انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

توزیع ثروت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی توزیع ثروت



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نیما > functional
فامی > عقاب
مرضیه > کمیلا
مرضیه > کمیل
لادن فخر سعادت > soon after
مهشید > مهشید
ب. الف. بزرگمهر > حقانیت
نیما > Functional

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات مرتبط با توزیع ثروت

این فهرست کشورها بر پایه نحوه توزیع ثروت یا ضریب جینی است. با بالاتر رفتن ضریب جینی، نابرابری در توزیع ثروت بیشتر می شود.
توزیع ثروت در نظام سرمایه داری آمارها و اطلاعات اخذ شده از هر یک از کشورهای مرکزی نظام «لیبرال سرمایه داری» به خوبی نشان می دهند که نابرابریهای گسترده ای . . .
معنی کلمه طرفدار توزیع وتعدیل ثروت. . . . پیشنهاد شما درباره معنی طرفدار توزیع وتعدیل ثروت. واژه. نام شما. رایانامه. پیشنهاد . . .
توزیع عادلانه ثروت توزیع عادلانه ثروت، (بیت المال) وظیفه دولت مردان اسلامی و هم چنین همه اقشار جامعه در.
اسلاف او در ایام آل سامان به ثروت تمام و حرمت موفور مشهور بودند. (ترجمه ٔ . . . معنی ثروة در فرهنگ فارسی عمید. ثروت. مال، دارایی، مال بسیار. . . . . . طرفدار توزیع وتعدیل ثروت.
دوباره پخش کردن (رجوع شود به: distribute بعلاوه ی re)، توزیع دوباره کردن، از نو تقسیم کردن، . . . [ترجمه گوگل] دولت جدید سعی خواهد کرد ثروت را دوباره توزیع کند.
واژه redistribution در جمله های نمونه. 1. The tax brought about a significant redistribution of wealth. ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مالیات یک توزیع قابل توجه ثروت را . . .
نظریه «استحقاق» دیوید میلر ( David miller ) را به ذهن می آورد و درباره «برابر بودن شرایط زندگی افراد» که باز توزیع ثروت را می طلبد، در بسیاری از قلمروها، صحبت از . . .
معنی ثروت = تمکن، تمول، دارایی، دولت، غنا، مال، مکنت، ملک، منال، نعمت، نوا، هستی. . . . ربح مفاجی. ثروت زیاد. ثروات. طرفدار توزیع وتعدیل ثروت. اشتراکی . . .
بازتوزیع درآمد و بازتوزیع ثروت به ترتیب انتقال درآمد ثروت (از جمله مال فیزیکی) از برخی از افراد به دیگران با استفاده از سازوکارهای اجتماعی نظیر مالیات گیری، . . .

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی توزیع ثروت   • مفهوم توزیع ثروت   • تعریف توزیع ثروت   • معرفی توزیع ثروت   • توزیع ثروت چیست   • توزیع ثروت یعنی چی   • توزیع ثروت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی توزیع ثروت
کلمه : توزیع ثروت
اشتباه تایپی : j,cdu ev,j
عکس توزیع ثروت : در گوگل


آیا معنی توزیع ثروت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )