برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1291 100 1

ثر

معنی ثر در لغت نامه دهخدا

ثر. [ ث َرر ] (ع ص ، اِ) مرد بسیارگوی. پرسخن. پرگوی. پرحرف. پرروده. روده دراز. پرچانه. || فراخ. || فرس ثرّ؛ اسب تیزرو. مُنَثَّر. || آب بسیار. || ابر سیاه. || ابر بسیارباران. || ثرورة. ثَرارَت. ثرور. || (مص ) بسیارآب شدن چشمه. || تر کردن زمین. || بسیار خون روان شدن از ریش و خستگی. || بسیارشیر شدن شتر ماده و گوسپند. || پراکندن. پریشان کردن. و رجوع به ثرور شود.

معنی ثر به فارسی

ثر
مرد بسیار گوی پر سخن پر گوی
آشامیدنی رقیق
[effective masking, EM] [شنوایی شناسی] وضعیتی که در آن گوش مورد نظر به طور هم زمان در معرض نوفۀ پوششی و نشانک قرار می گیرد و نوفۀ پوششی برای پوشاندن نشانک کافی است

ثر در جدول کلمات

ا ثر پا
رد
ا ثر چربی
لک
ا ثر رطوبت
نم
ا ثر معروف نیما یوشیج
دونامه

معنی کلمه ثر به عربی

ثر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصیب مهرآشیان مسکنی
بسیار فراوان و مادر واژه ثروت و کثیر و کوثر است
مصیب مهرآشیان مسکنی
ثرء بخشندگی از وجود خود است که واژه اثر و ایثار از آن گرفته شده است
مصیب مهرآشیان مسکنی
تبذیر و ریزش هم هست چون اگر یک چیز خیس را در حایی خشک بگذاریم مقداری از رطوبت خود را اثر تری میگذارد
مصیب مهرآشیان مسکنی
ابر بخشنده و پر باران را هم سحاب ثرء میگویند پس ثروتمندی لایق افراد خسیس و لعیم نیست و شخص صاحب مال و منال بخشنده و جواد را باید ثروتمند گفت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ثریا   • ثریا حکمت   • کوثر   • ثریا قاسمی   • معنی ثر   • مفهوم ثر   • تعریف ثر   • معرفی ثر   • ثر چیست   • ثر یعنی چی   • ثر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ثر
کلمه : ثر
اشتباه تایپی : ev
عکس ثر : در گوگل

آیا معنی ثر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )