انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1070 100 1

جلال

/jalAl/

مترادف جلال: احتشام، بزرگی، جاه، جبروت، حشمت، شکوه، شوکت، عظمت، فر، فره، کبریا، مجد

برابر پارسی: فر، شکوه، والایی، بزرگی، شُکوه

معنی اسم جلال

اسم: جلال
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: jalāl) (عربی) بلند پایگی، عظمت، بزرگی، از صفات خداوند که به مقام کبریایی او اشاره دارد - عظمت، بزرگی، شکوه

معنی جلال در لغت نامه دهخدا

جلال. [ ج ُ ](ع ص ) سطبر از هر چیزی. || معظم چیزی. || بزرگ. || بزرگ قدر. || روشن آواز. حمار جلال ؛ خر روشن آواز. (منتهی الارب ).

جلال. [ ج ِ ] (ع اِ) ج ِ جُلَّة، بمعنی زنبیل بزرگ برای خرما. (از اقرب الموارد). رجوع به جُلَّة شود. || ج ِ جُل ّ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به جل شود. || ج ِ جلیلة. (منتهی الارب ). بمعنی خرمابن بزرگ بسیاربار. رجوع به جلیلة شود.

جلال. [ج َ ] (ع مص ) بزرگوار شدن. (ترجمان جرجانی ، ترتیب عادل بن علی ). بزرگ قدر شدن. (تاج المصادر بیهقی ). بزرگ شدن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || کلانسال و آزموده کار گردیدن. || حقیر شدن (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || کوچک شدن. || منزه و پاک شدن. (از اقرب الموارد).

جلال. [ ج َ ] (اِمص ) بزرگی. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کلانی و عظمت و بزرگواری و سرافرازی. جاه.بلندی رتبه. قدرت. قوت. شوکت. رونق. عزت. هیبت و وحشت. (ناظم الاطباء). || (اِ) (اصطلاح عرفان )احتجاب ذاتست بتعینات اکوان و هر جمالی جلالها دارد.کذا فی کشف اللغات. و در اصطلاح صوفیه بمعنی اظهار استغنای معشوقست از عشق عاشق. و آن دلیل بقاء وجود و غرور در عاشق بود و اظهار بیچارگی او و بقا و ظهور معشوق است چنانکه عاشق را یقین شود که اوست ، کذا فی بعض الرسائل. و در انسان کامل گفته : جلال عبارتست از ذات بیچون بظهور او تعالی شأنه در اسما و صفات خود کماهی علیه اجمالا و اما بنا بر تفصیل جلال عبارتست از صفت بزرگی و کبریا و مجد و سنا و هر جمالی که مر او راست چه شدت پیدائی او جل شانه تعبیر بجلال شود. همچنانکه هر جلالی مختص باوست. پس او جلت عظمته در مبادی ظهورش بر خلق بنام جمال شناخته شود و از اینجاست که گفته اند: برای هر جمالی جلالی و برای هر جلالی جمالیست.و در بین خلق از جمال خداوندی جز جمال جلال یا جلال جمال صفت دیگری نمودار نیست. و اما جمال مطلق و جلال مطلق شهودش جز برای یگانه ٔ مطلق برای غیر صورت ناپذیر است. چه ما جلال را بذات او بظهورش در اسماء و صفات خود کما هی علیه تعبیر کردیم و این شهود و ظهور برای غیر او محال باشد. و جمال را نیز بصفات و اسماء حسنای او تعبیر کردیم چه استیفاء اوصاف و اسماء او برای خلق از محالاتست. و در حواشی شرح عقاید نسفیه در شرح خطبه ٔ کتاب گوید: جلال صفت قهر و نیز بر صفات سلبیه ٔ حق تعالی اطلاق شود مثل آنکه او تعالی شأنه جسم و جسمانی و جوهر و عرض و از آنچه بسایر موجودات اطلاق شودمعری و مبری است. و در کشف اللغات میگوید: و نیز صفات باطن حق تعالی را جلال گویند و صفات ظاهر را جمال.و در اصطلاح متصوفه جلال احتجاب حق است از بصائر و ابصار چه هیچ کس از ما سوی اﷲ ذات مطلق او را نبیند. (کشاف اصطلاحات الفنون ). صفات جلال صفات سلبی خداست از قبیل جسم نبودن و ظالم نبودن و امثال اینها مقابل صفات جمال که صفات ثبوتی است. (فرهنگ نظام ) : عاکفان کعبه ٔ جلالش بتقصیر عبادت معترف. (گلستان ).
بدرد یقین پرده های خیال
نماند سراپرده الاّ جلال.
سعدی.
بشر ماورای جلالش نیافت.
سعدی.

جلال. [ ج ُل ْ لا ] (ع ص ) بزرگ. || بزرگ قدر. مونث آن جُلاّلة. (منتهی الارب ). رجوع به جلالة شود. || کلانسال و آزموده کار. (از اقرب الموارد). رجوع به جلیل و جَلال و جَل و جِل شود.

جلال. [ ج َل ْ لا ] (اِخ ) راهی است بنجد سوی مکه. (منتهی الارب ).

جلال. [ ج َ ] (اِخ ) ابن محمدبن عبدالملک از صوفیان نقشبندیه و از مریدان مولانا شمس الدین محمد روحی است که بخدمت شیخ عمادالدین فضل اﷲ ابیوردی نیز رسیده است. رجوع به رجال حبیب السیر ص 212 و 213 شود.

جلال. [ ج َ ] (اِخ ) ابن یوسف تیزینی معروف به تبانی از دانشمندان قرن پنجم هجری است که ریاست حنفیه بوی مفوض گشت. ابن حجر در الدرر گوید: وی پیش از سال 500 هَ. ق. بقاهره رفت و بخاری را از علاء ترکمانی شنید. او راست : 1- منظومه ای در فقه. 2 - شرح آن منظومه. 3- شرح المشارق. 4 - شرح المنار. 5 - شرح التلخیص.6 - کتاب منع تعدد الجمعه. 7 - مختصر شرح البخاری معلطانی. وی در سیزدهم رجب سال 793 هَ. ق. وفات کرد. (روضات الجنات ص 161).

معنی جلال به فارسی

جلال
کلانسال شدن، بزرگ شدن، بزرگ قدرشدن، عزت وشکوه
( اسم ) ۱- بزرگی بزرگواری عظمت . ۲- شکوه .
ابن یوسف تیزینی معروف به تبانی از دانشمندان قرن پنجم هجری است که ریاست حنفیه بوی مفوض گشت . ابن حجر در الدرر گوید : وی پیش از سال ۵٠٠ هجری بقاهره رفت و بخاری را از علائ ترکمانی شنید اوراست : ۱ - منظومه در فقه ۲ - شرح آن منظومه ۳ - شرح المشارق ۴ - شرح المنار ۵ - شرح التخلیص ۶ - کتاب منع تعدد الجمعه ۷ - مختصر شرح البخاری معلطانی وی در سیزدهم رجب سال ۷۹۳ ق . وفات کرد .
یکی از شهرهای شرقی افغانستان واقع در مشرق کابل نزدیک رود خانه کابل .
قریه ایست از قرای بلوک کربال فارس
از توابع بلوک راور کرمان است
دهی است از بخش حومه شهرستان نائین واقع در ۱۸ هزار گزی باختر نائین و ۸ هزار گزی شمال اردستان بنائین . موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است .
از توابع بلوک راور کرمان است
نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان بابل است . این دهستان در قسمت باختری شهر بابل واقع و محدود است از شمال بدهستان رود بست و پازوار از جنوب بدهستان لاله آباد از خاور بشهر بابل و حومه از باختر بدهستان دابواز شهرستان آمل هوای این دهستان معتدل مرطوب مالاریایی است .
از پزشکان معروف زمان شاه شجاع است
از شاعران قرن یازدهم هجری است وی بسال ۱٠۴۹ ق . ۱۶۳۹ م . درگذشت .
وزیر امیر تیمور گورگان بود وی چندی از وزارت معزول شد و سرانجام منصب سرداری لشکر تازیک بوی محول گشت . او بسال ۸٠۵ ق . بقتل رسید .
از امیران دیالمه عراق ( جل. ۴۱۶ - ف. ۴۳۵ ه. ق . )
ملکشاه سلجوقی . جلال الدوله لقبی است که خلیفه بغداد به ملکشاه سلجوقی داده است .
حسن مشهور به نو مسلمانان از خاندان حسن صباح و از امرای الموت ( جل. ۶٠۷ - ف. ۶۲۸ ه. ق . ) وی قریب ۱٠ سال در مقابل مغول و دشمنانه دیگر دلیرانه مقاومت کرد ولی نتوانست کاری از پیش برد .
میر میران از والیان اصفهان است
ابوالمظفر از وزرای ناصر الدین الله بوده .
محمد بن بهائ الدین محمد مولوی
مکنی به ابو سعید نبیره مولانا جلال الدین ابو یزید و از مشایخ معروف زمان سلطان حسین میرزا بود . شاه نسبت بوی در طریق ارادت و اعتقاد سلوک میکرد . وی بسال ۱۲۱ ق . وفات کرد .
از بزرگان اولیائ است که در غاری در جبال کامرو ساکن بوده است . ابن بطوطه بطوریکه خود مینگارد در حدود سال ۷۴۵ ق . با وی که در آن غار در جبال کامرو سکونت داشته ملاقات کرده است و می گوید : این شیخ صاحب کرامات شهیره و ماثر عظیمه بود .
یکی از دانشمندان بزرگ عهد اولجایتو بود .
حاکم و وزیر شاه شجاع . دستور الوزرائ آورده است که وی بفرمان شاه شجاع بحکومت ابرقو رسید و سپس بوزارت باقی بود و در زمان سلطنت سلطان زین العابدین نیز روزی چند وزارت داشت .
پس از خمارتکین از طرف سلاجقه باتابکی فارس رسید و تا سال ۵۱٠ ق . در این مقام باقی بود و مکرر با بازماندگان ملوک شبانکاره زد و خورد کرد و از جمله با نظام الدین یحیی بی حسنویه و پسران او جنگها نمود و عاقبت در ۵۱٠ در ضمن گیرو دار با نظام الدین محمود پسر نظام الدین یحیی رعافی بر او عارض شده جان سپرد .
از شاهان هند است که در قرن هفتم در دهلی سلطنت میکرد .
هبه الله بخاری مکنی به ابوالمظفر

معنی جلال در فرهنگ معین

جلال
(جَ) [ ع . ] (اِمص .) ۱ - بزرگی ، عظمت . ۲ - شکوه .

معنی جلال در فرهنگ فارسی عمید

جلال
۱. بزرگی، بزرگواری.
۲. عزت، شکوه.

جلال در دانشنامه اسلامی

واژه جلال ممکن است در معانی ذیل به کار رفته و یا اسم برای اشخاص ذیل باشد: معانی• جلال (نجاست خوار)، جَلاّل به معنای نجاستخوار و بحث شده در باب طهارت اعلام و اشخاص• جلال خالقی مطلق، ادب شناس، پژوهشگر و شاهنامه شناس ایرانی• جلال مجرد سهلتی، معروف به شاه جلال ، عارف شبه قاره در قرن هفتم و هشتم • جلال بایار، سومین رئیس جمهوری ترکیه
...
جَلاّل به معنای نجاستخوار می باشد و از آن در باب طهارت سخن گفته شده است.
بول و غائط حیوانی که به خوردن نجاست انسان عادت کرده نجس است و اگر بخواهند پاک شود باید آن را استبراء کنند.

جَلالُ الدّین آلِ اَحْمَد، نویسنده، ناقد و نظریه پرداز سیاسی ـ اجتماعی بوده است. جلال آل احمد یکی از نامدارترین روشنفکران حیات اجتماعی معاصر می باشد، حضور جلال آل احمد در جریانات روشنفکری دهه های سی و چهل از نقطه عطف های زندگی این نویسنده ماهر محسوب می شود. او حدود ۵۰ اثر از خود باقی گذاشت. اندیشه های جلال آل احمد بعد از تشکیل جمهوری اسلامی نیز مورد توجه اندیشمندان در حوزه سیاست و اجتماعی قرار گرفت.
جلال در تاریخ پنج شنبه یازدهم آذر ۱۳۰۲ه.ش. (۲۱ شعبان ۱۳۴۲ه.ق.) در محله پاچنار تهران در خانواده ای روحانی به دنیا آمد. نام خانوادگی او در شناسنامه «سادات آل احمد» است. پدرش او را سید حسین ملقب به جلال الدین نامید.
آل احمد، شمس، از چشم برادر، ص۱۴۳، قم، انتشارات کتاب سعدی، ۱۳۶۹.
پس از اتمام دوره دبستان، پدر به او اجازه درس خواندن در دبیرستان را نداده، برای آموختن زبان و ادبیات عرب او را به مدرسه مروی نزد سید هادی طالقانی فرستادند، هم چنین پدر او را روانه بازار نمود تا کار کند.خود جلال در این باره می گوید: «و من بازار را رفتم؛ اما دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم...با درآمد یکسال کار مرتب الباقی دبیرستان را تمام کردم».
آل احمد، جلال، یک چاه و دوچاله مثلاً شرح احوالات، ص۴۸.
...
جلال آل احمد (۱۳۰۲-۱۳۴۸ش)، نویسنده و متفکر. ترجمه اثری از سید محسن امین درباره برخی شیوه های عزاداری، اولین تجربه قلمی اوست. او با آنکه پدری روحانی داشت و به خواست پدرش برای تحصیل علوم دینی به نجف رفت، اما بلافاصله بازگشت. جلال آل احمد، سال ها از اعضای ارشد حزب توده ایران بود، اما از آن جدا شد. علاوه بر داستان هایی که از او منتشر شده است، کتاب های دیگری از او نیز همچنان مورد توجه است؛ خسی در میقات و غربزدگی، از جمله آثار اوست. جلال آل احمد در طول زندگی خود، تحولات فکری، مذهبی و سیاسی فراوانی داشت.
جلال آل احمد در محله پاچنار تهران زاده شد و پدرش روحانی بود. نام خانوادگی او در شناسنامه «سادات آل احمد» است.
جلال پس از پایان دوره دبستان در دوره شبانه دبیرستان دارالفنون به تحصیل ادامه داد و به کارهایی از قبیل تعمیر ساعت، سیم کشی و چرم فروشی می پرداخت. در ۱۳۲۲ش دوره دبیرستان را به پایان برد و به خواست پدر، برای تحصیل در حوزه علمیه، به نجف سفر کرد، ولی چند ماه بعد بازگشت و در گروه ادبیات دانشسرای عالی مشغول تحصیل شد. او در ۱۳۲۵ش دوره دانشسرای عالی را به پایان برد.
جلال اصفهانی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • جلال برجیس بن ابوطالب بروجنی اصفهانی، شاعر ادب معاصر در اصفهان• جلال بن اسماعیل تاج اصفهانی، استاد بلند آوازه آواز ایران در اصفهان• جلال بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی، شاعر ادیب، از مشاهیر سخن وران عصر صفویه در اصفهان• جلال یقین کاشانی اصفهانی، شاعر ادیب عصر صفویه در اصفهان• سیدجلال بن سیدمرتضی مجتهد حسینی هومانی، عالم فاضل قرن سیزده و چهارده هجری در اصفهان• شاطر جلال اصفهانی، از شعراء و از طبقه رامشگر و مطربان در اصفهان
...
«جلال الدین سادات آل احمد»، معروف به «جلال آل احمد»، فرزند سید احمد حسینی طالقانی، در محله سید نصر الدین، از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد. او، در سال 1302، پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود. پدرش در کسوت روحانیت بود و ازاین رو جلال دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند. تمام سعی پدر این بود که از جلال، برای مسجد و منبرش جانشینی بپرورد.
جلال، پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصیل فرزند را در مدارس دولتی نمی پسندید و پیش بینی می کرد که آن درس ها، فرزندش را از راه دین و حقیقت منحرف می کند، با او مخالفت کرد. دبستان را که تمام کرد، دیگر نگذاشتند که درس بخواند، ولی او در کلاس های شبانه دار الفنون شرکت کرد و توانست آن را به پایان برساند. پس از ختم تحصیل دبیرستانی، پدر او را به نجف نزد برادر بزرگش سید محمدتقی فرستاد تا در آن جا به تحصیل در علوم دینی بپردازد، البته او خود به قصد تحصیل در بیروت به این سفر رفت، اما در نجف ماندگار شد. این سفر، چند ماه بیشتر دوام نیاورد و جلال به ایران بازگشت.
پس از بازگشت از سفر، آثار شک و تردید و بی اعتقادی به مذهب در او مشاهده شد که بازتاب های منفی خانواده را به دنبال داشت.
آل احمد، در سال 1323، به حزب توده ایران پیوست و عملاً از تفکرات مذهبی دست شست. دوران پرحرارت بلوغ که شک و تردید لازمه آن دوره از زندگی بود، اوج گیری حرکت های چپ گرایانه حزب توده ایران و توجه جوانان پرشور آن زمان به شعارهای تند و انقلابی آن حزب و درگیری جنگ جهانی دوم، عواملی بودند که باعث تغییر مسیر فکری وی شدند.
در سال 1324، با چاپ داستان «زیارت» در مجله سخن به دنیای نویسندگی قدم گذاشت و در همان سال، این داستان در کنار چند داستان کوتاه دیگر در مجموعه «دید و بازدید» به چاپ رسید. آل احمد، در نوروز سال 1324 برای افتتاح حزب توده و اتحادیه کارگران وابسته به حزب، به آبادان سفر کرد. آل احمد که از دانش سرای عالی در رشته ادبیات فارسی فارغ التحصیل شده بود، تحصیل در دوره دکترای ادبیات فارسی را نیز ادامه داد، اما در اواخر تحصیل از ادامه آن دوری جست و به قول خودش، «از آن بیماری (دکتر شدن) شفا یافت». به علت فعالیت مداومش در حزب توده، مسئولیت های چندی را پذیرفت.



جلال در دانشنامه ویکی پدیا

جلال
جلال (به عربی: جلال) یک شهرداری در الجزایر است که در استان خنشله واقع شده است. جلال ۳٬۶۳۷ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای الجزایر
عکس جلال
مختصات: ۳۴°۳۱′۰″ شمالی ۷۰°۳۱′۰″ شرقی / ۳۴٫۵۱۶۶۷°شمالی ۷۰٫۵۱۶۶۷°شرقی / 34.51667; 70.51667خیابانی در جلال آباد در سال ۲۰۰۴.   بالگردها در فرودگاه جلال آباد   دشت سبزی در جلال آباد
ننگرهار
جَلال آباد (به پشتو: جلالکوټ) مرکز ولایت ننگرهار افغانستان و مهمترین شهر بین کابل تا پیشاور است. به اساس اسناد هوسان تسنگ در قرن هفتم م نام قدیمی این شهر آدینه پور بود. دومین شهر بزرگ افغانستان بوده مرکز تجارت بین افغانستان و پاکستان می باشد.
این شهر در ۱۵۵ کیلومتری خاور کابل در نزدیکی گردنهٔ خیبر قرار و ارتفاع آن از سطح دریا ۵۷۰ متر است. جلال آباد در زمستان دارای آب و هوای معتدل و زمین های حاصلخیزی است. آب وهوای این شهر در تابستان الی ۵۰ درجه سانتی گراد می رسد. شهریست بارانی و پس از ۱۸ یا ۲۰ سال یکبار برف باری دارد.
جلال آباد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان آزادشهر در استان گلستان ایران.
این روستا در دهستان نظام آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۴۴ نفر (۲۴۵خانوار) بوده است.
جلال آباد (ابرکوه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ابرکوه در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان فراغه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۲ نفر (۱۲خانوار) بوده است.
جلال آباد مرکز ولایت ننگرهار افغانستان است.
استان جلال آباد، از استان های قرقیزستان
جلال آباد همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
مختصات: ۳۴°۳۱′۰″ شمالی ۷۰°۳۱′۰″ شرقی / ۳۴.۵۱۶۶۷° شمالی ۷۰.۵۱۶۶۷° شرقی / 34.51667; 70.51667
جَلال آباد (به پشتو: جلالکوټ) مرکز ولایت ننگرهار افغانستان و مهمترین شهر بین کابل تا پیشاور است. به اساس اسناد هوسان تسنگ در قرن هفتم م نام قدیمی این شهر آدینه پور بود. دومین شهر بزرگ افغانستان بوده مرکز تجارت بین افغانستان و پاکستان می باشد.
جلال آباد یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان صحرا واقع شده است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، این روستا کمتر از سه خانوار جمعیت داشته است.
فهرست روستاهای ایران
جلال آباد (ایرانشهر)، روستایی از توابع بخش دلگان شهرستان ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان جلگه چاه هاشم قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۸ نفر (۴خانوار) بوده است.
مختصات: ۲۹°۱۴′۱۴″ شمالی ۵۷°۰۳′۵۵″ شرقی / ۲۹٫۲۳۷۲۲°شمالی ۵۷٫۰۶۵۲۸°شرقی / 29.23722; 57.06528
جلال آباد (بافت)، روستایی از توابع بخش رابر شهرستان بافت در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان هنزا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۸ نفر (۸خانوار) بوده است.
جلال آباد (بافق)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بافق در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان سبزدشت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
مختصات: ۳۵°۰۶′۳۹″ شمالی ۵۷°۵۵′۱۶″ شرقی / ۳۵٫۱۱۰۸۳°شمالی ۵۷٫۹۲۱۱۱°شرقی / 35.11083; 57.92111
جلال آباد، روستایی است در استان خراسان رضوی، شهرستان بردسکن، بخش شهرآباد، دهستان شهرآباد.
بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۸۴۳ نفر با ۲۱۴ خانوار بوده است.
مختصات: ۳۵°۳۴′۲۰″شمالی ۵۳°۲۳′۴۶″شرقی / ۳۵٫۵۷۲۲۶۹°شمالی ۵۳٫۳۹۶۰۴۹°شرقی / 35.572269; 53.396049
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
بقعه امامزاده سید جلال مربوط به دوره قاجار است و در سمنان، محله زاوقان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۵۶۶۸ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
ام جلال (به عربی: أم جلال) یک روستا در سوریه است که در ناحیه تمانعه واقع شده است. ام جلال ۲٬۶۴۱ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای سوریه
اولاد جلال (به عربی: أولاد جلال) یک شهرداری در الجزایر است که در استان بسکره واقع شده است. اولاد جلال ۶۵٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای الجزایر
ایهاب جلال (انگلیسی: Ehab Galal؛ زادهٔ ۱۴ اوت ۱۹۶۷) بازیکن فوتبال اهل مصر است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است.
از باشگاه هایی که در آن بازی کرده است می توان به باشگاه ورزشی اسماعیلی اشاره کرد.
برج حاجی جلال مربوط به دوره افشار است و در ندوشن، بین کشتزارهای شرقی وبافت ندوشن واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۳۶۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
چاه جلال ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
چاه جلال (بمپور)
چاه جلال (زاهدان)
چاه حاجی جلال، روستایی از توابع بخش کورین شهرستان زاهدان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان شورو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵ نفر (۵خانوار) بوده است.
چشمه جلال، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فریمان در استان خراسان رضوی ایران است.
این روستا در دهستان بالابند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۵ نفر (۲۱خانوار) بوده است.
خالد جلال (انگلیسی: Khaled Jalal؛ زادهٔ ۵ آوریل ۱۹۹۱) بازیکن فوتبال اهل امارات متحده عربی است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است.
«داستان جلال» (بنگالی: জালালের গল্প) فیلمی بنگلادشی در سبک درام است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد.
۲۰۱۴ (۲۰۱۴)


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جلال در دانشنامه آزاد پارسی

جَلال
در اصطلاح عرفان، شکوه و سطوت الهی که مانع از مشاهده و ادراک ذات از سوی ممکنات می شود. این اصطلاح در مقابل جمال قرار دارد. چه جمال مرتبۀ تجلّی پروردگار بر عباد است که به واسطۀ آن معرفت نسبت به متجلّی حاصل می شود. عارف چنانچه به وسیلۀ حقیقت خود، به جلال الهی نظر کند، هیبت به او روی می آورد، و چنانچه به جمال الهی نظر کند، اُنس. از این رو، جلال و جمال الهی، نه دو امر مباین از هم که دو مرتبه از مراتبِ هستیِ مطلق است. بدیهی است که تمامیِ عوالم امکان، حتّی اقرب فرشتگان به خداوند هم، پس از پردۀ جلال قرار دارند، و به همین دلیل است که جلال را مانع درک ذات او می دانند. از این رو، شماری از عارفان نفسِ وجوبِ وجود را، که به معنی کمالِ مطلقِ ذات است، همان جلال الهی دانسته اند.

جلال در جدول کلمات

جلال
بزرگواری
جلال و جبروت خداوند
کبریا
جلال و شکوه
هیمنه
آثار زنده یاد جلال آل احمد
از رنجی که می بریم
ساخته اکشن جلال مهربان در سال 74 با بازی چنگیز وثوقی | حسین یار یار و محمد علی کشاورز
دام
ساخته جلال مقدم در سال 65 با بازی عزت ا••• انتظامی | پروانه معصومی و امین تارخ
چمدان
ساخته جلال مهربان در سال 74 با بازی محمدعلی کشاورز | مرجانه دلدار گلچین | حسین یاریار و چنگیز وثوقی
دام
ساخته جنگی ناصر محمدی در سال 76 با بازی جلال پیشوائیان و حسین گیل
فرار بزرگ
ساخته در نوبت اکران جلال فاطمی با بازی اکبر عبدی | فرهاد آئیش | بهاره رهنما و بهنام تشکر
بچگیتو فراموش نکن
ساخته زنده یاد جلال مقدم با بازی بهروز وثوقی
پنجره

معنی جلال به انگلیسی

worthiness (اسم)
شایستگی ، ارزش ، جلال ، سزاواری
glory (اسم)
عظمت ، افتخار ، شهرت ، مباهات ، سر بلندی ، شکوه ، عزت ، جلال ، فخر ، اشتهار ، نور
kudos (اسم)
تجلیل ، جلال
honesty (اسم)
درستی ، امانت ، صداقت ، جلال ، قدوسیت ، درستکاری ، دیانت ، راستکاری ، قابلیت امین
refulgence (اسم)
درخشندگی ، شکوه ، تشعشع ، جلال ، نور افشانی

جلال را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فرهاد ١٥:٠٤ - ١٣٩٦/٠٣/٠٧
با شکوه
|

زهرا ٢١:٥٢ - ١٣٩٦/٠٥/١٥
ابهت
|

پری ٠٣:٢٣ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
هیبت
|

جلال نجاریزدی ٢٣:٠٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٤
Glory
|

جلال ١٠:٥٠ - ١٣٩٨/٠٨/١٢
زیبایی تمام...
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی جلال   • جلال آل احمد کتاب‌ها   • اسم جلال   • جلال در جدول   • بیوگرافی جلال پیشواییان   • جلال پیشواییان در چشم باد   • اثار جلال آل احمد   • جلال بازیگر قدیمی   • مفهوم جلال   • تعریف جلال   • معرفی جلال   • جلال چیست   • جلال یعنی چی   • جلال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جلال
کلمه : جلال
اشتباه تایپی : [ghg
آوا : jalAl
نقش : اسم
عکس جلال : در گوگل


آیا معنی جلال مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )