برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1276 100 1

جاوید

/jAvid/

مترادف جاوید: ابدی، پایا، پایدار، جاویدان، خالد، دایم، دایمی، سرمد، فناناپذیر، قیوم، لایزال، مانا، ماندنی، مدام، همیشگی

متضاد جاوید: زودگذر

معنی اسم جاوید

اسم: جاوید
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: jāvid) (= جاویدان )، جاویدان - همیشگی، ابدی

معنی جاوید در لغت نامه دهخدا

جاوید. (ص ، ق ) پاینده. همیشه. دایم. (برهان ). در اوستا یَوئِیتت ابدیت بود (الی الابد) و در پهلوی یَوتان و در ارمنی یوِت یَوسیئن یَویتناکن می باشد. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). مدت همیشه و دائم و زمان نامتناهی در مستقبل است. (انجمن آرا). جاود. جاودان. جاویدان. جاودانه. جاویدانه. جاودانی. پاینده. پایدار. باقی. ابدی. انوشه. مستمر. مؤبد. مخلد. لایموت. لایزال. خلد. خالد. دائمی. جاویدانی. ابدی. ابد : و هرچ بدان جهان باشد ثواب و عقاب جاوید باشد و هیچ بسر نیاید. (ترجمه ٔ تفسیر طبری ).
نه بهرام گوهرت و نه اورمزد
فرزدی و جاوید نبود فرزد.
ابوشکور.
جهان بی سر و تاج خسرو مباد
همیشه بماناد جاوید شاد.
فردوسی.
همی نام جاوید ماند نه کام
بینداز کام و برافراز نام.
فردوسی.
فریدون فرخ ستایش ببرد
بمرد او و جاوید نامش نمرد.
فردوسی.
نماند برین خاک جاوید کس
تو را توشه از راستی باد و بس.
فردوسی.
مردم از نور جان شود جاوید
گل شود زر ز تابش خورشید.
عنصری.
جاوید بزی بار خدایا بسلامت
با دولت پیوسته و با عمر بقائی.
منوچهری.
لبت گفت جاوید پر خنده باد
درین خانه بودنت فرخنده باد.
اسدی.
آن آب حیاتست که جاوید بماند
نفسی که ازو داد کریم متعالش.
ناصرخسرو.
علم و عمل ورز که مردم بحشر
زآتش جاوید بدین دورهاست.
ناصرخسرو.
انوشیروان بر پای خاست و سجده برد و گفت خداوند جاوید زیاد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 87).
من ازو ماندم باقی بجهان تا جاوید
گر بماند بجهان باقی واﷲ که سزاست.
مسعودسعد.
و صیت نیک بندگی من ملک را جاوید و مؤبد گردد. (کلیله و دمنه ). و آب زندگانی عمرجاوید دهد. (کلیله و دمنه ). و این مدت به امید نعمت جاوید بر وی کم از ساعت گذرد. (کلیله و دمنه ).
جاوید زیاد کز درش ملک
جز دولت جاودان ندیده ست.
خاقانی.
بمان بدولت ...

معنی جاوید به فارسی

جاوید
پاینده، همیشه، دائم، دائمی، ابدی، جاودهم گویند
( صفت ) ابدی دایمی همیشه .
از دهستانهای شهرستان کازرون
باقی و دائم
دائمی بودن
از اهالی سالونیک و وزیر مالیه ترکیه
مرگ و مردن
همیشه زیستن
همیشه آراسته
زنده ابدی
آنکه نامش همیشه باقیمانده
تایید
خواب دائمی کنایه از مرگ است که بیداری ندارد .
کنایه از بهشت عنبر سرشت باشد که جنه الماوی است بهشت یا آخرت .
مازندرانی مشهور به حبش

معنی جاوید در فرهنگ معین

جاوید
[ په . ] (ص .) ابدی ، دایم .

معنی جاوید در فرهنگ فارسی عمید

جاوید
=جاویدان: نماند بر این خاک جاوید کس / تو را توشهٴ راستی باد و بس (فردوسی: ۷/۲۶)، دولت جاوید یافت هرکه نکونام زیست / کز عقبش ذکر خیر زنده کند نام را (سعدی: ۵۵)، وصل تو بادا همه نزدیک ما / هجر تو جاوید ز ما دور باد (انوری: ۷۹۴)، تا ز تو بازمانده ام جاوید / فکرتم را ندامت است ندیم (ناصرخسرو: ۳۲۹)

جاوید در دانشنامه اسلامی

جاویدِ خِرَد، نامی است که شیخ اشراق شهاب الدین یحیی سهروردی (د ۵۸۷ ق/۱۹۱۱م) در یکی از رساله های فارسی خود به نام «مونس العشاق» یا «فی حقیقة العشق» ذکر کرده است.
جاوید و خرد هر دو اسم اند و اضافه یکی به دیگری اضافه بُنوّت است، یعنی جاوید پسر خرد، همانند ناصرِ خسرو که به معنی ناصر پسر خسرو است. این نام گذاری ظاهراً به تقلید از قهرمان یکی از داستان های تمثیلی فلسفی شیخ الرئیس ابن سینا به نام حَیّ بن یقظان ــ که آن را در فارسی به زندۀ بیدار ترجمه کرده اند ــ صورت گرفته است. بنابراین، تصور هانری کربن، و به تبع او ویلر ثکستن که این نام را معادل «خرد جاویدان» (و در عربی «الحکمة الخالدة») دانسته اند، درست به نظر نمی رسد.
معرفی جاوید خرد
سهروردی در رساله «مونس العشاق» به عشق و حُسن و حزن و همچنین عقل ــ که همـه حقایـق کلّـی و کیهانـی انـد ــ تشخص می بخشد و می گوید: عشق و حسن و حزن هر سه برادرند و پدر ایشان عقل است. این ۳ برادر از عالم ماوراء طبیعت به عالم بشریت فرود می آیند و به ترتیب، دامن زلیخا ، یوسف و یعقوب را می گیرند. وقتی عشق از آسمان فرود می آید و به نزد زلیخا می رود، به او می گوید که در سیر خود از آسمان به زمین ناگزیر از عوالم مختلف عبور کرده، و آخرین عالمی که پیش از رسیدن به افلاکِ نُه گانه (به قول سهروردی «کوشکِ نُه اشکوب») دیده است، شهرستان جان، یعنی عالم نَفْسِ کلّی، بوده که دروازه بان آن پیری است به صورت جوان و نامش «جاوید خرد» است.
مشخصات
مشخصاتی که سهروردی برای این پیر ذکر می کند، همانند مشخصات پیر در داستان حی بن یقظان ابن سینا ست. در آن جا نیز ابن سینا از راهنمای سالک در سفر معنوی او به عنوان پیری یاد می کند که دارای طراوت و تازگی جوانی است، و در تفسیری که کرده اند، گفته اند که این پیرِ جوانْ دیدار همان عقل فعّال است که آموزگار نفوس ناطقه است. سهروردی وقتی دروازه بان شهرستان جان را پیر، یعنی کهن سال می خواند، از این جهت است که می خواهد بگوید که او ازلی و قدیم است؛ و وقتی می گوید: او جوان دیدار است، می خواهد بگوید که زمان و عالم جسمانی و گردش روزگار در او اثر نمی گذارد و این دو خصوصیت که در جاوید است، متعلق به عقل فعال است که عالم وی درست ورای عالم افلاک است. پدر ...


جاوید در دانشنامه ویکی پدیا

جاوید
جاوید یک نام کوچک مردانه و یک نام خانوادگی است. جاوید ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
جاوید اختر
جاوید شیخ
جاوید جعفری
جاوید کریم
ساجد جاوید
بهروز جاوید تهرانی
غزاله جاوید
جهانشاه جاوید
جاوید احسانی شکیب یک ورزشکار معلول اهل ایران در رشته دو و میدانی است.
کسب نشان برنز ماده پرتاب وزنه در پارالمپیک ۲۰۱۶ به میزبانی ریودوژانیرو برزیل.
جاوید احمد (انگلیسی: Javed Ahmed) (زاده ۱۰ فوریه ۱۹۶۰) کارآفرین، بازرگان و مدیر ارشد اجرایی آمریکایی پاکستانی تبار است، که در حال حاضر به عنوان مدیر عامل اجرایی شرکت تیت اند لایل فعالیت می کند.
جاوید اختر (هندی: जावेद अख्तर؛ زادهٔ ۱۷ ژانویهٔ ۱۹۴۵) فیلم نامه نویس، سیاست مدار، شاعر و نویسنده اهل کشور هند است.
سیتا و گیتا -۱۹۷۲
دیوار -۱۹۷۵
شعله -۱۹۷۵
قانون -۱۹۸۲
آرجون -۱۹۸۵
آقای هند -۱۹۸۷
تعقیب دوباره آغاز می شود -۲۰۰۶
وی همچنین برنده جوایزی همچون جوایز فیلم فیر شده است.
جاوید افسری راد (زادهٔ ۱۳۴۴ در اصفهان) موسیقیدان، آهنگساز و نوازنده ایرانی مقیم نروژ است. وی در سال ۲۰۰۷ جایزه «بهترین موسیقی» سال را از ارکستر سمفونیک رادیو و تلویزیون نروژ، و در سال ۲۰۰۸ عنوان «هنرمند سال» را از شهرداری اسلو دریافت کرد. آثار جاوید افسری راد در کنسرتهایی در اروپا اجرا می شود و خود وی به عنوان نوازنده در جشنواره های گوناگون موسیقی در اروپا، آسیا، آفریقا، آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی شرکت کرده است. او بنیانگذار گروه موسیقی رومی و همچنین عضو گروه موسیقی سازهای کوبه ای ایرانی ضربانگ است.
آلبوم کارو ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جاوید در دانشنامه آزاد پارسی

طایفۀ چادرنشین لر، از ایلات ممسنی، مرکب از تیره های احمدهارونی، جوی جان، حیدری، خضری، خلیفۀ هارونی، دودانگه، ده شیخ، رئیس، سالاری، شایانی، علی شاهی، عمویی، کِجایی، کواری سرکوهی، مَحمیدی، محمودی، موسی عربی، مرسِن و تیره های دیگر، مشتمل بر ۱۸۴۲ خانوار. ناحیۀ جاوید ممسنی منسوب به این مردم است. سردسیر این مردم در ناحیۀ جاوید و گرمسیر آنان در مناطق دیگر شهرستان ممسنی است. حکومت طایفۀ جاویدی در عصر قاجاریه و پهلوی با خاندان باقرخان ممسنی در ۱۲۵۷ق/۱۸۴۱م، آسیب های فراوان دید. فرهاد میرزا برای جلوگیری از تکرار اعمال خانعلی خان تعدادی از مردان ایل ممسنی و از جمله طایفۀ جاوید را به رسم گروگان به شیراز انتقال داد.

ارتباط محتوایی با جاوید

جاوید در جدول کلمات

جاوید
پایا
جاوید | همیشه
سرمد
جاوید و ماندگار
پایا
جاوید و همیشگی
ابدی
جاوید و همیشه
سرمد

معنی جاوید به انگلیسی

amaranth (اسم)
گل تاج خروس ، همیشه بهار ، جاوید
immortal (صفت)
جاوید ، ابدی ، فنا ناپذیر ، جاویدان ، لازال
eternal (صفت)
بی پایان ، پیوسته ، جاوید ، دائمی ، همیشگی ، ابدی ، جاودان ، ازلی ، لایزال ، خالد ، بدون سرانجام و سراغاز ، سرمد ، فنا ناپذیر

معنی کلمه جاوید به عربی

جاوید
ابدي , خالد
خلد

جاوید را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

لهراسبی
ایل جاوید ایل بزرگ لر ممسنی ساکن در استان فارس
رستمی
طایفه جاوید لر ممسنی
ساکن در فارس
محمد لرزنگنه
طایفه جاوید ایل لر ممسنی
جاوید صباحی
زنده باد
رضا نیکپور
بودنی
محمد دراشگفتی
طایفه جاوید ایل زلکی لر بختیاری
محمدرضا
پدرام

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی جاوید   • دانشگاه جاوید جیرفت   • جاوید در جدول   • جاوید فوتسال   • اسم جاوید   • صندوق جاوید   • جاوید مرتضی   • جاوید شهرداری   • مفهوم جاوید   • تعریف جاوید   • معرفی جاوید   • جاوید چیست   • جاوید یعنی چی   • جاوید یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جاوید
کلمه : جاوید
اشتباه تایپی : [h,dn
آوا : jAvid
نقش : صفت
عکس جاوید : در گوگل

آیا معنی جاوید مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )