برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1287 100 1

جدیت

/jeddiyyat/

مترادف جدیت: اهتمام، تلاش، جد، جهد، سخت کوشی، سعی، فعالیت، کوشش، مداومت

معنی جدیت در لغت نامه دهخدا

جدیت. [ ج ِدْ دی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) قطعیت. مقابل هزلیت تصمیم قطعی. || کوشش. پشت کار. دنبال کردن. مصدری که با اضافه کردن ئیت به آخر کلمه درست میشود. گاهی بنام مصدر یایی و زمانی حاصل مصدر و درعربی و اصطلاح اصولی مصدر جعلی خوانده میشود. در نشریه ٔ دانشکده ٔ ادبیات تبریز چنین آمده : جدیت بر وزن ضدیت مصدر یائی است که از مصدر جد ساخته شده و از اینرو مورد اشکال گردیده است ولی چنانکه در اسلامیت و امنیت دیدیم اگر از لفظ جدی گرفته شود مانند جدیت گفتار را از حال گوینده میتوان فهمید در آن صورت اشکالی نخواهد داشت. (نشریه ٔ دانشکده ٔ ادبیات تبریز، سال اول ، شماره ٔ 2). و رجوع به ئیت در همین لغت نامه شود.

جدیة. [ ج َ دی ْ ی َ ] (ع اِ) ادرم زین و پالان. ج ، جدایا. || خون روان. || خون خشک چسبیده بر پوست. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خون بر تن یا بر زمین. (مهذب الاسماء). || ناحیه و سوی. || پاره ٔ مشک. || رنگ و بوی. یقال :اصفرت جدیة وجهه. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

جدیة. [ ج َ ی َ ] (ع اِ) ادرم زین و پالان. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ج ، جِدی و جَدَیات. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

جدیة. [ ج ُ دَی ْ ی َ ] (اِخ )نام کوهی است. (منتهی الارب ). نام کوهی است بنجد. و مردی از آن دیار ابیات زیر را گفته است :
و هل اشر بن الدهر من ماء مزنة
علی عطش مما اَقراّلوقائع
بقیع التناهی او بهضب جدیه
سری الغیث عنه و هو فی الارض ناقع.
(از معجم البلدان ).
حتی جدیة لم نترک بها ضبعاً
الالها جزر من شلو مقدام.
محرزبن معسکر. (از عقدالفرید ج 6 ص 89).

جدیة. [ ج َ دی ی َ ] (اِخ ) ناحیه ای است در نجد و آن سرزمین بنی شیبان بوده. (از معجم البلدان ).

معنی جدیت به فارسی

جدیت
سعی وکوشش
( مصدر ) سعی کوشش .
کوشش کردن پشتکار داشتن سعی کردن

معنی جدیت در فرهنگ معین

جدیت
(جِ دّ یَّ) [ ع . ] (مص جع .) کوشش .

معنی جدیت در فرهنگ فارسی عمید

جدیت
١. سعی، کوشش، پشت کار.
٢. [مجاز] پافشاری.

معنی جدیت به انگلیسی

gravity (اسم)
شدت ، جدیت ، سنگینی ، اهمیت ، وقار ، ثقل ، جاذبه زمین ، درجه کشش ، دشواری وضع
action (اسم)
گزارش ، عمل ، فعل ، کنش ، کار ، کردار ، جدیت ، اقدام ، بازی ، حرکت ، رفتار ، نبرد ، جنبش ، تاثیر ، تعقیب ، اشاره ، وضع ، پیکار ، طرز عمل ، تمرین ، سهم ، سهام شرکت ، جریان حقوقی ، اقامهء دعوا ، اشغال نیروهای جنگی ، اثر جنگ ، جریان
acting (اسم)
بازیگری ، کفیل ، فعالیت ، ایفای نمایش ، کاری ، جدیت
enthusiasm (اسم)
جدیت ، حیرت ، الهام ، اشتیاق ، غیرت ، شور و ذوق ، هواخواهی با حرارت ، وجد و سرور
impressment (اسم)
جدیت ، حرارت ، مصادره ، اعمال زور ، بکار اجباری گماری ، اثر گذاری

معنی کلمه جدیت به عربی

جدیت
جاذبية , حماس

جدیت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصیب مهرآشیان مسکنی
بخشندگی و از خود گذشتگی که از جود و احسان سرچشمه گرفته است. و لذا کوشا و ساعی در کار که از خود گذشتگی نشان میدهد جدیت است
شاپرک
سخت کوشی،،تلاش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جدیت چیست   • مترادف جواهر فروش   • مترادف چسبیدگی   • مترادف حشمت   • جدیت در نتورک   • مترادف دستپاچه   • جدیت در رفتار   • جدی بودن   • معنی جدیت   • مفهوم جدیت   • تعریف جدیت   • معرفی جدیت   • جدیت یعنی چی   • جدیت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جدیت
کلمه : جدیت
اشتباه تایپی : [ndj
آوا : jeddiyyat
نقش : اسم
عکس جدیت : در گوگل

آیا معنی جدیت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )