برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1150 100 1

جال کولی

معنی جال کولی در لغت نامه دهخدا

جال کولی. (اِخ ) در قدیم به ناحیتی از نواحی ری گفته میشده است. حمداﷲ مستوفی آرد: چهارم ناحیت غار است وسبب تسمیه ٔ غار آن است که امام زاده ای از فرزندان امام موسی کاظم (ع ) را در ری قصد کشتن او کردند و او از آن ظالمان فرار نموده در حوالی جال کولی غاری پدیدآمد، امام زاده پناه بدان غار برده غائب شد و الحال آن ناحیت جهت غایب شدن آن بزرگوار به ناحیت غار نامیده شد و در او چهل پاره دیه است. طهران و مشهد امام زاده حسن بن الحسن (ع ) که به جیان مشهور است و فیروز بهرام و دولت آباد از معظم قرای آن ناحیت است. و غله وپنبه آنجا سخت نیکو آید... (نزهة القلوب ج 3 ص 54).

معنی جال کولی به فارسی

جال کولی
از نواحی ری

جال کولی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی جال کولی   • مفهوم جال کولی   • تعریف جال کولی   • معرفی جال کولی   • جال کولی چیست   • جال کولی یعنی چی   • جال کولی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جال کولی
کلمه : جال کولی
اشتباه تایپی : [hg ;,gd
عکس جال کولی : در گوگل

آیا معنی جال کولی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )