سطح زمین بوده اند؛ برای مثال اتاقی داشته اند که به تونل ورودی راه داشته است. دیوار دور باغ ها و جالیز هایی که خانه های زیرزمینی میان آن ها قرار داشته اند، مانعی نسبتاً مستحکم بوده، و نقش دفاعی را در برابر دشمنان داخلی و خارجی ایفا می کرده است. البته دست کم در میان بزرگان شهر کسانی بوده اند که حتی اگر خانه ای عادی نداشته اند، حداقل خانه ای داشته اند که بخشی از آن در سطح زمین بوده است. پس از ویرانی ری به دست مغولان در ۶۱۷ ق/۱۲۲۰م و اضمحلال آن در دوره ایلخانان مغول، شمار بسیاری از مردم ری و شاید روستاهای پیرامون آن به تهران مهاجرت کردند و به یقین همه این مهاجران در کار معماری و خانه سازی ذوق و سلیقه مشترکی با ساکنان بومی تهران نداشتند؛ از این رو، خیلی زود و پس از چند دهه تهران به شهری بدل شد که ویژگی چشمگیر آن، دیگر خانه های زیرزمینی اش نبود. به گزارش حمدالله مستوفی تهران در نیمه نخست سده ۸ ق/۱۴م و در اواخر فرمانروایی ایلخانان، روستایی معتبر از توابع غار (یکی از ۴ ناحیه تومان ری) به شمار می رفته است.
دوره ایلخانان
...
جامعه روحانیت مبارز، از تشکل های روحانیان فعال در امور سیاسی ایران. نخستین هسته جامعه روحانیت مبارز در سال ۱۳۵۶ش و با توصیه های مؤکد امام خمینی، رهبر انقلاب اسلامی ایران، مبنی بر هماهنگی نیروهای مسلمان در مبارزه با حکومت شاه و با تشویق و حمایت استاد مرتضی مطهری، ایجاد شد. برنامه ریزی راه پیمایی ها، سخنرانی در مساجد، تهیه شعارها، و هماهنگی و سازماندهی مبارزه بر ضد حکومت پهلوی عمدتاً برعهده جامعه روحانیت مبارز بود.
جامعه به عنوان تشکلی مذهبی، سیاسی و اجتماعی پس از پیروزی انقلاب اسلامی حضوری مؤثر و تعیین کننده در مجالس قانونگذاری، مجامع و شوراهای مشورتی، قضایی، سیاستگذاری و اجرایی کشور، به ویژه از ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ش، داشته است. مرتضی مطهری، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، محمد جواد باهنر، مهدوی کنی، سید علی حسینی خامنه ای، سید محمد حسینی بهشتی، محمد یزدی ، محمد مفتح و ... از اعضای تأثیرگذار جامعه روحانیت در نهادهای انقلاب بوده اند. محمد علی موحدی کرمانی پس از مهدوی کنی، دبیرکل جامعه شد.
پس از شکست قیام پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ش، روحانیان فعال در این عرصه، علت شکست را نداشتن تشکیلات منسجم دانستند و به ضرورت وجود تشکل پی بردند؛ با این همه، در سال های بعد نیز نتوانستند تشکیلات منسجمی پدید آورند، هرچند با تشکیل جلسات هفتگی در منازل افراد و نیز هدایت فعالیت های بسیاری از مساجد و تکایا، عملاً در مبارزه با حکومت پهلوی حضور فعال داشتند.
پی ریزی حوزه علمیه تهران از زمان پایتخت شدن تهران از زمان آقا محمدخان قاجار آغار گردید.
پس از آن که آقا محمدخان قاجار در سال ۱۲۰۰ تهران را به پایتختی ایران برگزید و پس از توسعه شهر از زمان فتحعلی شاه (۱۲۱۲ـ۱۲۵۰) به این سو، مدارس و نیز مسجد ـ مدرسه های فراوانی در این شهر بنا شد.در پی گیری سیاست توسعه تهران، در دوره محمدشاه و به ویژه با صدارت حاجی میرزا آقاسی، فضلای حوزه های دیگر، برای رونق تهران به مهاجرت به این شهر تشویق شدند.بدین ترتیب با روی آوردن علما و طلاب علوم دینی به تهران ــکه در مجاورت شهر مذهبی ری، آرام گاه حضرت عبدالعظیم حسنی قرار داردــ حوزه علمی بزرگی در پایتخت جدید ایران پی افکنده شد که به سرعت پیشرفت کرد.تداوم مدرسه سازی در سرتاسر دوره قاجار در این شهر و نیز جمعیت روزافزون طلاب تهران گواه این پیشرفت است.بنا بر یک گزارش آماری، در دوره ناصرالدین شاه قاجار (۱۲۶۴ـ۱۳۱۳)، ۴۷ باب مسجد، که بسیاری از آن ها مدرسه نیز داشته اند، ۳۵ باب مدرسه و ۴۶۳، ۱ طلبه به ثبت رسیده است. جمعیت طالبان علوم دینی در دوره های بعد نیز روی به افزایش داشت، چنان که مثلا در دوره مظفرالدین شاه (۱۳۱۳ـ۱۳۲۴) انجمن طلاب مشروطه خواه، که از تشکل های حوزوی بود، بیش از هزار عضو داشت. در آن دوره، اهمیت حوزه تهران، بیش از حوزه قم بود و طلاب علوم دینی از بسیاری از شهرهای ایران برای تحصیل به تهران می آمدند. از اسم نسبت بسیاری از علمای مقیم تهران در عهد ناصری آشکارا پیداست که بیشترشان از شهرهای مختلف ایران به تهران آمده بودند.
جای گاه
حوزه تهران را باید حلقه واسط میان حوزه های بزرگ و اصلی آن عصر مانند نجف و کربلا و اصفهان و نیز حوزه های فرعی شهرستان های ایران دانست.مطالعه زندگی علمای تهران نشان می دهد که بسیاری از طالبان علوم حوزوی که بدین حوزه می آمدند، پس از گذراندن مقدمات یا سطح، برای تحصیلات عالی به عتبات عراق یا اصفهان می رفتند و در آن جاها به درجه اجتهاد می رسیدند.سپس از میان آنان، شماری در اصفهان یا عتبات ماندگار می شدند، عده ای به زادگاهشان برمی گشتند و گروهی دیگر به تهران می آمدند و در آن جا به تدریس در سطوح عالی اشتغال می ورزیدند و احیاناً در جای گاه مرجع و ریاست عامه مسلمانان ایفای وظیفه می کردند.
مدارس
تدریس علوم دینی، صرف نظر از مواردی که در منازل علما صورت می پذیرفت، عموماً در مدارسی بود که به همین منظور ساخته شده بودند.این مدارس به مدارس پیش از دوره قاجار، دوره قاجار تا آغاز سلطنت ناصرالدین شاه (۱۲۶۴)، دوره پنجاه ساله ناصری و مدارس پس از این دوره تقسیم می شود؛
← پیش از قاجار
...
حوزه علمیه تهران پس از آنکه آقا محمد خان قاجار، تهران را به پایتختی ایران برگزید، تأسیس شد و علما و طلاب برای تدریس و تحصیل علوم دینی به تهران مهاجرت کردند و در دوره های بعد سلسله قاجار رونق بیشتری گرفت به گونه ای که بنا بر یک گزارش آماری، در دوره ناصر الدین شاه قاجار، ۴۷ مسجد، که بسیاری از آنها مدرسه نیز داشته اند، ۳۵ مدرسه و ۱،۴۶۳ طلبه به ثبت رسیده است.
حوزه تهران را باید حلقه واسط میان حوزه های بزرگ و اصلی آن عصر، مانند نجف، کربلا، اصفهان و نیز حوزه های فرعی شهرستانهای ایران دانست.
ادبیات عرب و ادبیات فارسی، فقه و اصول فقه، تفسیر قرآن و دانش های کاربردی از علومی بودند که در حوزه علمیه تهران تدریس می شد.
حوزه مهم فلسفه و عرفان در تهران در قرن سیزدهم و چهاردهم ، با پایتخت شدن تهران ، این شهر کوچک مرکز سیاسی و اقتصادی ایران شد و پس از چندی مرکز فرهنگی و فلسفی نیز شد.
پس از آنکه میرداماد و ملاصدرا مکتب اصفهان را تأسیس کردند، اصفهان به رغم حوادث دوران پایانی عصر صفوی ، از جمله حمله افغانان و مخالفت با حکمت و عرفان در محافل دینی ، مخصوصاً پس از احیای مکتب صدرایی به همت ملاعلی نوری (متوفی ۱۲۴۶)، درخشانترین چهره حکمت ، مرکز اصلی تدریس فلسفه و عرفان باقی ماند و از آن جا دامنه تدریس فلسفه و عرفان به تهران کشانده شد.
بنای مدرسه مروی
در ۱۲۳۲ محمدحسین خان مروی ، مدرسه مروی را در تهران بنا نهاد و فتحعلی شاه قاجار (حک: ۱۲۱۲ـ۱۲۵۰) ملاعلی نوری را به تهران دعوت کرد تا در این مدرسه به تربیت طلاب در علوم عقلی بپردازد، اما وی به علت کهولت سن و داشتن تعداد زیادی شاگرد در اصفهان ، دعوت شاه را رد کرد و در عوض شاگرد برجسته خود، ملاعبداللّه زُنوزی ، را در ۱۲۳۷ برای تدریس فلسفه به تهران فرستاد.
زندگینامه ملاعبداللّه زنوزی
ملاعبداللّه زنوزی ، که می توان او را مؤسس حوزه تهران دانست ، در زنوز، از توابع مرند، به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلاتِ مقدماتی دینی در خوی ، به کربلا رفت و به فراگرفتن اصول فقه پرداخت . مدتی نیز در قم به تحصیل فقه اشتغال داشت . سپس راهی اصفهان شد و در آن جا به فلسفه و حکمت علاقه مند گردید و مدتها نزد ملاعلی نوری به فراگرفتن فلسفه ، مخصوصاً حکمت متعالیه ملاصدرا، پرداخت . سپس به عنوان استادی توانا در حکمت متعالیه صدرایی به تهران آمد و بیست سال ، یعنی تا وفاتش در ۱۲۵۷، در مدرسه مروی به تدریس فلسفه پرداخت .
← آثار زنوزی
...
حوزه مهم فلسفه و عرفان در تهران در قرن سیزدهم و چهاردهم ، با پایتخت شدن تهران ، این شهر کوچک مرکز سیاسی و اقتصادی ایران شد و پس از چندی مرکز فرهنگی و فلسفی نیز شد. در این جا چهار حکیم از حکمای تهران که معروف به حکمای اربعه هستند مورد بررسی قرار گرفته اند.
اولین حکیم از حکمای اربعه ، علی بن عبداللّه زنوزی مشهور به آقا علی مدرّس طهرانی و ملقب به حکیم مؤسس ، فرزند و شاگرد ملاعبداللّه زنوزی ، در ۱۲۳۴ در اصفهان تولد یافت . در سه سالگی با پدرش به تهران مهاجرت کرد. در آن جا تحصیلات مقدماتی را به پایان رساند و در محضر پدر سطوح فلسفه و کلام شیعی را فرا گرفت . سپس به عتبات عالیات سفر کرد و به فراگرفتن علوم منقول پرداخت . پس از آن به ایران بازگشت و در اصفهان به تکمیل علوم معقول ، مخصوصاً در محضر میرزا حسن نوری (متوفی بعد از ۱۲۶۷) و سیدرضی لاریجانی ، پرداخت . چندی نیز در قزوین محضر ملاآقا قزوینی (متوفی ۱۲۸۲) را درک کرد. در ۱۲۷۰، پس از اتمام تحصیلاتش در علوم عقلی ، به تدریس در تهران پرداخت و هفت سال در مدرسه قاسم خان ، مدتی در منزل خویش و متجاوز از بیست سال در مدرسه سپهسالار، مدرّس رسمی علوم معقول و منقول بود،
علی بن عبداللّه زنوزی ، مجموعه مصنفات حکیم مؤسس آقاعلی مدرس طهرانی ، ج۱، مقدمه کدیور، ص۳۱ـ۳۲.
حکیم و عارف معاصرِ آقاعلی ، آقامحمدرضا فرزند شیخ ابوالقاسم قمشه ای ، متخلص به صهبا، در واقع مکمل آقاعلی در حوزه تهران بود و می توان او و آقاعلی و حاجی سبزواری را بزرگ ترین فلاسفه اسلامی قرن سیزدهم دانست . وی در ۱۲۴۱ در قمشه اصفهان متولد شد و در همان شهر مقدّمات علوم دینی را فرا گرفت . سپس به اصفهان رفت و در محضر استادانی همچون ملامحمدجعفر لاهیجی (متوفی بعد از ۱۲۵۵) شارح مشاعر ملاصدرا، میرزاحسن نوری فرزند ملاعلی نوری ، و آقا سیدرضی مازندرانی که استاد اصلی او در عرفان بود، به تحصیل پرداخت .
محمدعلی عبرت نائینی ، تذکرة مدینةالادب ، ج۲، ص۶۷۵.
سومین حکیم حوزه تهران ، میرزا ابوالحسن جلوه ، در ۱۲۳۸ در احمدآباد گجرات هند به دنیا آمد. در اصفهان به تحصیل پرداخت و از شاگردان میرزاحسن نوری و آقامیرزاحسن چینی بود.
منوچهر صدوقی سها، تاریخ حکماء و عرفاء متأخر بر صدرالمتألهین ، ج۱، ص۷۳.
...
حکمای اربعه تهران، عنوانی برای ۴ تن از حکمای برجسته مکتب فلسفی تهران: آقا علی مدرس، آقا محمدرضا قمشه ای، میرزا ابوالحسن جلوه و آقا میرزا حسین سبزواری.
آقا علی مدرس، معروف به زنوزی، از بزرگترین شارحان ملاصدرا و ادامه دهنده حکمت متعالیه در عصر قاجار بود. او همچنین در مباحث معاد جسمانی، اعتبارات ماهیت ، معقولات ثانیه فلسفی ، حرکت جوهری و مطالب مهم دیگرِ حکمت متعالیه ، نظریات بدیعی از خود به جا گذاشته است .
حکیم و عارف معاصرِ آقاعلی ، آقامحمدرضا فرزند شیخ ابوالقاسم قمشه ای ، متخلص به صهبا، در واقع مکمل آقاعلی در حوزه تهران بود و می توان او و آقاعلی و حاجی سبزواری را بزرگترین فلاسفه اسلامی قرن سیزدهم دانست .



تهران در دانشنامه ویکی پدیا

تهران
بیشینه: +۲۲/۷ درجه
تِهْران ( آوا راهنما·اطلاعات) بزرگ ترین شهر و پایتخت ایران، مرکز استان تهران و شهرستان تهران با جمعیّت ۸٬۲۴۴٬۵۳۵ نفر و مساحت ۷۳۰ کیلومتر مربّع است؛ بیست و پنجمین شهر پرجمعیّت و بیست و هفتمین شهر بزرگ جهان به شمار می آید.
در شمال کشور و جنوب دامنهٔ رشته کوه البرز در ۱۱۲ کیلومتری جنوب دریای خزر واقع شده است. این شهر دارای یک شبکهٔ متراکم بزرگ راهی و چهار خطّ فعّال مترو است که در بهار سال ۱۳۹۰، ۱۲۹ میلیون مسافر را جابه جا کرده اند.
تاریخ شکوفایی تهران به سال ۱۷۸۸م هنگامی که آقامحمدخان قاجار آن را به پایتختی برگزید، برمی گردد. سپس در روزگار رضاشاه پهلوی باشتاب بیشتری گسترش یافت و مردم بسیاری از استان های پیراموش را جذب نمود. از دههٔ ۱۹۶۰م ، مرکز جذب مهاجران زیادی از سراسر ایران بوده است.
ساکنان اصلی تهران اقوام فارسی زبان بودند، هم اکنون مردم از اقوام مختلفی در این شهر زندگی می کنند. در تهران مردم به زبان فارسی با یکدیگر گفتگو می کنند. بیشتر مردم در این شهر زبان فارسی با لهجهٔ تهرانی دارند. دیگر اقوام ساکن تهران عبارتند از کُرد ،آذربایجانی، گیلک، مازندرانی، ارمنی، عرب ،لر. تراکم جمعیّت در تهران بین ده هزار و هفتصد تا بیش از یازده هزار تن در هر کیلومتر مربّع برآورد می شود که بنابر آمار بیستمین شهر پرتراکم جهان است. شهر تهران در شمال ایران، در کوهپایه های جنوبی رشته کوه البرز در حدّ فاصل طول جغرافیایی ۵۱ درجه و ۲ دقیقهٔ شرقی تا ۵۱ درجه و ۳۶ دقیقهٔ شرقی، به طول تقریبی ۵۰ کیلومتر و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۳۴ دقیقهٔ شمالی تا ۳۵ درجه و ۵۰ دقیقهٔ شمالی به عرض تقریبی ۳۰ کیلومتر گسترده شده است. ارتفاع شهر در بلندترین نقاط شمال به حدود ۲۰۰۰ متر و در جنوبی ترین نقاط به ۱۰۵۰ متر از سطح دریا می رسد. تهران از شمال به نواحی کوهستانی، و از جنوب به نواحی کویری منتهی شده، در نتیجه در جنوب و شمال دارای آب و هوایی متفاوت است. نواحی شمالی آب و هوای سرد و خشک و نواحی جنوبی آب و هوای گرم و خشک دارند.
ساختار اداری ایران در تهران متمرکز شده است. تهران به ۲۲ منطقه، ۱۳۴ ناحیه (شامل ری و تجریش) و ۳۷۰ محلّه تقسیم شده است. نماد شهر تهران برج آزادی است. برج میلاد نیز نماد دیگر آن به حساب می آید. تهران میزبان نزدیک به نیمی از فعّالیّت های صنعتی ایران است، کارخانجاتی در زمینهٔ تجهیزات خودرو، برق و الکترونیک، منسوجات، شکر، سیمان و مواد شیمیایی در این شهر واقع شده اند، تهران همچنین بازار بزرگ فرش و محصولات مبلمان در سراسر ایران است. در جنوب حومهٔ تهران یک پالایشگاه نفت به نام پالایشگاه نفت تهران وجود دارد. در تهران و حومه، اماکن تاریخی مذهبی نظیر مساجد، کلیساها، کنیسه ها، و آتشکده های زرتشتیان قرار گرفته است. در فهرست گران ترین پایتخت های دنیا در سال ۲۰۰۸ میلادی، تهران در پلّهٔ آخر قرار داشت. تهران همچنین در فهرست گران ترین شهرهای دنیا و بر مبنای شاخص هزینه های زندگی، در پلّهٔ یکی مانده به آخر جای دارد. تهران از جهت تولید ناخالص داخلی رتبهٔ پنجاه و ششم و با لحاظ کردن جمعیّت منطقه شهری، رتبهٔ بیست و نهم را در بین شهرهای دنیا دارد. مردم تهران ۳۳٪ از مالیات کشور را پرداخت می کنند.
تهران می تواند به موارد زیر اشاره کند:
تهران
شهرستان تهران
استان تهران
ایستگاه متروی تهران
تهران (به انگلیسی: Tehran) فیلمی است بریتانیا-ایتالیایی که در ژانر دلهره آور ساخته شده است. این فیلم را جیاکومو جنتلیمو و ویلیام فرشمن کارگردانی کرده اند. درک فر در نقش یک مأمور اطلاعاتی بریتانیاست که متوجه می شود عده ای قصد دارند تا در طول سفر فرانکلین دلانو روزولت به تهران برای شرکت در کنفرانس تهران او را ترور کنند. این اتفاق در طول جنگ جهانی دوم رخ می دهد.
تهران ۱۱–۵۹۵ ج ۴۸ نام یک مجموعهٔ تلویزیونی ایرانی به کارگردانی «مرضیه برومند» است که طی سالهای ۱۳۷۶–۱۳۷۵ ساخته و از شبکه تهران پخش شد.
تهران ۱۵۰۰ اولین پویانمایی سینمایی بلند ساخت ایران به کارگردانی بهرام عظیمی و در گونه کمدی ست که نوروز ۱۳۹۲ به نمایش عمومی درآمد.
تهران ۴۳ (به انگلیسی: Teheran 43) نام فیلمی است که محصول مشترک کشورهای شوروی سابق، فرانسه و سوئیس می باشد و در سال ۱۹۸۱ ساخته شده است. این فیلم را الکساندر آلوف و ولادیمیر ناموف کارگردانی کرده اند و بازیگران مشهوری هم چون آلن دلون و کلود جید در آن بازی کرده اند.
این فیلم با ۴۷٫۵ میلیون بیننده در سال ۱۹۸۱ بهترین فیلم سال شوروی شد. هم چنین جایزه طلایی جشنواره بین المللی فیلم مسکو را در سال ۱۹۸۱ دریافت کرد.
تهران ۵۳ یک مجموعهٔ تلویزیونی ایرانی به کارگردانی «هوشنگ توکلی» است که در سال ۱۳۶۷ تهیه و از شبکه ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید.
تهران، آواز قو عنوان رمانی است از نویسنده هلندی با نام اف اسپرینگر که در سال ۱۹۹۱ منتشر گردید. این کتاب داستانی عاشقانه و علیه انقلاب ۱۳۵۷ ایران است.
تهران امروز روزنامه سیاسی اجتماعی اقتصادی صبح تهران بود که ابتدا توسط سازمان تبلیغات اسلامی منتشر می شد و سپس به ارگان مطبوعاتی جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی به دبیرکلی مرتضی طلایی تبدیل شد. مدیرمسئول فعلی این روزنامه، بر عهده حسین قربانزاده می باشد.
این روزنامه که از حامیان قالیباف (شهردار وقت تهران) به شمار می رفت ۱ تیر ۱۳۸۷ پس از چاپ ویژه نامه ای انتقادی از محمود احمدی نژاد و نقد عملکرد وی در دوران شهرداری و ریاست جمهوری توقیف شد. تهران امروز پس از هفت ماه توقیف، شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۷ در ۲۴ صفحه با ساختار، لوگو و طراحی کاملا جدید منتشر شده است.
تهران امروز روزنامه سیاسی اجتماعی اقتصادی صبح تهران بود که ابتدا توسط سازمان تبلیغات اسلامی منتشر می شد و سپس به ارگان مطبوعاتی جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی به دبیرکلی مرتضی طلایی تبدیل شد. مدیرمسئول فعلی این روزنامه، بر عهده حسین قربانزاده می باشد.
این روزنامه که از حامیان قالیباف (شهردار وقت تهران) به شمار می رفت ۱ تیر ۱۳۸۷ پس از چاپ ویژه نامه ای انتقادی از محمود احمدی نژاد و نقد عملکرد وی در دوران شهرداری و ریاست جمهوری توقیف شد. تهران امروز پس از هفت ماه توقیف، شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۷ در ۲۴ صفحه با ساختار، لوگو و طراحی کاملا جدید منتشر شده است.
تهران امروز با نام کامل اثرگذاری یک شهر، تهران امروز (به انگلیسی: Impressions of a City, Tehran Today) یک فیلم مستند دربارهٔ شهر و مردم تهران است. این فیلم از ساخته های خسرو سینایی در سال ۱۹۷۷ است که زندگی در تهران سال ۱۳۵۶ (یک سال پیش از انقلاب ۱۳۵۷) را نمایش می دهد. فیلم نوستالژیک با گویندگی ب. بصیری و مدت آن ۸۰ دقیقه است.
تهران انار ندارد فیلم مستند موزیکال بلند ایرانی اثر مسعود بخشی است، این فیلم از تاریخ ۳ تیر ۱۳۸۸ در ایران به روی پرده سینماها رفت. تهران انار ندارد با دوربین ۳۵ میلیمتری فیلمبرداری شده و با لحنی انتقادی، تحلیلی و طنزآلود به روایت حال و گذشته شهر تهران می پردازد، از این رو بخش هایی از فیلم را تصاویر آرشیوی تشکیل داده اند. البته به نظر می رسد فیلمساز برای استفاده از تصاویر آرشیوی به دلیل محدودیت های اخلاقی یا حساسیت های سیاسی آزادی عمل کافی نداشته است.
تهران انار ندارد از زمان ساخت در سال ۱۳۸۵ تا زمان اکران به وسیلهٔ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در محاق توقیف بود و بالاخره در سوم تیر ۱۳۸۸ اکران عمومی خود را ابتدا در ۳ سینما آغاز کرد و سپس ۲ سینمای دیگر به این مجموعه افزوده شد و تا ۱۹ تیر ۱۳۸۸ به فروشی معادل ۱۶ میلیون و ۷۳۰ هزار تومان دست یافت.
این فیلم علاوه بر کسب مهم ترین جوایز سینمای مستند ایران، کاندید دریافت جایزهٔ بهترین مستند سال از مرکز مستقل فیلم نیویورک بوده و در مهمترین جشنواره های مستند آمریکای شمالی از جمله هات داکز (کانادا) و فول فریم (آمریکا) به نمایش در آمده است. تهران انار ندارد از ماه سپتامبر ۲۰۰۹ در کانادا و لهستان نیز روی پرده سینماها خواهد رفت. همچنین این فیلم توسط کمپانی پخش کننده اش در آمریکای شمالی، به عنوان نخستین فیلم مستند سینمای ایران به هشتادودومین مراسم آکادمی هنرها و علوم سینمایی اسکار معرفی می شود.
مختصات: ۳۵°۴۵′ شمالی ۵۱°۳۲′ شرقی / ۳۵.۷۵۰° شمالی ۵۱.۵۳۳° شرقی / 35.750; 51.533
تهرانپارس نام کوی بزرگی است که در شمال شرق شهر تهران پایتخت ایران واقع شده است.
تهران پلاک ۱ (با نام پیشین: مجتمع مسکونی دلنواز) یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۹۱ به کارگردانی مهدی مظلومی، نویسندگی رضا مقصودی و تهیه کنندگی فرهاد فرج نظام می باشد که از شبکه تهران پخش شد. این مجموعه در ۳۰ قسمت ۴۰ دقیقه ای به صورت اپیزودیک تهیه شد. موسیقی تیتراژ این مجموعه توسط بهنام علمشاهی اجرا شده است
در هر قسمت این مجموعه به یکی از موضوعات و مشکلات آپارتمانی نشینی از جمله شارژ ماهیانه، مشاعات آپارتمان، زباله، پارکینگ، انباری، صدای مزاحم و… می پردازد.
تهران تایمز (به انگلیسی: Tehran Times) نام روزنامه ای انگلیسی زبان در ایران است که در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ رسماً منتشر شد. این روزنامه قبل از انقلاب تهران ژورنال (به انگلیسی: Tehran Journal) نام داشت و مؤسسه اطلاعات ناشر آن بود که نخستین شماره آن را در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۳۳ چاپ کرد. هفته نامه «تهران تایمز» علاوه بر انتشار اینترنتی، در ۱۶ صفحه و در صفحاتی چون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، ورزشی، فرهنگی و هنری، زنان، کودک و توریست عنوان بندی و منتشر می شود. این روزنامه که از حمایت سازمان تبلیغات اسلامی پشتیبانی می شود. مخاطبانی همچون دانشجویان، زبان پژوهان، زبان شناسان و اقشاری که اکثر روزنامه ها را دنبال می کنند را دارد. بنا به گفته مسئولان این روزنامه مهمانان خارجی هم از طریق هتل ها و سفارت خانه ها به این روزنامه دسترسی دارند. در چهارمین دوره انتخاب بهترین سایت های خبری آسیا، روزنامه انگلیسی زبان «تهران تایمز» از ایران، جایزه بهترین سایت خبری سال را دریافت کرد.
تهران در جستجوی زیبایی فیلمی به کارگردانی مهدی کرم پور و نویسندگی کرم پور و خسرو نقیبی محصول سال ۱۳۸۷ است.
تهران رویدر روستای کوچکی از توابع بخش رویدر شهرستان خمیر استان هرمزگان ایران است. این روستا در جنوب نیکان واقع شده است.
تهران ساعت ۷ صبح فیلمی به کارگردانی امیرشهاب رضویان و نویسندگی مجید اسلامی، فرزاد پورخوشبخت ساختهٔ سال ۱۳۸۱ است.
تهران، شهر بی آسمان از رمان های فارسی و اثر امیرحسن چهلتن است.
این رمان کوتاه به همره گور و گهواره نوشته غلامحسین ساعدی و شب هول نوشته هرمز شهدادی از مهمترین رمان ها درباره لمپنیسم در جامعه ایران است.
تهران مخوف عنوان رمانی است از مرتضی مشفق کاظمی نویسنده ایرانی (متولد ۱۲۸۱ شمسی).
تهران مخوف در حقیقت نخستین رمان اجتماعی ایرانی به شمار می رود. مشفق کاظمی با تکیه بر اصول صحیح رمان نویسی و با محور قرار دادن زن به مفاسد درونی جامعه ایران اواخر عهد قاجار و اوایل عهد پهلوی پرداخت. او با توصیف فساد و فحشا و ناامنی اجتماعی در سالهای پس از مشروطیت در واقع یاس عمومی ناشی از به نتیجه نرسیدن انقلاب مشروطه را بیان می کند. داستان رمان حول عشق فرخ و مهین دور می زند اما نویسنده طی آن به علل انحراف مشروطه، روسپی شدن زنان و فساد اداره جات می پردازد. شیوه روایت آن متکی بر داستان های عامیانه فارسی با نگاه به رمان های مدرن نظیر کنت مونت کریستو نوشته الکساندر دوما است.
مشفق کاظمی رمان تهران مخوف را در اکتبر ۱۹۲۴ در برلن به پایان برد (و این تاریخ در پایان نسخه چاپی کتاب درج شده است) و در این زمان ۲۶ ساله بود. رمان نخست به صورت پاورقی در روزنامه ستاره ایران منتشر شد و بعداً به صورت کتاب درآمد. نخستین چاپ کتاب تاریخ ۱۳۰۵ را نشان می دهد.
رمان تهران مخوف قصه جوانی به نام فرخ است. او آرزوی ازدواج با دخترعمه خود مهین را در سر دارد و در راه رسیدن به این هدف با مشکلات زیادی روبه رو می شود و ماجراهایی بر او می گذرد. گره خوردن سرنوشت آنها با مقطعی حساس از تاریخ ایران؛ مقطعی که در آن، اشرافیت سنتی قاجار، دارد جای خود را به طبقه ای جدید می دهد.
آبشار مصنوعی تهران در ارتفاعات شمالی منطقه ۲۲ شهرداری تهران واقع گردیده است.
این پروژه با هدف بالا بردن سرانه فضای سبز و همچنین جذب گردشگر در ارتفاعات شمال غربی پارک جنگلی لتمال کن احداث گردیده است که شامل دو فاز ساخت و در مجموع ۲۰۰ هکتار مساحت می باشد.
آبشار تهران شامل باغ راه هایی در دل کوهستان می باشد که با استفاده از مصالح طبیعی سنگ و چوب ساخته شده و طرّاحی شیب پیاده راه های آن به گونه ای است که حتی کودکان و سالمندان نیز تا بالاترین ارتفاع می توانند به کوه پیمایی بپردازند.
این آبشار با الهام از باغ های سنتی ایرانی به صورت طبقه طبقه ساخته شده است که هر طبقه شامل فضای سبز، آلاچیق و برکه ای متفاوت از طبقه دیگر می باشد. در ساخت این آبشار از مصالحی استفاده شده است که با طبیعت همخوانی دارند. آبشار مصنوعی نیز در بالاترین ارتفاع مجموعه قرار دارد.
آتشپاره تهران فیلمی به کارگردانی و نویسندگی فرج اله نسیمیان ساختهٔ سال ۱۳۴۰ است.
آسمان نمای تهران یک آسمان نما در تهران است که متعلق به سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح بوده و در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۲ تاسیس شد.
علاوه بر ساختمان آسمان نما در آن نمایشگاه دائمی ادوات نقشه برداری وجود دارد.
این نمایشگاه در خیابان شریعتی و چهارراه مردوشت قرار دارد.
استقلال تهران باشگاهی فرهنگی و ورزشی است که در تهران قرار دارد. این باشگاه در سال ۱۳۲۴ با نام دوچرخه سواران بنیان نهاده شد و در میان باشگاه های سطح اول فوتبال ایران، پس از برق شیراز، کهن ترین باشگاه این کشور است. استقلال نخستین باشگاه ایرانی است که در مسابقات قهرمانی باشگاه های آسیا به جام قهرمانی دست یافته است و با دو قهرمانی، پرافتخارترین تیم ایران در آسیا است. آن ها از سوی فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال به عنوان دومین باشگاه برتر قرن بیستم میلادی در قارهٔ آسیا و بالاترین باشگاه ایرانی در این رده بندی شناخته شده اند. استقلال با کسب ۱۶ جام شامل ۸قهرمانی لیگ، ۶جام حذفی و ۲جام باشگاه های آسیا پرافتخارترین تیم تاریخ فوتبال ایران و پرافتخارترین تیم ایرانی، باشگاه های غرب آسیا و دومین تیم پرافتخار در قاره آسیا محسوب می شود.
استقلال اکنون در لیگ برتر فوتبال ایران (جام خلیج فارس) بازی می کند و با سه مقام قهرمانی و سه نایب قهرمانی، دومین تیم موفق دوره های لیگ برتر بوده است. این باشگاه در مجموع امتیازات تیم ها در تاریخ لیگ برتر، در رتبهٔ نخست قرار دارد و در مجموع تمام دوره های لیگ برتر ایران صاحب بیشترین گل زده و بیشترین برد می باشد.
آواره های تهران فیلمی به کارگردانی و نویسندگی عزیزاله بهادری ساختهٔ سال ۱۳۴۷ است.
آواز تهران فیلمی به کارگردانی کامران قدکچیان و نویسندگی نادر مقدس و تهیه کنندگی حسین فرح بخش ساخته شده در سال۱۳۷۰ است.
آکادمی فوتبال باشگاه استقلال تهران یک آکادمی فوتبال است که توسط باشگاه استقلال تهران برای پشتوانه سازی و پرورش بازیکن برای تیم استقلال تهران تاسیس شده است.
اتاق تجارت تهران مرکز و نهادی برای رسیدگی به امور بازرگانان ایرانی بود. این اتاق در ۱۶ مهر ۱۳۰۵ خورشیدی در بازار تهران تاسیس گردید. نخستین و آخرین رئیس این اتاق پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به ترتیب محمدحسین امین الضرب و عنایت الله بهبهانی بودند. پس از انقلاب ۱۳۵۷ اتاق به عنوان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران تغییر نام داد. در بدو تاسیس هیأت نمایندگان آن حاج میرزا ابوطالب اسلامیه، میرزا عبدالحسین نیک پور، فقیه التجار، آقا میرزا محمدعلی محلوجی و آقا شیخ حسین حریری بودند.
سامانهٔ اتوبوس برقی تهران
اتوبوس برقی تهران هم اکنون در خیابان ۱۷ شهریور حدفاصل بعثت و میدان امام حسین (ع) در حال آماده سازی است. سیم های حامل جریان برق هم اکنون تا میدان شهدا کشیده شده اند و در حال تکمیل شدن است. با شکل خاص میدان شهداء ، به نظر می رسد برای حرکت اتوبوس های برقی در میدان شهدا و حرکت آن ها به سمت میدان امام حسین(ع) باید تدابیری اندیشیده شود. از جمله یکى از این تدابیر بازگشایى پیاده راه ١٧شهریور براى حرکت اتوبوس ها به سمت میدان امام حسین است
به غیر از اتوبوس های برقی که به زودی در خیابان ۱۷ شهریور تهران راه اندازی خواهند شد ، ۶خط دیگر اتوبوس های خصوصی گازسوز در بخشی از مسیرشان از خیابان ۱۷ شهریور عبور می کنند که عبارت اند از :
خط : انتهای ۱۷ شهریور - میدان امام حسین(ع) ( به احتمال قوی اتوبوس های برقی به زودی جایگزین این خط خواهند شد )
خط : میدان خراسان - میدان انقلاب ( این خط از میدان خراسان واقع در خیابان ۱۷ شهریور آغاز می شود )
خط : بلوار ابوذر - میدان بهارستان ( از تقاطع محلاتی و ۱۷ شهریور - زیر پل آهنگ - وارد این خیابان می شوند )
خط : پایانه محلاتی - میدان هفتم تیر ( از تقاطع محلاتی و ۱۷ شهریور - زیر پل آهنگ - وارد این خیابان می شوند )
خط : بلوار نیکنام - میدان هفتم تیر ( از خیابان ابن سینا و میدان شکوفه وارد خیابان ۱۷ شهریور می شوند )
خط : پایانه ائمه اطهار (ع) - میدان بهارستان ( از چهارراه شمس کمی قبل از میدان شهدا وارد خیابان ۱۷ شهریور می شوند )
ارگ تاریخی تهران مربوط به دوره صفوی - دوره قاجار - دوره معاصر است و در واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۰۰۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مجموعه تاریخی ارگ تهران ده هزارمین اثر ثبت شده در فهرست آثار تاریخی کشور است که حافظه نیرومندی از گذشته تاریخی تهران محسوب می شود. محدوده این محله در انطباق با بافت فعلی شهر تهران از شمال به میدان و خیابان امام خمینی (ره)، از شرق به خیابان ناصر خسرو، از غرب به خیابان خیام و از جنوب به خیابان پانزده خرداد محدود می شود. طول این محله از شمال به جنوب حدود ۹۰۰ متر و از غرب به شرق نزدیک ۵۰۰ متر است که وسعتی حدود ۴۵ هکتار را در بر می گیرد.
دارالفنون نخستین مدرسه علوم جدید، در این محل تاسیس و نخستین پارک عمومی تهران نیز در این محدوده ساخته شد. شمس العماره که زمانی مرتفع ترین ساختمان تهران بود، در محله ارگ استوار شد و نخستین موزه عمومی تهران و نیز تکیه دولت مهم ترین بنای مذهبی شهر نیز در این محدوده استقرار یافت.
ارکستر اپرای تهران (Tehran Opera Orchestra) اجرا کننده بخش موسیقی بیشتر برنامه های اپرا و باله در ایران از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ بود.
اپرای تهران در سال ۱۳۴۶ آغاز به کار کرد و در سال ۱۳۵۷ به فعالیت خود پایان داد.
بخشی از نوازندگان ارکستر اپرای تهران، ایرانی و بخشی دیگر بیشتر از کشورهای شرق اروپا بودند که برای همکاری به ایران دعوت شده بودند.
رهبران گوناگونی از ایران و خارج از ایران برنامه های ارکستر اپرای تهران را رهبری کرده اند از آن جمله: لوریس چکنوریان (رهبر ثابت از سال ۱۳۵۱) و رهبران میهمان: مانریکو دتورا، آلبرتو ارده، حشمت سنجری و ...
ارکستر اپرای تهران در پی پیروزی انقلاب اسلامی در ایران تعطیل شد و نوازندگان خارجی آن نیز به کشورهایشان بازگشتند.
ارکستر سمفونیک تهران بزرگترین و قدیمی ترین ارکستر سمفونیک ایران است. این ارکستر در سال ۱۳۱۲ به وسیله غلامحسین مین باشیان و با نام ارکستر بلدیه آغاز به فعالیت نمود. فعالیت ارکستر سمفونیک تهران طی سال های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۳ با وقفه روبرو شد تا این که در اسفندماه ۱۳۹۳ مجدداً با رهبری علی رهبری آغاز به کار کرد. پس از استعفای علی رهبری در اردیبهشت سال ۱۳۹۵ و عدم دعوت دوباره ایشان، ارکستر سمفونیک تهران توسط شورای هنری با حضور شهرداد روحانی به عنوان رهبر، اداره می شود.در مرداد ۱۳۹۵، علی اکبر صفی پور، مدیرعامل بنیاد رودکی اعلام کرد که شهرداد روحانی به عنوان رهبر ثابت ارکستر سمفونیک تهران انتخاب شده است.
ارکستر فیلارمونیک تهران نخستین ارکستر فیلارمونیک در ایران بود که در سال ۱۳۳۲ به وسیله انجمن ناسودبر و مردمی انجمن فیلارمونیک تهران بنیان گذارده شد. انجمن و ارکستر فیلارمونیک تهران به تقاضای مردم و با پول مردم ایجاد شد. انجمن فیلارمونیک تهران از سال ۱۳۴۲ به ریاست عالیه فرح پهلوی در آمد و پشتیبانی مالی و سازمانی شد. هدف انجمن فیلارمونیک تهران این بود که مردم ایران را با نشست های همگانی دربارهٔ تاریخچه موسیقی علمی و تئوری موسیقی و با برپایی یک کتابخانه موسیقی و مجله ای دربارهٔ موسیقی کلاسیک اروپایی آن تشویق کند و مردم را با این موسیقی آشنا سازد. ارکستر فیلارمونیک تهران زیر چتر حمایت انجمن فیلارمونیک تهران در راه گسترش موسیقی علمی و ایجاد انگیزه و راهنمایی دوستداران موسیقی کلاسیک اروپایی گام های بسزایی برداشت.
مختصات: ۳۵°۴۲′۴۲″ شمالی ۵۱°۲۴′۲۵″ شرقی / ۳۵.۷۱۱۷° شمالی ۵۱.۴۰۷۰° شرقی / 35.7117; 51.4070
استان تهران به مرکزیت شهر تهران، با وسعتی حدود ۱۲٬۹۸۱ کیلومتر مربّع، بین ۳۴ تا ۳۶٫۵ درجهٔ عرض شمالی و ۵۰ تا ۵۳ درجهٔ طول شرقی واقع شده است. این استان از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از جنوب غربی به استان مرکزی، از غرب به استان البرز و از شرق به استان سمنان محدود است. جمعیت این استان در سال ۱۳۹۲، ۱۲٬۴۲۵٬۰۰۰ نفر بوده است. مرکز این استان شهر تهران است. شهر تهران پایتخت کشور ایران نیز به شمار می رود.
تهران بزرگ ترین شهر، پایتخت و کانون اقتصادی ایران است. همچنین این شهر به عنوان پایتخت سیاسی ایران، مشاغل فراوانی در زمینه های گوناگون دارد و اولین منطقهٔ صنعتی کشور محسوب می شود. فعالیت های اقتصادی بین المللی نیز با وجود پایتخت بودن، تاریخ و بزرگی تهران نقش چندانی در تعداد شاغل های آن ندارد.
بر اساس آمار سال ۱۳۹۵، سهم تهران در کل تولید ناخالص داخلی ایران ۲۱ درصد است و با اختصاص نیمی از بخش صنعت کشور به خود، نقش مهمی در اقتصاد ایران دارد. مقر اصلی شرکت ملی نفت ایران، دومین شرکت بزرگ نفتی جهان در تهران قرار دارد. ایران خودرو نیز به عنوان بزرگ ترین خودروساز ایران در تهران کارخانه دارد و مقر اصلی آن نیز در همین شهر است.
جوانان تهران درگرفتن کار و فرصت های اقتصادی مشکلاتی دارند. طبق اعلام عیسی فرهادی، فرماندار وقت تهران در سال ۱۳۹۷، نرخ بیکاری تهران ۱۱/۵ درصد است و با توجه به میزان مهاجرت بیکاران به تهران، کاهش آن سخت است.
طبق آمار سال ۱۳۹۴، ردیف مسکن، آب، برق و گاز، با سهمی معادل ۴۹/۹ درصد، بیشترین سهم از متوسط هزینهٔ ناخالص یک خانوار ساکن تهران را به خود اختصاص داده است؛ پس از آن نیز ردیف خوراکی ها و آشامیدنی ها با سهم ۱۵/۷ درصدی قرار دارد.
در فهرست گران ترین پایتخت های دنیا در سال ۲۰۰۸ میلادی، تهران در پلهٔ آخر قرار داشت. تهران همچنین در فهرست گران ترین شهرهای دنیا و بر مبنای شاخص هزینه های زندگی، در پلّهٔ یکی مانده به آخر جای دارد.
تهران در حدّ فاصل منطقه کوهستانی و دشت قرار دارد. سه عامل در اقلیم تهران نقش موثری دارد. رشته کوه البرز، بادهای مرطوب غربی و وسعت استان .
در واقع رشته کوه البرز آب و هوای تهران را معتدل کرده است . در شمال تهران، آب و هوا معتدل و کوهستانی و در نقاط کم ارتفاع نیمه خشک است . بارش معمولاً در زمستانها زیاد است . فصل سرد از ماه آذر شروع می شود، اما در نقاط کوهستانی کمی زودتر آغاز می گردد . فصول سرد سه یا چهار ماه طول می کشد . در اسفند ماه از سرمای هوا رفته رفته کاسته می شود و در اواخر فروردین هوا با سرعت بیشتری گرم می شود و در اوایل خرداد هوا نسبتاً گرم است .اقلیم استان تهران در نواحی کویری و جنوب گرم و خشک، در نواحی پایکوهی سرد و نیمه مرطوب و در نواحی مرتفع سرد همراه با زمستان های طولانی است. گرم ترین ماه های سال در مرداد و شهریور بادمای متوسط ۲۸ تا ۳۰ درجه و سردترین ماه سال دی ماه بادمای یک درجه سانتی گراد گزارش شده است. دمای شهر تهران در زمستان معتدل و در تابستان گرم است.
بخش شمال تهران و شمیرانات در تابستان نیز معتدل است. بیشترین بارش سالانه در ماههای زمستان روی می دهد.
به طور خلاصه می توان گفت: در نواحی مختلف استان تهران به علت موقعیت ویژه جغرافیایی، آب و هوای متفاوتی شکل گرفته است. سه عامل جغرافیایی در ساخت کلی اقلیم استان تهران نقش موثری دارند: کویر یا دشت کویر: مناطق خشک مانند دشت قزوین، کویر قم و مناطق خشک استان سمنان که مجاور استان تهران قرار دارند، از عوامل منفی تاثیر گذار بر هوای استان تهران هستند و موجب گرما و خشکی هوا، همراه با گرد و غبار می شوند. رشته کوه های البرز: این رشته کوه ها موجب تعدیل آب و هوا می شود. بادهای مرطوب و باران زای غربی: این بادها نقش موثری در تعدیل گرمای سوزان بخش کویری دارند، ولی تاثیر آن را خنثی نمی کنند. استان تهران را می توان به سه بخش اقلیمی زیر تقسیم کرد: اقلیم ارتفاعات شمالی: بر دامنه جنوبی، بلندی های البرز مرکزی در ارتفاع بالای ۳۰۰۰ متر قرار گرفته و آب و هوایی مرطوب و نیمه مرطوب و سردسیر با زمستان های بسیار سرد و طولانی دارد. بارزترین نقاط این اقلیم، دماوند و توچال است. اقلیم کوهپایه: این اقلیم در ارتفاع دو تا هزار متری از سطح دریا قرار گرفته و دارای آب و هوایی نیمه مرطوب و سردسیر و زمستان هایی به نسبت طولانی است. آب علی، فیروزکوه، دماوند، لواسان، سد امیر کبیر و طالقان در این اقلیم قرار دارند. اقلیم نیمه خشک و خشک : با زمستان های کوتاه و تابستان های گرم، در ارتفاعات کم تر از ۱۰۰۰ متر واقع شده است. هر چه ارتفاع کاهش می یابد، خشکی محیط بیشتر می شود. ورامین، شهریار و جنوب شهرستان کرج در این اقلیم قرار گرفته اند. هوای تهران در مناطق کوهستانی دارای آب و هوای معتدل و در دشت، نیمه بیابانی است. تهران در مرز شرایط جوی بری و اقیانوسی قرار گرفته و تمایل آن به موقعیت بری بیشتر از وضعیت اقیانوسی است.
آب و هوای تهران متأثر از کوهستان در شمال و دشت در جنوب است. غیر از شمال تهران که تحت تأثیر کوهستان آب و هوای آن تا حدی معتدل و مرطوب است، آب و هوای بقیه شهر کلا گرم و خشک و در زمستان ها اندکی سرد است. مهم ترین منبع بارش در این شهر بادهای مرطوب مدیترانه ای و اطلسی هستند که از سمت غرب می وزند. رشته کوه البرز همجون سدی به نحو موثری از نفوذ بسیاری از توده های هوا جلوگیری می کند در نتیجه باعث شده است که هوای شهر از از یک سو خشک تر و از سوی دیگر از آرامش نسبی برخوردار باشد.
از نظر فصلی، هوای تهران در زمستان تحت تاثیر سامانه پرفشار شمالی (سیبری) قرار دارد. این تاثیر باعث شده است که در این فصل هوا در قسمت های مرکزی و جنوبی معتدل و در قسمت های شمالی شهر سرد باشد، به طوریکه در این قسمت ها دمای هوا در زمستان بارها به زیر صفر می رسد. همچنین در این فصل به دلیل پدیده وارونگی هوا میزان آلودگی جوی بالاست. در تابستان ها عامل مهم سیستم کم فشار حرارتی کویر مرکزی است که سبب می شود هوا گرم و خشک باشد.
میزان بارندگی در سطح شهر تهران عمدتاً کم بوده و به مقدار ۲۴۵٫۸ میلیمتر در طی سال اندازه گیری و تعداد روزهای یخبندان (با دمای زیر صفر) آن نیز ۳۶ روز در سال ثبت شده است (۱۳۷۶). در یک دوره ۴۵ ساله بیشترین دمای تهران ۴۳ درجه سلسیوس و کمترین دمای آن ۱۵- درجه سلسیوس گزارش شده است. میانگین رطوبت نسبی هوا در تهران ۴۰٪ و در شمیران ۴۶٪ بوده است. باد غالب تهران غربی (۲۷۰ درجه) و متوسط سرعت آن ۵٫۵ متر بر ثانیه است. شب ها نسیم خنکی موسوم به نسیم توچال از کوه به پایین می وزد (باد کوه) و روزها برعکس نسیمی از سمت دشت می وزد (باد دشت).
منبع اصلی آب شرب تهران رودهای کرج، جاجرود و لار است که توسط سه سدی که بر روی آن ها نصب شده تامین می شود. با افزایش مصرف آب، بخشی از آب شرب نیز از آب های زیرزمینی توسط چاه های عمیق به دست می آید. چندین رود فصلی هم در تهران وجود دارد که تاثیر چندانی در تامین آب شهر ندارند. گلابدره، حصارک، تجریش، و کن مهم ترین آن ها هستند.
رودخانه کرج پرآب ترین رود دامنه های جنوبی البرز است که از باران های فصل سرد و ذوب برف های مناطق کوهستانی نشأت می گیرد و در ۴۰ کیلومتری غرب تهران از کانون آبگیر خرسنگ کوه سرچشمه می گیرد. رودخانه جاجرود از کوه های کلون بسته که جزء بلندی های خرسنگ کوه است سرچشمه گرفته و این دو رود مجموعاً قسمت عمده آب مصرفی شهر تهران را تأمین می نمایند. تهران به رغم داشتن منابع آبی فراوان به دلیل رشد جمعیت و کمی بارندگی در برخی دوره ها با مشکل کمبود آب روبرو است.
امامزاده حسن در جنوب غربی تهران در خیابان امین الملک میان پل امامزاده معصوم و سه راه آذری واقع شده است.
بر اساس شجره نامه موجود، امامزاده حسن از نوادگان حسن مجتبی و پسر عموی شاه عبدالعظیم بوده است. بقعه وی دارای گنبد و بارگاه و صحن وسیعی می باشد. ورودی این بنا به طرف شمال قرار دارد و اطراف آن را صحن فرا گرفته است. بین رواق و حرم، در خاتم بسیار عالی نصب گردیده است که بر روی آن با خطوط نستعلیق امامزاده حسن را فرزند حسن مجتبی معرفی کرده که تاریخ ۱۲۷۶ هجری قمری دارد. بالای دیوارهای حرم حاشیه ای پهن مشتمل بر کتیبه قرآنی است که به خط ثلث و برجسته به رنگ طلایی بر زمینه لاجوردی گچ بری شده است. گنبد بقعه با ترکیبی متناسب و موزون از کاشی های سفید و فیروزه ای بر زمینه مشکی و کتیبه ای قرآنی در دور تا دور پوشیده شده و کتیبه آن نشان می دهد که مربوط به زمان ناصرالدین شاه قاجار است. رواق و حرم دارای تزیینات مقرنس کاری و آیینه کاری است. تزیینات آینه کاری در سال ۱۳۵۸ شمسی توسط هنرمند معاصر محمدرضا نوید انجام گرفته است. در میان ضریح صندوق چوبی مشتمل بر کتیبه ای به خط نستعلیق اشعار و صلوات بر چهارده معصوم به طور بر جسته بر روی مرقد مطهر قراردارد که از آثار زمان فتحعلی شاه قاجار است. در سال های اخیر در این بقعه طرح جامع عمرانی در حال اجرا است و دو شبستان وسیع، هر یک به مساحت یکهزار متر مربع در طرفین بقعه احداث گردیده است. بقعه مزبور دارای درمانگاه خیریه مجهز به بخش های مختلف پزشکی است.
رواق و حرم امام زاده حسن به نقاشی ها و مقرنس کاری های زیبایی آراسته است که به نظر می رسد از آثار زمان فتحعلی شاه قاجار باشد. گنبد بقعه از کاشی کاری های عهد قاجار می باشد.
امامزاده سید اسماعیل مربوط به سدهٔ ۷ و ۸ ه.ق است و در تهران خیابان مصطفی خمینی ، بین 15 خرداد و مولوی نزدیک میدان «سید اسماعیل» واقع شده واقع شده است.
این مکان تاریخی شامل میدان ، آب انبار ، مسجد- مدرسه فیلسوف الدوله و بازار سید اسماعیل است.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران نخستین انجمن اسلامی در ایران در اوایل دهه ۱۳۲۰ شمسی تاسیس شد. این انجمن در ابتدا در دانشکده پزشکی تاسیس سپس با پیوستن دانشکده فنی به انجمن اسلامی دانشگاه تهران تبدیل شد. از موسسان این مجموعه می توان از مهدی بازرگان و عطاالله شهاب پور نام برد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های تهران

تهران پایتخت، بزرگترین شهر ایران و مرکز استان تهران؛ در شمال کشور و جنوب دامنهٔ رشته کوه البرز و دریای خزر جای گرفته است.
• «شهر تهران هویت یکپارچه ای ندارد که بشود آن را تعریف کرد. در واقع تهران کلانشهری است که درآن همه خرده فرهنگ ها و اقلیت ها با هویت های مستقل و حتی شیوه های زیستی مستقل خودشان زندگی می کنند. به همین خاطر تنها کسی می تواند این شهر را به درستی بشناسد و بنویسد که این چندپارگی و هویت منتشر را به درستی شناخته باشد.» -> بلقیس سلیمانی
• «اگر خوب گوش کنیم هنوز صداهای گذشته در تهران وجود دارد؛ مثلاً وقتی نیمه شب است و در کوچه ای آواز بیات تهران را می شنوی…» -> علی خدایی
• «همه مردم این شهر از هرکجای این سرزمین که به تهران آمده باشند، فرهنگ و قومیت خودشان را هم آورده اند؛ بنابراین تهران مجموعه ای از همه اقوام است و می شود داستان هایی براساس سرگذشت هرکدام از این آدم ها نوشت، آدم هایی که هریک گوشه ای از این شهر زندگی و تلاش می کنند و این شهررا از یک روستای کوچک به نام «چنارستان» به یکی از پایتخت های بزرگ، پرجمعیت و نامدار جهان تبدیل کرده اند.» -> هوشنگ مرادی کرمانی
• «نگاه افراطی وتعصب آمیز همیشه چیز بدی است؛ اینکه فقط تهران را آلودگی و مشکلاتی ببینیم که درگیرش بوده ایم. خود من دراین شهر نوشابه فروخته ام، کارمند بوده ام و روزهای خوب و بد آن را لمس کرده ام. اما این نگاه که بگوییم همه چیز این شهر زشت و بد است، همانقدر نگاه نادرستی است که بخواهیم بگوییم تهران بهشت است.» -> هوشنگ مرادی کرمانی
• «ما تصویر روشنی از روابط اجتماعی و سبک زندگی آدم ها در تهران پنجاه یا صد سال دیگر نداریم، ولی من فکر می کنم به طور طبیعی همه آدم ها نسبت به گذشته این حس نوستالژیک را دارند. همیشه تحولات اجتماعی برای چیزهایی که از دست می رود دلتنگی ایجاد می کند، حتی اگر آن چیزها با تلخی ها و سختی هایی همراه بوده باشند.» -> محمدرضا زائری
• «همیشه این پرسش را از خودم داشتم که این شهر چیست و کیست و من چطور باید آن را بشناسم و با آن دوستی برقرار کنم.» -> مهدی ربی
• «وقتی شما در شهری مثل تهران حرکت می کنید، این شهر می تواند دوره های مختلفی را که از سرگذرانده است، همزمان به شما نشان بدهد؛ بنابراین هر شهر با ابعاد متفاوت خود می تواند زوایه دید متفاوتی را به ما نشان بدهد، البته اگر قابلیت دیدن آن را داشته باشیم… مهم ترین مسئله در برخورد با شهری مثل تهران را لذت بردن از آن است. این لذت باید به گونه ای باشد که حتی وقتی از آلودگی یا سروصدا حرف می زنیم، بتوانیم لبخند بزنیم.» -> مهدی ربی
• «تهران متأسفانه در حال حاضر به یکی از شهرهایی تبدیل شده که ادب و تربیت در آن به حداقل ممکن خود قرار دارد. این موضوع به دلیل به هم ریختگی طبقات اجتماعی و فقدان آموزش مدنی در این شهر است. شاید برخی مجریان به این نقد من، خرده بگیرند. به نظرم دلیلش این است که رابطه آن ها با جامعه، حالت رسمی و مملو از تعارفات رایج ایرانی است. برای من که در شهر تهران رفت و آمد داشته و با جامعه سروکار دارم، بی ادبی به یک اصل در شهر تهران تبدیل شده است.» -> محمود سریع القلم
• «من در منطقه نیاوران تهران به راننده اتومبیلی که سوبله (و نه دوبله) ایستاده بود با زبان خیلی ملایمی گفتم لطف می کنید قدری جلوتر پارک کنید، چون ترافیک سنگینی در نتیجه توقف شما ایجاد شده است. پاسخ ایشان این بود که من هر کاری دوست داشته باشم می کنم. در اعتراض شهروند دیگری، وی گفت زیاد حرف بزنید شما را مچاله می کنم بعد می اندازم در جوب. در مورد جملات این راننده متخلف، می توان تحقیقات گسترده ای دربارهٔ فرهنگ خودخواهانه ایرانی انجام داد.» -> محمود سریع القلم
• «علی رغم توسعه های روزافزون در تهران متأسفانه امروز میزان رضایت از زندگی کاهش پیدا کرده که یکی از دلایل عمده آن عدم مسئولیت پذیری اجتماعی است… متأسفانه ایران از حیث نیکوکاری در شاخص های جهانی رتبه خوبی ندارد و در این چند ساله عقب رفته است …». -> احمد مسجدجامعی
• «تهران ما هم از معدود شهرهایی است که در کنار خود کوهی با این همه زیبایی و طراوت دارد، اما چند درصد ساخت وسازهای شهری در تهران با این دید ساخته شده اند، جدای از ساختمان هایی که در شمال تهران و با تصرف کوه و کوهپایه ها، ساخته می شوند و طبعاً چنین دیدگاهی را ندارند، عموماً در فعالیت های عمرانی شهری، احترام به کوه، درخت، نور، آب، خاک، باد و خلاصه طبیعت، اصلی فراموش شده است و عموماً با سازه هایی روبه رو می شویم که شهروندان را آزار می دهد.» -> احمد مسجدجامعی
• «شهر تهران خفقان گرفته بود، هیچ کس نفسش درنمی آمد؛ همه ازهم می ترسیدند، خانواده ها از کسان شان می ترسیدند بچه ها از معلمین شان، معلمین از فراش ها، و فراش ها از سلمانی و دلاک؛ همه از خودشان می ترسیدند، از سایه شان باک داشتند. همه جا، در خانه، در اداره، در مسجد، پشت ترازو، در مدرسه و در دانشگاه و در حمام مأمورین آگاهی را دنبال خودشان می دانستند. در سینما، موقع نواختن سرود شاهنشاهی همه به دور و بر خودشان می نگریستند، مبادا دیوانه یا از جان گذشته ای برنخیزد و موجب گرفتاری و دردسر همه را فراهم کند. سکوت مرگ آسایی در تمام کشور حکم فرما بود. همه خود را راضی قلمداد می کردند. روزنامه ها جز مدح دیکتاتور چیزی نداشتند بنویسند. مردم تشنه خبر بودند و پنهانی دروغ های شاخدار پخش می کردند. کی جرأت داشت علنآ بگوید که فلان چیز بد است مگر ممکن می شد در کشور شاهنشاهی چیزی بد باشد. اندوه و بیحالی و بدگمانی و یأسِ مردم در بازار و خیابان هم به چشم می زد مردم واهمه داشتند از این که در خیابان ها دور و برشان را نگاه کنند مبادا مورد سوظن قرار گیرند. خیابان های شهر تهران را آفتاب سوزانی غیرقابل تحمل کرده بود.» در «چشم هایش»؛ دربارهٔ متفقین در تهران، ۱۹۴۳ م / ۱۳۲۲ ش -> بزرگ علوی
• «چه کسی گفته تهران شهر است؟ آیا به صرف بودن چند خیابان و آسمان خراش و ماشین می توانیم به جایی بگوییم شهر؟ آن هم یک شهر قرن بیست ویکمی؟ چشمتان را ببندید و میدان هایی را که جوان ها در آن حلق آویز شده اند در نظر بیاورید. واقعاً شما به تهران می گویید شهر؟» ، مصاحبه با بی بی سی-دوم فوریه ۲۰۰۸–۱۳ بهمن ۱۳۸۶ -> منیرو روانی پور
• «تهران از یک طرف نماد آبادانی، صلاح، سعادت و سبک زندگی در کشور است و از طرف دیگر به عنوان الگو و خط دهنده برای شهرهای سراسر کشور، مطرح است… حقیقتاً معماری و نمای تهران، نمای یک شهر اسلامی نیست و شهرداری و شورای شهر باید این موضوع را جزو جدی ترین مسائل خود بدانند.» ۱۳۹۲/۱۰/۲۳ -> سید علی خامنه ای
• «من از این ارتفاعات نگرانم. این ارتفاعات نباید تبدیل شود به خانه، آهن و سیمان. این ارتفاعات باید به شکل طبیعی ارتفاعات بماند.» -> سید علی خامنه ای
• «تهران نشین بودن به معنای برتری نیست، چه بسیار هنرمندان اصیل و فاخری که درپایتخت نیستند…» -> زهرا دری
• «ما می توانیم شهرهای خود و از جمله تهران را از لحاظ فرهنگی دارای هویت کنیم در حالی که امروز پایتخت ما جندان هویتی ندارد». -> ناصر فکوهی
• «تهران چند خصوصیت اساسی دارد … تهران پایتخت است و بنابراین گروهی از کارکردها و موقعیت ها را دارد که شهرهای دیگر ندارند. امروز به معنایی در سیستم جهانی پایتخت هرگز نمی تواند خواب داشته باشد، چون باید به این سیستم جهانی وصل باشد.
• -> ناصر فکوهی
• «باید یک سیستم با کیفیت و ایمن حمل و نقل عمومی داشته باشیم. یکی از کارهایی که تمام شهرهای بزرگ کرده اند این است که هیچ ساعتی از شبانه روز وجود ندارد که وسیله حمل و نقل عمومی نباشد و در این خصوص پاریس از تمام شهرهای اروپایی پیشرفته تر است.» -> ناصر فکوهی
• «پیاده حرکت کردن در تهران تقریباً به یک امر غیرممکن تبدیل شده است. هر اتوبانی که ساخته می شود شهر را قطع می کند و امکان راه رفتن در آن را از بین می برد. هرچقدر هم که شهر سبز شود، وقتی به دلیل شدت آلودگی هوا امکان رفتن به پارک نباشد چه فایده ای دارد.» -> ناصر فکوهی
• «خود حضور مردم امنیت است، خلوت نبودن امنیت است و خطرناک ترین حالت ممکن برای یک شهروند خیابان خالی و خلوت است و خطرناکتر از آن خیابان ها تاریک است که مردم مجبور به عبور از آنها هستند.» -> ناصر فکوهی
• «هویت شهری در تهران تقریباً از بین رفته است، محله ها کم و بیش هستند اما هویت قبلی را ندارد، یعنی نمی توان محله ها را از هم تشخیص داد. در حقیقت هویت در سطح کل شهرهای ایران از بین رفته است. همه جا ساختمان ها یک شکل است. یکی از اشکالات کشور این است که روستاها به سرعت در حال تبدیل شدن به شهر هستند. در تهران شکلی از نما ساخته می شود و بلافاصله الگوی آن در بندرعباس ساخته می شود و دلیل آن این است که هویت های محلی را در سطح ایران از دست داده ایم و به جز بعضی شهرها که خودشان احساس تعلق هویتی می کردند در سایر شهرها از بین رفته است.» -> ناصر فکوهی
• «گاهی فکر می کنم اگر با تهران سر نکنیم و با آن اخت نشویم، تهران است که یک جوری و یک جایی ما را قال می گذارد و دست به سرمان می کند. فیلم ساختن از این شهر انگار برایم راهی برای اُخت شدن با آن و عقب نماندن از تغییر حالِ دائمش است. مدت هاست نظر و احساسم این است که تهران را نه بناها و نه گذشته اش، که آدم هایش تعریف می کنند، آن هم در زمان حال و زندگی روزمره شان. روسو گفته خانه ها town را می سازند و city از مجموعهٔ آدم ها شکل می گیرد. در پیِ تعریفِ کلان از تهران ایم و ده یا به روایتی دوازده میلیون جمعیتِ آشکار و نهان این شهر فریاد برمی آورند که شهر و هویتش ماییم، ما را ببینید!». -> پیروز کلانتری
• «کسی مخالف توسعه مراکز تجاری نیست اما سؤال این است که تهران تا چه اندازه به توسعه فضاهای تجاری نیاز دارد و این اقدامات در کدام مناطق و با چه اولویت هایی باید انجام شود. تهران به اندازه کافی در معرض ساخت وساز و بهره برداری های اقتصادی و تجاری بوده، حرف ما این است که باید به سمت کیفی سازی برویم و این کیفی سازی با توسعه مراکز تجاری بیشتر محقق نمی شود.» -> عبدالحسین مختاباد
• «متأسفانه هم اکنون شهر تهران همانند یک شهر پرترافیک، آلوده و مملو از برج های سربه فلک کشیده است.» -> عبدالحسین مختاباد
• «تهران از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۷۰ تقریباً بدون مدیریت رها شده بود و اتفاقات عجیبی در گوشه و کنار این شهر افتاده است و هم اکنون برای حل کردن این اتفاقات شهرداری تهران نیاز به حمایت بیشتری از سایر دستگاه ها دارد.» -> عبدالحسین مختاباد
• «تهران شهری است که در معرض حملات مختلف محیط زیست، اجتماعی و فرهنگی قرار گرفته و از همه مهمتر، بحران آب و زلزله این شهر است.» -> عبدالحسین مختاباد
• «باید اذعان کرد که تهران در قیاس با شهرهای دیگر کشورها در ابعاد پروژه های عمرانی شهری مثال زدنی است و در خصوص اتوبان ها، پل ها، برج های سر به فلک کشیده، پارک ها و حتی اماکن فرهنگی و هنری نیز اینطور است. امّا تهران شهر مثال زدنی برای زندگی نیست چرا که بایسته های اقتصادی، شغلی و نسبت های عاطفی در آن وجود ندارد و در انبوه معضلات طبیعی اجتماعی و فرهنگی دست و پا می زند.» -> عبدالحسین مختاباد
• «اهالی شریف تهران باید به شادی بدون دلهره برگردند و یکی از راه های شادمانی بازگشت به یک محیط زیست سالم و با طراوت است که مدیریت شهری باید آن را فراهم کند.» -> عبدالحسین مختاباد
• «در اصفهان می بینید که مسجدجامع با مسجد حکیم و مسجدشیخ لطف الله درعین حال که مشترکاتی دارند، متفاوتند. در تهران همه چیز مشابه است. این بابت آن است که این بخش ها صرفاً به دست مهندسان ساخته شده است.» -> سعید معیدفر
• «ددر لندن به عنوان مرکز مدرنیته، خیابان صاف نمی بینیم. خیابان ها پیچ درپیچ هستند. اگر نقشه شهر تهران را در کنار نقشه شهر لندن بگذارید، متوجه مهندسی بدقواره در شهر تهران و نگاه فرهنگی و انسان و اجتماعی در لندنی که در مرکز یکی از کشورهای مدرن است می شوید، بنابراین به نظر می رسد متأسفانه هر جایی دلشان خواسته خانه های مردم را خراب کرده اند… به نظر می رسد شهر در حال توسعه است و فقط با تصور و ادراک یک نفر، نه براساس ادراک جمعی مردم.» -> سعید معیدفر
• «تصمیم نهایی را در توسعه شهر باید مردم بگیرند. وقتی شما می آیید یک خیابان در زندگی مردم می کشید حق آنهاست که در این مورد اظهارنظر کنند. وقتی اجازه می دهید در کوچه ای که به زور دوماشین از کنار هم رد می شوند دوطبقه به تراکم خانه ها اضافه شود، خانه هایی که نو هستند، خراب می شوند تا دو طبقه اضافه کنند آسایش و آرام شما از بین می رود. نه شب آرامش دارید و نه روز. متأسفانه این نوع تفکر نسبت به شهر تفکری است که به هیچ وجه با روح زنده شهر هماهنگ نیست و بلکه با یک شهر مرده انطباق دارد و شهری که ایجاد می شود، شهر بی روح است و شهری است که بیگانگی را در روابط اجتماعی بیشتر می کند. شهری است که به محض خروج از خانه نه می توانید با همسایه ارتباط برقرار کنید و نه با دیگر شهروندان و نهایتاً چنان فضایی در شهر شما به وجود می آید که مثل این است که از در که بیرون می روید زره بر تن می کنید و به جنگ با هم می روید. در خیابان ها در همه جا به جنگ هم می روید.» -> سعید معیدفر
• «تهران هیچ هویتی ندارد چرا که ساخت وسازها در آن یکسان، کلیشه ای و بدون تناسب با اقلیم، روحیات و فرهنگ جامعه صورت گرفته است… متأسفانه اثری از هویت، فرهنگ و ارزش های ما در ساخت و سازها نیست و بیگانگی سرتا سر آن را فرا گرفته است. به طوری که این ساخت وسازها به اغتشاش در روابط اجتماعی دامن می زند.» -> سعید معیدفر
• «شهری که من دوستش داشتم جلوی چشمم مُثله شد. هر بار به دست یک شهردار افتاد و هر کدام بنا به سلیقه شخصی شان تغییراتی در آن انجام دادند. طرف چهار تا سفر رفته دوبی و قطر و از روی معماری درجه دو، مقلدانه و بی هویت آنجا می خواهد در تهران ساخت وساز راه بیاندازد، نتیجه اش این ساختمان ها و برج های بی ربط است. ساختمان ها نه ربطی به هم دارند و نه ربطی به شهر تهران.» -> مسعود کیمیایی
• «این همه آشفتگی که در فضای معماری تهران و زیباسازی این شهر وجود دارد نتیجه کج سلیقگی و فقدان درک زیباشناسانه است. این ها می خواهند زیبایی را به تهران هدیه بدهند ولی اصلاً نمی دانند زیبایی چیست؟» -> مسعود کیمیایی
• «تهران شهر بهم ریخته ای است. مدام هم بهم ریخته تر می شود و سرعت این بهم ریختگی خیلی زیاد است.» -> مسعود کیمیایی
• «هر کسی شهرش را دوست دارد. البته تهرانی ها معروف اند به راست گویی، درست کاری و پاکیزگی.» -> مسعود کیمیایی
• «اشکال کار اینجاست که این برج ها را از روی برج هایی که در دوبی و کویت و قطر دیده اند، می سازند. برجی که در ایران ساخته می شود باید هویت ایرانی داشته باشد. آپارتمان ها باید با خواسته ها، فرهنگ و سلیقه ایرانی ساخته شود. ایرانی از اینکه دیوار به دیوار همسایه اش زندگی کند پرهیز دارد. ایرانی نمی خواهد همسایه ها صدای او را بشنود. این باید در ساخت آپارتمان رعایت شود. اصلاً ربطی به مذهب ندارد.» -> مسعود کیمیایی
• «مردمی فوق العاده مهربان و مهمان دوست. در واقع، من شگفت زده شده بودم: تهران آمریکایی ترین شهری است که به حال دیده ام … و از تفاوتی که بین ایران سیاسی، که ما از طریق خبرها با آن آشنا هستیم، و ایران واقعی که ایرانی ها هر روز در آن زندگی می کنند، خشنود شدم.» یادآوری سفر ماه ژوئن (خرداد – تیر ۱۳۹۳) خود به ایران -> آنتونی بوردین
• «بر اساس آمارهایی که ما گرفته ایم، در تهران تقریباً ۱۲۰۰ کتابفروشی داریم، درحالی که برای فروش لوازم آرایشی، ما ۵۹۰۰ فروشگاه داریم؛ گردش مالی اقتصاد نشر ۸۰ میلیارد تومان است امالوازم آرایشی ۲۰ هزار میلیارد تومان.» -> محمدباقر قالیباف
• «ما آینده تهران را به صورت شهری جهانی ترسیم کرده ایم و آن را در آینده به مثابه شهر دانش و شهر فرهنگ می بینیم؛ شهری تأثیرگذار در تحولات جهانی که مرکز تعاملات، گفتگوها، آموزش و تصمیم گیری در سطوح مختلف محلی و بین المللی است و در آن مهمترین عنصر شهری، هویت و مهمترین کالا در شهر، تولیدات فرهنگی خواهد بود.» -> محمدباقر قالیباف
• «ما تهران آینده را به مثابه شهر دانش می بینیم که در آن دانش و افکار به عنوان مهمترین محرک های تولید مشاغل دانش بنیان خواهند بود. همچنین ما تهران را به صورت شهر فرهنگ می بینیم که در آن مهمترین عنصر شهری هویت و مهمترین کالا در شهر تولیدات فرهنگی خواهد بود.» -> محمدباقر قالیباف
• «شهر تهران مایه افتخار اسلام و تشیع است. همه مهمانان خارجی زمانی که وارد شهر تهران می شوند به این نکته اذعان می کنند با وجود کمبودها و مشکلات، هیچ اثری از اعمال تحریم های اقتصادی در این شهر زنده و سالم تهران دیده نمی شود.» -> محمدباقر قالیباف
• «از این پس با توسعه امکانات کالبدی نمی توان کیفیت زندگی شهروندان را ارتقاء داد. شهر تهران به نقطه ای رسیده که برای ارتقای کیفیت زندگی نیازمند بهبود سبک زندگی هستیم.» -> محمدباقر قالیباف
• «وقتی مهمانان خارجی به شهر تهران وارد می شوند ناگزیر در مقابل نظافت، پیشرفت و زیبایی های این شهر به زبان آمده و اقرار می کنند که تهران حتی از پاریس تمیزتر است.» -> محمدباقر قالیباف
• «در این شهر کم نیستند افرادی که برای حداقل های تغذیه اینقدر که زنده بمانند ناتوانند اما با نجابت و شرافت و کرامت آن را بیان نمی کنند.» -> محمدباقر قالیباف
• «تهران شهری است که از قاعده یک کلانشهر خارج شده و به یک ابرشهر تبدیل شده است اما زیرساخت های این شهر متناسب با آن توسعه پیدا نکرده اند.» -> حسین طلا
• «در اروپا شهرهایی هستند که سیستم انتخاب شهردارانشان به مانند تهران است و مدیریت شهری موفقی هم دارند… تهران شهر بزرگی است و جمعیت قابل توجهی نیز دارد از این رو می توان از ظرفیت های این شهر در جهت تبادل تجربیات مدیریت شهری استفاده کرد.» -> اشتقان تارلوش
• «حدود هفت میلیون ساکن حومه تهران در مرکز این شهر شاغل اند و روزانه بین تهران و حومه در حال تردد هستند. حمل و نقل شهر تا شهر برای متروپلیسی مثل تهران قابل تصور نیست و نباید تهران را تنها یک نقطه فرض کرد.» -> عباس آخوندی
• «تهران؛ پایتخت ایران، میهن مان. شهری که هر روز در هیاهوی صدا در آن گم می شویم و هر شب در آرامش و سکون کوچه پس کوچه هایش باز پیدا می شویم. شهری که گاه در هر گوشهٔ آن می توان مناظر و تصاویری را به چشم دید که وجودمان را از شادی می آکند و یا … از غم لبالب می کند. شهری که می توان صفحه های درخشان تاریخ را در آن ورق زد و … و نیز برگ هایی سرخ و سیاه که دوست داریم از کتاب تاریخ محوشان کنیم؛ و ما امروز ساکن این شهریم. شهری که شهروندانی از نقاط مختلف کشور با آداب و خرده فرهنگ های گوناگون و متنوع در آن ساکنند؛ و ما به عنوان یکی از شهروندان این شهر بزرگ، چگونه می توانیم زندگی کنیم تا حقوق هم شهری هامان پامال نشود.» -> شعار سال ۱۳۹۴ رادیو تهران صدای پایتختت
• «شهریست پر از همهمه و قالاقیل/بهتان و دروغ و غیبت و فحش سبیل//خسته ایم از این همهمه ای گوش امان/مُردیم ازین زندگی ای مرگ دخیل.» -> محمدتقی بهار
• «ما ۱۰ هزار ولگرد، رهاشده، بیمار، مهجور و… در سطح تهران داریم. زن و مرد در حال مصرف هستند. این می تواند انتقال فرهنگ بد باشد. جایی به نام پایتخت جمهوری اسلامی ایران مورد بازدید میهمانان خارجی شامل سفرا و هیئت ها قرار می گیرد و می آیند می بینند.» -> انوشیروان محسنی بندپی
• «عمر مفید بعضی از ساختمان های تهران کوتاه باشد ولی پنجاه سال پیش این طور نبود. ساختمان های قرص و محکم ـ به ویژه در محلات اعیان نشین ـ کلنگی می شوند تا با تخریب آنها ساختمان هایی مطابق آخرین مد روز ساخته شود… این کوتاه مدت بودن جامعه است که کلنگی بود ساختمان ها را ممکن می سازد. مسئله خیلی گسترده تر از کلنگی کردن ساختمان ها توسط افراد و بساز و بفروش ها است. شما اگر به یک قرن گذشته توجه کنید، می بینید چه تخریب عظیمی از آثار تاریخی در تهران و شهرهای دیگر و حتی گاهی روستاها صورت گرفت، بی آنکه کسی سؤال کند و اجازه ای بخواهد. به عنوان نمونه در سال ۱۳۲۵ ساختمان بزرگ تکیه دولت را که قرص و محکم سر جایش بود با کلنگ ویران کردند. -> محمدعلی همایون کاتوزیان
• «در شهر ما فضاهای خصوصی، فضاهای عمومی را بلعیده. مثلاً شهرداری که قاعدتاً باید یک نهاد عمومی باشد، یک نهاد خصوصی است که همه چیز را در شهر کنترل می کند. خیابان ها همین طور بازتر شده اند، پیاده روها تنگ تر. در همه جای جهان دو جا نماد فضاهای عمومی است. یکی پیاده رو، یکی میدان… جمع کثیری در خیابان ولیعصر رفت وآمد می کنند، ولی این خیابان عمومی نیست. چون امر عمومی با مشارکت عمومی و تبادل اجتماعی میان مردم شکل می گیرد. مردم در فضاهای عمومی با هم حرف می زنند، همدیگر را می بینند، همدیگر را پیدا می کنند، با هم رابطه برقرار می کنند. شما کجای تهران می توانی همدیگر را پیدا کنی؟ مگر اینکه جایی قرار بگذاری. بعد هم که سر قرار رسیدی، سریع باید بروی، چون یکی می آید می گوید راه را بند آورده اید، راه بدهید می خواهم رد شوم… میدان ها باید محل توقف باشند. این طور می توانند فضای عمومی باشند. الان میدان های ما مرکزیتشان را از دست داده اند. شده اند گره تقسیم حرکت. محل عبور و مرور.» -> محمدرضا اصلانی
• «میدان باید محلی باشد که شما بیایی و به آن برسی. در آنجا توقف کنی. برای همین میدان حوضی دارد، مجسمه ای وسط آن است و جایی برای نشستن در آن تعبیه شده، ولی میدان های ما همه خشک شده اند. حسن آباد، تبدیل شده به یک برهوت. دور و برش ماکت ساخته اند که خیلی هم احمقانه است. مسخره است. شما هیچ کجای حسن آباد نمی توانی بایستی، بنشینی. زود باید از آن رد شوی. الان تنها میدانی که مانده میدان حر است که آن هم مرز ندارد. حرکت سریع ماشین ها اجازه نمی دهد، شما به مجسمه وسط میدان برسی. در حالی که شما اگر به عکس هایی که از میدان های ایتالیا و فرانسه و… گرفته اند نگاه کنی، توی همه مردم را می بینی که وسط میدان ایستاده اند. میدان آنجا اصلاً شأن حرکت ندارد، برای ایستادن و توقف است؛ ولی ما شهر را برای رفت وآمد ساده کرده ایم. پیاده یا سواره، فرقی نمی کند.» -> محمدرضا اصلانی
• «تهران اتفاقاً شهر ساده ای است برای زندگی که بر اساس فونکسیون های عمودی و افقی: عبور، مرور! تعریف شده. خیلی شهر ساده ای است. شما راحت می توانی توی این شهر گم شوی. کمتر شهری مثل تهران است که آدم می تواند راحت در آن گم شود. در شهرهای غربی نمی توانی این قدر راحت گم شوی. شهرها زون دارند.» -> محمدرضا اصلانی
• «وقتی ما می گوییم شهر مثل زبان است، به این هم توجه می کنیم که زبان امر ارتباطی است. شهر هم امر ارتباطی است. چرا اغلب مردم تهران از تهران بدشان می آید، اما در عین حال خارج از تهران هم نمی توانند زندگی کنند؟... ما برای ماندن در تهران دلایل زیستی داریم، نه دلایل ارتباطی. مردم در این شهر زندگی می کنند، ولی با هم ارتباطی ندارند.» -> محمدرضا اصلانی
• «هیچ وقت در تهران بکوب و بساز متوقف نشده. از زمان قاجار تا به امروز تهران را خراب کرده اند و ساخته اند. در واقع تهران شهر آمیبی است. یعنی در خود تکثیر می شود. روند طبیعی تهران همین تغییرات مدام است. شما پلان های هوایی مقاطع مختلف میدان توپخانه را نگاه کنید. یکی از این پلان ها به دیگری نمی ماند. میدان توپخانه یکی از مهم ترین نقاط شهر است. جایی که قاعدتاً فعل کامل شهر باید در آن اتفاق بیفتد. اصلاً معلوم نیست این فعل چه فعلی است…» -> محمدرضا اصلانی
• «تهران نمی تواند ناخودآگاه قومی ما را انتقال دهد. خود تهران هم در سیر تاریخی ایران و در جریان جهان گم شده. خود تهران آغاز گم گشتگی است… -> محمدرضا اصلانی
• «تهران پای کوهستان ساخته شده. شهرهای زیادی در دنیا این طور نیستند. اگر هم باشند مثل توکیو، شهر را طوری بنا می کنند که شما هر آن بتوانی فوجی یاما را ببینی. تهران با دماوند شهر است، بدون دماوند هیچ نیست، اما آیا ما می توانیم از تهران دماوند را ببینیم. شهر را طوری ساخته ایم، چنان بلندمرتبه سازی کرده ایم که همه زوایای دید به دماوند را کور کرده ایم. تصاویری که شما از فوجی یاما می بینید اغلب از توکیو گرفته شده اند، اما آیا عکس های دماوند را هم از تهران گرفته اند؟» -> محمدرضا اصلانی
• «تهران را همواره چون انسان ایرانی می باید کشف کرد و این خود نوعی هیجان زیبایی شناختی است.» -> محمدرضا اصلانی
• «کیفیت پیاده راه ها در شأن مردم شهر و پایتخت نشینان نیست و باید نگاهی انسان محور به شهر داشته باشیم.» -> احمد دنیامالی
• «باید قوانین را به سمتی ببریم که تا آنجا که می شود سواره ها را محدود کنیم و به جای توسعه بزرگراه ها پیاده راه سازی کنیم و شهر برای سالمندان آماده شود.» -> احمد دنیامالی
• «مشاهدات تجربی و عینی نشان می دهد میزان قابل توجهی از ساخت و سازها در کلان شهرها به ویژه تهران به شکل های مختلف توسط بانک ها و موسسات پولی و مالی صورت می گیرد. اغلب برج های بلند مرتبه تجاری نام و نشانی از بانک ها را به همراه دارند.» -> محمد حقانی
• «... زیر شهر تهران، یک تاریخ بزرگ است. این جا ییلاق راگاست، سه هزار سال پیش از همین بوده است.» -> محمدعلی سپانلو
• «تناقض تهران امروز را دوست دارم. می گویند ما روی دیو نشسته ایم. ضحاک اژدهایی است که در کوه دماوند در بند است و هرچند وقت یک بار زنجیرهایش را می جود و زلزله می آید. از روی پل حافظ که رد می شوی، روی پشت بام خانه ها لباس هایی است که انگار با باد دوره ناصرالدین شاه خشک می شود…» -> محمدعلی سپانلو
• «مرگ تدریجی شهروندان تهرانی بر اثر آلودگی در شهر واقعیت دارد… مسئله مرگ تدریجی شوخی نیست و این مرگ واقعاً رخ می دهد اما آن را جدی نمی گیریم… آلودگی فزاینده زیستی و صوتی دلیل مخاطره انگیر بودن وضعیت شهر برای تهرانی است…» -> مهدی چمران'
• «متأسفانه در تهران استفاده از خودروی شخصی به صورت بی رویه ای رواج دارد… فکر می کنم بسیاری از مردم می توانند جای استفاده از خودروی شخصی از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند و اگر این گونه شود، پایتخت، شهری به مراتب قابل تحمل تر برای شهروندان می شود.» -> پروانه معصومی
• «هنوز هم به گمانم وضعیت ترافیک تهران یکی از بزرگ ترین معضلات پایتخت است. با وجود ساخت بزرگراه ها و احداث ایستگاه های مترو، همچنان خیابان های تهران شلوغ است و به نظرم در این زمینه، قدری مردم مقصرند. این همه خودروی تک سرنشین که در خیابان ها حضور دارند نمی گذارند این شهر نفس بکشد… متأسفم که در تهران مشکلات جدی وجود دارد… مشکلاتی که در تهران به چشم می خورد بسیار زیاد است.» -> پروانه معصومی
• «... ما نمی توانیم شیئی مثل اتومیبل را در تهران نادیده بگیریم، چون هویت تهران به آن وصل است. دو ویژگی ترافیک و آلودگی تهران حاصل حضور اتومبیل در تهران است…» -> عباس کاظمی
• «شهرهای ریز و درشت کشور هم به راه تهران رفته و می روند و در کنار بدل شدن به کارگاه بسیار پرسروصدای ساختمانی و تواناسازی سازندگان به هرکاری که مایلند انجام دهند، هجوم و ریشه کن کردن بافت تاریخی و باقیمانده نشانه هایی از تاریخ شهرها و هویت و شناسنامه آنها را در دستور دارند.» -> پرویز پیران
• «کوششی درخور توجه برای زیباسازی و فضای سبز تزئینی به عمل آمده که باوجود انتقادهای اهل فن، چهره ظاهری لبه های اصلی تهران و برخی شهرها را از اساس دگرگون کرده. این تحولات، بینندگانی را که برای اولین بار یا بعد از سال ها به تهران، اصفهان و برخی دیگر از شهرها وارد می شوند، به تحسین وامی دارد.» -> پرویز پیران
• «ضدیتی چشمگیر و بغض آلود با بناهای ارزشمند شهری و ضدیتی حاوی حرص و «بغض نمرودی زمین خواران» با هر آن کس که از این آثار دفاع می کرد یا می کند، کوچه ها و خیابان های فرعی اکثر شهرها به ویژه تهران را از این آثار آن هم گاه دزدانه و شبانه تهی کرده و برای این اقدام گاه باورهای مردم مصرف شده و می شود. چنین است که کلانشهرها و شهرهای بزرگ و حتی متوسط به سیما و منظری حاوی اغتشاش بصری و بلندمرتبه سازی بی دروپیکر از یک سو و بدل شدن به پارکینگی فراتر از ظرفیت آن هم بی قاعده دچار شده اند..» -> پرویز پیران
• «واقعیت این است که امروز تهران تبدیل به شهری بی دفاع شده است که مافیای ساخت وساز، مسکن و تجاری سازی به خاطر ارزش افزوده سرسام آور این بخش، تهران را عرصه تاخت وتاز خود قرار داده اند. سرمایه گذاران این عرصه از دورزدن ضوابط برای رسیدن به سود هیچ ابایی ندارند و حتی باغات و بافت های تاریخی تهران را مورد تعدی قرار می دهند. باید… هشدار داد که تهران دیگر در زمینه ساخت وساز به اشباع رسیده است.» -> احمد حکیمی پور
• «تهران به عنوان پایتخت ایران برای حل وفصل مسائلش نیازمند عزمی ملی است و تنها شورای شهر و شهرداری تهران نیستند که در این زمینه وظیفه دارند.» -> احمد حکیمی پور
• «... به پایتخت کشورمان یعنی تهران نگاهی بیندازیم، می بینیم، گردشگر از لحظه ای که وارد فرودگاه مهرآباد می شود غیر از نماد میدان آزادی، ساختمان های بلند و کوتاهی را می بیند که هر کدام یک ساز می زنند و در بزرگراه هایمان چون بزرگراه مدرس مجسمه های علفی را به عنوان نمادهای شهری می بیند و درختچه های نئونی، این در حالی است که دایم می گوییم از نظر طبیعت جزو پنج کشور اول دنیا هستیم، پس چرا با این رتبه، برای تزیین شهرمان از لامپ نئون و پلاستیک استفاده می شود در کجا می خواهیم این طبیعت را به نمایش بگذاریم.» روزنامه سرمایهُ شماره ۳۵۸ ۶/۱۰/۸۵، صفحه ۱۳ (گردشگری) -> فرزانه اسعدی
• «نقاشی هایی که در محیط شهری است دیده می شود که بخش هنری بارها به آن اعتراض کرده است، چرا که حفظ ارزش هایمان باید به گونه ای شایسته صورت بگیرد. هر کشوری ممکن است دوره ای را درگیر جنگ بوده باشد و آن ها می آیند با برگزاری یادمان های مختلف و تعریف های سمبلی برای شهدای گمنام و قرار نهادن آن در محیط شهری به خون آنان احترام می گذارند و یادشان را گرامی می دارند. چرا که این نقاشی ها قابلیت شست وشو و تمیز شدن را ندارند و در تهران دودآلود پس از مدت کمی تخریب شده و دوده روی آن را می پوشاند. کدام گردشگر با دیدن تصویری نامفهوم می تواند به ارزش های جنگ کشورمان پی ببرد و حکایت آن دلیران را در کشور نقل کند.» روزنامه سرمایهُ شماره ۳۵۸ ۶/۱۰/۸۵، صفحه ۱۳ (گردشگری) -> فرزانه اسعدی
• «انگار باید احساساتی شویم تعقل رویمان جواب نمی دهد؛ یعنی باید به چشم ببینیم که یک عده به دلیل آلودگی هوا، جلوی چشممان جان دادند و مردند و آن وقت می گوییم که ای وای موضوع جدی است.» -> رامبد جوان
• «ثابت شده است انسان نیاز به رابطه نزدیک با طبیعت دارد. معضل آلودگی های هوا، آب و خاک باید حل شود اما کافی نیست تا شهری پایدار به وجود آید.
• -> نادر اردلان
• «پررونق ترین کسب وکار در تهران و کلانشهرهای دیگر خاک پاک، ساخت وساز است. به عبارت بهتر بالابردن برج های مسکونی و تجاری به سوی آسمانی که هوای آلوده چشم آبی رنگش را مکدر کرده و خراش دادن ساختمان های عمودی مشبک، دل و جانش را زخمی می کند. نه! این سازندگی نه، ویرانگری است.» -> سیروس ابراهیم زاده‏
• «اگر به همین منوال پیش برود اصلاً خیابان و کوچه ای برای تردد و هوایی برای تنفس باقی خواهد ماند؟ گلزارها و سبزستان ها را در هم کوبیدید، خانه های آباد را ویران کردید، خیابان های بسیار درخت خلوت را از دود و گرد و غبار و هوای آلوده رفت وآمدهای زیگزاگ شتابزده انباشتید، حتی تصویر کوچه باغ های خاطرات زیبای ما را از یادمان زدودید…» -> سیروس ابراهیم زاده‏
• «شهر را می فروشند تا آسمان خراش بسازند.» -> عبدالرضا زکایی‏
• «ساختمان دست معمار و مردم نیست، دست عده ای آدم سودجو است.» -> عبدالرضا زکایی‏
• «دیوارها را نماسازی می کنند تا شهر قشنگ شود. نقاشی کوه و دشت و دمن می کشند تا شهر ماست مالی شود. خب، این آفتاب می خورد و باران می بارد و از بین می رود. شما می خواهید هر چهار سال یک بار نقاش بیاورید تا دیوار نقاشی کند؟ این شد زیباسازی شهر؟ مگر شهر را با نقاشی درست کرده اند؟ مگر معماری نقاشی است؟ معماری بُعد دارد، حجم دارد. این بُعدها و حجم ها هستند که باید زیبا باشند.» -> عبدالرضا زکایی‏
• «در تمام کشورها مسائلی که مربوط به مردم و حق الناس است، حفظ و حراست می شود. یک بنا حجمی دارد و در یک فضایی ساخته می شود. آن فضا هم جزء معماری است. وقتی فضا خراب می شود یعنی دست وپای معماری را زده و به حقوق مردم هم تجاوز کرده اید. این یعنی خارج از معماری اسلامی.» -> عبدالرضا زکایی‏
• «شیک پوش ترین و منظم ترین دختر و پسرهای دنیا در همین تهران هستند… واقعاً دخترهای ما با اینکه محدودیت دارند ولی شیک پوشی آن ها حتی کمتر در اروپا دیده می شود.» -> زهرا اشراقی
• «مردم ما خود را مالک شهرشان نمی دانند. اگر مردم خودشان را حتی جزیی از این شهر می دیدند، دیگر لازم نبود که شهرداری برای نریختن زباله در خیابان اینهمه تبلیغ کند و بگوید شهر ما خانه ماست.» -> محمّد حسینی
• «در شهر تهران همواره یکی از دغدغه های اصلی ما مسئله فرهنگ و هنر بوده است… متأسفانه بناهای تاریخی که پس از ثبت و مرمت خوب نگهداری نمی شوند، زیاد هستند که باید نگهدارندگان آن ها معرفی شوند تا مردم بدانند چه افرادی از شناسنامه فرهنگی و تاریخی شهرشان خوب نگهداری نمی کنند.» -> احمد حکیمی پور
• «بناهایی تاریخی هویت، فرهنگ و نماد تاریخ و تمدن اسلامی و از سرمایه های بزرگ ملی ماست… یکی از این نمونه ها مدرسه دارالفنون است که نماد و توسعه و ورود ایران به دوران جدید و تمدن علم و دانش است.» -> احمد حکیمی پور
• -> ادمان آیوازیان
• «آیا کوهپایه های تهران می تواند ۱۰ میلیون نفر جمعیت را در خود جای دهد؟ اما ما ۱۰ میلیون نفر را در کوهپایه ها اسکان دادیم اما زندگی قابل قبول و باکیفیت وجود ندارد.» -> عباس آخوندی
• «متأسفانه از کودکی هایمان چیزی نمانده است. چهره شهر تغییر کرده، خانه های قدیمی برج شده اند. گاهی از محله قدیمی مان رد می شوم، اما فکر می کنم تنها آسفالت آن یادگار گذشته است. متأسفانه کوچه های خلوتی که در آن فوتبال بازی می کردیم خیابان شده و دیگر جای راه رفتن در آنها نیست.» -> سپند امیرسلیمانی
• «تهران در نگاه اول ناتوان و رسواست اما این شهامت را دارد که خود را تغییر دهد و مدام چنین می کند و بقیه شهرهای ایران را چنان که انگار بچه هایش باشند به دنبال خود می کشد.» -> امیرحسن چهلتن
• «کسی که می خواهد شهردار تهران شود باید سابقه مدیریت کلان را داشته باشد و باید از چالش های تهران و کلان شهرها آگاهی داشته باشد و تیم مناسب و کافی را برای این مدیریت و به خصوص در پست های کلیدی داشته باشد و از همه مهم تر اینکه بدنه شهرداری او را قبول کنند و قدرت تعامل با دولت و سطح بالای نظام را داشته باشد.» در مصاحبه با روزنامهٔ شرق: «۱۸ ژوئن ۲۰۱۷/ ۲۸ خرداد ۱۳۹۶» -> پیروز حناچی
• «چه کسی می گوید تهران بی هویت است؟ این پایتخت عریض و طویل، بی بهره از هرگونه نشانهٔ اختصاصی و منحصربه فرد، ابرشهری بی شکل و بی شناسنامه است؟ هویت تهران امروز، در همین نشانه های گریزان باقیمانده از تخریب و تغییر و بازسازی، شکل نمی گیرد؟ تهران امروز از نایلون های رنگی زشتی شکل می گیرد که سعی دارند هر چیز (به زعم خود) زشتی را بپوشانند و مخفی نگه دارند؛ از همین کیسه های یک شکل پرشده از گچ و سیمان، و تل خاک و آجر و ساختمان هایی که هر روز برای تبدیل شدن، به شکلی نو، تخریب می شوند و بخشی از هویت گذشتهٔ ما را نیز همراه خود از بین می برند. تهران، اتفاقاً، هویتش را در از میان برداشتن هویت ما، در ویران ساختن هر چه در گذشتهٔ دور و نزدیک به آن وصل شده ایم، می جوید. تهران اتفاقاً هویتش را در مخفی نگه داشتن چیزها می جوید، هویتی که بی رحم است و این سانتی مانتال بازی ها و احساسات رمانتیک آبکی را خوش ندارد.» ، -> هدی امین
• «در تهران هرجا که باشی باید ظواهر زندگیت را حفظ کنی. زندگی تجمل گرایانه شده، خیلی ها وضعیت اقتصادی فرد را با مبلمانش تخمین می زنند، اصلاً شخصیت او را با توجه به تجملات زندگیش می سنجند. درحالیکه تمکن مالی، یک مسئله کاملاً شخصی است و شخصیت یک انسان، یک مسئله حیثیتی. ارزیابی اینها با پول، واقعاً ناراحت کننده است… در واقع اصلاً نمی توانم با شما از مفهومی به نام آرامش در خانه صحبت کن… در حال حاضر در شهرهایی با زندگی ساکن مثل تهران، اغلب تفریح ها به رفتن به پارک و قلیان کشیدن تبدیل شده. در نهایت و در صورت فعال بودن هم دوره گشتن در پاساژها و خرید کردن! این یعنی اینکه ما از طبیعت خیلی دور شده ایم.» -> از وبسایت انجمن انسان شناسی و فرهنگ
• «اصطلاحی بین بنگاهی ها رایج شده که قبلاً نبود: «تهران زیر پاته!». راست می گویند؛ خیلی از آپارتمان ها را جاهایی ساخته اند که از پنجره شان تهران، زیر پاست. ما از تهران می نالیم و دائم بدی اش را می گوییم، مع ذلک دوست داریم این تهران را زیر پا بکشیم و از عرش به فرشش نگاه کنیم. این میل به ارتفاع جدید نیست، اگرچه تعبیر «تهرانِ زیر پا» جدید است… من فکر می کنم میل به بلندی و آسمان خراشی نسبتی با قدرت و اعمال قدرت دارد و آسمان خراش ها حکم همان کاخ های سلطنتی و جلال و جبروت شاهانه را دارند. منتها از آن حیث که قدرت شاهانه تعمیم یافته و گسترده شده، سطوت و رعونت و اجلال مثل آینه قدی فروریخته و تکه تکه شده و بین مردم تقسیم شده، مرکز اقتدار نیز در اندام و فضای دیگری متجلی شده. البته مطلب به همین سادگی نیست و قدری بیشتر باید بحث کنیم.» -> سیدعلی میرفتاح
• «تهران نیز مانند بسیاری شهرهای دیگر، موسیقی خود را دارد و با ریتم مخصوص خود بدون وقفه، در تمام اوقات شبانه روز می نوازد. موسیقی شهر تهران، با موسیقی تمام شهرهای دیگر متفاوت است. مثلاً هیچ شباهتی به شهری دیگر در جنوب ایران، شمال، یک شهر ساحلی، یا یک شهر کویری یا جنگلی ندارد. .... درک این موضع امر پیچیده ای نیست. نیاز به اندیشه و تفحص تخصصی ندارد. کافی است شهری را که هر روز با چشم می بینیم و درک می کنیم، با گوش بشنویم، و شاید گاه لمس اش کنیم. تنها گوش نیوشایی لازم است که همت داشته باشد، جسارت کند و با چشمان بسته در گوشه ای از یکی از میدان های بزرگ شهر، در زمان های مختلف بیاستد و برای مدتی فقط بشنود.» -> مریم قرسو

ارتباط محتوایی با تهران

تهران در جدول کلمات

از مجموعه های سینمایی تهران در خیابان دماوند
ماندانا
امروزه جزیی از محدوده شهری تهران به شمار می آید
کهریزک
این شهرستان در جهانگردی استان تهران دارای نقش و اهمیت است
دماوند
بازیگر فیلم آواز تهران ساخته قدکچیان
,,,,,,,,
به اتفاق سردار اسعد بختیاری تهران را فتح کرد و مدت ها وکیل مجلس و نخست وزیر دوران مشروطه بود
سپهسالار تنکابنی
سریال پارسال شبکه تهران به کارگردانی مهدی صباغ زاده با بازی اکبر عبدی | مجید مظفری | شهره لرستانی و مریم امیرجلالی
اولین انتخاب
سریال در حال پخش حسین سهیلی زاده در شبکه تهران با بازی امیرحسین رستمی | مانی نوری | بهاره افشاری | روناک یونسی و•
اخرین بازی
سریال نوروز امسال شبکه تهران بود به کارگردانی فلورا سام و با بازی محمدرضا شریفی نیا | گوهرخیراندیش | برزو ارجمند و علی صادقی
ما فرشته نیستیم
سریالی بود در شبکه تهران ساخته فرید سجادی حسینی با بازی هومن سیدی | علی سرابی | لیندا کیانی | مهران احمدی و••• که امسال بازپخش شد
مهراباد
سریالی ساخته فلورا سام با بازی محمدرضا شریف ینیا | گوهر خیراندیش | برزو ارجمند | علی صادقی و ••• که نوروز امسال روی آنتن شبکه تهران بود
ما فرشته نیستیم

تهران را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی تهران

واژگا ١١:٥٧ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣
تهران
طهران
تا ران
تا واژه ترکی و تاتاری به پارسی کا یا گا
ران =تعداد زیاد فراوان
تهران= مکانی که تعداد فراوانی گاو دارند
تهران= گاوداران
|

امین منجری بختیاری ١٣:٤٧ - ١٣٩٧/٠٦/١٨
تهران دهی بود از دهستان مهران بخش قیطران شهر ری
کتاب شرفنامه بدلیسی:::
ایل حسنکیفا *حسنکی *از ایل لر بختیاروند
شامل طوایف
مهرانی
شقاقی *شاکی.شاقی*
کشکی
آسترکی
جلکی
محلبی
بجنوردی *بحنوی*
..
...
...
...


شهر جلکان*جلکی*بختیاری
ایل زلکی لر بختیاری
طایفه آسترکی لر بختیاری
طایفه کشکی لر بختیاروند
طایفه شاکی*شقاقی .شکاکی*لر بختیاروند
شهر کلاردشت مازندران
کوه کلار بختیاری
منطقه حسن کیف مازندران
منطقه لار*لر*تهران
منطقه مهران تهران
منطقه لواسان*لورسان.لوراسان.
لورستان.لرستان*تهران

ایل حسنکی *حسنکیفا *لر بختیاروند
تیره ها
کیوران*گوران.گهوران.کیور*
کیوری*کیور*
کلوری*کلهری*
کلار
کاید
حیدری
جافر*زفر.جعفر.زافر*

طایفه گوران
طایفه زفرانلو*زعفرانلو*


شجرنامه ایل حسنکیفا لر بختیاروند
تالون
کی فا
حسن

***
محل سکونت ایل لر حسنکیفا
جزیره بختی*بختیار*
شهر حسن کیف ترکیه

ایل لر کرمانج *کرمنجی.کرمنجزی*
ایل لر کر منجزی *منجزی*لر بختیاروند
طایفه منجری ایل لر پاپی

شهر کرمانشاه (کرمانجاه::باختران::
باختیاران.بختیاری )
لرستان پشتکوه*ایلام*
لرستان پیشکوه
خراسان شمالی

ایل لر منجایی*منجی لرستان*
بخش منج لردگان

روستای مانجز*منج* اندیکا
مسجدسلیمان


معنی کرد::مره گردان.عشایر

|

شهریار آریابد ١٤:٤٧ - ١٣٩٧/٠٨/٠٩
تهران : ناهمسوی با نگره پردازی های انجام شده تا کنون به هیچ روی واژه تازی نبوده و از سویی برابر با نگره شادروان احمد کسروی که تهران را از دو بخش " ته" به معنای ژرفا و پایین " ران" رابه معنای دامنه می داند ، نیست بلکه واژه تهران دگرگون شده یک واژه کهن پارسی " تیران" یا " دیران " است ، چون واژه تیر یا دیر به معنای کهن و گذشته است مانند : دیرین ، دیروز ،دیرگاهی و دیرند ، که با پسوند " ان " که معنای جا و سرزمین را میدهد آمیخته شده و روی هم ،دیران به معنای جای کهن وباستانی می باشد و آن را نباید با واژه " تیشتر " ستاره تیر ، تیرگان ، شوشتر اشتباه گرفت .
|

پیشنهاد شما درباره معنی تهران



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تهران نقشه   • استان تهران   • تهران مناطق دیدنی   • جمعیت تهران در سال 94   • تهران ایران مناطق دیدنی   • تهران کالجها و دانشگاهها   • تهران ایران کالجها و دانشگاهها   • tehran university   • معنی تهران   • مفهوم تهران   • تعریف تهران   • معرفی تهران   • تهران چیست   • تهران یعنی چی   • تهران یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تهران
کلمه : تهران
اشتباه تایپی : jivhk
آوا : tehrAn
نقش : اسم خاص مکان
عکس تهران : در گوگل


آیا معنی تهران مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )