برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1189 100 1

جموح

معنی جموح در لغت نامه دهخدا

جموح. [ ج َ ] (ع ص ) اسب سرکش. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || اسب تیزروبانشاط. (منتهی الارب ). جموح در اسب دو معنی دارد، معنی اول که سرکشی باشد عیب است برای اسب و معنی دوم که سرعت و نشاط باشد عیب نیست. (از اقرب الموارد).

جموح. [ ج ُ ] (ع مص ) در همه ٔ معانی رجوع به جماح و جمح شود.

معنی جموح به فارسی

جموح
در همه معانی

معنی جموح در فرهنگ معین

جموح
(جُ) [ ع . ] (مص ل ) ۱ - سرکشی کردن اسب . ۲ - (ص .) اسب سرکش و تندرو.

معنی جموح در فرهنگ فارسی عمید

جموح
سرکشی، خود سری.
۱. سرکش.
۲. کسی که نتواند از هوا و هوس خود بازگردد.

جموح را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی جموح   • مفهوم جموح   • تعریف جموح   • معرفی جموح   • جموح چیست   • جموح یعنی چی   • جموح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جموح
کلمه : جموح
اشتباه تایپی : [l,p
عکس جموح : در گوگل

آیا معنی جموح مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )