انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1069 100 1

توضیح

/towzih/

مترادف توضیح: ایضاح، بسط، تاویل، تبیین، تشریح، تعریف، تفسیر، تفصیل، توجیه، توصیف، روشنگری، روشن سازی، شرح، شرح دادن، بیان کردن، واضح ساختن

برابر پارسی: بازگویی، بازنمود، روشن سازی، روشنگری، فرانمود، فرانمون

معنی توضیح در لغت نامه دهخدا

توضیح. [ ت َ ] (ع مص ) پیدا کردن. (منتهی الارب ). پیدا و آشکار کردن. (ناظم الاطباء). روشن و پیدا کردن. (آنندراج ). پیدا ساختن. (غیاث اللغات ). واضح و آشکار کردن امری را. (از اقرب الموارد). بازنمودن مطلبی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || (اصطلاح فن نحو) عبارت است از رفع اضمار حاصل در معارف. (از تعریفات جرجانی ). رفع احتمال حاصل در معرفة. مانند: زید التاجر. که قبل از وصف زید به تاجر، احتمال تجارت و جز آن درباره ٔ او می رفت لیکن با ذکر کلمه ٔ تاجر احتمال جز آن مرتفع شد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ).

معنی توضیح به فارسی

توضیح
واضح کردن، آشکارساختن، شرح دادن، شرح وبیان
۱ - ( مصدر ) واضح کردن آشکار کردن روشن ساختن . ۲ - شرح دادن بیان کردن . ۳ -( اسم ) شرح بیان . جمع : توضیحات .
پیدا کردن . پیدا و آشکار کردن . عبارتست از رفع اضمار حاصل در معارف . رفع احتمال حاصل در معرفه .
( مصدر ) شرح دادن بیان کردن .
[clean bill of lading] [حمل ونقل دریایی] بارنامه ای که فاقد هرگونه توضیح اضافه است

معنی توضیح در فرهنگ معین

توضیح
(تُ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - روشن کردن ، آشکار ساختن . ۲ - شرح دادن . ،~المسائل کتاب یا کتابچه ای که مجتهدان دربارة مسائل شرعی و فقهی می نویسند.

معنی توضیح در فرهنگ فارسی عمید

توضیح
۱. واضح کردن، آشکار ساختن.
۲. شرح دادن.
۳. شرح و بیان.

توضیح در جدول کلمات

توضیح
شرح
توضیح و تفسیر
شرح
توضیح | تفسیر
شرح
در توضیح کلام استعمال میشود
یعنی
واژه توضیح کلام
یعنی

معنی توضیح به انگلیسی

treatise (اسم)
رساله ، شرح ، مقاله ، توضیح ، دانش نویسه
explanation (اسم)
شرح ، تصریح ، تفسیر ، بیان ، تعریف ، توضیح ، تعبیر ، توجیه
statement (اسم)
شرح ، اعلامیه ، اظهار ، حکم ، بیانیه ، بیان ، توضیح ، عرضه داشت ، تقریر ، گفته ، قطعنامه ، قطعه نامه
superscription (اسم)
ادرس ، سرنامه ، عنوان ، توضیح ، عنوان نوشته روی چیزی ، عنوان روی پاکت ، نشانی روی نامه
gloss (اسم)
شرح ، تصریح ، نرمی ، تفسیر ، حاشیه ، جلا ، تفصیل ، صافی ، توضیح ، سفرنگ ، تاویل ، براقی ، جلوه ظاهر
comment (اسم)
تفسیر ، توضیح ، تعبیر
paraphrase (اسم)
تفسیر ، نقل قول ، توضیح ، تاویل ، ترجمه ازاد ، نقل بیان
elucidation (اسم)
توضیح ، روشنسازی

معنی کلمه توضیح به عربی

توضیح
اطروحة , بيان , تعليق , تفسير , لمعان , نحة
استوضح
صور , هالة , واضح , وضح
غير قابل للتفسير
مسوول

توضیح را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محیا ١٠:٠٥ - ١٣٩٥/٠٦/١٦
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
ویچار (پهلوی: ویچاریْه)
گوکان (پهلوی)
روبیژ (کردی: رونبیژی)
پَریب (سنسکریت: پَریب هاشَنَ)
|

افشین اشکبوسی ٢٣:٠٤ - ١٣٩٨/٠٦/١٦
بیان
|

جمشید احمدی ٠١:٤٤ - ١٣٩٨/٠٦/١٩
گفتش
نمونه :
این حرف قابل توضیح نیست = این سخن گفتش پذیر نیست
|

مازیار ایرانی ١٣:٣٨ - ١٣٩٨/٠٨/١٠
این واژه از زبان اربی و تازیست و برابر نهاد پارسی ان واژه ویچر میباشد
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی توضیح   • توضیح المسائل سیستانی   • توضيح المسائل امام خميني   • توضیح المسائل مراجع   • توضیح المسائل مکارم شیرازی   • توضیح المسائل بهجت   • توضیح المسائل خامنه ای   • رساله امام خامنه اي   • مفهوم توضیح   • تعریف توضیح   • معرفی توضیح   • توضیح چیست   • توضیح یعنی چی   • توضیح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی توضیح
کلمه : توضیح
اشتباه تایپی : j,qdp
آوا : towzih
نقش : اسم
عکس توضیح : در گوگل


آیا معنی توضیح مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )