برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1287 100 1

توز

/tuz/

معنی توز در لغت نامه دهخدا

توز. (اِ) به معنی تاخت و تاراج است. (برهان ). تاخت و تاراج و غارت و یغما و حمله و هجوم. (ناظم الاطباء). تاخت و تاز. (فرهنگ جهانگیری ). || پوست درختی است که بر کمان و زین اسب و امثال اینها پیچند. (برهان ) (از غیاث اللغات ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). پوست درخت که بسیار نازک و شبیه به کاغذ باشد. (ناظم الاطباء). پوست درخت توز که بر کمان پیچندو در هندوستان مرکزی ، در قدیم کتابت نیز می کرده اند و حتی بر آن پوست ها کتاب می نوشته اند و نام چنین کتابها «پوتی » بوده است. پوست درخت خدنگ است. پیشینیان چون کاغذ امروزین بر آن می نوشته اند...چنانکه کتب یافت شده در جی اصفهانک بر توز نوشته بود. پوست زردفام درخت حور رومی است که بر کمان و زین و امثال آن پیچند. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا). ابن الندیم نویسد: قال ابومعشر فی کتاب اختلاف الزیجات : ان ملوک الفرس بلغ من عنایتهم بصیانة العلوم... ان اختار و الها من المکاتب اصبرها علی الاحداث... لحاء شجر الخدنگ و الحاؤه یسمی التوز. (الفهرست ص 334). پوست درخت خدنگ است و آن پوستی است که کمانها و سپرها را بدان می پوشیدند و آن پوست را توز می نامیدند. ابن الندیم در باب انواع کاغذ گوید: برای آنکه نوشته جاودان بماند در روی توز که کمانها را بدان پوشند چیزی می نوشتند. درخت خدنگ همان است که از آن تیر خدنگ و زین خدنگ را می گرفته اند پس پوست آن بجای کاغذ و نیز برای پوشیدن روی کمان و سپر و زین اسب بکار میرفته است و از الیاف آن پارچه ای می بافته اند که توزی خوانده می شده است و آن از لباسهای تابستانی بوده است مانند کتان. یاقوت حموی اشتباه می کند که اسم این پارچه را از اسم شهر توز (توژ، توچ ) در خوزستان مشتق میداند... (حاشیه ٔ برهان چ معین ). و توز را که گفته شد پوست درختی است و بر کمان و گلوی تیر کشند، به رنگ زرد است و به قوت مانند ابریشم که به آسانی پاره نگردد. (انجمن آرا) (آنندراج ). توز را به هندی بهوج پتر گویند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) :
دو ابرو بسان کمان طراز
برو توز پوشیده از مشک ناز.
فردوسی.
روی چون توز کمان گردد مخالف را به غرب
گر به شرق اندرکشد خسرو سوی مغرب کمان.
فرخی.
بدان ، کآن کمان آهن است از د ...

معنی توز به فارسی

توز
شهری بود در فارس در نزدیکی کازرون و آن در زمان تالیف فارسنامه ابن ابلخی خراب شده بود. پارچه کتانی معروف به (( توزی )) منسوب بدین شهر است .
پوست سفت ونازک درخت ارژن که بکمان وزین اسب بندند
در ترکیبات بمعنی (( توزنده )) آید : جنگ توز کینه توز وام توز .
شهری است در سرحد پارس قریب به اهواز و معرب آن توج است . شهری است از ناحیت پارس اندر میان دو رود نهاده و مردم بسیار و توانگر و همه جاها توزی از این جا برند .
[ گویش مازنی ] /tevaz/ میل رغبت
( صفت ) نصیحت گر .
( صفت ) جنگجو جنگاور .
( صفت ) پیروزمند فاتح .
( صفت ) انتقام گیرنده منتقم .
( صفت ) انتقام گیرنده منتقم .
کینه اندوز . کینه کش . کینه خواه . صاحب کینه و انتقام کشنده و تلافی بدی کننده . کینه توزنده .

معنی توز در فرهنگ معین

توز
(اِ.) = توژ: پوست درخت خدنگ .
( ~.) (ص فا.) جنگجو.
(نِ) (ص مر.) انتقام جو.

معنی توز در فرهنگ فارسی عمید

توز
پوست سفت و نازک درخت ارژن که به کمان و زین اسب می پیچیده اند: در کمان سپید توز نهاد / بر سیاه اژدها کمین بگشاد (نظامی۴: ۵۷۴).
۱. = توختن
۲. خواهنده، جوینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): کینه توز.
رزم جو، رزم توزنده، جنگجو، رزم یوز، رزم یوش.
کسی که در دل از کسی کینه دارد، کینه کش، انتقام گیرنده.

توز در دانشنامه آزاد پارسی

پوست نازک و محکم درخت توز و به قولی درخت خدنگ که به کمان و زین می پیچیده اند. پوست این درخت بسیار نازک و شبیه به کاغذ است؛ از این رو در قدیم، در هندوستان مرکزی، بر آن ها می نوشتند و نام چنین کتاب هایی «پوستی» خوانده می شد. با پوست این درخت که سفید، یا زردرنگ است، روی سپرها را نیز می پوشاندند. این پوست از نظر محکمی مانند ابریشم است. کمانی را که با توز می پوشاندند «کمان توزی» می گفتند. از الیاف توز همچنین، پارچه نیز تهیه می شده که آن را پارچۀ توزی می گفتند.

توز در جدول کلمات

مردم سخت کینه توز ناحق گرای
لد

معنی کلمه توز به عربی

حقود , متصلب

توز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی علی زاده
توز در گویش کورمانجهای جهان و نیز ترکها به معنی گردو خاک بکار برده می شود
آقای وحیدی
توز کلمه ترکی
کوچه لره سوسپ میشم
یار گلنه توز اول ماسن
آقای دکتر وحیدی
محمد حسین شریعتی
کردها به گرد و غباد توز میگن
احمد بهروزی
گردو خاک و گردو غبار در زبان آذری
علی باقری
توز tooz در زبان آذری می شود غبار و خاکی که به هوا بر می خیزد. " توزْ تورْپاق" ترکیبی هست که معادل آن در فارسی می شود" گرد و خاک"

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کارلوس توز مرگ دروازه بان   • برخورد کارلوس توز با دروازبان   • مرگ دروازه بان توسط کارلوس توز   • شهر توز   • تیم جدید کارلوس توز   • بوکا جونیورز   • برخورد کارلوس توز با دروازه بان   • معنی توز   • مفهوم توز   • تعریف توز   • معرفی توز   • توز چیست   • توز یعنی چی   • توز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی توز
کلمه : توز
اشتباه تایپی : j,c
آوا : tuz
نقش : بن حال
عکس توز : در گوگل

آیا معنی توز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )