انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1094 100 1

جاحظ

/jAhez/

معنی جاحظ در لغت نامه دهخدا

جاحظ. [ ح ِ ] (ع ص ) مرد [چشم ] برآمده و بزرگ چشم. ج ، جُحَّظ.(از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آنکه دیده ٔ وی بیرون خزیده بود. ج ، جواحظ. (مهذب الاسماء). آنکه حدقه ٔ چشم او بیرون آمده باشد. (آنندراج ). چشم ورپُلغّیده.

جاحظ. [ ح ِ ] (اِخ ) عمروبن بحربن محبوب بن فزارة الکنانی البصری ، مکنی به ابوعثمان و معروف به جاحظ. رئیس فرقه ٔ معروف جاحظیه از فرقه های معتزله . وی در حدود سنه ٔ 160 هَ.ق.در بصره تولد یافت و در همانجا زندگی میکرد و درک خدمت اصمعی و ابی عبیده و ابی زید و غیر ایشان را نمود و از ایشان استفاده ها کرد و با بسیاری از نویسندگان و مترجمین فارسی و سریانی آمیزش داشت ، و بیشتر عمر خود را در بصره گذراند و مانند علماء و ادباء زندگانی میکرد. او ببغداد بسیار سفر میکرد و در عهد وزارت محمدبن الزیات نزد وی رفت و بیشتر این مدت را در سرمن رأی مقیم بود. بعد از آن در بصره اقامت کرد تا در سنه ٔ 255 هَ.ق. به مرض فالج در همانجا وفات یافت.
وطواط گوید: جاحظبدصورت و ناخوش منظر بود لیکن بسیار خوش خط بود و نیکو سخن گفتی. مسعودی در مروج الذهب آرد: در میان متقدمین و متأخرین فصیح تر از جاحظ شناخته نشده است. در معجم الادباء از ابوهفان نقل شده که گفت هرگز ندیدم ونشنیدم که کسی بیشتر از جاحظ دوستدار علوم باشد، زیرا هیچ وقت کتابی بدست وی نرسید مگر اینکه کاملاً آن را خواند تا جائی که دکانهای صحافان را اجاره میکرد و شب در آن میماند تا کتابها را مطالعه کند. ابن خلدون گفته است : در مجالس تعلیم از بزرگان شنیدیم که اصول فن ادب و ارکان آن چهار دیوان است و آنها عبارتنداز: ادب الکاتب ابن قتیبه ، کتاب الکامل مبرد، کتاب البیان و التبیین جاحظ و کتاب النوادر ابی علی القالی. و غیر از این چهار کتاب بقیه ٔ کتب پیرو و فرع آنهاست. (معجم المطبوعات ستون 666). مؤلفات وی عبارتند از: 1- کتاب الاصنام که چاپ نشده است . 2- کتاب البخلاء که در آن گفتار و مذاکرات بخیلان و استدلالات آنان را مبنی بر پسندیده بودن بخل و امساک آورده است. و این کتاب از روی نسخه ٔ اصلی آن که در آستانه بوده بتصدی استاد فان فلوتن در سنه ٔ 1900 م. در لیدن چاپ شده. 3- البیان و التبیین. مؤلف در این کتاب اقسام بیان و احادیث و خطبه های بلیغ را با ذکر قسمتهای برجسته ٔ آنها ذکر کرده و همچنین مذهب شعوبیه و طعن آنان را درباره ٔ خطباء و ابطال احتجاجات ایشان را در آن آورده است. جزء اول این کتاب باشرحی که حسن الفاکهانی و شیخ الزهری الغمراوی بر کلمات نامأنوس آن نوشته اند در سنه ٔ 1311 هَ.ق. در مطبعة العلمیه و جزء دوم آن در سال 1312-1313 هَ.ق.و جزء سوم آن در سال 1333 هَ.ق. در مطبعة الجالیه بطبع رسیده و مُحب الدین الخطیب نویسنده ٔ روزنامه ٔ المؤید متصدی طبع آن بوده و فهرستهائی برای آن ترتیب داده است و منتخباتی از البیان و التبیین از طرف مکتبة الرغائب در سال 1328 هَ.ق. در مصر بچاپ رسیده است. 4- التاج فی اخلاق الملوک ، که در دارالکتب المصریة با تصحیح و تحقیق علامه احمد زکی پاشا طبع شده است.رجوع شود به جامع التصانیف الحدیثة، جزء اول. 5- الحنین الی الاوطان که از بهترین تصنیفات اوست و در آن تمام لطیفه ها را جمعآوری کرده و آن را به وزیر محمدبن عبدالملک بن الزیات اهداء کرده است. این کتاب بتصحیح شیخ طاهر جزائری در سال 1333 هَ.ق. در مطبعه ٔ «المنار» بچاپ رسیده است. 6- کتاب الحیوان که بخرج محمد الساسی المغربی در هفت جزء بچاپ رسیده که جزء اول و دوم آن در مطبعة الحمیدیة المصریه در سال 1323 هَ.ق. و جزء سوم تا هفتم آن در 1324-1325 هَ.ق. در مطبعة «التقدم » چاپ شده است. 7- رسائل الجاحظ. مجموع رسائل وی میباشد که عبارتند از: 1- فی الحاسد و المحسود. 2- فی مناقب الترک و عامة جندالخلافة. 3- فی فخرالسودان علی البیضان. 4- فی التربیع و التدویر. 5- فی تفضیل النطق علی الصمت. 6- فی مدح النجار و ذم عمل السلطان. 7- فی العشق و النساء. 8- فی الوکلاء. 9- فی استنجازالوعد. 10- فی بیان مذاهب الشیعة. 11- فی طبقات المغنین. که در سال 1324 هَ.ق. در مصر به هزینه ٔ محمد الساسی بچاپ رسیده است. سه رساله از این رسائل : 1- رسالة فی مناقب الترک و عامة جندالخلافة که آن را برای فتح بن خاقان نوشته است. 2- کتاب فخرالسودان علی البیضان. 3- کتاب التربیع و التدویر، بتصدی فان فلوتن در سال 1903 م. بچاپ رسیده است. 8- سلوة الحریف بمناظرةالربیع و الخریف. که با کتاب «مسامرة الضیف » تألیف شیخ ابی بکربن محمد عارف خوقیر بچاپ رسیده است. 9- الفصول المختارة من کتب ابی عثمان الخ. این کتاب در حاشیه ٔ کتاب الکامل تألیف مبرّد در سال 1324 هَ.ق. در مطبعة التقدم بچاپ رسیده است. 10- فضائل الاتراک ، رساله ای است که در عنوان آن چنین آمده است : «این رساله را نویسنده ٔ متفرد خبیر ابوعثمان عمروبن بحر الجاحظ در فضائل ترکان و خصوصیات آنان از شجاعت و بلندهمتی و نیک آزمونی در خدمت به اسلام برای فتح بن خاقان وزیر متوکل نوشته است ». و این رساله یک بار بطور کامل در مطبعة العمومیة در سال 1898 م. بچاپ رسیده و یکبار هم ضمن رسائل جاحظ چاپ شده است. 11- المحاسن و الاضداد و العجائب و الغرائب که با حاشیه ای به زبان فرانسه به تصدی فان فلوتن نوشته شده در سال 1898 م. در لیدن بچاپ رسیده و در سال 1332 هَ.ق. در مطبعة العمومیة نیز چاپ شده است . (معجم المطبوعات ). و او راست : کتاب نظم القرآن و کتاب المسائل فی القرآن. (الفهرست ص 57). و کتاب التعبیر. (کشف الظنون ج 1ص 291). و کتاب ردالنصاری. (کشف الظنون ج 2 ص 389).
مؤلف معجم الادباء آرد: عمروبن بحربن محبوب ابوعثمان الجاحظ، مولای ابی القلمس عمروبن قلع الکنانی که یکی از نسابین است ، میباشد. و یموت بن المزرّع گفته است که جاحظ خال «اُمی » است و جد وی فزاره است. وی سیاهی بود که برای عمروبن قلع الکنانی شترچرانی میکرده وابوالقاسم البلخی گفت وی کنانی و اهل بصره است. هوش و سرعت انتقال و حافظه ٔ او به پایه ای بود که قدرش بالا گرفت و آوازه اش شیوع یافت و مرزبانی گوید که المادّی حکایت کند کسی که جاحظ را دیده بود که در سیحان نان و ماهی میفروخت نقل کرد که جاحظ گفت : من از ابونواس یک سال بزرگترم و در اول سال 150 هَ. ق. تولد شده ام و او در آخر آن سال.وی در سال 255 در زمان خلافت المعتز باللّه درگذشت ومتجاوز از نود سال عمر داشت. او از ابی عبیده و اصمعی و ابی زید الانصاری استماع حدیث کرده ، و نحو را از ابوالحسن اخفش که دوست وی بود تعلیم گرفت ، و علم کلام را از نظام آموخت ، و فصاحت را شفاهاً از عرب فراگرفت. مرزبانی گوید که ابوبکر احمدبن علی گفت : ابوعثمان جاحظ از اصحاب نظام بود و در علم کلام تبحر و اطلاعات وسیعی داشته و در ضبط حدود آن بشدت میکوشید و از داناترین مردم در این علم و علوم دیگر دینی و دنیوی بوده است ، و او را کتابهای مشهور و پرارزش بسیاری است که در نصرت دین و حکایت مذهب مخالفین و آداب و اخلاق واقسام فنون تألیف کرده است و این کتابها میان مردم معروف و قدر و ارزش آن را میدانند. و چون شخص عاقل ممیز درباره ٔ کتب وی تدبر کند میفهمد که کتابهای او در پرورش عقل و آماده ساختن اذهان و معرفت اصول علم کلام بی نظیر هستند. وی در میان علمائی که آشنا به احوال رجال هستند و تمیز بین امور میدهند چه معتزله و چه غیر ایشان مقام بلند و مرتبه ٔ ارجمندی دارد. او ازملازمین و خاصان محمدبن عبدالملک بوده است. (معجم الادباء ج 16 صص 74 - 76). از آراء وی اینکه میگوید: علوم و معارف ضروری و طبیعی است و هیچکدام از افعال عباد، اکتسابی او نیست و با ثمامةبن اشرس در اینکه مردم را جز اراده عملی نیست ، هم عقیده بود، و این عقیده موجب و مستلزم آن است که عبادات از قبیل نماز، روزه ، جهاد، حج ، عمره و جز اینها و همچنین معاصی از قبیل ربا، شرب خمر و امثال اینها از اعمال عباد نباشد، زیرااینها اراده نیستند بلکه کار و فعل هستند بنابراین ثواب و عقاب بر اعمال معنی ندارد. (الانساب سمعانی ). رجوع به الانساب شود. مشیرالدولة آرد: وی تألیفات بسیار دارد از جمله «البیان و التبیین ». در این کتاب اقسام بیان و برگزیده ٔ احادیث و خطبه ها را جمع کرده. در جاهائی از این کتاب میتوان اطلاعاتی راجع به کتب دوره ٔ ساسانی و غیره بدست آورد. مسعودی در مروج الذهب او را افصح نویسندگان سلف دانسته و ابن خلدون از قول شیوخ زمان خود کتاب او را ستوده است. جاهائی از این کتاب اطلاعات وسیعی راجع به دوره ٔ ساسانی به ما میدهد. (ایران باستان ج 1 ص 101). و رجوع به روضات الجنات ص 503 و عیون الاخبار و تاریخ الخلفاء و کشف الظنون شود. صاحب اسماءالمؤلفین آرد: آثار جاحظ: اخلاق الشطار. اخلاق الملوک. البیان و التبیین. تحصین الاموال. جوابات کتاب المعرفة. حانوت عطار. الرد علی اصحاب الالهام. الرد علی المشبة. ردالنصاری. رسالة فی الحسد. سحرالبیان. سلوة الحریف بمناظرة الربیع و الخریف. عناصر الادب. فضیلة المعتزلة. کتاب آی القرآن. کتاب الابل.کتاب الاخبار. کتاب الاخوان. کتاب الاستبداد و المشاورة فی الحروب. کتاب الاستطاعة. کتاب الاصنام. کتاب الاعتزال. کتاب الامامة. کتاب الامثال. کتاب الامصار. کتاب الانس و السکن. کتاب البخلاء. کتاب البغل. کتاب البلدان. کتاب التربیع. کتاب التسویة بین العرب و العجم. کتاب التعبیر. کتاب التفکر و الاعتبار. کتاب الجواری. کتاب الحجر و الفتوة. کتاب الحزم و الجزم. کتاب الحیوان. کتاب الخطاب فی التوحید. کتاب الدلال. کتاب السلطان. کتاب السلوک. کتاب السودان. کتاب الشارب و المشروب. کتاب الصرحاء و الهجناء. کتاب صناعة الکلام. کتاب الصولجان. کتاب الطبایع. کتاب الطفیلیین. کتاب العثمانیة. کتاب العُرْس و العرائس. کتاب الفتیان. کتاب الفخر بین عبد شمس و بنی مخزوم. کتاب فخر القحطانیة والعدنانیة. کتاب القرآن. کتاب اللصوص. کتاب المحاسن و الاضداد. کتاب المزاح و الجد. کتاب المعرفة. کتاب المعلمین. کتاب المغنیین. کتاب مناقب ضدالخلافة و فضائل الاتراک. کتاب الناشی و المتلاشی. کتاب النبی و المتنبی. کتاب النجم و جوابه. کتاب النرد و الشطرنج. کتاب النساء. کتاب الوعد. کتاب الوکلاء و المتوکلین. کتاب الهدایا. مسائل کتاب المعرفه. معانی القرآن. مقالة فی اصول الدین. نظم القرآن. نقض الطب. نوادر الجن. (اسماء المؤلفین ستون 802 - 803).

معنی جاحظ به فارسی

جاحظ
عمرو بن بحرین محبوب ابن فزاره کنانی بصری مکنی به ابو عثمان و معروف به جاحظ ( و . بصره حدود ۱۶٠ ه. ق . - ف. بصره ۲۵۵ ه. ق . ) وی در بصره زندگی میکرد و از اصمعی و ابو عبیده و ابو زید و غیره استفاده هاکرد و با بسیاری از نویسندگان و مترجمان فارسی و سریانی آمیزش داشت ببغداد بسیار سفر میکرد و در عهد وزارت محمد بن الزیات نزد او رفت و سپس مجددا در بصره اقامت کرد تا بمرض فالج در همانجا درگذشت . وی بد صورت و ناخوش منظر ولی بسیار خوش خط و نیکو سخن بود . جاحظ ریاست فرقه معروف جاحظ از فرقه های معتزله را داشت از آثار معروف او الاصنام البخلائ البیان و التبیین التاج فی اخلاق الملوک الحنین الی الاطان الحیوان رسائل الجاحظ المحاسن و الاضداد را باید نام برد .
مردچشم بر آمده، مردی که چشمش درشت وبرجسته باشد
( صفت) مرد چشم بر آمده و بزرگ چشم آنه حدق. چشم او بیرون آمده باشد.
مردی فیلسوف و ادیب و فاضل
ابو زید احمد بن سهل بلخی

معنی جاحظ در فرهنگ معین

جاحظ
(حِ) [ ع . ] (ص .) مردی که چشمش درشت و برآمده باشد.

جاحظ در دانشنامه اسلامی

جاحظ
ابو عثمان عمرو بن بحر جاحظ بصری معتزلی، که فرقه جاحظیه بدو منسوب است.جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر، متکلم و ادیب معتزلی و مؤلف کثیرالتألیف قرن سوم، از اهالی بصره که فرقه جاحظیه بدو منسوب است.
ابوعثمان عمر بن بحر معروف به جاحظ، متکلم و ادیب معتزلی در بصره زاده شد.در تعیین تاریخ ولادت او بین سال های 146،150 و 160ق اختلاف نظر وجود دارد.وی در لغت و ادبیات شاگرد ابوعبیده، اصمعی و ابوزید انصاری و در کلام شاگرد نظّام و مصاحب و هم مباحثۀ حنین بن اسحاق و سلمویه می باشد.جاحظ گرایش سیاسی مشخصی نداشت و غالبا تابع جریان های حاکم بود. کتابهای خود را به درباریان تقدیم کرده، صله می گرفت و تا آخر عمر به این روش ارتزاق نمود.او در جوانی در بغداد و مدتی نیز در سامرا اقامت کرد و سپس به بصره بازگشت، همچنین به دمشق و انطاکیه نیز سفر کرد. جاحظ دارای هوش بسیار و حافظه ای قوی بود. به گفته مبرّد، وی شیفتۀ مطالعه بود و وقتی کتابی به دست می گرفت تا تمام آن را نمی خواند کنارش نمی گذاشت. جاحظ در کلام، ادبیات عرب، حدیث، تفسیر، تاریخ و حتی علوم طبیعی سرآمد و در فنون گوناگون صاحب تألیف بود.وی توان آن را داشت که بصورت مستدل با زیرکی به اثبات مطلبی بپردازد و سپس با همان روش به ردّ آن اقدام نماید. جاحظ به دروغ پردازی شهرت داشت و احادیث را به سخره می گرفت. خواهرزاده اش،یموت بن مزرّع او را بی دین خوانده است. با وجود این گفته اند کتابهایش دارای الفاظی شیوا و ساده است و در آنها تناسب معنا و لفظ از هرنوعی(عامیانه، ادبی و غیره)حفظ شده است و با داشتن برخی انحرافات، نقش مهمی در روشن سازی اذهان دارد.جاحظ به محتوای برخی آثاری که می نگاشت هیچگونه اعتقادی نداشت و صرفا در قبال پولی که دریافت می کرد به نگارش آنها اقدام می نمود. کتاب «العثمانیه» که بعداً خود مؤلف نقض آن را نوشت و نیز «کتاب النساء» که در برتری زنان نوشته از این دسته اند. از جاحظ بیش از صد اثر برجای مانده که به موضوعات مختلف دینی، سیاسی، تاریخی، علم اخلاق، پیشه ها و اصناف، حیوانات، جغرافیا، جدل، بازیها، قصه و غیره می پردازد.
جاحظ در محرم سال 255 یا 256ق بر اثر بیماری فلج و نقرس در بصره درگذشت.
شرح علی المائة کلمة لأمیرالمومنین علی بن أبی طالب علیه السلام (ابن میثم - عبدالوهاب -وطواط)
البرصان و العرجان و العمیان و الحولان
جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر، متکلم و ادیب معتزلی و مؤلف کثیرالتألیف قرن سوم، می باشد.
جاحظ علاوه بر آن که در ادبیات عربی در سطحی بسیار عالی و نثرنویس کم نظیر و بلکه بی نظیر زبان تازی بوده است، متکلمی بزرگ و سرشناس نیز به شمار می آید. او در مسائل کلامی به مطالعه و بررسی پرداخته و علاوه بر تألیفاتی که اختصاصاً در موضوعات کلامی پدید آورده، در سایر آثارش هم هرجا مناسبتی پیش آمده، به طرح و بحث مسائل کلامی مبادرت ورزیده و با بیانی رسا و مخصوص به خود، به تبیین و تشریح آرای کلامی خود و دیگران پرداخته است.
اقرار نویسندگان بر این مهارت
نویسندگان دارالاسلام، اعم از قدیم و جدید، و همچنین پژوهندگان غیرمسلمان به حذاقت و مهارت جاحظ در علم کلام شهادت داده اند.
← ابن مرتضی
جاحظ تعریف روشنی از کلام نمی دهد و برای آن موضوع خاصی در نظر نمی گیرد، بلکه آن را علمی کلی می شناسد که در برگیرنده مسائل منطق، فلسفه و کلام به مفهوم متعارف، و حتی مباحثی در باره فواید حیوانات برای انسان و به طور کلی مرتبط با منافع و مصالح انسانهاست.
← پرداختن به اهمّ مسائل
...

جاحظ در دانشنامه ویکی پدیا

جاحظ
ابوعثمان عمرو بن بحر (۱۶۰-۲۵۵ق) مشهور به جاحِظ؛ ادیب معتزلی، خوش سخن، خوش نویس، معاشر با مترجمین فارسی و سریانی و نویسنده بسیاری از تألیف های سده ۳ق، از اهالی بصره است. آوازه وی بیشتر به دلیل مهارت او در فنون ادبی است؛ به گونه ای که او را «پادشاه نثر ادبی» نامیده اند.ابوعلی مسکویه، ابوریحان بیرونی، ابن طفیل، Ibn Maḍāʾ
جاحظ بیش از یک قرن زندگی کرده و نوشته هایی به روش علمی دربارهٔ گیاهان، جانوران، گیتاشناسی، پزشکی، کیمیا و روان شناسی دارد و دیدگاه ها و اندیشه هایش بیشتر مبتنی بر تجربه بوده و از روش تجربی بهره جسته است. علاوه بر این ها جاحظ در نقد و سخندانی عربی نیز حائز اهمیت است.
برخی پژوهندگان گفته اند که جاحظ در رشته های گوناگون علمی سیصد و پنجاه کتاب نوشته که بیشتر آنها در گذر زمان از میان رفته و تنها رسالاتی از وی بجا مانده و سه کتاب خسیسان (البخلاء) و جانوران (الحیوان) و سخنوری و نمایاندن (البیان و التبیین) او نیز در دسترس است.
جاحظ در توصیف فن سخنوری می‍گوید: «ایرانیان سخندان ترین مردم (اخطب الناس) هستند و از میان ایرانیان، پارسیان (اهل فارس) خطیبترین مردم ایران اند و شیرین زبان تر و خوش اداتر و بامحبت تر و در دوستی پایدارتر مردم مروند و در لغت پارسی دری از همه فصیح تر ایشانند. چنانچه مردم قصبهٔ اهواز در لغت پهلوی فصیح ترین ایرانیان اند. جاحظ با وجودی که ضد شعوبیه بوده از بلاغت ایرانی و الفاظ زیبا و پرمایگی معنای در زبان فارسی سخن گفته و توصیه کرده است که اگر کسی بخواهد، در فن سخنوری به درجهٔ عالی برسد باید کتاب «کاروند» پارسیان را بخواند.»
عکس جاحظ


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های جاحظ

ابوعثمان عمرو بن بحر جاحظ (۱۶۰–۲۵۵ق) مشهور به جاحظ؛ ادیب معتزلی نویسنده بسیاری از تألیف های سده ۳ق، از اهالی بصره بود.
• « بوستانی است در آستین و باغی در بغل، سخنگوی مردگان و ترجمانِ زندگان.» لطائف الظرفاء من طبقات الفضلاء» نوشته ابومنصور عبدالملک ثعالبی، به اهتمام قاسم السامرائی، چاپ لیدن، ۱۹۷۸
• «کتاب ساکت است، تا هنگامی که به سکوت نیاز دارید؛ زبان آور است، هر زمان که گفتگو خواهید. هرگز زمانی که که سخن می گوید، حرفتان را قطع نمی کند اما وقتی احساس تنهایی می کنید، همراه و هم سخن شماست. کتاب دوستی است که هیچ گاه شما را نمی فریبد یا تملقتان را نمی گوید و همراهی است که هرگز از شما خسته نمی شود.»

ارتباط محتوایی با جاحظ

جاحظ را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

بهمن عنایتی کاریجانی ٠٤:٠٤ - ١٣٩٨/٠٦/٣٠
بنام خدا
با سلام ، جاحظ از دانشمندان پر کار عرب و نویسنده ای ماهر بود چون چشمان جاحظ بیرون زده بود لذا به ان لقب جاحظ را داده بودند ، به شدت عاشق کتاب بود و شبها در بازار وراقان با دادن پول به صاحب حجره کتابفروشی در مغازه میماند و صاحب مغازه از بیرون درب را قفل میکرد و جاحظ با شور و شعف کتب را بررسی و نت برداری میکرد تا اینکه یک شب یک قفسه که پر از کتب سنگین بود روی وی سقوط و باعث مرگ وی شد. با تشکر
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آثار جاحظ   • دانلود کتاب الحیوان جاحظ   • ترجمه کتاب الحیوان جاحظ   • کتاب کاروند   • معنی جاحظ   • الجاحظ   • زندگینامه جاحظ   • ابن قتیبه   • مفهوم جاحظ   • تعریف جاحظ   • معرفی جاحظ   • جاحظ چیست   • جاحظ یعنی چی   • جاحظ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جاحظ
کلمه : جاحظ
اشتباه تایپی : [hpz
آوا : jAhez
نقش : صفت
عکس جاحظ : در گوگل


آیا معنی جاحظ مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )