انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1101 100 1

جایز

/jAyez/

مترادف جایز: حلال، روا، شایست، مباح، مجاز، روان، نافذ

متضاد جایز: ناروا

برابر پارسی: درخور، پسندیده، روا، سزاوار، شایسته

معنی جایز در لغت نامه دهخدا

جایز. [ ی ِ ] (ع ص ) جائز. ج ، اَجوُز. اَجوِزَ، جوزان ، جیزان و جوائِز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). روا. مشروع. حلال. مأذون. پروانگی. (ناظم الاطباء). سایغ. مباح. مُسَوَّغ. مُسَغَّب. مُسغَب. مُجاز : و هیچ خردمند تضییع عمر در طلب آن جایز نشمرد. (کلیله و دمنه ). در احکام مروت غدر بچه تأویل جایز توان داشت. (کلیله و دمنه ).
آنگه ار منبل شوی جایز بود
کانچه خواهی و آنچه جوئی آن شود.
مولوی.
رجوع به جائز شود. || ممکن. شایسته. (ناظم الاطباء). || ادغام جایز. رجوع به ادغام شود. || عقد جایز. رجوع به عقد شود.

معنی جایز به فارسی

جایز
جایزه، صله، عطیه، پاداش، به کسی که کارخوبی کند
( اسم ) ۱- روا. ۲- مباح. ۳- ناقذ روان .
۱- آنکه حق تصرف در اموال خود را داراست آنکه اهلیت قانونی برای اصرف در اموال خود دارد مقابل ممنوع التصرف . ۲ - مالی که مالک آن بتواند در آن نقل و انتقال قانونی دهد مقابل اموالی قانونی دهد مقابل اموالی که در توفیق قانونی باشند و مالک نتواند در آن تصرف کند .
آنکه حق تصرف در اموال خود را داراست
آنکه روا بود بر او خطا کردن
آنچه دو طرف آن در حکمی مساوی بود
روا بودن
۱- روا داشتن . ۲- مباح کردن اباحه .
مباح شدن و روا شدن
روا داشتن

معنی جایز در فرهنگ معین

جایز
(یِ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - روا. ۲ - مباح . ۳ - نافذ. ، ~ُ ~الخطا لغزش پذیر، دارای احتمال و امکان اشتباه .

معنی جایز در فرهنگ فارسی عمید

جایز
۱. روا، مباح.
۲. [قدیمی] ممکن.

جایز در جدول کلمات

جایز
روا
جایز | شایسته
روا
جایز شرعی
مشروع
جایز و روا
مباح
جایز و سزا
روا
جایز و شایسته
روا
در اصطلاح فقه مقابل جایز است
لازم
موافــق و جایز شــرعی
حلال

معنی جایز به انگلیسی

allowable (صفت)
قابل قبول ، مجاز ، روا ، جایز
voidable (صفت)
جایز ، قابل ابطال ، قابل لغو

معنی کلمه جایز به عربی

غير معصوم
مرفوض

جایز را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جایز یعنی چه   • جائز   • معنی کلمه جایز   • آیا جایز نیست یعنی حرام است   • جایز است یعنی چه   • جایز چیست   • جایز به چه معناست   • حرام یعنی چه   • معنی جایز   • مفهوم جایز   • تعریف جایز   • معرفی جایز   • جایز یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی جایز
کلمه : جایز
اشتباه تایپی : [hdc
آوا : jAyez
نقش : صفت
عکس جایز : در گوگل


آیا معنی جایز مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )