انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 922 100 1

تکبر

/takabbor/

مترادف تکبر: افاده، برتنی، تبختر، تفرعن، خودبزرگ بینی، خودبینی، خودپرستی، خودپسندی، خودخواهی، صلف، غرور، فیس، کبر، گردن کشی، لاف، نازش، نخوت ، افاده کردن، کبر ورزیدن، بزرگ منشی کردن

متضاد تکبر: فروتنی

برابر پارسی: خودستایی، فیسش، باد سری، بزرگی نمایی، خود بزرگ بینی

معنی تکبر در لغت نامه دهخدا

تکبر. [ ت َ ک َب ْ ب ُ ] (ع مص ) بزرگوار شدن. (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). بزرگ منشی. (مجمل اللغة). بزرگ منشی نمودن.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بزرگ منشی و عظمت و بزرگواری و بر تنی و بوج و پغار. (ناظم الاطباء). بزرگی نمودن. (آنندراج ). || گردنکشی کردن. (زوزنی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). غرور و خودبینی و گردنکشی و گستاخی. (ناظم الاطباء):
تکبر هم پلنگ آمد، غضب مار است و کین افعی
همان آزار خوکی دان ، و حرص و آز چون موران.
ناصرخسرو.
فضل را دشوار آمد که او با صلف و تکبر بودی. (تاریخ برامکه ).
تکبر عزازیل را خوار کرد.
سعدی.
با دوستان خویش نگه می کند چنانک
سلطان نگه کند به تکبر سپاه را.
سعدی.

معنی تکبر به فارسی

تکبر
بزرگی بخودگرفتن، ودرابزرگ پنداشتن، بزرگ منش
۱ -( مصدر ) بزرگی نمودن بزرگ منشی کردن باد سرشدن خود را بزرگ پنداشتن . ۲ -( اسم ) برمنشی گردن فرازی برتنی بادسری . جمع : تکبرات .
( صفت ) آنکه تکبر ندارد متواضع فروتن مقابل متکبر خودپرست .

معنی تکبر در فرهنگ معین

تکبر
(تَ کَ بُّ) [ ع . ] (مص ل .) بزرگی نمودن .

معنی تکبر در فرهنگ فارسی عمید

تکبر
بزرگی به خود گرفتن، خود را بزرگ پنداشتن، بزرگ منشی نمودن، بزرگی فروختن به دیگران.

تکبر در دانشنامه اسلامی

تکبر
تَکَبُّر، یا بزرگ بینی، از رذایل اخلاقی است که قرآن کریم و روایات آن را از صفات بسیار نکوهیده بشر شمرده اند. برای تکبر اقسامی مانند تکبر در برابر خدا، تکبر نسبت به پیامبران و تکبر در برابر دیگر انسان ها ذکر کرده اند. گردن کشی در برابر خدا را که منشأ آن نادانی و گمراهی است، بد ترین نوع تکبر خوانده اند.
تکبر در برابر دیگر انسان ها نیز در متون دینی نکوهش شده است؛ حتی تکبر مؤمن بر اهل کفر و شرک. چون استمرار ایمان در مؤمن و کفر در کافر یقینی نیست و چه بسا که در آینده ای دور یا نزدیک، جای آن دو با یکدیگر عوض شود.
امام صادق (ع): ما مِن أَحَدٍ یَتیهُ إِلاّ مِن ذِلَّةٍ یَجِدُ ها فی نَفسِهِ (ترجمه: هیچ کس نیست که تکبّر ورزد، مگر بر اثر خواری و حقارتی است که در خود می بیند.)
تکبر
کبر حالتی است که آدمی خود را بالاتر از دیگری ببیند و اعتقاد برتری خود را بر غیر داشته باشد. بزرگان اخلاق گفته اند، اساس تکبر این است که انسان از این که خود را برتر از دیگری ببیند، احساس آرامش کند و خود برتربینی، خودمحوری، برتری جویی و فخرفروشی از مفاهیمی هستند که ریشه آنها (تکبر) است.
در عجب برای انسان خودپسند تفاوتی ندارد که پای شخص دیگری در میان باشد یا نه؛ ولی در کبر باید پای فرد یا افراد دیگر نیز در میان آید تا فرد متکبر خود را از آن برتر داند و بالاتر بیند.
تکبر ممکن است در معانی ذیل بوده و یا اضافه به معانی ذیل باشد: قرآن• تکبر (قرآن)، خود بزرگ بینی و آثار آن در قرآن• تکبر خدا (قرآن)، زیبنده بودن تکبر برای خداوند متعال کاربردهای دیگر• تکبر (اخلاق)، خود بزرگ بینی و راه های درمان آن در اخلاق• اوصاف متکبران، تکبر به معنای اظهار برتری بر دیگران؛ خودداری از پذیرش حق
...
خود بزرگ بینی را تکبّر گویند. کبر یکی از صفات رذیله می باشد که شخص دارای آن خود را برتر و بزرگ تر از دیگران می پندارد و دیگر افراد را خوار و حقیر می شمارد.
از این عنوان به مناسبت در باب های طهارت، صلات، حج و جهاد سخن رفته است.
معنای لغوی
تکبر در لغت به معنای تعظم (خود را بزرگ پنداشتن) آمده است. برخی، کبر و استکبار و تکبر را برای اشاره به همین معنا به صورت یکسان به کار برده اند، ولی برخی میان کبر و تکبر فرق گذاشته اند؛ کبر را امر باطنی و حالت نفسانی دانسته اند و تکبر را به ثمراتِ آن امرِ باطنی، که به صورت افعال و اقوال ظاهر می شود، اطلاق کرده اند.
معنای اصطلاحی
کبر از صفات نکوهیدۀ نفسانی است که شخص متّصف به آن- که متکبّر نامیده می شود- خود را در برابر دیگران بزرگ می بیند و دیگران را خوار و حقیر می شمارد.
تکبر در آیات و روایات
...
تکبر از ماده «کبر» و آن حالتی در انسان است که بر اثر خودپسندی، خویش را برتر از دیگران ببیند. در این مدخل از مشتقات واژه «کبر» و جملات مفید معنای آن استفاده شده است.
تکبر و خودبرتربینی ابلیس، سبب اخراج وی از جایگاه والایش شد.قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک قال انا خیر منه خلقتنی من نار وخلقته من طین( (خداوند به او) فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده ای و او را از گل! » ) قال فاهبط منها فما یکون لک ان تتکبر فیها فاخرج انک من الصـغرین.(گفت: «از آن (مقام و مرتبه ات) فرود آی! تو حق نداری در آن (مقام و مرتبه) تکبر کنی! بیرون رو، که تو از افراد پست و کوچکی! ) تکبر" عبارت است از اینکه کسی بخواهد خود را ما فوق دیگری و بزرگ تر از او جلوه دهد و لذا وقتی کسی در گفتار و رفتار خود قیافه بگیرد و بخواهد با تصنع در عمل و گفتار، دل دیگران را مسخر خود نموده در دلها جا کند و بخواهد به دیگران بقبولاند که او از آنان شریف تر و محترم تر است به چنین کسی می گویند تکبر ورزید، و دیگران را خوار و کوچک شمرد. قال یـابلیس ما لک الا تکون مع السـجدین((خداوند) فرمود: «ای ابلیس! چرا با سجده کنندگان نیستی؟!») قال لم اکن لاسجد لبشر خلقته من صلصـل من حما مسنون(گفت: «من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده ای، سجده نخواهم کرد!»)قال فاخرج منها فانک رجیم.(فرمود: «از صف آنها (فرشتگان ) بیرون رو، که رانده شده ای (از درگاه ما!).) ابلیس که از اسرار آفرینش بر اثر خودخواهی و غرور بی خبر مانده بود و برکات خاک را که منبع هر خیر و برکتی است بدست فراموشی سپرده بود و از آن مهمتر آن روح شریف و عظیم الهی را که در آدم وجود داشت نادیده می گرفت، ناگهان از اوج مقامی که داشت سقوط کرد، دیگر شایسته نبود که او در صف فرشتگان باشد. قال یـابلیس ما منعک ان تسجد لما خلقت بیدی استکبرت ام کنت من العالین(گفت: «ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد که بر مخلوقی که با قدرت خود او را آفریدم سجده کنی؟! آیا تکبر کردی یا از برترینها بودی؟! (برتر از اینکه فرمان سجود به تو داده شود! ) ») قال انا خیر منه خلقتنی من نار وخلقته من طین(گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده ای و او را از گل!»)قال فاخرج منها فانک رجیم.(فرمود: «از آسمانها (و صفوف ملائکه) خارج شو، که تو رانده درگاه منی!) این پاسخی است که ابلیس از پرسش خدا داده و علت سجده نکردن خود را بیان می کند، و آن این است که: من شرافت ذاتی دارم، چون مرا از آتش خلق کرده ای و آدم مخلوقی است از گل. و در این پاسخ اشاره ای است به اینکه از نظر ابلیس اوامر الهی وقتی لازم الاطاعه است که حق باشد، نه اینکه ذات اوامر او لازم الاطاعة باشد و چون امرش به سجده کردن حق نبوده، اطاعتش واجب نیست.
اسراف در امور
اسراف و تجاوز از حد خود، برخاسته از روحیه تکبر است.... کذلک یضل الله من هو مسرف مرتاب(پیش از این یوسف دلایل روشن برای شما آورد، ولی شما همچنان در آنچه او برای شما آورده بود تردید داشتید؛ تا زمانی که از دنیا رفت، گفتید: هرگز خداوند بعد از او پیامبری مبعوث نخواهد کرد! این گونه خداوند هر اسرافکار تردیدکننده ای را گمراه می سازد! ) ... کذلک یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار.(همانها که در آیات خدا بی آنکه دلیلی برایشان آمده باشد به مجادله برمی خیزند؛ (این کارشان) خشم عظیمی نزد خداوند و نزد آنان که ایمان آورده اند به بار می آورد؛ این گونه خداوند بر دل هر متکبر جباری مهر می نهد! » ) این آیه توصیف " مسرف مرتاب" است، چون کسی که پا از گلیم خود بیرون کند و از زی خود خارج شود، یعنی از حق اعراض نماید و از هوای نفس پیروی کند و در نتیجه شک و تردید در دلش جایگزین گردد، و بر هیچ سخنی هر چه هم علمی باشد اعتماد نمی کند و به هیچ حجتی که او را به سوی حق راهنمایی می کند دل نمی بندد، چنین کسی آیات خدا را هم در صورتی که با مقتضای هوای نفسش مخالف باشد، بدون هیچ برهانی رد می کند و برای رد آن، به باطل جدال می نماید.
اعراض از آیات خدا
اعراض از آیات الهی، پیامد خودبرتربینی و تکبر می باشد.ساصرف عن ءایـتی الذین یتکبرون فی الارض بغیر الحق وان یروا کل ءایة لا یؤمنوا بها وان یروا سبیل الرشد لا یتخذوه سبیلا وان یروا سبیل الغی یتخذوه سبیلا ذلک بانهم کذبوا بـایـتنا وکانوا عنها غـفلین.( بزودی کسانی را که در روی زمین بناحق تکبر می ورزند، از (ایمان به) آیات خود، منصرف می سازم! آنها چنانند که اگر هر آیه و نشانه ای را ببینند، به آن ایمان نمی آورند؛ اگر راه هدایت را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمی کنند؛ و اگر طریق گمراهی را ببینند، آن را راه خود انتخاب می کنند! (همه اینها) بخاطر آن است که آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند! )
افترا به خدا
...
صفت تکبر، زیبنده خداوند متعال است.
هو الله الذی لا الـه الا هو الملک القدوس السلـم المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر سبحـن الله عما یشرکون.(و خدایی است که معبودی جز او نیست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عیب منزه است، به کسی یتم نمی کند، امنیت بخش است، مراقب همه چیز است، قدرتمندی شکست ناپذیر که با اراده نافذ خود هر امری را اصلاح می کند، و شایسته عظمت است؛ خداوند منزه است از آنچه شریک برای او قرارمی دهند!)
معنای تکبر در خداوند
«متکبر» از ماده «تکبر» به دو معنا است: یکی از آن معانی ممدوح و پسندیده است که در مورد خداوند به کار می رود، و آن دارا بودن بزرگی و صفات پسندیده فراوان است، و دیگری نکوهیده و مذموم است که در مورد غیر خدا به کار می رود، و آن حالتی که انسان خود را بالاتر و برتر از دیگری ببیند و بر این باور باشد که از دیگران برتر است. و صفاتی را که ندارند به خود نسبت دهند. اولی پسندیده است و دومی در وصف عموم مردم است. طبق تعریف ارائه شده از کبر و تکبر؛ تکبر صفتی از صفات خدا است؛ چون عظمت و کبریایی مختص ذات خداوند است، و هر بنده ای که تکبر کند در صفتی از صفات خدا با او به مقابله و منازعه برخاسته است. بنابر این، از آن جا که عظمت و بزرگی تنها شایسته مقام خدا است، این واژه به معنای ممدوحش تنها در باره او به کار می رود، و هرگاه در غیر مورد او به کار رود به معنای مذموم است. در حدیثی از امام صادق علیه السّلام نقل شده است: «کبریا و بزرگی ردای خداوند است و هر کس بر سر این ردا با او ستیزه و کشمکش کند، وی را در آتش سرنگون سازد».
تکبر خدا در قرآن
مفسران قرآن کریم عموما صفت تکبر در خدا را به عظمت و کبریایی معنا کرده اند؛ زیرا که کبریایی و عظمت و جلال مخصوص ذات بی زوال خداوند است و بزرگ تر و بالاتر از آن است که بتواند کسی در مقابل او اظهار بزرگی و منیت نماید. خداوند از آن جهت متکبر است که در نهایت کبریا، عظمت و بزرگی است، و هر پدیده ای نسبت به ساحت او اظهار ذلت و خواری می نماید. خلاصه این که متکبر بودن خداوند به معنای عظمت و بزرگی است؛ خداوند متکبر است؛ یعنی بلند مرتبه است. اما در انسان وقتی گفته می شود فلان شخص متکبر است؛ یعنی خود را برتر و بالاتر از دیگران می بیند و این از صفات شیطانی و رذیله اخلاقی است؛ چرا که در تعالیم دینی آمده است، انسان مؤمن باید در برابر مؤمنان و همنوعان خود متواضع باشد، نه متکبر.
کافران در برابر آیات خدا تکبر می ورزیدند.
ساصرف عن ءایـتی الذین یتکبرون فی الارض بغیر الحق وان یروا کل ءایة لا یؤمنوا بها... ذلک بانهم کذبوا بـایـتنا...(( بزودی کسانی را که در روی زمین بناحق تکبر می ورزند، از (ایمان به) آیات خود، منصرف می سازم! آنها چنانند که اگر هر آیه و نشانه ای را ببینند، به آن ایمان نمی آورند؛ اگر راه هدایت را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمی کنند؛ و اگر طریق گمراهی را ببینند، آن را راه خود انتخاب می کنند! (همه اینها) بخاطر آن است که آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند!))
← انواع تکبر در آیه
بلی قد جاءتک ءایـتی فکذبت بها واستکبرت وکنت من الکـفرین(آری، آیات من به سراغ تو آمد، امّا آن را تکذیب کردی و تکبر نمودی و از کافران بودی!) ویوم القیـمة تری الذین کذبوا علی الله وجوههم مسودة الیس فی جهنم مثوی للمتکبرین.(و روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بستند می بینی که صورتهایشان سیاه است؛ آیا در جهنم جایگاهی برای متکبّران نیست؟!) کذب بر خدا به همین است که کسی بگوید: خدا شریک دارد و یا بگوید خدا فرزند دارد. وسیق الذین کفروا الی جهنم زمرا حتی اذا جاءوها فتحت ابوبها وقال لهم خزنتها الم یاتکم رسل منکم یتلون علیکم ءایـت ربکم وینذرونکم لقاء یومکم هـذا قالوا بلی ولـکن حقت کلمة العذاب علی الکـفرین(و کسانی که کافر شدند گروه گروه به سوی جهنم رانده می شوند؛ وقتی به دوزخ می رسند، درهای آن گشوده می شود و نگهبانان دوزخ به آنها می گویند: «آیا رسولانی از میان شما به سویتان نیامدند که آیات پروردگارتان را برای شما بخوانند و از ملاقات این روز شما را بر حذر دارند؟! » می گویند: «آری، (پیامبران آمدند و آیات الهی را بر ما خواندند، و ما مخالفت کردیم! ) ولی فرمان عذاب الهی بر کافران مسلم شده است.) قیل ادخلوا ابوب جهنم خــلدین فیها فبئس مثوی المتکبرین.(به آنان گفته می شود: «از درهای جهنّم وارد شوید، جاودانه در آن بمانید؛ چه بد جایگاهی است جایگاه متکبّران!») الذین یجـدلون فی ءایـت الله بغیر سلطـن اتـهم کبر مقتـا عند الله وعند الذین ءامنوا کذلک یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار.((همانها که در آیات خدا بی آنکه دلیلی برایشان آمده باشد به مجادله برمی خیزند؛ (این کارشان) خشم عظیمی نزد خداوند و نزد آنان که ایمان آورده اند به بار می آورد؛ این گونه خداوند بر دل هر متکبر جباری مهر می نهد! » )) این آیه توصیف " مسرف مرتاب" است، چون کسی که پا از گلیم خود بیرون کند و از زی خود خارج شود، یعنی از حق اعراض نماید و از هوای نفس پیروی کند و در نتیجه شک و تردید در دلش جایگزین گردد، و بر هیچ سخنی هر چه هم علمی باشد اعتماد نمی کند و به هیچ حجتی که او را به سوی حق راهنمایی می کند دل نمی بندد، چنین کسی آیات خدا را هم در صورتی که با مقتضای هوای نفسش مخالف باشد، بدون هیچ برهانی رد می کند و برای رد آن، به باطل جدال می نماید.
رابطه کبر و حسد
ان الذین یجـدلون فی ءایـت الله بغیر سلطـن اتـهم ان فی صدورهم الا کبر ما هم ببــلغیه فاستعذ بالله انه هو السمیع البصیر.((کسانی که در آیات خداوند بدون دلیلی که برای آنها آمده باشد ستیزه جویی می کنند، در سینه هایشان فقط تکبر (و غرور) است، و هرگز به خواسته خود نخواهند رسید، پس به خدا پناه بر که او شنوا و بیناست!)) " صدور" (سینه ها) در اینجا اشاره به قلبها است و منظور از قلب روح و جان و فکر است که در آیات قرآن کرارا به این معنی آمده است. بعضی از مفسران" کبر" را در آیه فوق به معنی"حسد" تفسیر کرده اند، و عامل مجادله آنها را حسادتشان نسبت به پیامبر ص و مقام معنوی و ظاهری او می دانند، در حالی که کبر در لغت به این معنی نیست، ولی ممکن است ملازم آن باشد، چرا که افراد متکبر و خود محور معمولا حسود نیز هستند، همه مواهب را برای خود می خواهند و از اینکه دیگران از آن بهره گیرند ناراحت می شوند.
جدال کنندگان در آیات الهی، گرفتار کبر قلبی بودند.
ان الذین یجـدلون فی ءایـت الله بغیر سلطـن اتـهم ان فی صدورهم الا کبر ما هم ببــلغیه فاستعذ بالله انه هو السمیع البصیر.((کسانی که در آیات خداوند بدون دلیلی که برای آنها آمده باشد ستیزه جویی می کنند، در سینه هایشان فقط تکبر (و غرور) است، و هرگز به خواسته خود نخواهند رسید، پس به خدا پناه بر که او شنوا و بیناست!)) " صدور" (سینه ها) در اینجا اشاره به قلبها است و منظور از قلب روح و جان و فکر است که در آیات قرآن کرارا به این معنی آمده است. بعضی از مفسران" کبر" را در آیه فوق به معنی"حسد" تفسیر کرده اند، و عامل مجادله آنها را حسادتشان نسبت به پیامبر ص و مقام معنوی و ظاهری او می دانند، در حالی که کبر در لغت به این معنی نیست، ولی ممکن است ملازم آن باشد، چرا که افراد متکبر و خود محور معمولا حسود نیز هستند، همه مواهب را برای خود می خواهند و از اینکه دیگران از آن بهره گیرند ناراحت می شوند.
کبر قلبی
سومین درجه از تکبر؛ تکبر قلبی است. این درجه از تکبر به این صورت است که: انسان در دل، خود را بالاتر از دیگران بداند، اما در کردار و گفتار مطلقا اظهار ننماید و نهایت سعی را در تواضع و فروتنی به کار بندد. چنین شخصی شاخ و برگ درخت کبر را قطع کرده است، اما ریشه آن در دل او هست. پس اگر به این جهت بر خود غضبناک باشد و در صدد قلع و قمع ریشه آن نیز بوده باشد و در این کار سعی فراوان کند، به آسانی می تواند از آن خلاص گردد و اگر احیانا بی اختیار میل به برتری کند ولی در مقام مجاهده با نفس خود باشد، گناهی بر او نیست و خداوند توفیق نجات به او کرامت می فرماید.
نَفَق، ایجاد سوراخى در زمین است که راه رهایى داشته باشد -همانند سوراخ موش -
منافقان، مردمى متکبّر و خودبرتربین:۱. وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ ....
بقره/سوره۲، آیه۸.    
 ۱. ↑ فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج۵، ص ۱۷۷، «نفق».    
...
تکبر عبارت است از: اظهار برتری بر دیگران؛ خودداری از پذیرش حق. برخی عوامل، زمینه ساز تکبر می باشد.
برخی عوامل تکبر عبارت اند از:
← توهم برتری در آفرینش
(۱) تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر (م. ۷۷۴ ق.)، به کوشش مرعشلی، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۹ ق. (۲) تفسیر المظهری، محمد المظهری، به کوشش احمد عزو، بیروت، دار احیاءالتراث العربی، ۱۴۲۵ ق. (۳) الجامع لاحکام القرآن، القرطبی (م. ۶۷۱ ق.)، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۷ ق. (۴) روح المعانی، الآلوسی (م. ۱۲۷۰ ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی. (۵) مجمع البیان، الطبرسی (م. ۵۴۸ ق.)، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق. (۶) المیزان، الطباطبایی (م. ۱۴۰۲ ق.)، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.

تکبر در دانشنامه ویکی پدیا

تکبر
کِبر عبارت است از حالتی که آدمی خود را بالاتر از دیگری ببیند و اعتقادِ برتری ِ خود را بر غیر داشته باشد؛ و تفاوتِ آن با عُجب آن است که آدمی خود را شخصی داند و خود پسند باشد، اگر چه پای کسی دیگر در میان نباشد؛ ولی در کبر، باید پای غیر نیز در میان آید تا خود را از آن برتر داند و بالاتر ببیند؛ و این کبر، صفتی است در نفس و باطن و از برای این صفت، در ظاهر، آثار و ثمرات چندی است که اظهار آن آثار راتکبر گویند.
برای کِبر آثاری است که باعث حقیر شمردنِ دیگری و برتری بر آن گردد. مانندِ مضایقه داشتن از همنشینی با او یا همخوراکی با او یا امتناع در پهلو نشستن با او یا رفاقت با او و انتظار سلام کردن و توقع ایستادن او و پیش افتادن از او در راه رفتن و تقدم بر او در نشستن و بی التفاتی با او در سخن گفتن و به حقارت با او تکلم کردن و پند و موعظه او را بی وقع دانستن و امثال اینها.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با تکبر

تکبر در جدول کلمات

تکبر
نب
تکبر | غرور
نخوت
تکبر و خود بــزرگ بینی
نخوت
تکبر و خودبینی
نخوت
بفرموده امام باقر(ع)••••••تثبیت کننده اخلاص و دورکننده تکبر است
نماز
به فرموده امام باقر(ع)••• تثبیت کننده اخالص و دورکننده تکبر است
نماز
به فرموده امام باقر(ع)••• تثبیت کننده اخلاص و دور کننده تکبر است
نماز
دچار تکبر و غرور شدن
باد در بینی افکندن

معنی تکبر به انگلیسی

ruff (اسم)
پرخاش ، تکبر
arrogance (اسم)
سر بالایی ، تکبر ، غرور ، نخوت ، گستاخی ، شدت عمل ، گردنفرازی ، خود رایی ، خود سری ، خیره سری ، عظمت ، خود بینی
affectation (اسم)
تظاهر ، تکبر ، وانمود ، ناز ، ظاهر سازی
pride (اسم)
تکبر ، غرور ، عظمت ، افتخار ، مباهات ، فخر ، سرافرازی ، برتنی ، افاده ، سبب مباهات
insolence (اسم)
توهین ، تکبر ، غرور ، جسارت ، گستاخی ، خود بینی ، اهانت ، بی احترامی ، ادعای بیخود
height (اسم)
فراز ، تکبر ، ارتفاع ، بلندی ، عرشه ، رفعت ، علی ، آسمان ، ارتفاعات ، جای مرتفع ، در بحبوحه
ruffle (اسم)
تکبر ، تلاطم
turgescence (اسم)
تکبر ، بادکردگی ، بر امدگی ، اماس ، تورم

معنی کلمه تکبر به عربی

تکبر
ارتفاع , تصنع , تکبر , طوق , فکر , وقاحة
متاثر

تکبر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی تکبر

فرزان توانگر ١٧:٤٢ - ١٣٩٦/٠٥/٢١
باد و دم
|

شیما ٠٧:٣٤ - ١٣٩٧/٠٤/٢٩
انانیت
|

رضاآپادانا ٠٢:٢٤ - ١٣٩٧/٠٧/٣٠
نخوت
|

محمد رحیمی ١٣:٥٩ - ١٣٩٨/٠١/٠١
نب
|

Samyar ٢١:٢٩ - ١٣٩٨/٠٢/٣١
فره
|

پیشنهاد شما درباره معنی تکبر



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

... > run down
♾❤️👑 > nineteen
Ava sadat zeinal > must
سونیا تبریزی > fatherhood
سارا > سارا
Marzieh Golkar > Miss me
سونیا > Hostility
میلاد علی پور > reconvene

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تکبر در جدول   • تکبر در قرآن   • معنی تکبر در جدول   • معنای تکبر   • داستان تکبر   • غرور و تکبر در جدول   • مترادف تکبر   • معنی لغوی تکبر   • مفهوم تکبر   • تعریف تکبر   • معرفی تکبر   • تکبر چیست   • تکبر یعنی چی   • تکبر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تکبر
کلمه : تکبر
اشتباه تایپی : j;fv
آوا : takabbor
نقش : اسم
عکس تکبر : در گوگل


آیا معنی تکبر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )