انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

ت کردن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی ت کردن



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Bahar > of course
محمد > hostile verbal
ℳ.ც > Northen
Qumars > کیومرث
گمشو دیوونه > located
مهسا خسروی > get even
هانا خصم کوب > درپی
آرام > prize possission

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات مرتبط با ت کردن

معنی تعرض کردن در لغت نامه دهخدا . . . [ ت َ ع َرْ رُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مخالفت و ممانعت نمودن و بازداشتن و دست درازی کردن. . . . تعرض کردن, با تعرض و نکوهش گفتن .
کلمات انگلیسی · لغت نامه دهخدا · فرهنگ معین · فرهنگ فارسی عمید · دانشنامه عمومی · دانشنامه اسلامی · معنی نام دختر و پسر · پاسخ جدول کلمات . . .
معنی یشته کردن = یشته کردن . [ ی َ ت َ / ت ِ ک َدَ ] (مص مرکب ) دعا خواندن و نماز کردن و درود خواندن بر طعام. (ناظم الاطباء). زمزمه کردن. (آنندراج ).
تقبل. [ ت َ ق َب ْ ب ُ ] (ع مص ) پذیرفتن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (آنندراج ). پذیرفتن و قبول کردن. (غیاث اللغات ). و در دعا .
معنی کلمه تخطه کردن. . . . معنی: توبیخ، ریل خط آهن، خط اهن، نرده، نرده کشیدن، توبیخ کردن. . . . [ ت َ ت َ / ت ِ ک َدَ ] (مص مرکب ) پوشانیدن سقف و جز آن را با تخته.
معنی تته پته کردن = تته پته کردن . [ ت ِ ت ِ پ ِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به تته پته افتادن. لکنت بیان. رجوع به ماده ٔ قبل شود.
معنی تمکین کردن = تمکین کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تمکین دادن. مدح. ( غیاث اللغات ) (آنندراج ). || وقع گذاشتن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : از بس مکان که داده . . .
معنی کوته کردن = کوته کردن . [ ت َه ْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کوتاه کردن. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کوتاه کردن شود. کوته کردن دست از چیزی ؛ از تصرف در آن . . .
تلگراف کردن. [ ت ِ گ ِ / ت ِ ل ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) رسانیدن اخبار و مطالب را به اعانت تلگراف. (ناظم الاطباء). تلگراف زدن. رجوع به تلگراف شود.

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ت کردن   • مفهوم ت کردن   • تعریف ت کردن   • معرفی ت کردن   • ت کردن چیست   • ت کردن یعنی چی   • ت کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ت کردن
کلمه : ت کردن
اشتباه تایپی : j ;vnk
عکس ت کردن : در گوگل


آیا معنی ت کردن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )