انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری، مترجم یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 390 100 1

جرود

معنی جرود در لغت نامه دهخدا

جرود. [ ج ِ ] (اِ) آزاددرخت. زلزلخت. زنزلخت. طاحک. (یادداشت مؤلف ).

جرود. [ ج َ ] (ع ص ، اِ) جامه ٔ کهنه و سوده. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

جرود. [ ج َ ] (اِخ ) موضعی است به دمشق. (منتهی الارب ). نام موضعی است از اعمال غوطه ٔ دمشق از اقلیم معلولا که از نواحی دمشق است و ابوالقاسم حافظ در کتاب خود گوید: احمدبن خبیب بن عجائز ازدی در کتابی که بنی امیه ٔ ساکن دمشق و غوطه را در آن ذکر میکند از این موضع یاد کرده است. (از معجم البلدان ).

جرود. [ ] (اِخ ) از ولایات تابع طالقان است. رجوع به نزهة القلوب ج 3 صص 64 - 65 شود.

معنی جرود به فارسی

جرود
از ولایات تابع طالقان است

پیشنهاد شما درباره معنی جرود



نام نویسی   |   ورود
فروشگاه کمپونرم افزاری مریم

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی جرود
کلمه : جرود
اشتباه تایپی : [v,n
عکس جرود : در گوگل


آیا معنی جرود مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 96% )