برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1159 100 1

جدول

/jadval/

مترادف جدول: طرح، نمودار، جو، جویبار، نهر

برابر پارسی: چهار خانه، زیگ

معنی جدول در لغت نامه دهخدا

جدول. [ ج ُ ] (ع مص ) سخت و درشت گردیدن. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِ) ج ِ جَدل ؛ استخوانها. اندامها.(از منتهی الارب ). و ج ِ جِدل ؛ استخوانها و اندامها. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

جدول. [ ج ِدْ وَ ] (ع اِ) نهر. نهر کوچک. جَدوَل. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). رجوع به جَدوَل شود.

جدول. [ ج َدْ وَ ] (ع اِ) نهر خرد. (شرح قاموس ). جوی خرد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). نهر صغیر. (اقرب الموارد) (شرفنامه ). نهر. (غیاث اللغات ). جوی آب. (آنندراج ). ج ، جَداول. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (شرح قاموس ). نهر کوچک.(ناظم الاطباء). جویچه. (یادداشت مؤلف ). جِدوَل. (شرح قاموس ) (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) :
پیش حلم و جود تو هرگز نیارد کرد جز
کوه جودی ذرگی دریای قلزم جدولی.
سوزنی.
مهیاکرد پنج ارکان ملت را به چار ارکان
که هریک جدولی بوده ست کز دریای او آمد.
خاقانی.
عمان و محیط و نیل و جیحون
جودی و جری و قاف و ثهلان
هرهشت بر سخا و حلمش
با جدول وخردلند یکسان.
خاقانی.
دوات من ز برون جدول و درون دریاست
نهنک و آب سیاهش عجب بدان ماند.
خاقانی.
پس بر آن سدّ مبارک ده انامل برگشاد
جدولی را هفت دریا ساخت از فیض عطا.
خاقانی.
پر گار بخاک درکشیدی
جدول به سپهر برکشیدی.
نظامی (لیلی و مجنون ).
درک وجدانی بجای حس بود
هر دو در یک جدول ای عم میرود.
مولوی.
|| جوی نه خرد و نه کلان. (یادداشت مؤلف ). || جوی خشک . (مهذب الاسماء، نسخه ٔ خطی ). || طلسم. چون تابلوهای مبتنی بر طلسم در طی ستونهایی نوشته میشده ، جدول به معنی طلسم آمده. (از دزی ). || علم تابلوهای طلسمی یا علم نجوم و تقویم. از آنجا که با «علم الجدول » به معنی علم تابلوهای طلسمی که بر حروف عربی ، سریانی و غیره نوشته میشده ، استعمال شده ، در الف لیل و لیله «الجداول » بهمین معنی یا علم نجوم یا علم احکام نجوم یا فن تألیف تقویم آمده است. (از دزی ). || تابلو. نوشته ای که صفحا ...

معنی جدول به فارسی

جدول
نهرکوچک، جوی آب، دیوارهای سیمانی نهرهاکه آب، ازمیان آنهاعبومیکند، جداول جمع
( اسم ) ۱- نهر کوچک جویک جویچه . ۲- جوی آب . ۳- خطوطی که از طلا و شنگرف و جز آن گردا گرد صفحه کشند. ۴- خطوط متوازی و متقاطع که منجمان در حرکات کواکب کشند. ۵- طرح نقشه . ۶- ( سحر ) صور مربع یا کثیرالاضلاع و یا دایره که در آنها بانواع مختلف اسامی یا علایم محاط بخطوط مرموز سحری می نگاشتند. ۷- مربع یا مربع مستطیلی که بر کاغذ کشند و آنرا توسط خطهای عمودی و افقی موازی بخانه های شطرنجی تقسیم کنند. ۸- افزار آهنی که بدان خطوط کشند. جمع : جداول . یا جدول شطرنجی . جدولی که خانه های شطرنجی داشته باشد. یا جدول ضرب . جدولی که در آن حاصل ضرب اعداد را نویسند.
نام نهری است نام نهر معروفیست
[kerb] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] مکعب مستطیل بتنی برای جداسازی سطوح سواره رو از پیاده رو و باغچه
[channel block] [حمل ونقل درون شهری ـ جاده ای] جدولی هم سطح لبۀ جاده در کنار جدول جانبی برای ایجاد شیب طولی مصنوعی با هدف جمع آوری آب های سطحی سواره رو
[feature attribute table] [مهندسی نقشه برداری] جدولی حاوی اطلاعات مربوط به یک طبقه عارضۀ مشخص
( مصدر ) جدول کشیدن
جدول روان شده
[precast concrete kerb] [حمل ونقل درون شهری ـ جاده ای] نوعی جدول بتنی که در کارخانه با استفاده از قالب های مخصوص و با روش منگنۀ آبی یا ارتعاشی ساخته می شود و ازجمله مزیت های آن نسبت به جدول سنگی سبکی و ارزانی و یکدستی آن است
۱- کشیدن جدول . ۲- احداث نهر کوچک . یا جدول بندی خیابان و کوچه . نهرسازی در خیابان و کوچه .
...

معنی جدول در فرهنگ معین

جدول
(جَ وَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - نهر کوچک . ۲ - جوی آب . ۳ - لبة جوی آب .۴ - مربعی شطرنجی که بر خانه های آن حرف یا عدد نویسند. ، ~ ضرب جدولی که در آن حاصل ضرب اعداد را می نویسند. ، ~ ِ کلمات متقاطع جدولی که برای سرگرمی طررح ریزی می شود و باید خانه های آن را
(جَ وَ بَ) [ ع - فا. ] (حامص .) نهرسازی .

معنی جدول در فرهنگ فارسی عمید

جدول
۱. [جمع: جداول] مجموعه ای از خط های افقی و عمودی به صورت خانه های شطرنج.
۲. دیوارۀ کوتاه بتونی در کنار جوی آب، میدان، پیاده رو، خیابان، و امثال آن.
۳. (هنر) در تهذیب، خطوطی که برای تزیین، بین سطرهای کتاب یا چهار گوشۀ کاغذ، به صورت متوازی رسم می کنند: جامی، سواد عشق تو آمد زبور عشق / مستغنی از تکلف تذهیب و جدول است (جامی: ۶۲).
۴. [جمع: جداول] [قدیمی] نهر کوچک، جوی آب: دوات من ز برون جدول و درون دریاست / نهنگ و آب سیاهش عجب بدان مانَد (خاقانی: ۸۵۷).
۵. (نجوم) [قدیمی] خطوطی متوازی و متقارن که برای حرکت ستارگان رسم می کردند: لاجرم چون سطاره راست بُوَد / نتواند که کج رود جدول (سعدی۲: ۶۵۳).
* جدول کلمات متقاطع: جدولی با شکل هندسی و ستون های عمودی و افقی که در خانه های آن باید حروف کلمات خواسته شده در شرح جدول را نوشت.
۱. ساختن دیوارۀ کوتاه بتونی در کنار جوی آب، میدان، پیاده رو، خیابان، و امثال آن.
۲. کشیدن جدول، رسم کردن جدول بر کاغذ.
۳. [قدیمی] نهرسازی در کنارۀ خیابان ها.
جدولی برای به دست آوردن حاصل ضرب اعداد از یک تا دَه. &delta، می گویند فیثاغورس آن را اختراع کرده و به جدول فیثاغورس نیز شهرت دارد.

جدول در دانشنامه اسلامی

جدول
جدول همان تقویم است که از این عنوان در باب صوم نام برده اند.
جدول، تقویمی است که حرکات ماه و دیگر سیارات در آن ثبت، و در پرتو آن اوّل هر ماه تعیین می شود.
نظرات در جدول
برخی آن را به محاسبه ویژه بر پایه حرکت ماه تعریف کرده اند که بازگشت آن به قرار دادن یک ماه، تمام و یک ماه، ناقص در طول سال است که از محرم آغاز می شود. در نتیجه محرّم و رمضان پیوسته تمام و شوال و ذیحجه همواره ناقص خواهد بود. برخی نیز آن را جدولی منسوب به عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر برای تعیین اوّل ماه دانسته اند که او نیز آن را به امام صادق علیه السّلام منتسب می کرد. لیکن از آنجا که محاسبات نجومی در تعیین اوّل ماه حجت شرعی نیست، اختلافات یاد شده در معنای جدول تأثیری در حکم شرعی مسئله ندارد.
جدول و اول ماه
اوّل ماه با رؤیت هلال ثابت می شود؛ از این رو، بنابر مشهور برای تعیین آن، جدول به دلیل ظنی بودن، اعتبار ندارد.



جدول در دانشنامه ویکی پدیا

جدول
جدول می تواند به موارد زیر اشاره کند:
جدول، مجوعه ای از اطلاعات که به صورت سطر و ستون تنظیم شده است.
جوی، مجرایی برای جریان آب
ماتریس (ریاضی)،
جدول کلمات متقاطع، نوعی سرگرمی
سودوکو نوعی سرگرمی
جدول الفبای فارسی
جدول (پایگاه داده ها)، محل نگهداری اطلاعات در پایگاه داده
جدول تناوبی نام جدولی در علم شیمی
جدول ضرب
جدول ابزاری است برای دسته بندی اطلاعات به صورت سطرها و ستون ها. کاربرد جدول در ارائه اطلاعات علمی و فنی بسیار گسترده و رایج است.
پایه ای ترین نوع جدول آن است که در آن اطلاعات در سطرها و ستون هایی سامان داده شده است. این نوع جدول را «جدول دو بعدی» نیز می گویند. جای تقاطع سطر و ستون را یک خانه از جدول می نامد. انواع دیگری از جدول نیز به کار می رود٬ مانند جدول های چند بعدی و جدول های تو در تو که هر خانه آن جدول دیگری است.
در پایگاه داده ها، چهار خانه یا زیگ رابطه ای، یک جدول مجموعه ای از عناصر داده ها (مقادیر) می باشد که با استفاده از یک مدل ستون عمودی (که با نام خودشان شناخته می شوند) و سطر افقی سازماندهی شده است. یک جدول تعداد ستونهای مشخصی اما هر تعداد سطری می تواند داشته باشد. هر سطر توسط مقادیر موجود در زیر مجموعه یک ستون خاص شناخته می شود.
سامانه های مدیریّت پایگاه داده ها
سایت تخصصی پایگاه داده ایران SQLIran
جدول آب حسن آباد مربوط به دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان دنا، بخش مرکزی، روستای حسن آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۵۴۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جدول در دانشنامه آزاد پارسی

جدول (table)
گردآورده ای از اطلاعات، معمولاً به شکل اعداد، بنا به ترتیبی که یافتن آن ها آسان باشد. طراحی جدول های دوطرفه۱ به نحوی است که محتویات آن ها از بالا و از پهلو خوانده می شود؛ از آن جمله است جدول ضرب۲ اعداد که حاصل ضرب۳ هر دو عددِ بین ۱ و ۱۰ را به دست می دهد.
two-way tablesmultiplication tableproduct

ارتباط محتوایی با جدول

جدول در جدول کلمات

جدول
جوی آب
جدول اعدادی است که امروزه یکی از سرگرمی های رایج در کشورهای مختلف جهان به شمار می آید
جدول پرطرفدار
کلاسیک
جدول تناوبی را تشکیل می دهند
عناصر
جدول ستاره شناسی در قدیم
زیج
جدول عددی پرطرفدار
سودوکو
جدول محاسبات نجومی
زیج
از فلزات جدول تناوبی
کبالت
از هالوژنهای جدول تناوبی
برم
با نماد Si عنصری شیمیایی از خانواده شبه فلز هاست که در گروه چهارم و دوره سوم جدول تناوبی عنصرها جای دارد
سیلیسیم

معنی جدول به انگلیسی

curb (اسم)
جلو گیری ، بازداشت ، زنجیر ، عنان ، جدول ، لبه پیاده رو ، هویزه ، حاشیه پیاده رو
list (اسم)
کنار ، صورت ، ریز ، نرده ، سیاهه ، فهرست ، جدول ، کجی ، شیار ، سجاف ، فرد ، میدان نبرد
schedule (اسم)
صورت ، برنامه ، فهرست ، جدول ، برنامه زمانی ، جدول زمانی ، فرانما
tableau (اسم)
تابلو ، پرده نقاشی ، جدول ، دور نمای نقاشی
table (اسم)
لوح ، فهرست ، جدول ، میز ، سفره ، کوهمیز ، لیست
chart (اسم)
جدول ، نگاره ، گرافیگ ، ترسیم اماری ، نقشه
diagram (اسم)
نما ، طرح ، جدول ، شکل هندسی ، خط هندسی

معنی کلمه جدول به عربی

جدول
اخدود , قائمة , منضدة
مخطط
منظم الجداول
مسطح
طالع
جدول المواعيد
لغز
حزورة

جدول را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه زهرا
(= دیوار سیمانی جوی آب) این واژه عربی است و پارسی آن این می باشد:
نوکین (کردی: نوکه ن)
کیان
(= خانه های کوچک مربعی؛ مانند: جدول کلمات متقاطع) این واژه عربی می باشد و پارسی آن این است:
پَهلَک (سنسکریت: پْهَلَکَ)
پارسا
(= تابلو؛ مانند: جدول ضرب ـ اعداد ـ مسابقات و...) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
دِیراپ (کردی: دیراوْ)
چیترا (سنسکریت)
ایلیا
(= لیست، فهرست؛ مانند: جدول تناوبی یا عناصر) این واژه عربی است و پارسی آن این می باشد:
آنوگ (سنسکریت: اَنوکرَمَ)
مهدی
پسیکانالیست=روان شناس
محمدرحیم ریگی
چارکت(به فتح کاف)
به چهاردربلوچی چارمی گویندودرفارسی مخفف عددچهاراست وکت درحال حاضردربلوچی به خانه میگویندودرفارسی قدیم کت یا کدهم معنی خانه رامیدهد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جدول کلمات   • جدول آنلاین شرح در متن   • جدول حل   • جدول کلاسیک   • دانلود جدول   • دانلود جدول کلمات متقاطع   • جدول و سرگرمی   • جدول شرح در متن   • معنی جدول   • مفهوم جدول   • تعریف جدول   • معرفی جدول   • جدول چیست   • جدول یعنی چی   • جدول یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جدول
کلمه : جدول
اشتباه تایپی : [n,g
آوا : jadval
نقش : اسم
عکس جدول : در گوگل

آیا معنی جدول مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )