برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1327 100 1

تومور

/tumor/

مترادف تومور: غده

برابر پارسی: توده

معنی تومور در لغت نامه دهخدا

تؤمور. [ ت ُءْ ] (ع اِ) نشان که از سنگ و جز آن در بیابانها سازند. (از تاج العروس ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || کسی : ما بالدار تؤمور؛ ای احدٌ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ، تآمیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به تآمیر شود.

معنی تومور به فارسی

تومور
نشان که از سنگ و جز آن در بیابان ها سازند ٠

معنی تومور در فرهنگ فارسی عمید

تومور
توده ای از بافت غیرعادی در بدن که کار مفیدی انجام نمی دهد و نوع بدخیم آن به بافت های مجاور حمله می کند و انتشار می یابد، غده.

تومور در دانشنامه ویکی پدیا

تومور
تومور (باریشه لاتین tumor) یا غده که به معنی هر نوع برآمدگی بدن می باشد نوعی نئوپلازی است. تومور در زبان عامیانه به اشتباه برابر با سرطان دانسته می شود در حالیکه سرطان خود نوعی تومور و همیشه بدخیم است ولی تومور می تواند ماهیت خوش خیم یا بدخیم داشته باشد.
خوش خیم: کشنده نیست و به سایر نواحی بدن دست اندازی (invasion) ندارد.
بدخیم: کشنده است و در مراحل رشد خود به سایر نواحی بدن دست اندازی می کند. دست اندازی تومورها بسته به ماهیت شان می تواند تهاجم مستقیم نسج تومور به بافت های مجاور با نام اینفیلتراسیون (درگیری اولیه) ویا از طریق خون یا لنف با نام متاستازی (درگیری ثانویه) باشد.
به طور کلی دو دسته تومور وجود دارد.
عکس تومور
تومور (به مجاری: Tomor) یک شهرداری در مجارستان است که در ناحیه ادلنی واقع شده است. تومور ۱۲٫۸۹ کیلومتر مربع مساحت و ۲۶۷ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای مجارستان
سرطان استخوان یا تومور استخوان (به انگلیسی: Bone tumor)به رشد نئوپلاسم بافت استخوانی اشاره می کند. رشد ناهنجار استخوان می تواند بدخیم یا خوش خیم باشد.
ویکی پدیا انگلیسی
می توان این تومور را به تومورهای ابتدایی که در بافت ها و سلول های مشتق شده از استخوان به وجود می آیند یا تومورهای ثانویه که به استخوان متاستاز می دهند دسته بندی نمود.
تومورهای خوش خیم اولیه مانند : استئوما, استئوئید استئوما, استئوکندروما, استئوبلاستوما, انکندروما, ژیانت سل تومور استخوان, کیست آنوریسمال استخوان, و دیسپلازی فیبروی استخوان.
تومورهای بدخیم اولیه مانند : استئوسارکوما, کندروسارکوما, Ewing's sarcoma, فیبروسارکوما.
تومور پیندبورگ (به انگلیسی: Pindborg tumor) یا Ca ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تومور در دانشنامه آزاد پارسی

تومور (tumour)
تولید بیش از اندازۀ یاخته ها در ناحیۀ ویژه ای از بدن. موجب ورم یا برآمدگی می شود. تومورها را به دو دستۀ خوش خیم۱ و بدخیم۲ (← سرطان) تقسیم بندی می کنند. تومورهای خوش خیم کندتر رشد می کنند، به بافت های مجاور حمله نمی کنند، به سایر اجزای بدن منتشر نمی شوند، و معمولاً پس از برداشتن دیگر عود نمی کنند. با این همه، تومورهای خوش خیم در نواحی مثل مغز خطرناک اند. آشناترین تومورهای خوش خیم زگیل های پوست۳ اند. گاه تفکیک تومورهای خوش خیم و بدخیم بسیار دشوار است.
benign
malignant wart

ارتباط محتوایی با تومور

تومور در جدول کلمات

تومور خطرناک
بدخیم
شایعترین تومور اولیه مغزی
گلیوما

معنی تومور به انگلیسی

growth (اسم)
پیشرفت ، افزایش ، ترقی ، اثر ، نمود ، نتیجه ، روش ، رشد ، حاصل ، تومور ، گوشت زیادی ، چیز زائد
tumor (اسم)
خیز ، ورم ، بر امدگی ، غده ، دشبل ، تومور
tumour (اسم)
دشبل ، تومور

معنی کلمه تومور به عربی

تومور
نمو , ورم

تومور را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تومور چیست   • ایا تومور مغزی کشنده است   • علت تومور مغزی   • جراحی تومور مغزی   • تومور مغزی بدخیم   • درمان تومور مغزی بدخیم   • عکس تومور مغزی   • تومور مغزی بهنام صفوی   • معنی تومور   • مفهوم تومور   • تعریف تومور   • معرفی تومور   • تومور یعنی چی   • تومور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تومور
کلمه : تومور
اشتباه تایپی : j,l,v
آوا : tumor
نقش : اسم
عکس تومور : در گوگل

آیا معنی تومور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )