انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1067 100 1

جاثلیق

/jAsliq/

معنی جاثلیق در لغت نامه دهخدا

جاثلیق. [ ث َ ] (معرب ، اِ) قاضی ترسایان. (مهذب الاسماء). مهتر ترسایان در بلاد اسلام ببغداد و او زیردست بطریق انطاکیه است و بعداز جاثلیق مطران است و بعد از آن اسقف که زیردست مطران در هر شهر باشد بعد از آن قسیس بعد از آن شماس. (منتهی الارب ). عالم و عابد و حاکم ترسایان. (شرفنامه ٔ منیری ). عالم و عابد ترسایان را گویند و در قاموس نیز بهمین معنی آمده است. (برهان قاطع) . حکیم ترسایان. (زمخشری ) :
چهل جاثلیق از بزرگان بکشت
بیامد صلیبی گرفته بمشت.
فردوسی.
نترسد ز عراده و منجنیق
نگهبان نیابد ورا جاثلیق.
فردوسی.
سپاهی بد از جاثلیقان روم
که پیدا نبد از پی اسب بوم.
فردوسی.
سالار بار مطران مه مرد جاثلیق
قسیس بار برنه و ابلیس بدرقه.
سوزنی.
ز سرگین خر عیسی ببندم
رعاف جاثلیق ناتوانا.
خاقانی.
برجیس جاثلیق که انجیل دارد از بر
گفت از مدایح تو برون دفتری ندارم.
خاقانی.
و بعد از آن ببغداد روند وجاثلیق را بجای خلیفه بنشانند. (جهانگشای جوینی ج 2 ص 158). || حجام. از آنرو که جاثلیقان کار طبابت را بعده داشتند :
ای خواجه مبارک بر خواجگان شفیق
فریاد رس که خون رهی ریخت جاثلیق.
؟
رجوع به چهارمقاله نظامی عروضی. به اهتمام دکتر معین چ 3 زوار ص 130 شود. جعل الحاکم یا للناس من آل طلیق ضخُکة یحکم فی الناس برأی الجاثلیق. ابن مناذر درباره ٔ خالدبن طلیق. (عیون الاخبار ج 1 ص 64). شهرویه اردشیر مرکز عیسویان ایران و مقر جاثلیق محسوب میشد. (ایران در زمان ساسانیان ترجمه ٔ رشید یاسمی ص 410).

جاثلیق. [ ث َ ] (اِخ ) عبداﷲبن الطیب ، مکنی به ابی الفرج فیلسوف و طبیب بزرگ که در قرن چهارم هجری میزیست. مؤلف تاریخ علوم عقلی آرد: فیلسوف و طبیب بزرگ دیگری در قرن چهارم میزیست بنام ابوالفرج عبداﷲبن الطیب الجاثلیق که از فلاسفه و فضلاء مشهور عراق و مطلع از کتب اوائل و گفتار حکمای پیشین بود و در بحث و تحقیق و شرح اقوال آنان مهارت داشت. وی شروح کتب ارسطو در منطق و انواع حکمت و کتب جالینوس را مطالعه کرد و خود شرحهائی بر آنها نوشت تا فهم کتب جالینوس را آسان کند و همین سبب ایراد بعضی بر ابوالفرج گشت لیکن القفطی میگوید «من و هر منصفی معتقدیم که ابوالفرج بن الطیب هرچه را از علوم قدیمه فراموش شده بود زنده و آشکار کرد. معارض بزرگ ابوالفرج بن الطیب معاصر او ابوعلی بن سینا بوده است. شیخ مقالتی در رد او نگاشت و در آن گفت که کتب او را باید بفروشنده ٔ آنها پس داد و قیمت آن را نیز مطالبه نکرد. بیهقی گوید شاید این سخن نتیجه ٔ حسدی بوده است که در میان معاصران وجود دارد. ابوالفرج بزبان یونانی و رومی هم آشنائی داشت و اگرچه ابوعلی با او در فلسفه معارضه میکرد لیکن بتقدم وی در طب معترف بود. ابوالفرج شاگردان بزرگی در بغداد تربیت کرد که از جمله ٔ آنان یکی ابوالحسن المختاربن الحسن بن عبدون بن سعدون بن بطلان نصرانی بغدادی و دیگری الناتلی استاد ابوعلی سیناست. ابن بطلان گفت که شیخ ما ابوالفرج عبداﷲبن الطیب بیست سال مشغول تفسیر مابعد الطبیعه بود. تألیفات و شروح او هم بیشتر بطریق املاءصورت میگرفت. از تألیفات او در منطق و حکمت تفسیر برایساغوجی فرفوریوس و قاطیقوریاس و باریرمینیاس و انالوطیقای اول و انالوطیقای دوم و طوبیقا و سوفسطیقاو الخطابة والشعر و الحیوان ارسطو بود. تألیفاتی نیز در مباحث فلسفی داشت مانند کتاب فی علل الاشیاء. مقالة فی الاحلام و تفصیل الصحیح منها من السقیم مقاله در ابطال جزء لایتجزا. القفطی گفته است که وی تا بعد از سال 420 هَ. ق. زنده بود و گویند در سال 435 هَ.ق. درگذشت. ازجمله کتب وی که اکنون در دست میباشد یکی تفسیر کتاب التشریح الصغیر جالینوس است و دیگر مقاله ٔ فی القوی الاربعه که نسخه ای از آن در استامبول موجود میباشد. قنواتی آن را از ابوعلی بن سینا دانسته ولی اولا در غالب نسخ به ابوالفرج نسبت داده شده و ثانیاً چنانکه از مطالعه ٔ مقدمه این کتاب و مقایسه آن با کتاب ابوعلی بنام القوی الطبیعیة (= رسالة فی الرد علی رسالة ابی الفرج بن الطیب ) معلوم میشود این کتاب را ابوالفرج تألیف کرد و مراد او از تألیف آن اثبات این مطلب بود که جاذبه و ماسکه و هاضمه و دافعه اعمال چهارگانه از قوه ٔ واحدی هستند که چهار فعل متفاوت دارند. (تاریخ علوم عقلی دکتر صفا ص 204 و 205).

معنی جاثلیق به فارسی

جاثلیق
رئیس یاروحانی نصاری، عالم وعابدترسایان، پیشوا، رئیس اسقف ها، جثلیق هم میگویند، جثالقه جمع
( صفت اسم) مهتر ترسایان یکی از درجات روحانیت مسیحیان .
عبدالله بن الطیب فیلسوف و طبیب بزرگ

معنی جاثلیق در فرهنگ معین

جاثلیق
(ثِ) [ معر. ] (اِ.) پیشوای ترسایان .

معنی جاثلیق در فرهنگ فارسی عمید

جاثلیق
رئیس روحانی نصاری، عالم و عابد ترسان، پیشوای عیسوی، رئیس اسقف ها.

جاثلیق در دانشنامه اسلامی

مناظره امام رضا با جاثلیق نصرانی از مناظره های معروف امام رضا (ع)در برخی موضوعات کلامی و اعتقادی است که در دربار مأمون عباسی شکل گرفت. در این مناظره که نسطاس رومی و رأس الجالوت هم حضور داشتند، علی بن موسی الرضا (ع)، تمام دعاوی خود را بر اساس کتاب مقدس مسیحیان مطرح فرمود و این امر موجب شگفتی حاضران و مسیحیان حاضر در مجلس شد. در این مناظره امام رضا (علیه السلام) با استناد به کتاب مقدس، به اثبات نبوت حضرت محمد (ص)، تحریف انجیل، بشربودن عیسی (ع) و ... پرداخته است.
در یکی از جلسات مناظره ای که مأمون برای امام رضا(ع) تشکیل داد مأمون رو به جاثلیق کرد و گفت: ای جاثلیق، این فرد علی بن موسی بن جعفر، پسر عمویم، و از اولاد فاطمه-دخت پیامبرمان-و علی بن ابی طالب-صلوات اللّٰه علیهم- می باشد، میل دارم با او صحبت کنی و بحث نمایی و حجّت آوری و انصاف را رعایت کنی.
جاثلیق گفت: ای أمیرالمؤمنین، چگونه با کسی بحث کنم که به کتابی استدلال می کند که من آن را قبول ندارم، و به گفتار پیامبری احتجاج می کند که من به او ایمان ندارم؟

جاثلیق در دانشنامه ویکی پدیا

جاثلیق
جاثلیق (به یونانی: καθολικός) (به انگلیسی: Catholicos) عنوانی است که برای رهبر ارشد کلیسایی خاص بویژه در شاخه های مسیحیت شرقی بکار می رود.
در فارسی به رهبر ارشد کلیسای ارامنه نیز گفته می شود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جاثلیق در دانشنامه آزاد پارسی

جاثَلیق (catholicos)
عنوان برخی از روحانیان عالی رتبه در کلیساهای شرقی. ابتدا به رئیس دیر اطلاق می شد. رفته رفته به اسقفی تعلق گرفت که با وجود ریاست بر کلیسایی مهم هنوز تا حدودی وابسته به بطریق خود بود. سپس جاثلیق و بطریق یا بطرک مترادف و هردو به سران کلیساهای ارمنی، نسطوری (آشوری)، و گرجی اطلاق شدند. کلیسای ارمنی دارای دو جاثلیق در اچمیادزین و سیس است. واژه جاثلیق از کلمه کاتولیک گرفته شده است.

جاثلیق را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• متن کامل مناظره امام رضا   • مناظره امام رضا با دانشمندان ادیان دیگر   • دانلود کتاب مناظرات امام رضا   • مناظره امام رضا با راس الجالوت   • مناظره امام رضا با عمران صابی   • معنی جاثلیق   • مفهوم جاثلیق   • تعریف جاثلیق   • معرفی جاثلیق   • جاثلیق چیست   • جاثلیق یعنی چی   • جاثلیق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جاثلیق
کلمه : جاثلیق
اشتباه تایپی : [hegdr
آوا : jAsliq
نقش : اسم
عکس جاثلیق : در گوگل


آیا معنی جاثلیق مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )