برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1320 100 1

جبر

/jabr/

مترادف جبر: ضرورت، اجبار، زور، ستم، ظلم، عنف، فشار، قهر، ریاضی

متضاد جبر: اختیار، تفویض

برابر پارسی: زور، فشار، ناگزیر کردن

معنی جبر در لغت نامه دهخدا

جبر. [ ج َ ] (ع مص ) شکسته بستن. (منتهی الارب ) (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). شکسته را بستن. (غیاث اللغات ). استخوان شکسته را بستن و اصلاح کردن. (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). شکسته را دربستن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). بستن و درست کردن استخوان شکسته. استخوان بست. شکسته بندی. اصلاح شکستگی. آروبندی. (یادداشت مؤلف ). شکسته وابستن :
جبر چه بود بستن اشکسته را
یا بپیوستن رگ بگسسته را.
مولوی.
دوای خسته و جبر شکسته کس نکند
مگر کسی که یقینش بود بروز یقین.
سعدی.
|| اصلاح شدن استخوان شکسته. (اقرب الموارد). پیوستن و التیام یافتن استخوان شکسته. (از قطر المحیط). درست شدن شکسته. (منتهی الارب ). بخودی خود جوش خوردن استخوان شکسته. (از ناظم الاطباء). در مصراع زیر جبر بمعنی لازم و متعدی هر دو بکار رفته است :
قد جبرالدین الاله فجیر. العجاج
(از اقرب الموارد).
در تذکره ٔ داود ضریر انطاکی آمده است : حقیقت آن برگرداندن عضوی که از جای در رفته بجای طبیعی آن باشد و در تداول عامه بیشتر به استخوان شکسته بخصوص اطلاق شودولیکن اصل معنی اول باشد. جبر و جراحت بمعنی شکافتگی و تفریق اعضا باشد جز اینکه حکماء و اطباء باعتباراینکه این علت ممکن است بر هر یک از اعضاء بدن عارض شود، عارض شدن آنرا بر هر یک از اعضاء بنام خاصی نامیدند تا علاج هر یک جداگانه معلوم کنند و پاره ای از آنها ملازم با پاره ای دیگر است مانند «رض » که از لوازم «کسر» است ولی عکس آن صحیح نیست چنانکه در شرح قانون تصریح شده است که «هر کسری مستلزم رض باشد بدون عکس ». خروج عضو از موضع طبیعی خود اگر شکستگی در یک استخوان باشد بطوری که آنرا باجزای کوچک یا بزرگ درآورد آنرا «کسر» نامند و اگر شکستگی در دو استخوان بنحو مذکور باشد آن نیز کسر باشد و اگر تنها جدایی دو استخوان از هم باشد آنرا «خلع» و اگر شکاف در طول عصب باشد آنرا «شق » خوانند ولی صحیح تر آن است که «شق » شکستگی استخوان است و اگر در عرض عصب باشد آنرا «بتق »و اگر در عضلات بطول باشد آنرا «فسخ » و اگر بعرض باشد آنرا «هتک » و اگر در شریان بطول باشد آنرا «بزق » واگر بعرض باشد آنرا «بثق » و اگر در ورید باشد «بتر»و اگر در ا ...

معنی جبر به فارسی

جبر
۱-( مصدر ) استخوان شکسته را بستن . ۲- توانگر ساختن تهیدست . ۳- کسی را بکاری بزور گماشتن ناچار کردن . ۴- قایل بودن بعدم اختیار بنده . ۵- ( اسم ) طریقه ای که پیروان آن ( جبریه ) معتقدند که اعمال انسان باراد. خدای تعالی انجام گیرد و بندگان هیچگونه اختیاری از خود ندارند مقابل اختیار تفویض . ۶- جبر و مقابله بخشی از ریاضی که در آن برای حل مجهولات حروف و علامات را بجای اعداد بکار روند. ۷- اصلی مبتنی بر اینکه هیچ جسم ساکنی متحرک نمیشود و هیچ متحرکی ساکن نمیگردد مگر آنکه قوه ای ویرا بحرکت و سکون وا دارد.
از طائفه بنی زریق است
[algebra] [ریاضی] 1. شاخه ای از ریاضیات که به معادلات و ساختارهای مجرد، همچون گروه و حلقه، می پردازد 2. حلقه ای که فضای بُرداری روی یک میدان است
دهی در شهرستان خرمشهر و کرمانشاهان
( اسم ) تخم گیاه زرد خار
[Banach algebra] [ریاضی] جبری که فضای باناخ است و نُرم حاصل ضرب هر دو عضو آن از حاصل ضرب نُرم های آن دو عضو تجاوز نمی کند
[amenable Banach algebra] [ریاضی] جبر باناخ A با این ویژگی که همۀ اشتقاق های پیوسته از A به فضای دوگان یک -A دو مدول باناخ، درونی باشد
[involutive algebra,*-algebra] [ریاضی] جبری که بر آن یک برگشت تعریف شده باشد
[functionally continuous algebra] [ریاضی] یک جبر توپولوژیکی که هر همریختی مختلط بر آن پیوسته باشد
[function algebra] [ریاضی] زیرجبری بسته از جبر باناخ توابع مختلط پیوسته بر فضای فشردۀ هاسدورف X با نُرم یکنواخت، که نقاط X را جدا می کند و ...

معنی جبر در فرهنگ معین

جبر
(جَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) کسی را به انجام کارهایی واداشتن . ۲ - اصلاح کردن با زور و قهر. ۳ - (اِ.) اکراه ، ناچاری . ۴ - نام یکی از مباحث ریاضی . ۵ - شکسته بندی .

معنی جبر در فرهنگ فارسی عمید

جبر
۱. به زور به کاری واداشتن.
۲. (ریاضی) بخش گسترده و مهمی در علوم ریاضی که در آن حروف و علامات به جای اعداد به کار می رود و در حساب فرمول های ساده و آسان به دست می دهد. با به کار بردن حروف و علامات بسیاری از مجهولات را استخراج می کنند، و مجهولات عددیه را با زیاد و کم کردن اعداد در مبادی مطلوب به دست می آورند.
۳. (اسم) [مقابلِ اختیار و تفویض] (فلسفه) =اختیار
۴. [قدیمی] بستن استخوان شکسته و ترمیم آن.
۵. [قدیمی، مجاز] بهبود بخشیدن، اصلاح: به روزگاری سلامت شکستگان دریاب / که جبر خاطر مسکین بلا بگرداند (سعدی: ۹۳).

جبر در دانشنامه اسلامی

جبر
یکی از بحث برانگیز ترین و جنجال خیز ترین مباحث فکری بشر بحث جبر و اختیار انسان در افعالش می باشد.از زمانی که اندیشه بشر پیرامون جهان و نیز ماهیت خود شروع شد بحث جبر و اختیار یکی از ذهن مشغولی ها و دغدغه های عمده و اصلی او گردید.آیا انسان تحت فشار و جبر اراده یا اراده هائی ورای اراده خود اقدام به کاری می کند و به عبارتی دیگر افعال او تابع اراده ای غیر از اراده خود اوست یا در کارهای خود مستقل است و افعال او تابع اراده خودش می باشد؟مبحث جبر در مکاتب فکری گوناگون و با مضاف الیه های مختلف مطرح شده است که به همین دلیل پاسخ هائی گوناگون به خود دیده است مانند جبر تاریخی ،جبر فلسفی ، جبر کلامی و ... .در این نوشتار جبر از منظر کلامی و آن هم کلام اشعری مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
جبر به معنای اصطلاحی آن جزء باورهای برخی مردم و در میان مسلمانان گروه «اشاعره» است و به این اعتبار به آنان «جبری» و «جبرگرایان» گفته می شود. در برابر این نظریه دو دیدگاه دیگر مطرح است، یکی «تفویض» که معتزله طرفدار آن هستند و دیگری «امر بین الامرین» که دیدگاه شیعه و فلاسفه است.
دلایل جبر گرایان و نقد و بررسی آنها
جبرگرایان برای اثبات جبر به چندین دلیل تمسّک کرده اند که در شبهات قضا و قدر دو مورد آن بحث و بررسی شده است، دلایل دیگر عبارتند از:۱. خداوند تنها خالق و آفریدگار همه چیز است و از آنجا که مفهوم «چیز» بر اعمال انسان نیز صدق می کند، عمومیت خالقیت خداوند شامل افعال آدمی نیز می گردد. بنابراین تنها خداست که خالق اعمال انسان است و معنای این حصر آن است که آدمی هیچ نقشی در ایجاد فعل خویش ندارد، بنابراین جایی برای مختار بودن او باقی نمی ماند . بررسیحقیقت توحید در خالقیت آن که تنها خالق مستقلی که بدون نیاز به اذن و اجازه موجودات دیگر، دست به آفرینندگی می زند خداوند سبحان است. از این رو، توحید در خالقیت منافاتی با این مدعا ندارد که موجودات دیگر، با اذن الهی و در چارچوب قوانین و سنت هایی که او وضع کرده است، منشأ خلق و ایجاد باشند. در آیات متعددی از قرآن کریم ایجاد و تأثیر به مخلوقات خداوند نسبت داده شده است (مائده/ ۱۱۰ و آل عمران/۴۴)پس توحید در خالقیت آن است که انسان و هر مخلوق دیگری در افعال خویش کاملا مستقل نیست، بلکه فعل او و ایجاد او در طول فعل ...


جبر در دانشنامه ویکی پدیا

جبر
جبر (بازپیوست کردن قطعات شکسته) به همراه نظریه اعداد، هندسه و آنالیز ریاضی یکی از وسیع ترین بخش های ریاضیات است. جبر در عمومی ترین فرم آن مطالعه نشانه های ریاضی و قوانین برای تغییر این نشانه هاست؛ جبر رشته ای وحدت یافته از تقریباً تمام ریاضیات است. همینطور جبر شامل همه چیز از حل معادلات ابتدایی تا ریاضیات انتزاعاتی همچون گروه، حلقه ها، و میدان می باشد. به اولیه ترین بخش های جبر، جبر مقدماتی گفته می شود؛ انتزاعی ترین بخش های آن جبر انتزاعی یا جبر مدرن است. از جبر مقدماتی به عنوان اساس هرگونه مطالعه ریاضیات، علم و مهندسی، اقتصاد و پزشکی نگریسته می شود.
جبر مقدماتی: جبر مقدماتی عملیات پایه ای بر روی چهار عمل اصلی را در بر می گیرد. در این شاخه پیش از تعریف علائمی که اعداد ثابت و متغیرها به وسیلهٔ آن ها از هم تفکیک می شوند، روش هایی برای حل معادلات به کار می رود.
جبر مجرد: جبر مجرد به مطالعه ساختار جبری پیشرفته تر مثل گروه و حلقه و میدان می پردازد و خود به شاخه های گوناگونی تقسیم می شود:
جبر جابجایی
جبر ناجابجایی
جبر مقدماتی با حساب فرق دارد در استفاده از انتزاعات، همچون استعمال حروف که بجای اعدادی که نامشخص هستند یا بجای بسیاری از مقادیر می نشینند. به بیانی دیگر در جبر از نشانه ها و معادلات برای نشان دادن ارتباط بین مفاهیم جبری استفاده می کنند. متغیرها و ثابت های مختلفی در روابط جبری وارد می شود و طبق اصول خاصی که برای هر کدام از انواع این معادلات مقرر شده مقادیر متغیرها به دست می آید. می توان جبر را تعمیم و تجریدی از حساب دانست که در آن بر خلاف حساب عملیاتی مانند جمع و ضرب نه بر اعداد بلکه بر نمادها انجام می گیرد. جبر در کنار آنالیز و هندسه یکی از سه شاخه اصلی ریاضیات است. علم جبر نخستین بار از مشرق زمین شروع شد و دانشمندانی چون خوارزمی و غیاث الدین جمشید کاشانی در این علم تأثیرگذار بودند.
جبر بیش از یک معنی دارد:
جبر شاخه ای از ریاضیات است.
جبر (فلسفه) در مقابل اختیار، در حوزهٔ فلسفه و ادیان قرار دارد.
جبر ساختاری جبری است که همانند گروه، حلقه و میدان در شاخه جب ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جبر در دانشنامه آزاد پارسی

جَبر (algebra)
شاخۀ مهمی از ریاضیات، حاصل از تعمیم و تجرید حساب۱. در جبر، از نمادها۲، معمولاً حروف، برای نمایش متغیرها۳ و کمیت های مجهول۴ استفاده می کنند تا عمل های حساب، علاوه بر اعداد مشخص، با کمیت های متغیر نیز اجرا شوند. مثلاً، گزاره های حسابی ۵×۳=۵+۵+۵ و ۷×۳=۷+۷+۷ حالات خاصی از رابطۀ جبری کلیx + x + x = ۳x اند که در این جا، حرف x نمایندۀ متغیری است که می تواند هر عدد دلخواه را به جای مقدار اختیار کند.(x+ y)۲ = x۲ + ۲xy + y۲ نیز رابطه ای است که در آن دو متغیر x و y ممکن است هر دو عدد دلخواه باشند. همچنین، ممکن است حرف مورد نظر نشان دهندۀ متغیری باشد که مقدارش به عدد یا عددهای خاصی محدود شده است. مثلاً در معادلۀx۲- ۹ = ۰ متغیر x که در این جا مجهول نامیده می شود، فقط می تواند عددهای ۳+ و ۳ـ را اختیار کند.علامت های مثبت و منفی و صفر از قدم هایی است که در راه تعمیم مفاهیم حساب برداشته شده است. یکی از ویژگی های مهم محاسبات جبری این است که با تعدادی متناهی کمیت سروکار دارند و پس از تعدادی متناهی از مراحل پایان می پذیرند. به عبارت دیگر، فرآیندهایی که با بی نهایت کمیت و مرحله سروکار دارند و در آن ها جواب «درحد» به دست می آید، عموماً به جبر تعلق ندارند. از فواید مهم جبر و موضوع اصلی جبر مقدماتی، تعیین مقادیر مجهول از طریق حل معادلات، به خصوص معادلات چندجمله ای۵ است (← معادله). دترمینان۶ و ماتریس۷ ابزارهایی برای تسهیل حل دستگاه های معادلات اند. دستگاه معادلات عبارت است از چند معادله که ریشه۸ های مشترک آن ها مورد نظر باشد. تا چند قرن پیش، کلمۀ جبر به مبحث معادلات اطلاق می شد. این کلمه از کتاب حساب الجبر و المقابله اثر محمد بن موسی خوارزمی، ریاضیدانِ ایرانیِ قرن ۳ق، نشأت گرفته است. خوارزمی اصطلاح جبر را برای افزودن کمیت های مساوی به دو طرف معادله به کار می برد. پس از ترجمۀ رسالۀ خوارزمی به زبان لاتینی، این اصطلاح به زبان های اروپایی راه یافت و نام رشته ای شد که بعدها از مطالعۀ معادلات فراتر رفت و بررسی انواعی از ساختارهای مجرد ریاضی را نیز دربر گرفت. جبر، نه به صورتِ نمادی فعلی آن، بلکه به عنوان مجموعۀ معادلات و مسائلی، از نوع جبری، پیشینه ای طولانی دارد. بابلی های باستان (ح قرن ۱۸پ م) با مبانی جبر آشنا بودند. لوح های فراوانی از آن ها، حاوی مجموعه هایی ...

ارتباط محتوایی با جبر

معنی جبر به انگلیسی

force (اسم)
شدت ، جبر ، عده ، بازو ، شدت عمل ، نفوذ ، نیرو ، زور ، تحمیل ، قوا ، بردار نیرو ، نیرومندی ، رستی
violence (اسم)
تندی ، شدت ، سختی ، ستیز ، بی حرمتی ، جبر ، خشونت ، چیرگی ، فشار ، ستم ، زور ، بیدادگری ، اشتلم
algebra (اسم)
جبر ، جبر و مقابله
inertia (اسم)
جبر ، سکون ، قوه جبری ، ناکاری

معنی کلمه جبر به عربی

جبر
جبر , حساب التفاضل والتکامل , حفارة , قصور ذاتي
جبر

جبر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مینا علمداری
رسته، رشته ، رشته گون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جبر چیست   • اموزش جبر   • جبر و معادله در ریاضی   • معنی جبر در ریاضی   • جبر هفتم   • تعریف جبر   • تاریخچه جبر   • مفهوم جبر   • معرفی جبر   • جبر یعنی چی   • جبر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جبر
کلمه : جبر
اشتباه تایپی : [fv
آوا : jabr
نقش : اسم
عکس جبر : در گوگل

آیا معنی جبر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )