برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1286 100 1

جرجر

/jarjar/

معنی جرجر در لغت نامه دهخدا

جرجر. [ ج َ ج َ ] (ع اِ) خرمن کوب آهنی. (منتهی الارب ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || گردون. (مهذب الاسماء). || باقلا. جَرجَر. (متن اللغة) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || تره تیزک. اللغة). جرجیر. (از متن اللغة). || نخود. (منتهی الارب ) (از متن اللغة) (ناظ-م الاطب-اء). جِرجِر.(منتهی الارب ) (متن اللغة) (ناظم الاطباء). || شکاف شکاف زیرا که جر شکاف هر چیز است عموماً و شکاف زمین مثل آب کند خصوصاً. (آنندراج ) :
آیینه ٔ حسود ترا موریانه خورد
نی نی که کرد صورت او جرجر آینه.
باقر کاشی (از آنندراج ).

جرجر. [ ج ِ ج ِ ] (ع اِ) نخود. || باقلا. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (ناظم الاطباء). باقلای صغیر. (یادداشت مؤلف ).جَرجَر. (منتهی الارب ) (متن اللغة) (اقرب الموارد).
- جرجر مصری ؛ ترمس. ج ، جراجر. (یادداشت مؤلف ).
|| شتر بسیارآواز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || تره تیزک. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). جرجیر. (ازمنتهی الارب ) (متن اللغة). شکاعی. (مهذب الاسماء).

جرجر. [ ج ِ ج ِ ] (اِ صوت ) در تداول عامه صدای پاره کردن کاغذ. (یادداشت مؤلف ). آواز دریدن کاغذ و جامه ٔ آهاردار. حکایت صوت پاره کردن کاغذ یا جامه. نام آواز دریده شدن پیاپی کاغذ و پارچه و مانند آن. (یادداشت مؤلف ).
- جرجرکردن ؛ پاره کردن. تکه تکه کردن.

جرجر. [ ج ِ ج ِ ] (اِ) وزن دوثلث مثقال. (یادداشت مؤلف از مفاتیح ).

جرجر. [ ج ُ ج ُ ] (ع اِ) الجرجر من الابل ؛ شتر بسیارآواز. (از متن اللغة).

جرجر. [ ج ُ ج ُ] (اِ) جرجرمصری. رجوع به جرجرمصری شود. (از دزی )

جرجر. [ ج ُ ج ُ ] (اِخ ) نام کوهی است که از طرف مشرق الجزایر. (الجزیره ، پایتخت الجزایر) بسوی شهر «بجایه » کشیده شده است. ارتفاع آن 2300 متر میباشد. ساکنان آن از قبایل بربرند. (از قاموس الاعلام ترکی ج 3).

معنی جرجر به فارسی

جرجر
( اسم ) باقلا
نام کوهی است که از طرف مشرق الجزایر
[ گویش مازنی ] /jerjer/ سنجاقک - صدای جیرجیرک ۳صدای چوب
( اسم ) کرفس آبی
قره العین جرجیرالمائ
باقلی مصری است که ترمس نامند یا شراب با آواز خورانیدن کسی را .
[ گویش مازنی ] /jer jer haakordan/ نق زدن - گریه کردن بچه

معنی جرجر در فرهنگ فارسی عمید

جرجر
صدای پاره کردن چیزی مانند کاغذ، پارچه، و امثال آن ها.

جرجر در دانشنامه ویکی پدیا

جرجر
مختصات: ۳۳°۱۲′۵۶″ شمالی ۴۸°۵۳′۲۷″ شرقی / ۳۳٫۲۱۵۵۶°شمالی ۴۸٫۸۹۰۸۳°شرقی / 33.21556; 48.89083
فهرست روستاهای ایران
جرجر، روستایی از توابع بخش پاپی شهرستان خرم آباد در استان لرستان ایران است.
این روستا در دهستان سپیددشت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۰ نفر (۱۷خانوار) بوده است.

گورستان دره جرجر مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است و در شهرستان پل دختر، بخش مرکزی، دهستان جایدر، ۱/۳ کیلومتری شمال شرق روستای ولیعصر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۴۳۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با جرجر

جرجر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیدحسین اخوان بهابادی
جُرجُر/در گویش شهرستان بهاباد ۱-جرجر حلق و گلو به معناي خارش حلق و گلو است که عموما با سرفه کردن سعی در رفع آن می‌شود اما زمان کوتاهی نمی گذرد که مجددا باید این کار را تکرار کند اما با خوردن مایعات، خصوصا مایعات گرم و ملین می تواند مدت طولانی تری از شر آن خلاص شود علت جرجر کردن گلو می تواند سرما خوردگی و آنفولانزا یا بر اثر نزله باشد ۲-جرجر کردن براي بیان تکان خوردن چیزی چون حشراتی مانند عقرب، هزارپا و غیره در لباسی که بر تن است استفاده می شود که در این وضعیت فرد سعي مي کند خودش را به جای تنهایی برساند تا با درآوردن لباس از علت آن سر درآورد که ممکن است بعضا به قول معروف خیالاتی شده باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانلود آهنگ بارون میاد جرجر پشت خونه هاجر   • بارون میاد جرجر پشت خونه هاجر شاملو   • بارون میاد جرجر حمید صفت   • بارون میاد جرجر شهرزاد   • شعر بارون میاد جرجر پشت خونه هاجر   • بارون مياد جرجر حميد صفت   • شعر کودکانه بارون میاد جرجر   • شعر بارون میاد جرجر رو پشت بوم هاجر   • معنی جرجر   • مفهوم جرجر   • تعریف جرجر   • معرفی جرجر   • جرجر چیست   • جرجر یعنی چی   • جرجر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جرجر
کلمه : جرجر
اشتباه تایپی : [v[v
آوا : jarjar
نقش : اسم
عکس جرجر : در گوگل

آیا معنی جرجر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )