انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1094 100 1

توانمندی

/tavAnmandi/

مترادف توانمندی: انرژی، زور، قدرت، قوه، زورمندی، نیرو، نیرومندی ، نفوذ

متضاد توانمندی: ناتوانی

معنی توانمندی به فارسی

[multiple kill capability] [علوم نظامی] میزان توانایی یک هواگَرد در بهکارگیری چند نوع سلاح برای نابودی هدف اختـ . تاچ
[incident response capability] [مهندسی مخابرات] دسته ای از واپایش های امنیتی در بهره برداری، که در پاسخ به پیشامدهای ارزیابی شده اِعمال می شود و ممکن است بالفعل یا بالقوه بر سامانۀ ارتباطی تأثیر منفی بگذارد
[technological capability] [مدیریت فنّاوری] میزان تسلط بر فنّاوری، از بهره برداری تا خلق شیوه های نو
[capabilities, abilities, possibilities] [علوم نظامی] قابلیت های لازم جهت اجرای راهکار تعیین شده برای هدفی ویژه
[support capabilities] [علوم نظامی] توانمندی هایی که در پشتیبانی از عملیات رزمی به کار گرفته می شوند، مانند پشتیبانی آتش توپخانه و پشتیبانی آتش هوایی و عملیات هسته ای، میکربی، شیمیایی، چریکی و روانی
[own capabilities] [علوم نظامی] راهکارهایی که اجرای آنها توسط نیروهای خودی علیه نیروهای دشمن پیش بینی می شود و در سرنوشت عملیات مؤثر واقع می شود
[enemy capabilities] [علوم نظامی] راهکارهایی که دشمن درعمل قادر به اجرای آنهاست و در انجام مأموریت نیروهای خودی تأثیر می گذارد؛ مانند توانمندی های رزمایشی، توانمندی های پشتیبانی مانند تک و پدافند، توانمندی های هسته ای، میکربی، شیمیایی و عملیات چریکی
[nuclear capabilities] [علوم نظامی] توانایی به کارگیری جنگ افزارهای هسته ای در پشتیبانی از نیروهای خودی در عملیات نیروی زمینی و دریایی و هوایی علیه نیروهای متخاصم

توانمندی در دانشنامه ویکی پدیا

توانمندی
توانمندی یا مهارت یادگیری به نتیجه رساندن و مصرف حداقل زمان و انرژی در انجام کارها است. این توانایی می تواند در حوزه مهارتی عمومی یا خاص باشد. برای نمونه در حوزه کار برخی مهارت ها همچون مدیریت زمان، کار گروهی و رهبری در تمام کارها یکسان هستند، اما برای هر حوزه ای مهارت های خاصی در نظر گرفته شده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

توانمندی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• توانمندی چیست   • توانمندی زنان   • توانمندی های انسان   • توانمندسازی زنان   • معنی توانمندی   • توانایی   • مفهوم توانمندی   • تعریف توانمندی   • معرفی توانمندی   • توانمندی یعنی چی   • توانمندی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی توانمندی
کلمه : توانمندی
اشتباه تایپی : j,hklknd
آوا : tavAnmandi
نقش : اسم
عکس توانمندی : در گوگل


آیا معنی توانمندی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )