برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1322 100 1

جبران

/jobrAn/

مترادف جبران: تاوان، ترمیم، تلافی، عوض، غرامت، مغرم

برابر پارسی: تاوان، بازپرداخت، بازنهش ، برگرداندن، شیان

معنی جبران در لغت نامه دهخدا

جبران. [ ج ُ] (ع مص ) مأخوذ از جَبْر عربی است که در فارسی بمعنی استدراک زیان وارده بکار میرود چنانکه گویند؛ برای جبران خسارت وارده باید مثل یا قیمت خسارتی که بر کسی وارد کرده بپردازد. و این کلمه را با مصادر شدن و کردن بکار میبرند چنانکه جبران شدن و جبران کردن بمعنی ترمیم شدن و کردن. تفدیه ، عوض یافتن یا دادن.
- جبران خسارت ؛ اصطلاح حقوقی است ، هرگاه در اثر عدم انجام تعهد و التزام یا در اثر اقدام به امری بالمباشر و یا بالواسطه بدیگری زیانی مادی یامعنوی وارد شود طبق مقررات باید کسی که خسارت را وارد ساخته خسارت زیان دیده را جبران کند. البته دادگاه وقتی حکم بخسارت میدهد که خسارت وارد شده و مسلم باشد که از ناحیه ٔ طرف بوده است.

جبران. [ ج ِ ] (اِخ ) جبران خلیل جبران. وی یکی از ارکان صنعت ادب عربی و از مؤسسان انجمن «الرابطةالقلمیه »در نیویورک بود. او نویسنده و شاعر و نقاش متجددی بود که در بشری لبنان بسال 1883 م. بدنیا آمد و بسال 1931 در نیویورک درگذشت. نقاشی را از درون نقاش مشهور در پاریس فراگرفت. مسافرتهائی هم به اروپا کرد و انگلیسی را بخوبی فراگرفت و کتابهائی به این زبان نوشت. از آن جمله است : المجنون. السائق. النبی. رمل و زبده. یوع بن الانسان. آلهةالارض. التائه و حدیقةالینی که همه بزبان انگلیسی است و کتابهای زیر بعربی است :
1 - رسالة فی الموسیقی. 2 - الارواح المترده. 3 - الاجنحةالمتکسرة. این کتاب در مصر بچاپ رسیده و به فارسی هم ترجمه شده است. 4 - عرائس المروج. 5 - المواکب. 6 - دمعة و ابتسامة. 7 - العواصف. 8 - البدائع والطرائف. 9 - دیوان شعر. اشعار وی درباره ٔ محبت ، دین ، عدالت ، حق ، آزادی و سعادت است. و در نیویورک بچاپ رسیده است. تخیلات سرشار و روانی نثر وی او را از نویسندگان دیگر ممتاز میسازد وی مدیر مجلة «الفنون » است که در نیویورک منتشر میشد. (از معجم المطبوعات و المنجد و الدراسات العربیه ) در معجم المؤلفین جُبران ضبط شده و نسب وی چنین آمده : جبران بن خلیل بن میخائیل بن سعد که نسبت او به یوسف بن جبران المارونی الشعلانی البنانی منتهی میشود. رجوع به معجم المؤلفین والجدید فی الادب العربی ج 1 ص 137 شود.

جبران. [ ] (اِخ ) انیس جبران. او راست : الفطن المصری ...

معنی جبران به فارسی

جبران
جبران خلیل نویسنده و شاعر مجدد عرب ( و. بشری ۱۸۸۳ - ف. ۱۹۳۱ م ) وی از ارکان نهضت ادبی بشمار میرود . از آثار اوست : (( الارواح المتمرده )) (( الاجنحه المنکسره )) (( النبی )) و (( یسوع ابن الانسان )) .
تلافی کردن وعوض آنرادادن، بخاطرخسارت وصدمه
۱- ( مصدر ) تلافی کردن . ۲- ( اسم ) تلافی .
انیس جیران
وی قاضی و وکیل دعاوی بود
( مصدر ) ۱- تلافی شدن ( خسارت و مانند آن ) . ۲- جوش خوردن استخوان شکسته .
[food restoration] [تغذیه] افزودن مواد مغذی ای که در طی فراوری غذا از دست رفته اند
وی مدرس عربی بود
( مصدر ) ۱- تلافی شدن ( خسارت و مانند آن ) . ۲- جوش خوردن استخوان شکسته .
[isostatic compensation] [ژئوفیزیک] فرایندی که در آن سنگکرۀ زمین برای برقراری توازن میان واحدهایی با جِرم و چگالی متفاوت سازوکاری تنظیمی دارد متـ . تعدیل هم ایستایی isostatic adjustment
( مصدر ) ۱- تلافی کردن ( خسارت و مانند آن ) . ۲- استخوان شکسته را بستن و بحال اصل برگرداندن .
[image-motion compensation, IMC, forward-motion compensation, FMC] [مهندسی نقشه برداری] بی حرکت نگه داشتن تصویر در صفحۀ کانونی دوربین در ضمن حرکت نسبی دوربین و شیء، برای جلوگیری از تارشدگی تصویر
[pad time, make up time, premium time] [حمل ونقل درون شهری-جاده ...

معنی جبران در فرهنگ معین

جبران
(جُ) [ ع . ] (مص م .) تلافی کردن .

معنی جبران در فرهنگ فارسی عمید

جبران
تلافی.
* جبران کردن: (مصدر متعدی) تلافی کردن صدمه و خسارتی که به کسی وارد شده.

جبران در جدول کلمات

جبران مادی خسارت
تاوان
جبران کردن
تلافی
قراردادی که شخص در قبال وجهی که می گیرد جبران خسارت احتمالی معینی را برعهده می گیرد
بیمه
نوعی قرارداد برای جبران خسارت
بیمه
وسیله ای بی خطر برای جبران نقص عضو
پروتز
اثری از جبران خلیل جبران
المواقب

معنی جبران به انگلیسی

back (اسم)
پشت ، عقب ، جبران ، مدد ، پشتی ، تکیه گاه ، پشتی کنندگان
recovery (اسم)
حصول ، بهبودی ، ترمیم ، جبران ، بهبود ، وصول ، بهوش امدن ، تحصیل چیزی ، استرداد ، باز یافت ، بخودایی
recoupment (اسم)
مفاصا ، جبران ، کسب مجدد
relief (اسم)
کمک ، تسکین ، ترمیم ، جبران ، اعانه ، برجستگی ، بر جسته کاری ، اسودگی ، راحتی ، جانشین ، رسایی ، ازادی ، فراغت ، حجاری برجسته ، گره گشایی ، اسایش خاطر ، تشفی ، خط بر جسته ، رفع نگرانی
rectification (اسم)
اصلاح ، تصحیح ، جبران ، یکسوسازی ، راستگری
amends (اسم)
جبران ، تلافی
compensation (اسم)
جبران ، تلافی ، غرامت ، جبران کردن ، عوض ، پاداش ، تاوان ، مزد
restitution (اسم)
جبران ، تلافی ، غرامت ، اعاده ، باز گردانی ، ارتجاع
recompense (اسم)
جبران ، غرامت ، عوض ، خسارت ، رفع خسارت ، غرامت پرداختن
reprisal (اسم)
جبران ، تلافی ، انتقام
atonement (اسم)
اصلاح ، جبران ، کفاره ، دیه
quid pro quo (اسم)
تعویض ، جبران ، عوض ، در عوض

معنی کلمه جبران به عربی

جبران
اغاثة , تحسن , تکفير , ظهر
تامين , ضمان
تعويض
متعذر الاصلاح
ارض (فعل ماض) , تعديل , تعويض , علاج , عوض

جبران را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صادق کمالی
تلافی
جمشید احمدی
پسین ده/ پسین دهش/ پسین کنش/ بازدهش/ بازداد/
باز دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی جبران   • کتاب های جبران خلیل جبران   • جملات زیبا از جبران خلیل جبران   • کتاب پیامبر جبران خلیل جبران   • آثار جبران خلیل جبران   • زندگینامه جبران خلیل جبران   • اشعار جبران خلیل جبران   • جبران خلیل جبران عشق   • مفهوم جبران   • تعریف جبران   • معرفی جبران   • جبران چیست   • جبران یعنی چی   • جبران یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جبران
کلمه : جبران
اشتباه تایپی : [fvhk
آوا : jobrAn
نقش : اسم
عکس جبران : در گوگل

آیا معنی جبران مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )