برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1281 100 1

جریان

/jaryAn/

مترادف جریان: روانی، ریزش، سیلان، تداول، رواج، روند، حیص وبیص، خلال، قضیه، ماجرا، سیر، کوران، گردش

برابر پارسی: گردش، روان بودن، روایی، روند، گذران

معنی جریان در لغت نامه دهخدا

جریان. [ ج ِرْ ] (ع اِ) می.(ناظم الاطباء). || رنگ سرخ. (ناظم الاطباء) (از المعرب جوالیقی ص 102). و رجوع به جریال شود.

جریان. [ ج َ رَ ] (ع مص ) جَرْی. رفتن آب و جز آن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از تاج المصادر بیهقی ) (از غیاث اللغات ) (ترجمان القرآن عادل بن علی ) (از کشاف اصطلاحات الفنون ). صاحب آنندراج آرد: روان شدن آب و نیز خسرو علیه الرحمه در ترسل الاعجاز که به اعجاز خسروی شهرت دارد جریانی استعمال فرموده ، پس از عالم نقصان و نقصانی و زیادت و زیادتی و خلاص و خلاصی باشد. (آنندراج ) :
شد ز شوق جریان سخنت هم چون آب
ورنه باد از چه جهت می کشدش در زنجیر.
سلمان (از آنندراج ).
رفتن. روان شدن. سیلان چنانکه آب و اشک و خون. (یادداشت مؤلف ). جری بسکون ثانی در فارسی نیز مستعمل است. (از غیاث اللغات ) : چهارم خوش آوازی که به حنجره ٔ داودی آب از جریان و مرغ از طیران بازدارد. (گلستان ). || بدویدن. دویدن. (یادداشت مؤلف ). به حرکت درآمدن. به تموج درآمدن. روان شدن.
- جریان القایی ؛ در اصطلاح فیزیک جریانی است موقتی که در تحت تأثیر جریان الکتریک یا آهنربا درمفتول مسدودی تولید میشود.
- جریان الکتریک ؛ در اصطلاح فیزیک عبارتست از انتقال الکتریسته ، چون دو جسم را که سطح الکتریکی آنها مختلف است بوسیله ٔ جسم هادی مربوط سازیم جریان تولید می شود.
- جریان امر ؛ روش آن. (یادداشت مؤلف ). گردش کاری در اداره ای.
- جریان پیدا کردن ؛ روان شدن. (یادداشت مؤلف ).
- جریان خون ؛ روان شدن و گردش خون در سراسر بدن بوسیله ٔ شریانها.
- جریان دادن ؛ روان کردن. (یادداشت مؤلف ). براه انداختن. و رجوع به جریان شود.
- جریان داشتن ؛ روان بودن. (یادداشت مؤلف ). رایج بودن.
- جریان کردن ؛ جاری گشتن. روان شدن. به جریان افتادن. جریان پیداکردن. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به جریان شود.
- دستگاه جریان ؛ یکی از دستگاههای مختلف بدن که کار آن حمل و نقل غذاهای جذب شده به نقاط مختلف بدن است. (از جانورشناسی عمومی تألیف مصطفی فاطمی ج 1 ص 142).
|| مرضی است که طهارت مخصوصی بر حسب شریعت موسوی لازم دارد. ...

معنی جریان به فارسی

جریان
روان شدن آب یاهرچیزمانند آن، بوقوع پیوستن امری
۱-( مصدر ) روان شدن ( آب و مایع دیگر ). ۲- وقوع یافتن امر. ۳- دست بدست شدن پول . ۴- ( اسم ) روانی . ۵- گردش پول . جمع : جریانات .
ماخوذ از تاریخ بمعنی خروج و پیشرفت و صدور و اتفاق یا وقوع و طلوع .
[current] [فیزیک] مقدار بار الکتریکی که در واحد زمان از هر مقطع مدار بگذرد
[flow] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] حرکت وسایل نقلیه در سطح معابر
[movement] [هنرهای تجسمی] حرکت تدریجی در مسیر تکوینی هنر متـ . جریان هنری art movement
[ground water flow] [زمین شناسی] حرکت یا جریان طبیعی یا مصنوعی آب در زون اشباع شده
[South Equatorial Current, SEC] [علوم جَوّ] منطقۀ وسیع شارش یکنواخت غرب سوی آب که ناشی از بادهای بسامانی است که بخش شمالی چرخاب جنبِ حارّه ای نیمکرۀ شمالی را تشکیل می دهد
[North Equatorial Current, NEC] [علوم جَوّ] منطقۀ وسیع شارش یکنواخت غرب سوی آب که ناشی از بادهای بسامانی است که بخش جنوبی چرخاب جنبِ حارّه ای نیمکرۀ شمالی را تشکیل می دهد
[saturation flow] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] حجمی از وسایل نقلیه که افزایش بیشتر آن باعث راه بندان شود
[information flow] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] گردش اطلاعات در یک سامانه یا میان دو یا چند سامانه
[wind current] [علوم جَوّ] عموماً هر سامانۀ باد بزرگ مقیاس نیمه دائمی از جوّ
[critical current] [فیزیک] جریان متناظر با گذار از حالت اَبَررسانایی بدون مقاومت ب ...

معنی جریان در فرهنگ معین

جریان
(جَ رَ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - روان شدن (آب و هر چیز مانند آن ). ۲ - واقع شدن امری . ۳ - دست به دست شدن پول .

معنی جریان در فرهنگ فارسی عمید

جریان
۱. روان شدن آب یا هرچیز مانند آن.
۲. (اسم) [مجاز] رویداد، حادثه، ماجرا.
۳. (اسم) [مجاز] فرایند.
۴. (اسم) [مجاز] موضوع.
۵. (اقتصاد) گردش و دست به دست شدن پول.
* جریان صفرا: عبور صفرا از یاخته های کبدی به کیسۀ صفرا و مجاری صفراوی و ریختن آن در روده و جذب مجدد قسمتی از آن در خون و بازگشت آن به کبد.

جریان در دانشنامه اسلامی

جریان
جریان به معنی روان شدن آب است و از احکام آن در باب طهارت و صلات سخن رفته است.
در اینکه در مفهوم غسل (شستن) جاری شدن آب نهفته و بدون جریان، غَسل تحقق نمی‏ یابد یا چنین نیست، اختلاف است. معروف میان فقها قول اوّل است؛ بنابر این قول، وضو و غُسل با مرطوب کردن دست و کشیدن بر بدن، بدون جریان آب بر اعضا صحیح نخواهد بود. در حکم یاد شده تفاوتی بین حال اختیار و اضطرار نیست؛ هرچند برخی، تنها در حال اختیار آن را معتبر دانسته ‏اند.
بنابر قول به اعتبار جریان در غَسل، تحقق آن به انتقال آب از جزئی به دو جزء دیگر عضو و یا- بنابر تصریح برخی- از محلّ خود به محلّی دیگر از عضو خواهد بود.
بنابر مشهور، در تحقق عنوان آب جاری، جوشیدن از زمین و جریان شرط است.
برای تطهیر مثل لباسی که با بول پسربچه شیرخوار قبل از غذا خور شدن، نجس شده، ریختن آب به محلّ نجس کفایت می‏ کند و نیازی به فشردن آن نیست؛ لیکن در لزوم جریان آب بر محلّ نجس اختلاف است.
جریان آب در باب صلات
نماز گزاردن در مجرای آب مکروه است. برخی، حکم را به محلّی که جریان آب در آن فعلیت دارد یا احتمال می ‏رود جریان یابد، اختصاص داده ‏اند.

آیا برای اجرای برائت عقلی،شرط خاصی مطرح شده است یا نه؟ مرحوم آخوند خراسانی صاحب کفایه معتقد است: تنها شرطی که در جریان برائت عقلی مطرح است فحص از ادله اجتهادیه است. نظر استاد سبحانی در این باره این است که در شبهات حکمیه باید فحص کرد ولی در شبهات موضوعیه در غیر از طهارت و نجاست اگر فحص کردن آسان باشد باید فحص کرد.
اصالة البرائة گاه عقلی است (عقاب بلا بیان) و گاه نقلی است (رفع عن امتی ما لا یعلمون) بحث ما در برائت عقلی است.
اما شرط برائت عقلی فحص است یعنی قبل از عمل به برائت باید فحص کنیم که آیا دلیل اجتهادی وجود دارد یا نه و این مسئله را با سه دلیل مطرح می کنیم که البته روح هر سه دلیل یکی است:

← دلائل وجوب فحص
 ۱. ↑ کفایه الاصول جلد۱ صفحه۳۷۴    
درس خارج حضرت آیت الله سبحانی ۱۹اردیبهشت ۸۹    
...
...


جریان در دانشنامه ویکی پدیا

جریان
جریان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
جریان اطلاعات
جریان سیال
جریان الکتریکی
جریان گرما
جریان اقیانوسی
جریان شکافنده
چگالی جریان الکتریکی
جریان متناوب
جریان مستقیم
جریان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
جریان اطلاعات
جریان سیال
جریان الکتریکی
جریان گرما
جریان اقیانوسی
جریان شکافنده
چگالی جریان الکتریکی
جریان متناوب
جریان مستقیم
جویبار داده (انگلیسی: Data Stream) یا جریان داده در سیستم های کامپیوتری رشته ای از داده ها است که به صورت پیاپی و در طول زمان تولید می شود. این مفهوم بیش تر در مبحث مه داده (Big Data) برای داده هایی که با سرعت بالا از منابع گوناگون تولید می شوند به کار برده می شود.
در بسیاری از کاربردها، به دلیل محدودیت های پردازشی یا ذخیره سازی، نمونه های داده تنها یک یا به تعداد محدودی می توانند خوانده شوند.
توزیع احتمال زیرین نمونه های تولید شده ممکن است در طول زمان تغییر کند که باعث می شود استنتاج نخست پس از مدتی موردپذیرش نباشد (concept drift).
به پردازش جویبار داده ها، پردازش جویباری گفته می شود که در برابر پردازش دسته ای قرار می گیرد. هم چنین شاخه ی جدیدی از داده کاوی برای جویبار داده ها گسترش یافته است که کاوش جویبار داده یا داده کاوی جویباری نامیده می شود.
یک جریان آذرآواری جریانی از گاز داغ و سنگ با سرعت زیاد است که می تواند با سرعت حداکثر ۷۰۰ کیلومتر در ساعت از آتشفشان به بیرون رانده شود. دمای گاز می تواند به ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد برسد. جریان های آذرآواری معمولاً نزدیک سطح زمین و به سمت پایین کوه حرکت می کنند یا تحت نیروی جاذبه به طرفین گسترش می یابند. سرعت آن ها به چگالی جریان، ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جریان در دانشنامه آزاد پارسی

جریان (current)
پهنه ای از آب یا توده ای از هوا، که در جهتی معین حرکت می کند. جریان های اقیانوسی۱ پهنه های تندرو آب دریایند، که براثر وزش باد یا تغییر چگالی۲ آب بین دو منطقه به حرکت در می آیند. این جریان ها به انتقال گرما از استوا به قطب ها، و ایجاد تعادل گرمایی در کرۀ زمین کمک می کنند. جریان های اقیانوسی به سه دستۀ اصلی تقسیم می شوند: جریان های رانه ای۳ پهن و کُندروند؛ جریان های رودخانه ای۴، که باریک اند و تند حرکت می کنند؛ و جریان های فورانی۵، که آب سرد و سرشار از مواد مغذّی را از کف اقیانوس بالا می آورند. برخی از میان جریان های رودخانه ای عبارت اند از گُلف استریم۶ و جریان ژاپن۷ (کوروشیو۸). جریان های فورانی، مانند جریان خلیج گینه۹ و جریان پرو۱۰ (هومبولت۱۱)، غذای پلانکتون هایی را تأمین می کنند که غذای ماهی ها و پرندگان اند. در فواصل تقریبی پنج تا هشت ساله، جریان پرو که از جنوبگان به سمت ساحل غربی امریکای جنوبی حرکت می کند گرم می شود، در این حال بارانی شدید می بارد و دریا ناآرام می شود. این امر پیامدهایی فاجعه بار برای حیات وحش پرو، و صنعت صید ماهی آنشوا به بار می آورد. نمونۀ این وضعیت از ۱۹۸۲ـ۱۹۸۳ صورت گرفت. این پدیده را اِل نینیو۱۲ می نامند، در حوالی کریسمس روی می دهد.
ocean currentsdensitydrift currentsstream currentsupwelling currentsGulf StreamJapan CurrentKuroshioGulf of GuineaPeru CurrentHumboldtEl Niño

ارتباط محتوایی با جریان

جریان در جدول کلمات

جریــان آب روان طبیعــی
رود
جریان آب گرم اقیانوس اطلس
گلف استریم
جریان باد
وزش
جریان داشتن | روان بودن
رواج
جریان متناوب الکتریسیته
آلترناتیو
جریان متناوب برق
الترناتیو
جریان هوا
کوران
جریان کند آب
زهاب
این عنوان مربوط به کالاها یا خدماتی است که در حال حاضر جزو اقلام دارایی موسسه می باشد و در آینده ضمن جریان عملیات موسسه به حساب هزینه منظور خواهد شد
پیش پرداخت
بالاترین مرحله یک جریان ناگوار
بحران

معنی جریان به انگلیسی

inset (اسم)
ریزش ، جریان ، الحاق ، وصله
ooze (اسم)
چکیده ، جریان ، شهد ، لجن زار ، جاری ، شیره ، لجن ، بستر دریا ، لای ، رسوخ
flow (اسم)
مد ، جریان ، گردش ، باطلاق ، بده ، روانی ، روند ، رودخانه
progress (اسم)
پیشرفت ، حرکت ، جریان ، پیش روی ، ترقی ، گردش ، سفر ، تکامل
fluor (اسم)
جویبار ، جریان ، مواد فلورین دار
action (اسم)
گزارش ، عمل ، فعل ، کنش ، کار ، کردار ، جدیت ، اقدام ، بازی ، حرکت ، رفتار ، نبرد ، جنبش ، تاثیر ، تعقیب ، اشاره ، وضع ، پیکار ، طرز عمل ، تمرین ، سهم ، سهام شرکت ، جریان حقوقی ، اقامهء دعوا ، اشغال نیروهای جنگی ، اثر جنگ ، جریان
current (اسم)
جریان ، سیاله ، ترن
stream (اسم)
جریان ، نهر ، جوی ، جماعت ، رود ، مسیل
course (اسم)
جریان ، دوره ، جهت ، سمت ، مسیر ، روش ، اصول ، در طی ، خط سیر ، خط مشی ، بخشی از غذا ، اموزه ، اموزگان
going (اسم)
جریان ، رفتن ، عزیمت ، گام ، وضع زمین ، وضع جاده ، زمین جاده ، پهنای پله ، مشی زندگی
income (اسم)
جریان ، ورودیه ، درامد ، عایدات ، عایدی ، دخل ، وارد شونده ، جدید الورود
rede (اسم)
جریان ، مشورت ، پند ، مصلحت ، تدبیر ، واقعه ، وقوع
afflux (اسم)
ریزش ، جریان ، انبوهی
circulation (اسم)
جریان ، گردش ، تیراژ ، انتشار ، رواج ، دوران ، دوران خون
circuit (اسم)
جریان ، دوره ، گردش ، دور ، محیط ، حوزه قضایی یک قاضی ، اتحادیه ، کنفرانس
gush (اسم)
ریزش ، جریان ، جوش ، تراوش
effluvium (اسم)
جریان ، پخش بخارج ، استشمام هوای خفه و گرفته
efflux (اسم)
جریان ، پخش بخارج ، انتشار بخارج
outflow (اسم)
ریزش ، جریان ، بیرون ریزی
tide (اسم)
جریان ، کشند

معنی کلمه جریان به عربی

جریان
تدفق , توزيع , دائرة , دخل , دفق , ذهاب , رواسب طينية , روماتزم , طيار , فصل , مد
جريان
تيار تحتي
مفتاح
طائرة
سيل
روتين
عملية
دوامة
طريق
هواء
انفجار

جریان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام س
روانش
شهریار آریابد
در پارسی " تچش " از بن تچیدن به چم روانش و روان شدن.
نیازعلی شمس
روند، گذران، گردش،روايي،شارش(از شار(اِمص ) فروریختن آب و شراب و امثال آن را خوانند مانند آبشار و سرشار. (فرهنگ جهانگیری ) (برهان قاطع). ریختن آب . (غیاث ). جریان آب . (فرهنگ شاهنامه )).
فر کیانی


Flow (جریان)- ژریان žaryān. جریان اربی نیست بلکه اوستایی و از ریشه *jzar به مانای هرکت روانگی شاریدن (شُریدن) گرفته شده و یان (ی آن) همانست که در گویان (گو ی آن) و سریان (سر ی آن) رویان (رو ی آن) شریان (شر ی آن) روان دوان و خندان دیده میشود و پایایی یک هالت را نشان میدهد. ازینرو واژه مجری و مجرا ریشه پارسی دارد.

*نزدگاه(منبع): Avesta Grammar in Comparison with Sanskrit- William Jackson

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف جریان   • جریان الکترونیکی   • تعریف جریان چیست   • محاسبه جریان برق   • جریان چیست؟ فیزیک   • چگالی جریان   • فرمول جریان الکتریکی   • جریان چیه   • معنی جریان   • مفهوم جریان   • معرفی جریان   • جریان یعنی چی   • جریان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جریان
کلمه : جریان
اشتباه تایپی : [vdhk
آوا : jaryAn
نقش : اسم
عکس جریان : در گوگل

آیا معنی جریان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )