برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1284 100 1

تهی دست

/tohidast/

مترادف تهی دست: بی بضاعت، بیچاره، بی چیز، بی نوا، تنگ دست، تهی دست، درویش، بی پول، فقیر، گدا، محتاج، مفلس، مفلوک، ناتوان، ندار، نیازمند، یک لاقبا

متضاد تهی دست: توانگر، دارا، غنی، متنعم، ثروتمند

معنی تهی دست در فرهنگ فارسی عمید

تهی دست
تنگ دست، فقیر، بی چیز، بی پول.

معنی تهی دست به انگلیسی

impecunious (صفت)
بی پول ، تهی دست
depauperate (صفت)
تهی دست ، تقلیل یافته
indigent (صفت)
تهی ، خالی ، تهی دست ، تنگدست
unfunded (صفت)
تهی دست ، بدون سرمایه ، بی بودجه
empty-handed (صفت)
تهی دست ، بدون هدیه ، دست خالی ، بی نوا

تهی دست را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ملیک
بی چیز
النا
مسکین
حامد
بدبخت
شکیبا.م
اسمانجل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تهیدست در جدول   • معنی کینه ودشمنی   • معنی جاویدان به ترکی   • معنی کلمه خشنود   • معنی فرسودگی   • معنی نهفتگی   • معنی اندک اندک   • اراده و عزم   • معنی تهی دست   • مفهوم تهی دست   • تعریف تهی دست   • معرفی تهی دست   • تهی دست چیست   • تهی دست یعنی چی   • تهی دست یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تهی دست
کلمه : تهی دست
اشتباه تایپی : jid nsj
آوا : tohidast
نقش : صفت
عکس تهی دست : در گوگل

آیا معنی تهی دست مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )