انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 987 100 1

جرم

/jerm/

مترادف جرم: اثم، بزه، تقصیر، جسم، جنایت، جنحه، حرج، خطا، خلاف، گناه، معصیت | جسم، ماده، رسوب، آلودگی، چرک، میکرب، شیره

برابر پارسی: گناه، بزه، لغزش، زنگ، بزهکاری، چگالی، غند، لرد

معنی جرم در لغت نامه دهخدا

جرم. [ ج َ ] (ع مص ) بریدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). قطع کردن. (از نشوء اللغة ص 4). || درودن بار خرما و غیر آن را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || حرز و اندازه کردن بار خرما بر درخت. (منتهی الارب ). خرص زدن و تخمین کردن بار خرما. (از ذیل اقرب الموارد). || گناه کردن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || کسب کردن برای اهل خود چیزی را و فراهم نمودن. (منتهی الارب ) (از ترجمان القرآن عادل بن علی ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) و لا یجرمنکم شنآن علی الاّ تعدلوا (قرآن 8/5)؛ ای «یکسبنکم و برخی به لایحملنکم تفسیر کرده اند. (از اقرب الموارد). || گناه جستن وگناه نهادن بر کس. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || کامل کردن چیزی را. (تاج از ذیل اقرب الموارد). || فریز کردن پشم گوسپند را. || گرفتن از کسی. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

جرم. [ ج َ ] (معرب ، ص ) معرب گرم است. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || زمین سخت گرم. (منتهی الارب )(آنندراج ) (از اقرب الموارد). یقال : بلاد «جرم و صرد»؛ ای «حر و برد». (از اقرب الموارد). نقیض صرد. هر دو کلمه دخیل اند به معنی گرم و سرد. (از المعرب جوالیقی ص 96). || (اِ) نوعی از زورقهای یمنی. (منتهی الارب ). زورق در لغت اهل یمن. (از اقرب الموارد). ج ، جُروم. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

جرم. [ ج َ ] (پسوند) در فارسی مزید مؤخر امکنه قرار گیرد چنانکه : ماجرم ، جاجرم. (یادداشت مؤلف ).

جرم. [ ج َ رَ ] (ع مص ) خوردن گرفتن جرام خرما را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || (اِ) خطا و گناه. (از اقرب الموارد).
- لاجرم ؛ لابد و لامحاله و هرآینه. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و فراء گوید: این کلمه در اصل به معنای لابد و لامحاله بود و بر اثر رواج و کثرت استعمال به معنی قسم تغییر معنی یافت تا آنکه بمنزله ٔ کلمه «حقّا» درآمد و به همین جهت جواب آن بلام مفتوح مصدر گردد. چنانکه گویند: «لاجرم لافعلن کذا» و «لاجرم لاتینک »؛ ای حقا. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و در آن لغاتی است : لاذاجرم ، لا اَن ْ ذاجرم ، لا عن ذاجرم و لاجَرم ، لاجَرُم ، لاجَرِم ، لاجُرم. (منتهی الارب ). در فارسی به معنی ناگریز و ناچار ولاعلاج استعمال میشود : لاجرم حقهای آن پیر مشفق نگاه داریم در فرزندان وی که پیش مااند. (تاریخ بیهقی ).

جرم. [ ج ِ ] (اِ) آنچه از دود چسبنده بماند بر ته سیگار و دسته ٔ چپق و میانه ٔ قلیان و جز آن. || فشرده. درد. آب و روغن گرفته ٔ هرچیز. ثفل. چنانکه ، جرم غلیان ، جرم دود و جز آن. (یادداشت مؤلف ).

جرم. [ ج ِ ] (ع اِ) تن. (منتهی الارب ) (دهار). تن و جثه. (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بدن. (از متن اللغة). تن حیوان و جز آن. (ازاقرب الموارد). ج ، اَجرام. جُرُم. جُروم. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). جَرمان. (اقرب الموارد). || گونه. || نای گلو. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حلق. (از متن اللغة) (از ذیل اقرب الموارد). || آواز یا بلندی آواز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)(از متن اللغة). و منه : و ما عرفته الابجرم صوته ؛ ای بجهارته. (از اقرب الموارد). || رنگ. (ازذیل اقرب الموارد) (از متن اللغة). و فی الصحاح «قال ابوحاتم اولعت العامة بقولهم : فلان صافی الجرم ای الصوت او الحلق وخطّاء». (از ذیل اقرب الموارد). بنابر این در جمله ٔ فوق جرم به معنی لون و رنگ است نه به معنی صوت یا حلق. || جسم حیوان و جز آن. (از اقرب الموارد). جسم است جز آنکه بیشتر بر اجسام فلکی اطلاق میشود. سید سند در شرح ملخص گوید: «جرم همان جسم است و گاه آن را به اجسام فلکی اختصاص داده اند». (از کشاف اصطلاحات الفنون ص 256). به معنی جسم است و اکثر اطلاق این کلمه بر فلکیات و معدنیات باشد و گاهی بر جوهر عضو حیوان نه بر مجموع جسم حیوان اطلاق شود. و اطلاق این لفظ بر علویات و سفلیات هر دو آید چون : جرم کوه ، جرم خاک ، جرم قمر و جرم خورشید. (از آنندراج ). ناظم الاطباء آرد: مأخوذ از تازی ، جثه و جسم و تن و ثفل و کره و آن را بر علویات و سفلیات هر دو اطلاق کنند. (ناظم الاطباء). ذرات و توده ٔ هر جسم که وزن آن در شرایط مختلف تفاوت پیدا میکند :
چو عهد عدو جرم آفاق تیره
چو تیغ یلان روی مریخ احمر.
ناصرخسرو.
زهره تابنده ز چرخ تیره جرم
همچو خالی از یقین بر روی ظن.
ناصرخسرو.
تا از بخارگیرد جرم هوا غبار
جرم هوای دولت تو بی غبار باد.
مسعودسعد.
در آفتاب اگر ذره قدرتی بودی
سیاه روی نگشتی ز جرم قرص قمر.
مسعودسعد.
هفت سیاره روانند ولیک از رفتن
ماه در رفعت و در جرم چو کیوان نشود.
سنائی.
وراست آن را ماند که عطر بر آتش نهد... و جرم آن سوخته شود. (کلیله و دمنه ).
زر خرد بزرگ قیمت را
هست جرمی عظیم و جرم حقیر.
خاقانی (دیوان ص 889).
در او جرم گردون چو در قعر قلزم
یکی ریگ پیروزه رنگ مدور.
خاقانی.
جرم اوشفاف و مستنیر از آن شد. (سندباد نامه ص 12).
بشب گفتی آن جرم گیتی فروز
دری بود از روشنایی بروز.
سعدی.
روزی که ز نعل مرکبان رفته
در زلزله جرم مرکز غبرا.
؟
|| مصطلح علمی : در مکانیک استدلالی ثابت شده است اگر دو نیروی F وسF مجزا از هم بریک نقطه اثر کند در آن نقطه دو حرکت از یکنوع ایجاد می کنند که نسبت شدت دو حرکت مساوی است با نسبت دو نیرو یعنی :
سgg = سFF و از آنجا سgسF = Fg
این نسبت بین نیروی مؤثر و شدت حرکت ایجاد شده را جرم آن نقطه می نامند یعنی :
m=Fg و آنجا از mg=F
در حالت خاص اگر p وزن جسم باشد و m جرم و g شدت حرکت ایجاد شده بر اثر وزن جسم ، داریم : mg=P از آنچه گذشت نتیجه میشود که جرم اجسام متناسب با وزن آنهاست ولی در عرف عام و زبان عمومی غالباً وزن معنای جرم بکار می رود و نیز از رابطه ٔ mg =P می توانیم با در دست داشتن g و P جرم جسم را اندازه بگیریم اگر ضریب انشتین را مثلث فرض کنیم D همواره جرم یک جسم در دستگاهی که با شدت v حرکت می کند بدین صورت در می آید:
1D *.m = MV
|| کره. فلک. توده : جوهر آب را بوساطت حرارت به جرم نار رسانید. (از سندبادنامه ص 1).
- جرم خاشاک ؛ توده ٔ خاشاک :
جرم خاشاک را از آن چه شرف
کآب دریاش بر زبر دارد.
انوری.
- جرم خاک ؛ کره ٔخاک. جرم زمین :
فرمان توچو آب روان باد در جهان
تا جرم خاک را شرف از نسل آدم است.
انوری.
ز آب محیط دید کمر بر میان خاک
از جرم خاک بست کمر بر میان آب.
خاقانی.
- جرم خور ؛ کره ٔ خورشید. جرم خورشید :
آفاق را از جرم خور هم قرص و هم آتش نگر
هم مطبخ و هم خوان زر هم میده سالار آمده.
خاقانی.
رجوع به جرم خورشید شود.
- جرم خورشید ؛ جرم خور. کره ٔ خورشید :
جرم خورشید را چه جرم بدانک
شرق و غرب ابتدا شر است و غر است.
خاقانی.
سر از البرز برزد جرم خورشید
جهان را تازه کرد آئین جمشید.
نظامی.
رجوع بجرم خور شود.
- جرم زحل ؛ کره ٔ زحل :
انجمند از بهر کلکش دوده سای
لاجرم جرم زحل حل کرده اند.
خاقانی.
از بلندیش فرق نتوان کرد
آتش دیدبان ز جرم زحل.
(از ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 200).
- جرم زمین ؛ کره ٔ زمین. جرم خاک :
جرم زمین تا قرار یافت ز عدلت
بس نفس شکر کز هوام برآمد.
خاقانی.
و اخر بنفخ صور کند قهر کردگار
بند فلک گسسته و جرم زمین هبا.
خاقانی.
سخای او صفت آفتاب دارد راست
دهنده نور به جرم زمین و اوج سما.
سوزنی.
- جرم سهیل ؛ ستاره ٔ سهیل :
قطب فلک رکابش هست از کمال رتبت
جرم سهیل آمد چرم از پی دوالش.
خاقانی.
- جرم فلک ؛ آسمان.افلاک. کرات بالا :
مه را گرفته دیدم گفتم ز تیغ میر
جرم فلک پی سپر آهنین گریخت.
خاقانی.
- جرم کواکب ؛ ستارگان. کرات :
آنجاکه رفته بود هم اندرنهان بدم
تب لرزهای جرم کواکب ربوده بود.
خاقانی.
- جرم کیوان ؛ ستاره ٔ کیوان :
بگوش من فروگفت آنچه گر نسخت کنم شاید
صحیفه ٔ صفحه ٔ گردون و دوده جرم کیوانش.
خاقانی.
- جرم ماه ؛ کره ٔ ماه. جرم قمر. جرم مه :
در جرم ماه و قرصه ٔ خورشید ننگرم
هرگه که دیده ها شودم رهنمای نان.
خاقانی. رجوع بجرم مه شود.
- جرم مه ؛ کره ماه. جرم قمر. جرم ماه :
ایا شهی که ز تأثیر عدل تو بر چرخ
به جرم مه ندهد اجتماع مهر محاق.
خاقانی.
- جرم هلال ؛ ماه. هلال ماه :
صفرکن این برج ز جرم هلال
باز کن این پرده ز مشتی خیال.
نظامی.
ج ، اجرام :
گردون و هفت اجرام او تحت الشعاع جام او
فوق الصفه ز اکرام او دین مجد والا داشته.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 385).
افلاک را لباس مصیبت بساط گشت
اجرام را وقایه ٔ ظلمت حجاب شد.
خاقانی.
تاکه مشرف اوست اجرام فلک را از فلک
آن دو پیر نحس رحلت کرده اند از بیم او.
خاقانی.
رجوع به اجرام شود.

جرم. [ ج ُرْ رَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ جارم ؛ درونده و فراهم آورنده. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع بجارم شود.

جرم. [ ج ُ رُ ](ع اِ) ج ِ جِرم. (از منتهی الارب ). رجوع بجرم شود.

جرم. [ ج ِ رَ ] (ع اِ) ج ِ جِرمَة. (منتهی الارب ). رجوع به جرمه شود.

جرم. [ ج ُ ] (ع اِ) گناه. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ) (غیاث اللغات ). گناه. خزده. خطا.(ناظم الاطباء). ذنب. تعدی. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد): ومنه «ما فی هذا جرم ». (اقرب الموارد). بزه. جناح. عصیان. اثم. مأثم. معصیت. ذنب. ناشایست. جناح. جریمة. خطا. ج ، اَجرام. جُروم. (متن اللغة) (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || (اصطلاح حقوقی ): از مجموع قوانین جزائی و قانونی اساسی چنین استنباط میشود که جرم ، عملی مثبت یا منفی است که قانون آن را منع کرده و برای ارتکاب آن مجازاتی مقرر شده هرگاه مرتکب بقصد آن را انجام داده باشد. مؤلف حقوق جنائی در تعریف جرم آرد: تعریف جرم بر حسب مکتبهای مختلف جزائی متفاوت است. به عقیده ٔ طرفداران مکتب عدالت مطلقه جرم عبارت از عملی است که مخالف اخلاق و عدالت باشد. در نظر کاروفالو، در صورتی که به آن قسمت از حس درستی و نیکوکاری که همیشه و همه جا مورد قبول واقع شده است دستبرد و اهانت شود، جرم صورت گرفته است. کارارا بدین شرح از جرم تعریف کرده است «نقض قانون مملکتی در اثر عمل خارجی در صورتی که انجام دادن وظیفه و یا اعمال حقی آن را تجویز نکند و مستوجب مجازات هم شود جرم نامیده میشود». تعریف اخیر از این جهت که عناصر سه گانه ٔ جرم (عنصر قانونی ، عنصر مادی ، عنصر اخلاقی ) را در بردارد بر سایر تعاریف رجحان دارد. عناصر تشکیل دهنده ٔ جرم : برای اینکه عملی از لحاظ اجتماعی جرم شناخته شود و قابل مجازات باشد، سه شرط لازم دارد اول ، تجاوز بقانون جزا که آن را عنصر قانونی گویند. دوم ، عمل یا کردار مادی که آن را عنصر مادی جرم گویند. سوم ، قصد ارتکاب جرم که عنصر اخلاقی جرم نامیده می شود. منظور از... عنصر قانونی این است که هیچ عملی را نمیتوان جرم دانست مگر آنچه قانون قبلاً تصریح کرده باشد و همان مضمون مثل معروف «هیچ جرمی بدون قانون وجود پیدا نمیکند» میباشد. مقصود از عنصر مادی جرم آن است ، که تنها قصد انجام دادن عملی هرچند غیرقانونی باشد جرم نیست و برای اینکه جرم وجود خارجی پیدا کند، پیدایش یک عمل خارجی مادی لازم دارد. عنصر اخلاقی جرم ، داعی و اراده و قصد داشتن در ارتکاب عمل ممنوع است بعبارت دیگر لازم است که با سبق تصمیم و اراده و سوء نیت عمل ممنوع را انجام داده باشد، تا جرم شناخته شود. (از کتاب حقوق جنائی عبدالحسین علی آبادی ج 1 صص 42 - 61). || (ع مص ) گناه کردن. (دهار). گناه بکردن. (تاج المصادر بیهقی ) :
این نواحی را بکنند و بسوزند و بسیار بدنامی حاصل آید و سه هزار درم نیابند، این است بزرگ جرمی. (تاریخ بیهقی ص 468).
جزآن جرمی ندانم خویشتن را
که بی حجت نمیگویم مقالی.
ناصرخسرو.
ماجرم چه کردیم نزادیم بدان وقت
محروم چراییم ز پیغمبر و مضطر.
ناصرخسرو.
دانی که نیست آن خر مسکین را
جز جهل هیچ جرم و گنه کاری.
ناصرخسرو.
نباید تا نباشد جرم عذری
نه صلحی تا نباشد کارزاری.
ناصرخسرو.
نمیدانم در آنچه میان من و شیر رفته است خود را جرمی... (کلیله و دمنه ). اصحاب حزم... جرم ستور را عقوبت ظاهر جایز نشمرند. (کلیله و دمنه ).
ز جرم جرم نماند اثر برحمت تو
اگر بود ز ثری جرم تا اثیر مرا.
سوزنی.
آنچه خود میکنی ز فضل مگوی
وانچه او می کند ز جرم بپوش.
خاقانی.
جرم من آن است کز خزائن عرشی
گنج خدایم ولی گدای صفاهان.
خاقانی.
در مناجاتی که سرمستان کنند
جرم آن سبوح خوان درخواستند.
خاقانی.
چون همی خایی تو دندان بر عدو
چون همی بینی گناه و جرم او.
مولوی.
عذر احمق بدتر از جرمش بود.
مولوی.
مرا چون بود دامن از جرم پاک
ندارم ز خبث بداندیش پاک.
سعدی.
نزدیک من آن است که هر جرم و خطائی
کز صاحب وجه حسن آید حسن است آن.
سعدی.
چه جرم دیده خداوند سابق الانعام
که بنده در نظر خویش خوار میدارد.
سعدی.
تا ملک از سرجرم او درگذشت. (گلستان ).
خواجه هر چند پرهنر داند
جرم خود بنده نیکتر داند.
اوحدی.
گر دوستیت جرم است آن جرم کرده آید
از بهر این نگیرند از دوستان کناره.
رفیع مروزی.
جرمی که از تو آمد برخویشتن گرفتم
بسیار جهد کردم ناخواست را چه چاره.
رفیع مروزی.
خود کردن و جرم دوستان دیدن
رسمی است که در جهان تو آوردی.
؟
چرا ترسم ز ناکرده گناهی
نپیچد جرم نا کرده روانی.
؟
- جرم بخشیدن ؛ از سر تقصیر کسی درگذشتن :
سنگ میزان پشیمانی اگر نیست سبک
جرم هر چند گران است خدا میبخشد.
ابوالفتح گیلانی (از ارمغان آصفی ).
- جرم بردن ؛ پاک کردن گناه و تقصیر :
پیاله گیرو ز آلایش گناه مترس
که برد طاعت یکماهه جرم یکساله.
ملاجامی (از ارمغان آصفی ).
- جرم بستن ؛ گناه و تقصیر به گردن دیگری گذاشتن :
به هر جفا که کنی بر زمانه بندی جرم
کسی ز فعل تو آگاه نیست پنداری
ظهیر فاریابی (از ارمغان آصفی ).
- جرم پرسیدن ؛ مؤاخذه و محاسبه کردن گناه و تقصیر :
ای کاش بدوزخ بفرستند و بپرسند
جرمم که ندارد سر سودای اقامت.
رشکی همدانی (ازارمغان آصفی ).
- جرم داشتن ؛ گناه داشتن. بزه داشتن :
اگر دامن آلوده گردد به می
حرام است جرمی ندارد به پی.
فردوسی.
- جرم دیدن ؛ آگاه شدن از گناه و تقصیر :
چه جرم دید خداوند سابق الانعام
که بنده در نظر خویش خوار میدارد.
سعدی (از ارمغان آصفی ).
- جرم رفتن ؛ گناه و تقصیر سرزدن :
ربوده بود ز من یار من مرا یارب
چه جرم رفت که دیگر بمن گذاشت مرا
ملاجامی (از ارمغان آصفی ).
- جرم کردن ؛ گناه کردن. تقصیر ورزیدن :
هم بزیر لگدت همچو هبا کردم
بیگنه بودی این جرم چرا کردم.
منوچهری.
هیچ جرمی نکرده ام هرگز
کاید او را همی ز من آزار.
مسعودسعد.
یارب چه جرم کرد صراحی که خون جام
با نغمه های غلغلش اندر گلو ببست.
حافظ (از ارمغان آصفی )
- جرم گرفتن ؛ مجازات کردن. جریمه کردن :
باده جرم عیش گیرد از دل هشیار ما
خون گل خواهد بهار از گوشه ٔ دستار ما.
شکوهی همدانی (از ارمغان آصفی ).
- جرم نهادن ؛ گناه و تقصیر را بگردن دیگری نهادن. جرم را به دیگری بستن :
گر گنه از کور زاید جرم چون بر کر نهیم.
سنائی.
از کبر بر مراددل کس نبوده ای
تهمت به بخت و جرم بر اختر نهاده ای.
نظیری نیشابوری (از ارمغان آصفی ).
|| آنچه از گناهکار به زور ستانند. (بهارعجم ) (آنندراج ).

جرم. [ ج ِ ] (اِخ )نام جایی و مقامی است در ایران زمین. (برهان ). کیهان در جغرافیای سیاسی ایران آرد: سوم ناحیت فشافویه است و در او سی پاره دیه است : کوشک و علیاباد وکیلین و جرم وقرج آغار. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 359).

جرم. [ ج ِ ] (اِخ ) شهری است نزدیک بدخشان. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بلادی است وراء ولوالج نزدیک بدخشان. (از تاج العروس ). شهری است بنواحی بدخشان. وراء ولوالج. (از معجم البلدان ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.

جرم. [ ج َ ] (اِخ ) نام بطنی است از عرب قضاعه. (منتهی الارب ). مؤلف صبح الاعشی دارد: جرم ، طائفه ٔ هفتم از قضاعه است و آنان اولاد جرم بودند که نام وی علاف بن زبان بن حلوان بن عمران بن حافی بن قضاعه است ، حمدانی گوید: بنوجشم و بنوقدامه و بنوعوف از این طائفه اند. و در عبر آمده است که جماعتی ازاصحاب از این طائفه اند. خود گویم که قاضی ولی الدین بن خلدون به وهم افتاده و آنان را کسانی دانسته که دربلاد غزه بودند ولی چنانکه در جای دیگر ذکر کردیم آنان «جرم » طائفه ٔ طی اند، نه جرم طائفه ٔ قضاعه. و صاحب حماه در تاریخ خود، تنوخ را از این طائفه دانسته ولی آنچه ابوعبید گفته مقرون بتحقیق است. و آن اینکه آنان سه بطن از قحطانیه بودند گوید: نزار و اخلاف (یعنی اسد و غطفان ) همو و بدین جهت به تنوخ موسوم شدند که آنان بر مقام کردن در جایی بشام تحلیف کردند و تتنخ به معنی مقام کردن است. (از صبح الاعشی ج 1 ص 318).

جرم. [ ج َ ] (اِخ ) نام بطنی از طائفه ٔ طی است. (منتهی الارب ). مؤلف صبح الاعشی آرد: بطنی است از قبیله طی بدین نام و نسب ، بنوثعلبةبن عمروبن غوث بن طی. حمدانی گوید: «جرم نام مادر اوست که بتغلیب نام خود وی گردیده است و اینان همان طائفه جرم اند که در بلاد غزه از بلادشام سکونت دارند». و نیز حمدانی گوید: «آنان با ثعلبه برای مقابله با فرنگها بر ضد مسلمانان متحد شدند و چون صلاح الدین آن بلاد را فتح کرد گروهی از آنان بمصر رفتند و بقیه در غزة شام ماندند» و همچنین حمدانی ،سه طائفه بنامهای شمجان و قمرا و حبان ذکر کرده و پس از آن گوید: مشهور از آنان طائفه ٔ جذیمه است و گفته که نسبشان بقریش میرسد. (از صبح الاعشی ج 1 ص 322).

جرم. [ ] (اِخ ) قصبه ای است از توابع طوس و در پای آن قلعه و چند پاره دیه است که از توابع آن است. (نزهة القلوب ج 3 ص 151).

جرم. [ ج َ] (اِخ ) ابن عمروبن غوث. از طائفه ٔ طی. او جدی است جاهلی و از اولاد وی «بنوجیان » است آنان در غزة و دارم و بلدالخلیل (در فلسطین ) سکونت دارند و بطنهای بسیار دارد. (از اعلام زرکلی ) (از صبح الاعشی ج 1 ص 322).

جرم. [ ] (اِخ ) ابن کهلان. از علمای انساب یمن بود. رجوع به الحلل السندسیة ج 1 ص 395 شود.

معنی جرم به فارسی

جرم
گناه، خطا، بزه، جروم واجرام جمع، لون، رنگ، جسم، هریک ازاجرام آسمانی یعنی ستارگان
( اسم ) گناه بزه . جمع : اجرام جروم .
این کهلان از علمائ انساب یمن بود
[crime, criminal wrong] [حقوق] فعل یا ترک فعلی که نقض قانون تلقی می شود و سزاوار کیفر با مجازات حبس است
[calculus] [پزشکی-دندان پزشکی] ← جِرم دندان
[mass] [فیزیک] خاصیتی بنیادی که به موجب آن جسم در برابر تغییر سرعت از خود مقاومت نشان می دهد
[scale , fur] [خوردگی، مهندسی بسپار] رسوبی که بر سطح فلزاتِ در تماس با آب در نتیجۀ تغییر خواص فیزیکی یا شیمیایی آب تشکیل می شود
[ گویش مازنی ] /jerm/ جرم
[supercritical mass] [فیزیک] آن مقدار مادۀ شکافت پذیری که جِرم آن بیش از جرم بحرانی است
[extradition crime] [حقوق] رفتاری که در هر دو کشور درخواست کننده و مستردکنندۀ مجرمان پیگرد قانونی داشته باشد
دهی است از دهستان حومه بخش حومه شهرضا . این ده در هفتهزار گزی شمال خاور شهرضا و دو هزار گزی شوسه شهرضا به اصفهان واقع شده و محلی جلگه و معتدل است . سیصد و هفتاد تن سکنه شیعی مذهب و فارسی زبان دارد . آب آن از قنات تامین میشود و محصول آن غلات پنبه خربزه و هندوانه و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی کرباس بافی است . این ده راه ماشین رو و دبستان دارد .
از دیه های و از کرود
در اصطلاح فلسفی بماده و جرم فلک الافلاک یعنی فلک اطلس اطلاق شود چنانکه حرکت آنرا حرکه الکل گویند .
[specific-intent crime] [حقوق] جرمی که به قصد انجام عمل مجرمانۀ مشخصی صورت می گیرد
[critical mass] [شیمی] جِرم مورد نیاز برای دستیابی به یک واکنش زنجیره ای
جرم بخشنده آنکه گناهکار را عفو کند .
بخشاینده جرم آنکه گناه و جرم کسی را عفو کند .
حاصل عمل آنکه جرم را ببخشد
[victimless crime] [حقوق] جرمی مانند استعمال مواد مخدر و قمار و اعمال مبتنی بر انحراف های جنسی و تخریب طبیعت که به هیچ فرد یا دارایی شخصی به طور مستقیم آسیب نمی رساند و اگر هم فردی آسیب دیده باشد با رضایت خود او بوده است
[scaling] [خوردگی، شیمی، مهندسی بسپار] تشکیل رسوب از اجزای نامحلول آب بر سطح فلز
[ گویش مازنی ] /jerm bayten/ کثیف شدن – جرم گرفتن
آنکه گناه پوشد
حاصل عمل آنکه گناه پوشد
[transnational crime] [حقوق] فعالیت غیرقانونی شخص حقیقی یا حقوقی با پشتیبانی عملیاتی سازماندهی شدۀ گروه های تبهکار از فراتر از مرزهای ملی
[tazir crime] [حقوق] تخطی جزئی از قوانین اسلامی که نوعی تخلف در مقابل جامعه محسوب شود نه خداوند
[computer manipulation crime] [حقوق] هر عملی که برای تغییر داده ها یا ورود داده هایی به منظور کلاهبرداری یا اختلاس در یک سامانۀ الکترونیکی صورت گیرد
[hudud crime] [حقوق] تخطی از قوانین اسلامی که شامل جرایمی مانند سرقت و زنای محصنه و لواط و مصرف الکل است

معنی جرم در فرهنگ معین

جرم
(جِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - جسم . ۲ - رنگ . ۳ - هر یک از اجرام آسمانی .
(جُ) [ ع . ] (اِ.) گناه ، بزه .
(جِ) [ ع . ] (اِ.) دُرد، ته نشست هر چیزی .
(جُ. نَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) مجرم شناختن .

معنی جرم در فرهنگ فارسی عمید

جرم
۱. ماده ای که بر روی سطوح رسوب می کند.
۲. (فیزیک) مقدار مادۀ موجود در یک جسم.
۳. شکل مادی حیوان یا چیز دیگر، جسم.
۴. [قدیمی] هریک از کُرات آسمانی: جرم ماه از اشارت جدّش / هم به دو نیم گشت، هم یک لخت (انوری: ۵۲۴).
۵. [قدیمی] ستاره.
گناه، خطا، بزه.
آن که جرم و گناه را می بخشد، خطاپوش.
متخصص در علم جرم شناسی.
علمی که دربارۀ جرائم، جنایات، و مردم تبهکار بحث می کند.

جرم در دانشنامه اسلامی

جرم
معنی جَرَمَ: قطع کرد -برید ( لَا جَرَمَ :حقـّاً - کنایه از این است که سخنی که بعد از آن می آید قطع کننده و باطل کننده ای ندارد)
معنی لَا جَرَمَ: حقـّاً - ثابت و يقيني است (جَرَم َ:قطع کرد -برید و لَا جَرَمَ کنایه از این است که سخنی که بعد از آن می آید قطع کننده و باطل کننده ای ندارد)
معنی أَجْرَمُواْ: مرتکب جرم شدند
معنی أَجْرَمْنَا: مرتکب جرم شديم
معنی تُجْرِمُونَ: مرتکب جرُم مي شويد
معنی کَوْکَب: ستاره - سيّاره - شهاب - جرم آسماني
معنی مُجْرِمُ: گناهكار (کلمه جرم بطوري که راغب در مفرداتش گفته در اصل به معناي چيدن ميوه از درخت است ، و باب افعال آن يعني أجرم به معناي صاحب جرم شدن است ، ولي به عنوان استعاره در هر کار ناپسند استعمال شده ، پس کلمه جرم - به ضمه و فتحه جيم - به معناي اکتساب و كسب ك...
معنی مُجْرِمُونَ: گناهكاران (کلمه جرم بطوري که راغب در مفرداتش گفته در اصل به معناي چيدن ميوه از درخت است ، و باب افعال آن يعني أجرم به معناي صاحب جرم شدن است ، ولي به عنوان استعاره در هر کار ناپسند استعمال شده ، پس کلمه جرم - به ضمه و فتحه جيم - به معناي اکتساب و كسب...
معنی مُجْرِمِينَ: گناهكاران (کلمه جرم بطوري که راغب در مفرداتش گفته در اصل به معناي چيدن ميوه از درخت است ، و باب افعال آن يعني أجرم به معناي صاحب جرم شدن است ، ولي به عنوان استعاره در هر کار ناپسند استعمال شده ، پس کلمه جرم - به ضمه و فتحه جيم - به معناي اکتساب و كسب...
معنی مُجَرِمِيهَا: گناهكاران آن(در اصل مجرمین بوده که به دلیل مضاف واقع شدن نون آن حذف گردیده است . کلمه جرم بطوري که راغب در مفرداتش گفته در اصل به معناي چيدن ميوه از درخت است ، و باب افعال آن يعني أجرم به معناي صاحب جرم شدن است ، ولي به عنوان استعاره در هر کار ناپسن...
معنی نَضْرِبُ: مي زنيم (عبارت "أَفَنَضْرِبُ عَنکُمُ ﭐلذِّکْرَ صَفْحاً أَن کُنتُمْ قَوْماً مُّسْرِفِينَ"يعني :"آيا به جرم اينکه شما مردمي اسرافگريد از فرستادن قرآن به سوي شما صرفنظر کنيم"در واقع موضوع نازل کردن قرآن را به صفحه اي تشبيه کرده که با ورق زدن از آن عبور ...
معنی کُوِّرَتْ: درهم پيچيده شد (کلمه تکوير که مصدر فعل کورت است به معناي پيچيدن چيزي ، و به شکل مدور در آوردن آن است ، نظير پيچيدن عمامه بر سر ، و شايد تکوير خورشيد استعاره باشد از اينکه تاريکي بر جرم خورشيد احاطه پيدا ميکند)
تکرار در قرآن: ۶۶(بار)
«جُرم» در اصل، به معنای قطع کردن است و از آنجا که افراد گنهکار پیوندها را قطع می کنند، و خود را از اطاعت فرمان خدا جدا می سازند، این کلمه به «گناه» نیز اطلاق شده است، و در آن اشاره لطیفی به این حقیقت است که هر انسانی در ذات خود پیوندی با حق، و پاکی و عدالت دارد، و آلودگی به گناه در واقع جدایی از این فطرت الهی است.
(بر وزن عقل) قطع. مجمع البیان، اقرب الموارد، قاموس، مفردات و صحاح آن را به معنی قطع گفته‏اند. یه عقیده طبرسی گناه را از آن جهت جرم گویند که عمل واجب الوصل را قطع می‏کند. بنابراین قول، گناهکار را آن مجرم گویند که عمل صالح را قطع می‏کند (در مجمع به ذیل آیه 124 انعام رجوع شود) در مفردات گوید: اصل جرم به فتح اوّل به معنی قطع ثمره از درخت است و به طور استعاره به گناه کردن جرم گفته‏اند . طبرسی در را از کسائی «یَحْمِلَنَّکُمْ» (وادار نکند) نقل کرده است و این مطابق نهج البلاغه است که در نامه 12 فرموده «لا یَحْمِلَنَّکُمْ شَنَئانُهُمْ عَلی قِتالِهِمْ قَبلَ دُعائِهِمْ»و خود جرم را در آنجا قطع و کسب معنی می‏کند زمخشری در ذیل همین آیه می‏گوید: جرم جاری مجرای کسب است در تعدّی به یک مفعول یا دو مفعول و آنگاه جمله فوق را به معنی کسب و وادار کردن گرفته است . بعضی از بزرگان در تفسیر خود در ذیل آیه فوق گوید: «یقال جرمه یجرمه»: ای حمله» علی هذا معنی جرم وادار کردن است. ولی این تعبیر را کتب مشهور لغت پیدا نکردیم . و خلاصه آنکه: در معنای جرم (به فتح اوّل) سه قول هست: قطع، حمل، کسب. ولی قطع معنای اوّلی و مشهور آن است و جرم (به ضمّ اوّل) به معنی گناه از همین مادّه است . به نظر نکارنده جرم فقط یک معنای دارد وآن قطع است و گناه را بدان سبب جرم گویند که شخص را از سعادت و رحمت خدا قطع می‏کند و گناهکار را مجرم می‏گوئیم زیرا در اثر گناه، خود را از رحمت و سعادت و راه صحیح انسانیّت قطع می‏کند و در سه محل از قران که «لا یَجْرِمَنَّکُمْ» امده چون به مفعول دوّم با «علی» متعدی شده لذا معنای حمل (وادار کردن) برآن اشراب شده است و چنانکه می‏دانیم «حمل» بر مفعول دوّم با «علی» متعدی می‏شود گویند «حَمَلَهُ عَلَی الاَمْرِ». یعنی او را به فلان کار وادار کرد لفظ «علی در یک آیه مذکور و در دو آیهمستتر است اینک آیات را نقل می‏کنیم: وادار نکند شما را کینه قومی بر اینکه عدالت نکنید. می‏بینم که در اینجا «عَلی اَلّا تَعْدِلوا» مفعول دوّم «لا یَجْرِمَنَّکُمْ» است و «علی» در آن مذکور می‏باشد . کینه مردمیکه شما را از مسجد الحرام باز داشته‏اند وادار نکنر بر اینکه تجاوز کنید . ای قوم مخالفت با من وادارتان نکند بر اینکه بلای نظیر قوم نوح بر شما برسد . در این آیه «آزنْ تَعتَدوا - اَنْ یُصیبَکُمْ» مفعول دوّم «یَجْرِمَنَّکُمْ» است «علی» در هر دو مقدّر می‏باشد و احنمال دارد که در آیه اخیر معنای کسب به آن اشراب شده باشد و در این صورت احتیاج به تقدیر «علی» نیست. آنانکه اقدام به گناه کردند به مؤمنین از روی ریشخند می‏خندیدند. در قرآن کریم ماده جرم غیر از سه آیه فوق، همه از باب افعال به کار رفته است مثل اجرموا، اجرامی مجرم و مجرمون فقط در پنج محلّ «لاجرم» آمده که می‏خواهیم گفت. به نظر می‏آید باب افعال در اینجا برای کثرت باشد زیرا کثرت یکی از معنای آنست از کسانی که پیوسته گناه می‏کردند انتقام کشیدیم. کلمه «لاجرم» جنانکه گفتیم پنج بار در قرآن مجید آمده است هود: 22 نحل:23 و 62 و 109، غافر :43. درالمیزان ذیل آیه فوق از فرّاء نقل شده که لاجرم دراصل به معنی لابد و لا محاله است سپس در اثر کثرت استعمال به معنای قسم آمده و معنای «حقّا» می‏دهد... و گفته شده: جرم به فتح اول و دوم به معنی قطع است و شاید در اصل در نتیجه سخن به کار میرفته مثل لامحاله و این معنی را میداده‏که: این سخن را قاطعی قطع نمی‏کند... پس «لا» به معنی نفی و «جرم» به معنی قطع است «لاجرم» یعنی این گفته را قطع کردن و از بین بردن نیست و حتمی است علی هذا معنای حتماً و حقاً می‏دهد. معنای آیه فوق این است: حتماً آنها در قیامت خسرانکارترین اند .
جرم ممکن است در معانی ذیل استعمال شده باشد: • جرم (گناه) ، به ضم جیم، در لغت به معنای گناه و خطا و اصطلاحی فقهی و حقوقی • جرم (ماده دارای جسمیت ملموس)، به کسر جیم، به معنای مواد دارای جسمیت• جرم (فلسفه)، واژه ای در متون فلسفی و علمی دوران اسلامی گاه مترادف با جسم و غالباً به معنایی متفاوت اما نزدیک به آن
...
جِرْم، واژه ای که در متون فلسفی و علمی دوران اسلامی گاه مترادف با جسم و غالباً به معنایی متفاوت اما نزدیک به آن به کار می رود.
کاربرد جرم به جای جسم چندان رایج نیست، اما در برخی از آثار فلسفی و علمی دیده می شود. کندی جرم را به چیزی که سه بُعد داشته باشد تعریف می کند، که این همان تعریف متکلمان از جسم است.
تمایزجرم وجسم
اما واژۀ جرم بیش تر در جایی به کار می رود که مفهوم کلی جسم در نظر نباشد، بلکه پای اجسام خاصی در میان باشد.معروف ترین کاربرد این واژه در این معنا ترکیب « اجرام سماوی » است که رایج ترین اصطلاح برای اشاره به ماه ، خورشید ، سیارات و گاه ثـوابت است. با این حال، گاهی نیز از جرم فلک سخن به میان می آید و در این کاربرد منظور از آن کل بخشی از جهان مادی است که از عنصر پنجم یا اثیر ساخته شده است.به طور کلی، واژۀ جرم به جسمی اشاره دارد که ابعاد و حدود معینی داشته باشد و از اجسام دیگر متمایز باشد. به عبارت دیگر، معمولاً از واژۀ جسم وقتی استفاده می شود که این مفهوم به صورت لابشرط در نظر گرفته شود، اما کاربرد جرم معمولاً در مواردی است که همین مفهوم به شرط شیء لحاظ شود. گاه نیز از واژۀ جرم برای اشاره به بخشهای درونی اجسام، در مقابل رویۀ خارجی آن ها استفاده می شود. در مواردی نیز ــ از جمله در فصولی از کتابهای هیئت که عنوان «ابعاد و اجرام» دارند ــ و نیز در رساله های مفردی به همین نام، منظور از جرم همان انداز ۀ ابعاد ماه و خورشید و ستارگان است و به این معنا، واژۀ جرم مترادف با حجم است. در این کاربرد، جرم معیاری است برای سنجش مقدار مادۀ موجود در یک جسم خاص که با حجم آن متناسب است.
تفکیک جرم و وزن
هرچند دانشمندان مسلمان ، مانند اسفزاری ، ابن هیثم ، خیام و خازنی گامهای مهمی در راه تعیین نسبت مقدار مادۀ موجود در حجم معینی از مواد مختلف برداشته اند و گاه دقت کمّی اندازه گیریهای ایشان بسیار درخور توجه است، اما به این دلیل که جرم و وزن را از هم تفکیک نمی کرده اند، آنچه را اندازه می گرفته اند می توان هم جرم ویژه و هم وزن مخصوص دانست. با این حال، می توان گفت که متفکران مسلمان، به این دلیل که حرکت در کمّ را به تخلخل و تراکم و نمو و زبول تقسیم می کردند و تنها دو مقولۀ اخیر را نتیجۀ افزایش ماده ای از بیرون جسم به آن و یا کاستـه شدن از مادۀ آن می دانستند ، تصوری مبهم از آنچه بعدها قانون بقای جرم نام گرفت داشته اند؛ هرچند در آثار ایشان هیچ نشانی از کوشش برای تدقیق این مفهوم ویا کمّی کردن آن یافت نمی شود.
جُرم ، اصطلاحی فقهی و حقوقی به معنای هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است .
جرم ، از ریشه عربی ج ر م ، به معانی قطع کردن ، چیدن میوه از درخت ، حمل کردن ، کسب کردن ، ارتکاب گناه و وادار کردن به کاری ناپسند به کار رفته است. است.
جرم در لغت
جُرم در لغت به معنای گناه، بزه و خطا بوده و از جُرم به ذنب، اِثم، سَیِّئه، عِصیان و مَعصیت نیز تعبیر می شود.
جرم در اصطلاح فقهی
در اصطلاح عبارت است از هر نوع عملی که در شرع ممنوع، و دارای کیفر دنیوی، همچون حدّ، تعزیر، قصاص، دیه و کفّاره و یا اخروی باشد؛ خواه در ارتباط با خود مجرم باشد، مانند ترک نماز و روزه و نوشیدن شراب و یا در ارتباط با دیگری، همچون ضرب و جرح و کشتن کسی.بنابراین، جرم در اصطلاح فقهی مرادف معصیت است.
جرم در اصطلاح حقوقی
...



جرم در دانشنامه ویکی پدیا

جرم
جرم ممکن است در یکی از این موارد به کار رود:
جُرم یا بِزِه، در علم حقوق به معنی نقض قوانین
جِرم (فیزیک)، مقاومت جسم در برابر شتاب در هنگام اعمال نیرو یا قدرت گرانش یک جسم در جذب دیگر اجسام
جـِرم یا میکروب، جاندارانی بسیار ریز
جرم دندان، تجمع محکم و سخت شده پلاکهای میکروبی بر دندان ها
جرم گوش یا واکس گوش، ترشحات طبیعی و ضروری گوش
جرم آسمانی یا شی آسمانی، هر ماده فیزیکی طبیعی موجود در فضای بیرونی
ولسوالی جرم، از ولسوالیهای ولایت بدخشان در شمال خاوری افغانستان
جِرم (به انگلیسی Mass) مفهومی بنیادی در فیزیک است که به طور شهودی مقاومت جسم در برابر شتاب گرفتن در هنگام اعمال نیرو یا قدرت گرانش یک جسم در جذب دیگر اجسام را می نمایاند. در حوزه های گوناگون فیزیک مانند مکانیک کلاسیک، نسبیت خاص و نسبیت عام تعریف های متفاوتی از جرم بیان می شود. واژهٔ جِرم از ریشهٔ پارسی است. واحد جرم در دستگاه بین المللی یکاها (SI)، کیلوگرم (kg) می باشد.
در سنجش های دقیق، به خاطر تغییر در شدت نیروی گرانشی زمین در جاهای گوناگون
در جاهایی دور از سطح زمین، مثلاً در فضا یا در سطح سیاره های دیگر
جرم با وزن متفاوت است. جرم و وزن با هم «آلفا» یعنی متناسب هستند نه برابر. در کاربردهای روزمره جرم را همان وزن می شناسند، ولی در فیزیک و مهندسی وزن به نیروی گرانشی وارد بر اجسام گفته می شود. البته در کاربردهای روزمره جرم و وزن با هم متناسب اند و این همانندانگاری مشکلی پیش نمی آورد، ولی در موارد ویژه ای مهم می شود:
مثلاً نیروی گرانش در سطح ماه حدود یک ششم نیروی گرانش در سطح زمین است. از این رو وزن هر جسم در سطح ماه یک ششم وزن آن در سطح زمین است؛ و این رابطه جرم با وزن می باشد.و
جرم یک جسم نامتغیر است اما وزن یک جسم چنین نیست. وزن یک جسم به فاصلهٔ آن تا مرکز زمین بستگی دارد. وزن یک جسم با جرم آن و جاذبهٔ گرانشی زمین نسبت مستقیم دارد به این ترتیب دو جسم با جرم یکسان، در هر نقطه وزن یکسان دارند.
جرم فیلمی سینمایی به کارگردانی مسعود کیمیایی محصول سال ۱۳۸۹ است که برنده ۵ سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر (از جمله سیمرغ بلورین بهترین فیلم) شد و منتقدین آن را فیلمی با زیر لایه های سیاسی خواندند.
سرپرست گویندگان: خسرو خسروشاهی
طراح چهره پردازی: محمدرضا قومی
طراح صحنه و لباس: ایرج رامین فر
صدابردار: اسحاق خانزادی
عکاس: بابک برزویه
مدیر تولید: تینا پاکروان
مدیر تدارکات: وحید مشاری
دستیار اول و برنامه ریز: علی جناب
دستیار کارگردان: سامان خادم
موسیقی متن:کارن همایونفر
کارن همایون فر برای آهنگسازی این فیلم برنده سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن جشنواره فیلم فجر شده است.
روایتگر سال های ۵۵ تا ۵۷ در تهران است و زندگی مردی را به تصویر می کشد که مانند دیگر ساخته های کیمیایی نمی خواهد از اصول و عقیده ای که دارد برگردد. رضا سرچشمه به خاطر اتفاقی به زندان می افتد و بعد از اینکه از زندان خارج می شود درگیر حوادث انقلاب می گردد.
جرم (به هندی: Jurm) فیلمی محصول سال ۲۰۰۵ و به کارگردانی ویکرام بات است. در این فیلم بازیگرانی همچون بابی دئول، لارا دوتا، میلیند سمان، شاکتی کاپور، گول پاناگ، اشیش ویدیارتی ایفای نقش کرده اند.
۱۸ فوریه ۲۰۰۵ (۲۰۰۵-02-۱۸)
مردی ثروتمند به نام آویناش مالهوترا(بابی دئول) به جرم قتل همسرش سانجانا(لارا دوتا) دستگیر می شود و در دادگاه چون همه شواهد علیه اوست به زندان محکوم می شود، در زندان دوستش روهیت(میلیند سمان) به ملاقات او می رود و از او می خواهد تا به او وکالت دهد تا کنترل تمام اموال او در اختیارش باشد.
چندی بعد روهیت به آویناش کمک می کند تا از زندان فرار می کند اما پس از فرار از زندان در حالی که روهیت قصد کشتن او را دارد و آویناش می فهمد این نقشه خود روهیت بوده که تا به زندان بیفتد اما روهیت به او شلیک می کند و با این تصور که آویناش مرده است او را رها می کند. دختری به نام سونیا(گول پاناگ) که از دوستان آویناش است او را نجات می دهد.
آویناش می فهمد که روهیت با استفاده از ثروت او در مالزی سرمایه گذاری کرده است.او به همراه سونیا به مالزی می رود پس از سفر به مالزی می فهمد سانجانا زنده است و در اجرای این نقشه همدست روهیت بوده است.در نهایت راویناش روهیت را می کشد و سانجانا که بحران روحی پیدا کرده است به زندان می افتد.در نهایت راویناش با سونیا ازدواج می کند.
«جرم» (انگلیسی: Criminal (2006 film)) یک فیلم است.
جرم آسمانی یا جرم سماوی به هر ماده فیزیکی طبیعی موجود در فضای بیرونی گفته می شود. که البته می تواند یک شی یا چندین شی باشد و حتی دارای ساختار داخلی نیز باشد. از مثال هایش می توان به ماه زمین، ستارگان، سیارات کوچک تا سحابی ها، خوشه های ستاره ای و کهکشان ها را نام برد .
خورشید
سامانه سیاره ای
سیاره
تیر
ناهید (سیاره)
زمین
ماه
سیارک ۳۷۵۳
این جدول فهرست عمومی اجرام آسمانی است
جُرم آمریکایی (انگلیسی: American Crime) یک مجموعه تلویزیونی جنایی که اولین بار توسط شبکه ABC در ۵ مارس ۲۰۱۵ پخش شد. خالقان آن جان ریدلی، فلیسیتی هافمن، و تیموتی هاتون هستند و به موضوعاتی همچون جنسیت، نژاد و طبقه در وقوع جرم می پردازد. در سال ۲۰۱۵ این مجموعه نامزد ۱۰ حایزه امی منجمله بهترین مجموعه تلویزیونی کوتاه گشت.
فلیسیتی هافمن
تیموتی هاتون
دبلیو ارل براون
Richard Cabral
Caitlin Gerard
بنیتو مارتینز
پنلوپه آن میلر
Elvis Nolasco
Johnny Ortiz
لیلی تیلور
تره ور جکسون
کونور جسوپ
Joey Pollari
Angelique Rivera
رجینا کینگ
جرم اتمی یا جرم نسبی، جرم یک ذرهٔ اتمی، زیراتمی یا یک مولکول است. یکای جرم اتمی، یک دوازدهم جرم ایزوتوپ کربن-۱۲ (مطابق با جرم مطلق ۱٫٫۶۶۰۵۴۰۲*۱۰−۲۷ کیلوگرم) است.
ایزوتوپ
عدد جرمی
یکای جرم اتمی
جدول تناوبی
شیمی دان ها در سده های ۱۸ و ۱۹ میلادی موفق شدند به روش تجربی جرم اتم های بسیاری از عنصرهای شناخته شده تا آن زمان را به طور نسبی انداره گیری کنند. چنین آزمایش هایی نشان داد که برای مثال جرم یک اتم اکسیژن ۱٫۳۳ برابر جرم یک اتم کربن و جرم یک اتم کلسیم ۲٫۵ برابر جرم یک اتم اکسیژن است. استفاده از این نسبت ها در محاسبه های آزمایشگاهی کاری بسیار دشوار بود. از این رو، شیمی دان ها ناگزیر شدند جرم خاصی را به یک عنصر معین نسبت دهند و سپس به کمک نسبت های اندازه گیری شده، جرم عنصرهای دیگر را محاسبه کنند. سرانجام فراوان ترین ایزوتوپ کربن یعنی کربن-۱۲ برای این منظور انتخاب شد.
نخستین تلاش ها برای تعیین جرم اتمی نسبی در دهه های آغازین قرن نوزدهم توسط جان دالتون، توماس تامسون و یاکوب برسلیوس انجام شد. در ابتدا جرم اتمی نسبی (وزن اتمی) نسبت به سبک ترین عنصر (هیدروژن) با ورن اتمی برابر ۱٫۰۰ در نظر گرفته می شد. در دهه ۱۸۲۰، فرضیه پروت بیان نمود که جرم اتمی همه عناصر باید ضریبی از جرم اتمی هیدروژن باشد؛ ولی برسلیوس نشان داد که این فرضیه برای همه عناصر درست نیست (مانند کلر با جرم اتمی نسبی ۳۵٫۵). هرچند که بعداً مشخص شد، این مطلب به دلیل وجود مخلوطی از ایزوتوپ های مختلف یک عنصر است و جرم اتمی هر ایزوتوپ، به تنهایی، تقریباً برابر با ضریبی از جرم هیدروژن (با اختلاف نزدیک ۱٪) است.
تا دههٔ ۱۹۶۰، فیزیک دان ها و شیمی دان ها از دو مقیاس مختلف برای محاسبه جرم اتمی بهره می بردند. فیزیک دان ها جرم اتمی ایزوتوپ اکسیژن-۱۶ را برابر ۱۶ در نظر می گرفتند؛ در حالی که شیمی دان ها این عدد را برای جرم اتمی مخلوط طبیعی ایزوتوپ های اکسیژن (که شامل اکسیژن-۱۷ و اکسیژن-۱۸ نیز می شود) لحاظ می کردند. با تعریف جرم اتمی برپایه ایزوتوپ کربن-۱۲، هم نظر فیزیک دان ها برای پایه گذاری بر یک ایزوتوپ خالص رعایت شد و هم مقدار آن به مقیاس شیمی دان ها نزدیک بود.
جرم اتمی نسبی با نماد Ar یک کمیت بدون بعد فیزیکی است که برابر است با نسبت جرم اتم یک عنصر (از یک منبع مشخص) به ۱/۱۲ جرم یک اتم کربن-۱۲ (شناخته شده با نام یکای جرم اتمی) هنگامی که از این کمیت استفاده می شود دیگر هیچ توضیح بیشتری داده نمی شود. آیوپاک برای اشاره به وزن اتمی استاندارد برای کاربرد برای مواد معمولی در آزمایشگاه ها این فهرست را منتشر کرد. امروزه در کتاب ها، منابع تبلیغاتی، جدول ها و... از این کمیت بهره برده می شود.نبو
گاهی عبارت وزن اتمی (یک عنصر) بجای جرم اتمی نسبی بکار می رود. از سال ۱۹۶۰ به این سو کاربرد نام وزن اتمی معمول تر جرم اتمی نسبی بوده است.
تعریف آیوپاک برای وزن اتمی چنین است:
وزن اتمی یک عنصر (جرم اتمی نسبی) با توجه به یک منبع داده های مشخص، عبارت است از نسبت میانگین جرم در اتم یک عنصر به ۱/۱۲ جرم یک اتم کربن-۱۲
جرم افشار نام دهی است از دهستان حومه بخش حومه ٔ شهرضا. این ده در هفت هزارگزی شمال خاور شهرضا و دو هزارگزی شوسه ٔ شهرضا به اصفهان واقع شده و محلی جلگه و معتدل است . 4000 تن سکنه ٔ شیعی مذهب و فارسی زبان دارد . آب آن از لوله کشی شهری تأمین می شود ومحصول آن انار گندم جو هندوانه و شغل اهالی زراعت و دامداری است . این ده راه ماشین رو و دبستان ومدرسه راهنمایی دارد. امامزاده سید ملک شاه در این منطقه واقع شده است.
فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10
جرم (به لاتین: Jorm) یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در گراتس واقع شده است. جرم ۱٬۴۶۳٫۰۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
آهنگ شارش جرم (بده جرم) یا دبی جرمی(به انگلیسی: Mass flow rate) در فیزیک و علوم مهندسی برای نشان دادن میزان جرم عبوری یک شاره در واحد زمان از یک مقطع مشخص به کار می رود.این کمیت معمولاً با نماد m ˙ {\displaystyle {\dot {m}}} نشان داده می شود،علامت μ نیز در برخی موارد به کار می رود.واحد این کمیت بسته به واحدهای انتخابی برای جرم و زمان متفاوت است ولی در سیستم دستگاه بین المللی یکاها با واحد kg s−۱ بیان می شود.
m ˙ {\displaystyle {\dot {m}}}   = دبی جرمی،
Δm = تغییرات جرم از مقطع مورد نظر،
Δt = زمان عبور جریان.
دبی جرمی معمولاً با رابطه ساده زیر محاسبه می شود:
در این رابطه:
انتقال جِرم (به انگلیسی: Mass transfer) مبحثی در مهندسی شیمی و یکی از شاخه های پدیده های انتقال است که به بررسی انتقال ماده در اثر اختلاف پتانسیل شیمیایی می پردازد.
تماس مستقیم دو فاز غیرقابل امتزاج
تماس مستقیم بین دو فاز قابل امتزاج
تماس غیر مستقیم دو فاز که توسط غشاء از یکدیگر جدا شده اند
در بسیاری از فرایندهای صنعتی مهندسی شیمی تغییر غلظت ماده های درگیر در یک واکنش و ساخت فراورده ای دیگر مورد نیاز است. در برخی از این جداسازی ها دگرگونی (تغییر) شیمیایی نداریم در برخی هم واکنش شیمیایی رخ می دهد. زمانی که دگرگونی تنها فیزیکی بوده و به عبارت دیگر جداسازی انجام می دهیم. برای این جداسازی روش های گوناگونی است. برای نمونه، برای محلول ها گاهی از روش تقطیر بهره می گیرند.
هر گونه حرکت ذرات مواد انتقال جرم نامیده نمی شود مانند بوییدن گل یا انتقال نفت از راه خط لوله ولی حل شدن قند در آب یا عصاره کشی با استفاده از حلال انتقال جرم است.
بطور کلی هدف بسیاری از عملیات در مهندسی شیمی، جداسازی اجزای یک محلول یا مخلوط از یکدیگر یا دست یابی به یک ماده خاص از ترکیب یا مخلوط دو جزء یا چند جزء می باشد. آنچه که به عنوان عملیات جداسازی مورد نظر است، می تواند شامل جدا کردن اجزای یک مخلوط با استفاده از یک سری عملیات مکانیکی از قبیل فیلتر کردن، غربال کردن و… یا جدا کردن اجزاء یک محلول (یا مخلوط همگن) به مواد خاص تشکیل دهنده آن باشد. عملیات جداسازی اجزاء یک محلول می تواند به همراه یا بدون انجام واکنش شیمیایی صورت کیرد؛ بنابراین: بخش عمده ای از درس عملیات انتقال جرم عملیات جداسازی یک محلول بدون شیمیایی می باشد این عملیات جایگاه ویژه ای نسبت به بقیه عملیات دارند؛ از جمله می توان تقطیر، جذب، متبلورسازی و.. را نام برد. البته سایر موارد و واحدهای عملیاتی نیز به نوبه خود پراهمیت هستند.
قانون پایستگی جرم یا پایستگی ماده (Conservation of mass / matter) که یکی از قوانین بنیادین فیزیک و شیمی است، بیان می کند که جرم و تعداد عناصر موجود در هر گونه شیمیایی در یک سیستم بسته (و نه در سیستم های باز و سیستم هایی که صورت های متفاوتی از ماده و انرژی به سیستم وارد شده و یا از آن خارج می شوند) صرف نظر از فرایندهایی که در درون آن در حال وقوع است، ثابت و تغییرناپذیر باقی می ماند. (این قانون در مورد واکنش های هسته ای صادق نیست.) این قانون امروزه با قانون پایستگی انرژی ترکیب شده و قانون پایستگی جرم و انرژی نامیده می شود. هر چند پیش از لاووازیه افرادی از جمله حکیم مجریطی این قانون را توضیح دادند اما این کار آنتوان لاووازیه بود که با به کارگیری ترازو به شکل تجربی انقلابی در شیمی پدید آورد و تعدادی از پدیده های شیمیایی را از طریق این قانون توجیه کرد. این نظریه در شیمی، مکانیک و دینامیک سیالات کاربردهای فراوانی دارد.
نظریه ای مهم در یونان باستان موجود بود که بر طبق آن «هیچ از هیچ پدید نمی آید». بنابراین آنچه که امروز موجود است همواره وجود داشته است. پس موادی که قبلا وجود نداشته اند نمی توانند به وجود بیایند. امپدوکلس در حدود چهار سده قبل از میلاد بیان می کند: «بوجود آمدن چیزها از ناچیز غیرممکن است و انسان نمی تواند در مورد عدم صحبت نموده یا آن را باعث شود.»
سپس اپی کور در حدود سده سوم قبل از میلاد در تشریح طبیعت کائنات می نویسد:«کمیت چیزها همیشه به همین میزان بوده و به همین میزان نیز باقی خواهد ماند.» فلسفه جانیسم نیز که بر عقاید مهاویرا (قرن ششم قبل از میلاد) استوار است در این زمینه اعتقاد دارد که هر چه در کائنات است از جمله ماده، نمی تواند نابود شده یا پدید آید. خواجه نصیر طوسی نیز در قرن سیزدهم اصلی را بیان می کند که بر اساس آن ماده نمی تواند کاملا ناپدید شود بلکه تنها از شکلی به شکلی، از رنگی به رنگی تغییر حالت داده و خواص خود را از دست می دهد و به مواد اولیه یا موادی جدید تغییر حالت می دهد.»
به موازات شکل گرفتن نظریه نسبیت خاص در ابتدای قرن بیستم قانون پایستاری جرم به عنوان خواهرخوانده قانون پایستگی انرژی همواره مد نظر بود. برای شرایط محیطی کره زمین و واکنش های غیر هسته ای این قانون همواره درست است. برای واکنش های هسته ای تغییرات جرم با معکوس تغییرات نوع دیگری از انرژی متناظر است. (در اینجا بحث پیرامون جرم در حال سکون ماده است. نسبیت به ما این اجازه را می دهد که انرژی جنبشی در ارتباط با تغییرات جرم نسبی را نیز توضیح دهیم، که البته تنها در مورد سرعت های نزدیک به سرعت نور کاربرد دارد.)
در مظان جرم (به انگلیسی: Guilty by Suspicion) فیلمی محصول سال ۱۹۹۱ به کارگردانی ایروین وینکلر است. در این فیلم بازیگرانی همچون رابرت دنیرو، آنت بنینگ، جورج ونت، سام وانامیکر، مارتین اسکورسیزی، پاتریشیا وتیگ، لوک ادواردز، کریس کوپر، بری پریموس، گایلارد سارتاین، برد سالیوان، تام سایزمور، روکسان داوسن و استیون روت ایفای نقش کرده اند.
۱۵ مارس ۱۹۹۱ (۱۹۹۱-03-۱۵)
«دیوید مریل» کارگردانی در دهه ۱۹۵۰ هالیوود، پس از فیلمبرداری در فرانسه به خانه بازمی گردد اما متوجه می شود به جرم شرکت در فعالیتهای ضد آمریکایی توسط مجلس نمایندگان مورد بازجویی قرار گرفته و تا زمانی که بیگناهی اش اثبات نشود نمی تواند کار کند
در فیزیک ذرات، یک ذره بدون جرم، ذره ای است که جرم نامتغیر آن از لحاظ نظری صفر است.تا سال ۲۰۱۵ دو ذره بدون جرم شناخته شده بوزنهای پیمانه ای بودند: فوتون (حامل الکترومغناطیس) و گلوئون (حامل نیروی هسته ای قوی). هرچند که گلوئون ها هرگز به صورت آزاد مشاهده نشده اند زیرا توسط هادرون ها مخفی شده اند. تا چندی پیش تصور می شد که نوترینوها یا بدون جرم هستند یا جرم بسیار اندکی دارند، اما از آنجا که نوترینوها در طول مسیر تغییر مزه می دهند، حداقل دو نوع از نوترینوها باید جرم دار باشند.
همچنین چندین اتحادیه قانونی در گوشه کنار دنیا شکل گرفته اند، در انگلیسی عامیانه لغت سیندیکت برای اطلاق به فردی که در دام فعالیت های غیرقانونی افتاده است کاربرد دارد. در مورد عمل مجرمانه سندیکا جایی است که که جرم سازمان یافته را ترویج می دهد و در آن مشارکت می کند، و از این نظر سندیکا سازمان هایی هستند که برخی فعالیت های اقتصادی غیرقانونی اما رایج را در یک مقیاس بزرگ ملی یا بین المللی به راه می اندازند. زیرواحد سندیکا یک خانواده تبه کار است. مانند خانواده های تبه کار ایتالیایی در آمریکا. در آمریکا مخصوصا پنج خانواده نیویورکی معروفند. در سه گانه پدرخوانده به شکل نمادین به روابط داخلی یکی از این خانواده ها می پردازد.
خانواده تبه کار
سیاه چاله کلان جرم بزرگترین نوع سیاه چاله در کهکشان هاست که گمان می رود در مرکز تقریباً همه کهکشان ها از جمله کهکشان راه شیری(کمان ای* با جرم سه میلیون جرم خورشیدی) نیز یافت شود که دارای جرمی معادل صدها هزار تا چندین میلیارد برابر جرم خورشید هستند. این سیاه چاله ها پر جرم ترین نوع سیاه چاله ها هستند و گرانش بسیار زیادی دارند که در جهان بی نظیر است. همچنین تصور می رود که مرکز کهکشان ان جی سی ۴۲۶۱ سیاه چاله ای کلان جرم با ۴۰۰ میلیون جرم خورشید باشد.
ستاره اس۲ در یک مسیر بیضی با تناوب مداری ۱۵٫۲ سال حضیض (نزدیک ترین فاصله) ۱۷ ساعت نوری (۷۰۱۳۱۸۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰♠۱٫۸×۱۰۱۳ m یا 120 AU) از مرکز کهکشان می گذرد.
از محاسبه روی مدار این ستاره جرم مرکز گردش ۴٫۱ میلیون جرم خورشید به دست می آید.
اندازه این جرم مرکزی وضوحاً باید کمتر از ۱۷ ساعت نوری باشد و گرنه ستاره اس۲ با آن برخورد می کند یا به خاطر نیروی تیدال تکه تکه می شد. در واقع در مشاهدات جدید نشان می دهد که این شعاع نباید بیشتر ۶٫۲۵ ساعت نوری یعنی به اندازه قطر مدار اورانوس باشد.
فقط یک سیاه چاله می تواند در چنین حجمی چنین جرمی را جا دهد.
یکی از تفاوت های اصلی این سیاه چاله چگالی کمتر آن هاست. چگالی سیاه چاله ها جرم آن تقسیم بر حجم ناشی از شعاع شوارتزشیلد است. این مقدار می تواند کمتر از چگالی آب باشد. علت آن این است که شعاع شوارتزشیلد سیاهچاله به طور خطی با جرم افزایش می یابد پس می توان آن را به صورت زیر نوشت:
که در آن R، شعاع سیاه چاله، M، جرم آن و k ضریب تناسب است؛ و بنابرین داریم:
و به همین دلیل هرچه سیاه چاله پرجرم تر باشد چگالی آن کمتر است و همچنین به علت بزرگ بودن افق رویداد، نیروی تیدال سیاه چاله های کلان جرم به طرز قابل ملاحظه ای کمتر است.
شبه جرم (انگلیسی: Tort) در حوزه های قضایی کامن لا یک خطای مدنی است، که شخص در اثر بی احتیاطی یا بی مبالاتی مرتکب آن شده است. جدایی جرم و شبه جرم از نظر حقوقی ثمری ندارد، زیرا در هر دو صورت مرتکب ملزم به جبران تمام خسارت است. تعرض به حریم خصوصی اشخاص شبه جرم بوده و مرتکب آن، دارای مسئولیت مدنی می باشد.
صحنه جرم (فرانسوی: Le Lieu du crime) فیلمی درام به کارگردانی آندره تشینه که در سال ۱۹۸۶ منتشر شد. با بازی کاترین دنو، وادک ژان آندره استانسزاک، دانیل داریو.
کاترین دنو در نقش لیلی
وادک ژان آندره استانسزاک در نقش مارتین
نیکلاس Giraudi در نقش توماس
دانیل داریو در نقش مادر بزرگ
ویکتور لانو در نقش موریس
ژان کلود آدلین در نقش لوک
Jean Bousquet در نقش پدر بزرگ
کلیر نبوت در نقش آلیس
آندره تشینه الیویه آسایاس
Catherine DeneuveWadeck Stanczak
این فیلم نامزد دریافت نخل طلا در جشنواره فیلم کن ۱۹۸۶ شد.
عناصر جرم یا ارکان تشکیل دهندهٔ جرم شرایطی اند که اثباتشان برای محکوم کردن مجرم به ارتکاب جرم لازم است. در نظام حقوقی مدنی رومی–ژرمنی عناصر جرم به دو دستهٔ عناصر عمومی جرم و عناصر اختصاصی جرم تقسیم می شود. در حقوق کیفری عمومی عناصر عمومی بررسی می شوند و در حقوق کیفری اختصاصی عناصر اختصاصی.
حقوق کیفری
در حقوق کیفری عمومی ایران، عناصر عمومی جرم شامل سه رکن عنصر قانونی، عنصر روانی، و عنصر مادی است.
عنصر قانونی به این معناست که تنها فعل یا ترک فعلی جرم محسوب می شود که در قانون برای آن مجازاتی در نظر گرفته شده باشد، یا به عبارتی قانون آن را جرم محسوب نموده و برای آن مجازاتی معین کرده باشد. این اصل «اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها» نامیده می شود؛ بنابراین هیچ جرمی وجود ندارد، مگر آنکه قانون آن را بیان کرده باشد.
به این ترتیب این اصل تعیین مجازات از سوی اشخاص و سازمان ها و نهادهای دولتی و انتظامی را بی اعتبار می داند. در ایران اما اصل ۱۶۷ قانون اساسی و عرف موجود باعث شده است که در مورد رعایت این اصل تردید باشد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جرم در دانشنامه آزاد پارسی

جِرْم (mass)
در فیزیک، مقدار مادۀ موجود در جسم، به صورتی که با مقدار لختی اندازه گیری شود. جرم جسم تعیین کنندۀ شتاب حرکت جسم بر اثر نیروی معینی است که بر جسم وارد می شود، به قسمی که شتاب با جرم جسم نسبت عکس دارد. همچنین، جرم تعیین کنندۀ نیروی وارد بر جسم براثر گرانی یا جاذبۀ زمین است، هرچند که نیروی جاذبه از نقطه ای به نقطۀ دیگر به صورت جزئی تغییر می کند. در دستگاه بین المللی یکاها، یکای اصلی جرم کیلوگرم است. در هر مکان معین، بر جرم های یکسان نیروهای گرانشی یکسانی وارد می شود که برابر وزن جسم است. به این ترتیب، با مقایسۀ وزن چند جسم در یک نقطۀ مشخص می توان جرم آن ها را با هم مقایسه کرد. یکای جرم استانداردی که همۀ جر م های دیگر با آن مقایسه و سنجیده می شوند، استوانه ای از پلاتین ـ ایریدیُم به جرم یک کیلوگرم است که در دفتر بین المللی وزن ها و اندازه ها در سِور، فرانسه، نگهداری می شود. جرم در فلسفۀ قدیم بر اجسام فلکی صدق می کرده است؛ چنان که مراد از «اجرام سماوی» ستارگان آسمان و مراد از «جرم کل»، «فلک اقصی» بوده است.

ارتباط محتوایی با جرم

جرم در جدول کلمات

جرم آسمانی
سیاره
جرم دار
گناهکار ، مجرم
طلم
جرم و خطا
گناه
جرم و گناه
جنحه
از گناه و جرم و تقصیر کسی گذشتن
بخشایش
بازیگر مرد سینمای ایران با فیلم هایی چون جرم و نارنجی پوش
بهداد
ستارگان | جرم های آسمانی
اجرام

معنی جرم به انگلیسی

mass (اسم)
توده ، جمع ، انبوه ، گروه ، جرم ، حجم ، توده مردم ، کپه ، قسمت عمده ، مراسم عشاء ربانی
body (اسم)
جسد ، لاشه ، بدن ، بدنه ، اندام ، جسم ، تن ، تنه ، پیکر ، جرم ، بالاتنه ، اطاق ماشین ، جرم سماوی
guilt (اسم)
گناه ، جرم ، بزه ، تقصیر ، مجرمیت
crime (اسم)
گناه ، جرم ، جنایت ، بزه ، تبه کاری ، تقصیر ، بدکاری
misdeed (اسم)
گناه ، جرم ، بزه ، بدکرداری ، خلاف ، بد رفتاری ، سوء عمل
delict (اسم)
گناه ، جرم

معنی کلمه جرم به عربی

جرم
اثم , بيضة , جريمة , ذنب , کتلة ، إجرامٌ
نجم
جسم
عِلْمُ الإجرامِ
نجم
أجرَمَ
اتهام , معاقبة
تخفيف
تواطي
متواطي
عذر
سرقة

جرم را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی جرم

علی ١١:٠١ - ١٣٩٥/٠٧/٠٨
جُرم: jorm این واژه عربی است و پارسی آن، واژه ی پهلوی آستار می باشد
|

ملیکا ١٢:٢٧ - ١٣٩٦/٠١/٠٩
تنمایه, جِرم مفهومی بنیادی در فیزیک است که به طور شهودی «مقدار مادهٔ موجود در جسم» را می نمایاند.
(فیزیک/ شیمی)
|

آبتین دانشور ٠٤:١٨ - ١٣٩٦/٠٧/٠٩
بزه
|

سهیل ١٩:٣٢ - ١٣٩٧/٠٨/٢٨
مقدار ماده‎ی موجود در یک جسم را تعریف می‎نماید. جرم، یک کمیت بدون بعد به شمار می‎رود و گرانش زمین را هنگامی که محاسبه می‏گردد، در نظر نمی‎گیرد. به عبارت ساده‎تر، جرم، ماده‎ی متعلق به یک شیء می‎باشد که هنگام قرار گرفتن در یک میدان گرانشی، دارای وزن خواهد بود. بر طبق گفته‎ی نیوتن، جرم از طریق این که تا چه حد یک شیء، هنگامی که به آن نیرویی اعمال می‎گردد، در برابر تغییر مقاومت می‎نماید، اندازه گیری می‎شود
|

اشکان ١٠:٥٣ - ١٣٩٨/٠٣/١٢
واژه جرم به معنی گناه و خطا شاید آریایی باشد نه سامی ، چون واژه مانند آنرا در زبان های آریایی دیگر از جمله انگلیسی و ایتالیایی و ... می توان دید ، جا دارد زبانشناسان پژوهش کنند
|

پیشنهاد شما درباره معنی جرم



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی جرم   • اندازه گیری جرم   • جرم فیلم   • معنی جرم در جدول   • جرم جسم   • تعریف جرم در قانون   • جرم فیزیک   • جرم چیست مجرم کیست   • مفهوم جرم   • معرفی جرم   • جرم یعنی چی   • جرم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جرم
کلمه : جرم
اشتباه تایپی : [vl
آوا : jerm
نقش : اسم
عکس جرم : در گوگل


آیا معنی جرم مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )