انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 892 100 1

معنی جاهل در لغت نامه دهخدا

جاهل. [ هَِ ] (ع ص ) نادان. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (آنندراج ) (دهار). احمق. کانا. مقابل عالم. نابخرد. مِجْع. (منتهی الارب ). ج ، جُهْل. جُهُل. جُهَّل.جُهّال ، جُهَلاء، جَهَله (منتهی الارب ) جاهِلون در حال رفعی ، جاهِلین در حال نصب و جرّ : خذالعفو و أمر بالعرف و اعرض عن الجاهلین. (قرآن 199/7).
حکیمان زمانه راست گفتند
که جاهل گردد اندر عشق عاقل.
منوچهری.
نگارخویش را گفتم نگارا
نیم من در فنون عشق جاهل.
منوچهری.
بازنمایم که... صفت مردم ستمکار چیست تا ناچار او را جاهل گویند. (تاریخ بیهقی ).
کس نخواند نامه ٔ من کس نگوید نام من
جاهل از تقصیر خویش و عالم از بیم شغب.
ناصرخسرو.
گویم چرا نشانه ٔ تیر زمانه کرد
چرخ بلند جاهل بیدادگر مرا.
ناصرخسرو.
حذردار از درخت جاهل ایراک
نیارد برتو زو جز خار باری.
ناصرخسرو.
و مردگان جاهلان را که بسماع آن زنده شوند. (کلیله و دمنه ). چون نقش واقعه... پیدا آمده باشد عاقل.... و جاهل... یکسان باشند. (کلیله و دمنه ).
گربرنگ جامه عیب کرد جاهل باک نیست
تابش مه را ز بانگ سگ کجا خیزد زیان ؟
خاقانی.
جاهل آسوده فاضل اندر رنج
فضل مجهول وجهل معتبر است.
خاقانی.
عالم است از صف عباداﷲ
جاهل از زمره ٔ هم الکفره است.
خاقانی.
وگر از هر دو جانب جاهلانند
اگر زنجیر باشد بگسلانند.
سعدی.
- امثال :
بر جاهل اعتماد مکن . (خواجه عبداﷲ انصاری )
جاهل را بر عالم بحثی نیست ، نظیر:
در بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست.
حافظ (ازامثال و حکم دهخدا).
دوستی جاهل به دوستی خرس ماند ؛ عوض نفع، ضرر میرساند.
|| جوان ، در تداول عوام از پارسی زبانان. || (اِ) شیر که اسد باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ، جاهلان. نادانان. نابخردان :
راه بنمایم تو را گر کبر بندازی ز دل
جاهلان را پیش دانا جای استکبار نیست.
ناصرخسرو.
جاهلان چون بدلیل از خصم فرومانند سلسله ٔ خصومت بجنبانند. (گلستان ).

معنی جاهل به فارسی

جاهل
نادان، بی سواد، نابخرد، مقابل عالم، جهال وجهلائ
( اسم صفت ) ۱- نادان . ۲- جمع جهال جهلائ جهله . ۲- لات لوطی .
[ گویش مازنی ] /jaahel/ جوان بی تجربه – نادان
آنچه مورد پسند جاهل باشد
عمل جاهل پسند
در آگاه
کنایه از جوان تمام عیار
[ گویش مازنی ] /jake jaahel/ اوباش

معنی جاهل در فرهنگ معین

جاهل
(هِ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - نادان . ۲ - (عا.) لات ، لوطی .

معنی جاهل در فرهنگ فارسی عمید

جاهل
۱. نادان، نابخرد.
۲. بی سواد.

جاهل در دانشنامه اسلامی

جاهل
به کسی که نسبت به یک مطلبی علم و آگاهی نداشته باشد جاهل می گویند و از آنجا که علم از شرایط عمومی تکلیف است؛ جاهل در ادبیات دینی تعریف خاصی پیدا میکند.
جاهل به جاهل قاصر و جاهل مقصر تقسیم می شود که هر کدام دارای احکام خاصی می باشد.

← جاهل قاصر
در یک تقسیم بندی مشهور،جهل به دو نوع حکمی و موضوعی تقسیم می شود.

← جهل به حکم
در باره فرد جاهل در آموزه های دینی احکام خاصی بیان شده است که به برخی از آن ها اشاره می نماییم.
← حکم جاهل مقصر
...
جاهل، شخص غیر عالم به تکلیف است.
جاهل، در اصطلاح، مکلفی را می گویند که به تکلیف خود جهل داشته باشد.
منشا جهل به تکلیف
ممکن است منشا جهل به تکلیف یکی از موارد ذیل باشد:۱. غفلت، که به چنین غافلی مکلف شانی می گویند؛ یعنی انسان بالغ، عاقل و قادری که تنها حالت التفات را ندارد و مادامی که غافل است، تکالیف در حق او فعلیت و تنجز ندارد.به اعتقاد شیعه، خداوند در حق مکلفان، چه عالم و چه جاهل، احکامی در واقع جعل نموده، ولی تنجز آن در حق آنان، بستگی به قدرت و علم آنان دارد.۲. عدم دست رسی به دلیل قطعی بر حکم واقعی، که در این حال، خداوند امارات ظنی معتبر را در حق چنین کسی حجت قرار می دهد.۳. عدم دست رسی به دلیل قطعی و اماره ظنی معتبر، که در چنین حالتی خداوند اصول عملی را در حق مکلف حجت قرار داده تا او را از حالت جهل و سرگردانی در عمل خارج نماید.
نکته
شارع در حق جاهل احکامی قرار داده که این احکام برای عالم وجود ندارد، از جمله این که:۱. جاهل، صلاحیت آن را دارد که خداوند او را معذور بدارد، چنان که این امر از مفاد ادله برائت استفاده می شود، ولی عالم این صلاحیت را ندارد؛۲. جاهل، این صلاحیت را دارد که شارع در حق وی بدل، جعل کند و حکم ظاهری را در حق او به منزله واقع حساب نماید؛ بنابراین، شارع می تواند به او بگوید: تو به خبر واحد عمل کن، اگر مطابق واقع در آمد، فهوالمطلوب، وگر نه مؤدای خبر واحد، جای گزین حکم واقعی می شود، و یا بنابر مبنای مصلحت سلوکیه، مصلحتی معادل واقع به انسان داده می شود، ولی عالم، چنین حکمی را ندارد؛۳. جاهل، صلاحیت دارد برای او طریق، جعل شود، مثل این که خداوند به جاهل بگوید: حالا که راهی به واقع نداری، به این خبر واحد عمل کن و از این راه (بر مبنای طریقیت) برو، اگر مطابق واقع در آمد فهوالمطلوب، وگرنه، تو معذوری، ولی عالم این شایستگی را ندارد و باید به علم خودش عمل کند.
جاهل قاصر به معنی جاهل غیر قادر بر جست و جوی از تکلیف ، یا باقی بر جهل بعد از جست و جو است.
جاهل قاصر ، مقابل جاهل مقصر بوده و به مکلفی گفته می شود که نسبت به جست و جو از دلیل حکم واقعی تمکن ندارد ، یا این که تمکن داشته و جست و جو هم نموده ، اما به آن دست نیافته است .
بحث جاهل قاصر در اصول فقه
درباره جاهل قاصر از چند نظر بحث می شود:
← از نظرعقاب و عدم عقاب
 ۱. ↑ اصول الفقه، مظفر، محمد رضا، ج ۱، ص ۲۲۹    
...
جاهِل قاصِر، کسی که توانایی شناخت و دست یابی به تکالیف و احکام شرعی را ندارد. فقیهان شیعه معتقدند جاهل قاصر در آخرت مجازات نخواهد شد، همچنین اگر عبادات او مطابق با فتوای مرجع تقلید خود یا مطابق با واقع باشند صحیح هستند. برخی از متکلمان معتقدند که جاهل قاصر در مورد گروهی از پیروان ادیان دیگر نیز که توانایی شناخت دین حق را ندارند صدق می کند و در جهان آخرت، مجازات نمی شوند.
در علم اصول فقه جاهل را به دو نوع جاهل قاصر و جاهل مقصر تقسیم می کنند. جاهل قاصر، به مکلفی گفته می شود که توانایی شناخت و آگاهی از تکالیف و احکام شرعی را ندارد؛ چه اینکه حکم شرعی را جستجو نموده و به آن دست نیافته یا اینکه جستجو و دستیابی به حکم شرعی، برای او ممکن نبوده است، مانند شخصی که در مکانی دورافتاده زندگی می کند و به عالمان یا مراکز دینی دسترسی ندارد.
بسیاری از علمای شیعه معتقدند عباداتی که جاهل قاصر انجام می دهد، اگر مطابق با نظریه مرجع تقلیدِ او یا مطابق با واقع باشد و با قصد قربت نیز انجام گرفته باشد، صحیح است. فقیهان، معتقدند «جاهل قاصر» عذاب و مجازات نخواهد شد، زیرا مجازات او برخلاف عقل و عدالت است.
جاهل مقصر به معنی جاهل قادر بر تحصیل حکم شرعی است.
جاهل مقصر، مقابل جاهل قاصر بوده و به مکلفی گفته می شود که با داشتن تمکن از تحصیل احکام، در تحصیل آن ها کوتاهی نموده است ، و به همین خاطر جاهل به حکم شرعی است .
← تعریف مرحوم مظفر
در علم اصول ، درباره جاهل مقصر از چند نظر بحث شده است:به این بیان که آیا استحقاق عقاب دارد یا ندارد ؛به این بیان که آیا آن عملی را که به جا آورده ، صحیح است یا خیر .
دیدگاه های مختلف در مورد عقاب جاهل مقصر
در مورد استحقاق یا عدم استحقاق عقاب جاهل مقصر چند دیدگاه وجود دارد:۱ ـ مشهور معتقدند او به خاطر ترک تکلیف واقعی عقاب می شود نه به خاطر ترک تعلم آن ؛۲ ـ برخی جاهل مقصر را به خاطر ترک تعلم - مطلقا - مستحق عقاب می دانند ( نظریه منسوب به مرحوم " محقق اردبیلی " و " صاحب مدارک " ) ؛۳ ـ گروهی نیز جاهل مقصر را به خاطر ترک تحصیل آن علمی که موجب نرسیدن وی به واقع می شود ، مستحق عقاب می شمارند ( نظریه مستفاد از کلمات مرحوم " محقق نائینی " ) ؛۴ ـ گروهی دیگر ، بین تکالیف مطلقه و تکالیف مشروطه و موقته تفصیل داده گفته اند : در قسم اوّل ، عقاب بر ترک واقع ، و در قسم دوم بر ترک تعلّم می باشد ( نظریه مستفاد از کلمات مرحوم " آخوند خراسانی " در کفایه) .اما درباره صحت و عدم صحت اعمال جاهل مقصر گفته شده: اگر مأمور به را با وجود تمام اجزا و شرایط و نبود تمام موانع و با قصد قربت به جا آورد، عمل او صحیح است.
صحت یا عدم صحت عمل جاهل مقصر
...
جاهل مُقَصّر، کسی که تکالیف و احکام شرعی را نمی داند و در شناخت آنها نیز کوتاهی کرده است. بنا بر نظر علمای شیعه، جاهل مقصر در آخرت مستحق مجازات خواهد شد. فقیهان معتقدند عباداتی که «جاهل مقصر» انجام داده، اگر مطابق با فتوای مرجع تقلید خود یا مطابق با واقع باشد صحیح است.
در علم اصول فقه، جاهل را به دو نوع جاهل قاصر و جاهل مُقصّر تقسیم می کنند. جاهل مقصر به مکلفی گفته می شود که تکالیف و احکام شرعی را نمی داند؛ اما توانایی آموختن آنها را داشته و در شناخت آنها کوتاهی کرده است.
فقهای شیعه معتقدند عباداتی که «جاهل مقصر» انجام می دهد، اگر مطابق با نظریه مرجع تقلید خود یا مطابق با واقع باشد و با قصد قربت نیز انجام گرفته باشد، صحیح است. فقیهان با استناد به روایات می گویند در دو مورد ویژه، عبادت «جاهل مقصر»، هرچند مطابق با واقع نباشد نیز صحیح است. آن دو مورد عبارتند از:
ارشاد از ماده ی رشد گرفته شده است که در لغت به معنای هدایت و به حق و درستی رهنمون کردن است و در مقابل آن کلمه ی غیّ قرار دارد که به معنای هدایت به بی راهه می باشد. جاهل نیز از ماده ی جهل به معنای کسی است که خالی از علم است.
البته باید دانست که جهل خود بر دو قسم است "جهل بسیط" و "جهل مرکب". جهل بسیط آن است که انسان چیزی را نمی داند ولی خودش هم می داند که نمی داند؛ ولی جهل مرکب آن است که انسان نمی داند ولی نمی داند که نمی داند و به اصطلاح جهل در جهل است و آگاهی بخشی به چنین افرادی از گروه نخست به مراتب دشوارتر است.
در اصطلاح قرآنی و روایی نیز جهل در نقطه مقابل عقل قرار دارد، نه علم. از این رو جاهل به کسی گفته می شود که قدرت فهم مطالب و تجزیه و تحلیل آن را ندارد، اگرچه عالم باشد؛ به این معنا که دایره ی اطلاعاتش گسترده است و ذهنش شبیه انباری از اطلاعات و اصطلاحات است، اما توانایی تجزیه و تحلیل این اطلاعات را در جای مناسب ندارد. بنابراین ارشاد جاهل به معنای راهنمایی شخصی است که راه را از بیراهه بازنمی شناسد.
اهل کتاب بودن و سری در نوشته ها داشتن، همچنان که مزیّت و ارزش است، محاسبه در پی دارد و از تکلیف بازخواست می شود. دانایان دین و آشنایان به حقایق و عالمان به کتاب، در برابر خالق و خلق رسالت دارند. این میثاقی است که خداوند در وهله ی نخست از پیامبرش گرفته و در مرحله ی بعد از تمامی عالمان و آگاهان به حقایق امور.
البته غالب انسان ها وقتی نام مسئولیّت بر سر کاری می آید از آن فراری می شوند، برای همین خداوند گروهی را از میان خود مردم موظف می داند که سفر کنند به سوی دیگر عالمان و از آنها نادانسته ها را یاد گرفته و به خاندان و اقوام خویش بیاموزند. در قرآن آمده است: «شایسته نیست مؤمنان همگی (به سوی میدان جهاد) کوچ کنند. چرا از هر گروهی از آنان، طایفه ای کوچ نمی کند تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهی یابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خودداری کنند!».
در این آیه نکاتی نهفته که لازم است تأمّل و توجه بیشتری در مورد آنها صورت گیرد:
در بیشتر کتاب هایی که به جمع آوری احادیثی در رابطه بااخلاق و اعتقادات پرداخته شده، فصلی به فضیلت کسب دانش و جایگاه والای دانشمندان اختصاص یافته است. اما در همان کتاب ها به این نکته نیز اشاره شده است که در صورتی عالمی مورد ستایش واقع می شود که دیگران را از علمش بهره مند سازد.

جاهل در جدول کلمات

جاهل
نادان
جاهل و بی خرد
نادان

معنی جاهل به انگلیسی

foolish (صفت)
مزخرف ، نادان ، ابله ، احمق ، ابلهانه ، جاهل ، نابخرد
unwise (صفت)
نادان ، جاهل ، غیر عاقلانه
uninformed (صفت)
جاهل ، بی اطلاع
unknowable (صفت)
جاهل ، بی اطلاع ، ندانسته ، ماورا تجربیات انسانی ، ندانستی ، غیر قابل ادراک و فهم
unknowing (صفت)
جاهل ، نا اگاه ، بی اطلاع ، ندانسته ، ماورا تجربیات انسانی ، ندانستی ، غیر قابل ادراک و فهم

معنی کلمه جاهل به عربی

جاهل
احمق , غير حکيم

جاهل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی جاهل

یاسمین ٠٣:٤٤ - ١٣٩٦/٠٢/٢٤
این واژه اربی است و پارسی آن اینهاست:
باتامس bã- tãms (با= پیشوند دارندگی + تامس از اوستایی: تانثرَوَنت= جهل)
بااِویز bã-eviz (با= پیشوند دارندگی + اویز از اوستایی: اِویذوَنگه= جهل)
نادان
ناآگاه
|

شهریار آریابد ١١:١٧ - ١٣٩٧/١٢/١٩
در پهلوی " کانا " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
کانایش = جهالت
|

پیشنهاد شما درباره معنی جاهل



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جاهل های تهران   • دانلود فیلم آقای جاهل   • معنی جاهل   • جاهل های همدان   • جاهل در جدول   • دانلود فیلم اقای جاهل با لینک مستقیم   • فیلم جاهل   • هاله بازیگر قدیمی   • مفهوم جاهل   • تعریف جاهل   • معرفی جاهل   • جاهل چیست   • جاهل یعنی چی   • جاهل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جاهل
کلمه : جاهل
اشتباه تایپی : [hig
آوا : jAhel
نقش : صفت
عکس جاهل : در گوگل


آیا معنی جاهل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )