برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1285 100 1

تیزه

/tize/

معنی تیزه در لغت نامه دهخدا

تیزه. [ زَ / زِ ] (اِ مرکب ) جای باریک و برنده و فرورونده از چیزی. جانب یا سر تیز چیزی. نقطه ٔ تیزچیزی. تیزه ٔ دیوار. تیزه ٔ کمر. تیزه ٔ آرنج. نوکی برجسته از چیزی. دم. لب. لبه. تیزنا. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

معنی تیزه به فارسی

تیزه
جای باریک و برنده و فرو رونده از چیزی جانب یا سر تیز چیزی
[cusp] [ریاضی] نقطه ای که در آنجا دو یا چند شاخۀ خم اشتراک دارند و خطوط مماس بر این شاخه ها در آن نقطه بر هم منطبق هستند
[ گویش مازنی ] /tize/ لباس نو
[ridge beam] [مهندسی عمران] تیری افقی که تیرهای مورب سقف به آن متصل می شود
بقله المبارکه را دندان تیزه خوانند و تخم پر پهن و فرفین و به تازی معرب بکنند فرفخ خوانند .

تیزه در دانشنامه آزاد پارسی

تیزه (cusp)
نقطۀ تلاقی دو شاخه۱ از منحنی با یکدیگر که در آن، مماس۲ های وارد بر دوشاخه بر هم منطبق اند.
branchtangent

تیزه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصیب مهرآشیان مسکنی
اجرت ارد کردن گندم چون در روستاها که آسیاب بود و چون نیروی مکانیکی از اب قنات یا رودی بود که همه درآن سهیم بودند لذا مقدار گندمی که از گندم مشتری بر میداشتند میگفتند بابت مخارج تیز کردن سنگ آسیاب است نام ان اجرت را تیزه نام نهادند و بعداز انکه آسیا با برق و یا موتور دیزل شد حق اجره آرد نامش تیزه بود
مثلا عرف بود که چقدر تیزه بر میدارند که معمولا یک عشر تیزه اسیابان بود
مصیب مهرآشیان مسکنی
اجرت مزد اسیابان که معولا از یک عشر بیشر نبود
علی باقری
تیزه : محل برخورد دو نیمه قوس را تیزه گویند . (اصطلاح بنایی و ساختمان سازی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تیزه   • مفهوم تیزه   • تعریف تیزه   • معرفی تیزه   • تیزه چیست   • تیزه یعنی چی   • تیزه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تیزه
کلمه : تیزه
اشتباه تایپی : jdci
آوا : tize
نقش : اسم
عکس تیزه : در گوگل

آیا معنی تیزه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )