انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1075 100 1

جرجان

/jorjAn/

معنی جرجان در لغت نامه دهخدا

جرجان. [ ج ُ ] (اِخ ) شهری است. (منتهی الارب ). معرب گرگان است و آن شهری باشداز دارالملک استرآباد. (برهان ) (آنندراج ). همان گرگان است که در کتب جغرافی قدیم اغلب بصورت جرجان ذکر گردیده و به همین جهت قسمتهای تاریخی و حدود جغرافیایی آن در اینجا آورده میشود زیرا در کتب قدیمی بدین صورت آمده است. یاقوت حموی آرد: صاحب زیج گوید: طول جرجان 8034 درجه وعرض آن 38 درجه و 15 دقیقه و در اقلیم پنجم قرار دارد. و بروایت بعضی در اقلیم چهارم واقع شده است. و در کتاب منسوب به بطلمیوس بنام «الملحمة» طول جرجان 86 درجه و 30 دقیقه و عرض آن 40 درجه ذکر شده و بنابر مذکور در همین کتاب جرجان در اقلیم پنجم قرار داشته و طالع آن ثور است و 3 درجه و 16 دقیقه باکف الخضیب شرکت داشته و با مرفق دب الاصغر در 17 درجه و 16 دقیقه تحت سرطان شرکت دارد و به همین مقدار جدی با آن مقابل است. جرجان شهر بزرگ و مشهوری است بین طبرستان و خراسان ، گروهی آن را جزء خراسان وپاره ای آن را از طبرستان میدانند و می گویند: اول بار یزیدبن مهلب بن ابی صفره آن را بناگذاشت و بزرگانی در علم و ادب وفقه و حدیث از این شهر برخاسته اند و حمزةبن یزید سهمی تاریخ این شهر را نوشت. استخری گوید:جرجان بزرگترین شهر آن نواحی است و رطوبت و بارندگی در آنجا از طبرستان کمتر است و مردم آنجا باوقارتر و جوانمردتر و دست گشاده تر از مردم طبرستانند. این شهر بوسیله نهر بزرگی که ممکن است قابل کشتیرانی باشد و از وسط آن میگذرد بدو ناحیه تقسیم میگردد و بهترین قسم ابریشم و لباسهای ابریشمی از این ناحیه بتمام نقاط صادر میشود. (از معجم البلدان ). نام شهر جرجان است که در عصر سلیمان بن عبدالملک بدست یزیدبن مهلب فتح شد. (از لباب الانساب ج 1). لطفعلی بیگ آذر آرد: از اقلیم چهارم و از ابنیه ٔ اولاد سلطان ملکشاه است که دراول حال تختگاه سلاطین آن دیار بوده و حال سالها است که نام و نشانی از آن باقی نیست و تربت محمد جعفر را در آنجا نشان میدهند که مشهور به گور سرخ است. (ازآتشکده ٔ آذر چ بمبئی ص 155). مؤلف ریحانة الادب آرد: بنا به نوشته ٔ ابن خلکان شهری است بزرگ از اعمال وتوابع مازندران (خراسان ) و بگفته ٔ صاحب مراصد، شهری است مابین خراسان و طبرستان که زیتون و انار و گردوو نیشکر و خرما در آن بسیار بعمل می آید و نهر بزرگی که از وسط آن میگذرد آن را بدو قسمت تقسیم میکند. (از ریحانة الادب ج 1). از مجموع منقولات مستفاد میشود که شهر معروف و بزرگی که در سابق بنام جرجان شهرت داشته تطابق کامل با گرگان امروزی ندارد. شعراء عرب در وصف جرجان قصائدی گفته اند، از جمله ابیات زیر است :
هی جنة الدنیا بحر سجسج
یرضی بها المحرور و المقرور
سهلیة جبلیة بحریة
یحتل فیهامنجد و مغیر
و اذا غدا القناص راح بما اشتهی
طباخه فملهج و قدیر
ابی غمر (از معجم البلدان ) و صاحب کافی الکفاة ابیات زیر را درذم این شهر سروده است.
نحن و اﷲ من هوائک یاجر
جان فی خطة و کرب شدید
حرّها ینضج الجلودفان هبت
شمالا تکدرت برکود
کجیب منافق کلماهم ّ
بوصل احاله بصدود.
ابوالقاسم (از معجم البلدان ).
فخرالدولة مبادرت کرده از نیشابور در زمانی اندک به جرجان رسیده و جمهور لشکر روی به استقبال رکاب او آوردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 58). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و کلمه ٔ گرگان در همین لغت نامه شود.

جرجان. [ ج ُ ] (اِخ ) آب جرجان. نام رودخانه ای است که از جبال اسند مازندران از دره ٔ شهرک نو برمیخیزد و بر میدان سلطان درین گذشته بجرجان میرسد و به بحرخزر میریزد. رجوع بنزهة القلوب ج 3 ص 214 شود.

جرجان. [ ج ُ ] (اِخ ) (دریای...) نام دیگر بحر خزر است و آن را دریای جیلان نیز خوانند. رجوع به نزهة القلوب ج 3 ص 239 شود.

جرجان. [ ج ُ ] (اِخ ) قلعه ٔ جرجان. نام قلعه ای است که بمنزله ٔ زندان میبود.مؤلف تاریخ گزیده آرد: خلف بن احمد بعد از مدتی مخالفت سلطان محمود کرد و به ایلک خان پناه برد. سلطان محمود آگاه شد او را از سیستان بقلعه ٔ جرجان فرستاد آنجا بود تا درگذشت. (تاریخ گزیده چ لندن ج 1 ص 396).

معنی جرجان به فارسی

جرجان
محمد بن هریم را وی بود و از هشام بن عمار و جز او روایت کرد و احمد بن حفص بن عمر بن حاتم بن ماهان بن نجم مکنی به ابونجم از او روایت دارد .
دریای خزر . دریای گرگان

جرجان در دانشنامه اسلامی

تاریخ جرجان، اثر ابوالقاسم حمزه بن یوسف بن ابراهیم سهمی، از منابع مهم و دست اول تاریخی در زمینه تاریخ محلی و منطقه ای جرجان، می باشد که توسط عبدالرحمن بن یحیی یمانی، تصحیح و به زبان عربی منتشر شده است.
سهمی عدم توجه سایر مورخان به تاریخ جرجان و فقدان یک کتاب مدون در تاریخ این منطقه و معرفی و ضبط نام بزرگان و دانشمندان و علماء اهل جرجان و بخصوص شماری از صحابه و تابعین که به جرجان رفته و باعث افتخار این سرزمین شده اند را دلیل عمده نگارش کتاب خویش ذکر کرده است. وی سپس از تقصیر و کوتاهی احتمالی در کار خود عذرخواهی کرده و در کمال تواضع آن را نشات گرفته از بضاعت کم خویش دانسته است.
کتاب در یک جلد که حاوی 14 جزء می باشد، منتشر شده و در هر جزء برخی از علماء و بزرگان منطقه جرجان را ذکر می کند و آن را شرح و توصیف می کند.
مطالب و محتویات کتاب؛ شامل مقدمه و دو موضوع عمده می باشد:
مقدمه کتاب؛ شامل مقدمه ای 28 صفحه ای از مصحح، ضمن توضیح در چگونگی تصحیح نسخه اصلی، به طور مختصر به شرح زندگی مولف، معرفی آثار او، مسافرت ها، شیوخ وی و راویانی که از وی روایت حدیث کرده اند و مزایای کتاب پرداخته است.

جرجان در دانشنامه ویکی پدیا

جرجان
گرگان، ورکانه یا به صورت لاتین شده هیرکانی، ولایت و شهری باستانی، در شمال ایران بوده است.
دائرةالمعارف فارسی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، مدخل جرجان
دانشنامهٔ جهان اسلام، مدخل جرجان
دانشنامهٔ ایرانیکا - تاریخ پیش از اسلام
دانشنامهٔ ایرانیکا - تاریخ دورهٔ اسلامی تا عصر صفوی
دانشنامهٔ ایرانیکا - باستان شناسی
در سال های ۵۴۹ تا ۵۴۸ پیش از میلاد سرزمین های پارت، گرگان و احتمالاً ارمنستان توسط کوروش بزرگ تسخیر می گردد.
ولایت گرگان، منطبق با سرزمین هیرکانی در متون و نقشه های باستانی، سرزمینی باستانی در ایران شامل ناحیهٔ جنوبی و جنوب شرقی دریای خزر، و کمابیش منطبق با استان گلستان امروزی، که مشتمل بر بندر آبسکون، و شهرستان گنبد کاووس (که محل قرار گرفتن شهر گرگان است و تا زمان تغییر نام توسط رضا شاه، گرگان نام داشت) و ناحیهٔ استرآباد (= از ۱۲ آذر ۱۳۰۹ به دستور رضاشاه به شهرستان گرگان تغییر نام داد، که باعث ایجاد اختلالات زیادی در تاریخ نگاری گردید) و ناحیه دَهِسْتان (اخذ شده از نام قوم دَهه) در شمال ولایت، بوده است. ناحیهٔ دهستان گاهی مستقل و زمانی تابع هیرکانی بود.
نام گرگان در کتیبهٔ داریوش در بیستون به شکل وَرْکانْ یا وَرْکانه، و در وندیداد به صورت وِهْرْکانَه آمده است. صورت فارسی گرگان مقتبس از اروپایی آن، هیرکانی یا هیرکانیا یا هیرکانیه است. هیرکانی در اوایل شاهنشاهی هخامنشیان جزو سرزمین ماد بود و بعدها جزو متصرفات شاهنشاهی هخامنشی شد. جغرافی نویسان یونانی پس از دورهٔ رونق حوزهٔ علمی اسکندریه، اصطلاح دریای هیرکانی را به جای دریای خزر که هرودوت آن را مصطلح کرده بود به کار برده اند.
عکس جرجان
جرجان (واژه معرب گرگان) در متون عربی و متون فارسی دورهٔ اسلامی، به این دو معنا به کار رفته است:
جرجان، ولایت قدیمی، و شهر قدیمی که خرابه های آن در جنوب غربی گنبد کاووس، ودارای تاریخی متفاوت با شهر گنبد کاوس است
جرجان، سرزمینی که استان کنونی گلستان و در شهر گنبدکاووس هست.
شهر قدیم جرجان ومحلات خارج آن مربوط به دوران های تاریخی پس از اسلام است و در گرگان، بافت قدیم شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۴۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
شهر جرجان که اکنون ویرانه های آن در حدود سه کیلومتری مغرب شهر گنبد کاووس قرار دارد، قرن ها مرکز ولایات جرجان و طبرستان و گاهی نواحی همجوار به شمار می آمد. ابن اسفندیار بنای آن را به گرگین میلاد نسبت می دهد. مساحت آن چهار فرسنگ و مدت ها نشست گاه مرزبانان طبرستان بوده است. حمداللّه مستوفی بنای شهر را به نبیره سلطان ملکشاه نسبت می دهد، اما ظاهراً شهر در دورهٔ سلجوقی بازسازی شده است.
در دورهٔ اسلامی، در ۱۸ هجری، شهر جرجان هم زمان با ولایت جرجان با صلح گشوده شد، اما در ۹۸ هجری بر اثر شورش اهالی جرجان، به نوشتهٔ طبری، یزید بن مهلّب سوگند خورد که با خون اهالی جرجان آسیاب بگرداند و جَهْم بن زَحْر بن قیس جُعْفی را مأمور حمله به جرجان کرد. به نوشتهٔ بلاذری جهم پس از کشتار بسیار، بر مردم شهر جزیه و خراج وضع کرد و رفتاری سخت با ایشان در پیش گرفت. به نوشتهٔ سهمی مؤلف تاریخ جرجان، یزید بن مهلّب پس از گشودن شهر جرجان، بارویی گرداگرد آن ساخت و طرح بنای چهل مسجد را ریخت و مسجدی به نام خود ساخت. وی همچنین نوشته است که در ۱۴۲ هارون الرشید و در ۲۰۳ مأمون همراه با علی بن موسی الرضا وارد شهر جرجان شدند. به نوشتهٔ ابن اسفندیار، در ۳۱۰ شهر گرگان یا جرجان، دارالملک ابوالحسین پسر ناصر کبیر (حسن اُطروش)، از سادات علویان طبرستان بود.
در حدودالعالم آمده است: «جرجان شهری است مر او را ناحیتی بزرگ است و سوادی خرم و کشت و برز بسیار و نعمت فراخ و سرحد میان دیلمان و خراسان… شهر به دو نیم است، شهرستان است و بکرآباد، و رود هرند کز طوس برود، به میان این هر دو نیمه بگذرد…». ابودلف خزرجی در ۳۴۱ از جرجان بازدید کرده و آن را شهری زیبا در کنار رود بزرگی میان کوه و دشت و خشکی و دریا وصف کرده است و می گوید: «در آنجا خرما، ترنج و زیتون و گردو و نیشکر و انار می روید و ابریشم بسیار عالی تولید می شود و سنگ های قیمتی دارد». مقدسی نیز در قرن چهارم شهر جرجان را با بازارها و کاروانسراهای زیبا وصف کرده و از محصولات آن نارنج و ترنج و عناب و خربزه و انجیر و خرما و زیتون و انار و حلوای نیکو را برشمرده و از ماهی شگفت انگیز و خوشمزهٔ آن یاد کرده است. مسجد آن را زیبا و دارای دکان (نیمکت و کرسی سنگی یا آجری) و منبر یافته که خطیب حنفی مذهب دارد. او قسمت دوم شهر را بَکْرآباد نوشته است که به شهر چسبیده و میان این قسمت نهری با پل ها قرار دارد و گورستان بزرگی در پشت نهر دیده می شود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جرجان در دانشنامه آزاد پارسی

جُرجان
جُرجان
(نام های باستانی: هورکانیا، هیرکانی، هیرکانیا) ناحیۀ قدیم، مطابق با گنبد قابوس در گوشۀ جنوب شرقی دریای خزر. در روزگار هخامنشیان جزو سرزمین پارت بود. در زمان اردوان دوم اشکانی (حک: ۱۲۸ـ۱۲۴پ م)، هیرکانی و کارمانیا (کرمان) در تصرف خاندان گودرز بود. اردشیر بابکان آن را تصرف کرد و علت اهمیت آن، این بود که مهاجمان شمالی اجازۀ ورود به این شهر را نداشتند. در جنگ های ساسانیان و هفتالیان مرکز اردوکشی ایران بود. پس از ظهور اسلام خراج گزار اعراب شد. سلیمان بن عبدالملک، شهر جرجان یا گرگان را در کنار رودخانۀ گرگان بنا کرد (۹۸ق) و از آن پس مرکز اداری جرجان شد. به مرور رو به آبادانی نهاد و سامانیان آن را تصرف کردند و آل زیار آن را مقر حکمرانی خود قرار دادند و قابوس بن وشمگیر آرامگاه خود را نزدیک شهر مزبور بنا نهاد. جرجان، که معرب گرگان است، در حملۀ مغول ویران شد. شهر گرگان کنونی (استرآباد سابق) هیچ ربطی به جرجان سابق ندارد و نباید این دو را باهم اشتباه کرد.

جرجان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مرینت > footprint
Marjan > Prescription
Azal > Go wrong
محدثه فرومدی > all
محدثه فرومدی > followed
Maria > Built up
ERF.. > daydream
mina > in my early twenties

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جنگل های هیرکانی ایران   • جنگل های هیرکانی چیست   • معنی هیرکان   • هیرکانیا کجاست   • روستای هیرکان گیلان   • جنگل هیرکان   • هیرکان کجاست   • خودروی هیرکانی   • معنی جرجان   • مفهوم جرجان   • تعریف جرجان   • معرفی جرجان   • جرجان چیست   • جرجان یعنی چی   • جرجان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جرجان
کلمه : جرجان
اشتباه تایپی : [v[hk
آوا : jorjAn
نقش : اسم خاص مکان
عکس جرجان : در گوگل


آیا معنی جرجان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )