انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1018 100 1

جنون

/jonun/

مترادف جنون: دیوانگی، شوریدگی، شیدایی، عقل باختگی

متضاد جنون: عقل

برابر پارسی: دیوانگی، پریشان مغزی، خلی

معنی جنون در لغت نامه دهخدا

جنون. [ ج ُ ] (ع مص ) پوشیدن شب. (منتهی الارب ). درآمدن شب. (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). || دفن کردن مرده را. || پوشیده و پنهان شدن ، و فعل آن به این معنی بطور مجهول بکار رود. (منتهی الارب ). || دیوانه گردیدن. (منتهی الارب ) (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (اقرب الموارد). || شکوفه آوردن گیاه زمین. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نیک بالیدن گیاه. (المصادر) (تاج المصادر). || بسیارآواز گردیدن مگس. (منتهی الارب ). بسیاربانگ گردیدن مگس. (تاج المصادر بیهقی ). || (اِمص ) جنون اللیل ؛ تاریکی شب یا اندک تاریکی سر شب. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || وسوسه. (یادداشت مؤلف ). || دیوانگی. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ) (مهذب الاسماء). || شیدایی. شیفتگی. (یادداشت مؤلف ). و در اصطلاح شعرا نزدیک بمعنی عشق است و خام ، سرشار، خانه برانداز، سبکبال از صفات آن و با لفظ کردن و زدن مستعمل. (آنندراج ) :
کوته نظری بخلوتم گفت
غوغا مکن آخرت جنون نیست.
سعدی.
خط سبزی جنون بعالم زد
یارب این سایه ٔ کدام پری است ؟
ناصر علی (از آنندراج ).
باآنکه دل از دیدن آن شوخ جنون کرد
سودای وی افزود زمانی که ندیدش.
وحید (از آنندراج ).
بازم جنون عشق بتی بر دماغ زد
کآتش ز عکس چهره بگلهای باغ زد.
طالب آملی (از آنندراج ).
- جنون ادواری . رجوع به جنون دوری شود.
- جنون اطباقی ؛ که در هیچ فصلی از فصول زایل نگردد. رجوع به جنون مطبق شود.
- جنون دوری ؛ آنست که در بهار طغیان کند و در فصول دیگر تسکین پذیرد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) :
بیک پرگار ما را کی گذارد
جنون دوری دیوانه ٔ ما؟
اسماعیل ایما (از آنندراج ).
مرا جفای تو دیوانه کرددر عالم
جنون دوریم از دست تست چون پرگار.
اثر (از آنندراج ).
چو گردباد سرِ گشتگی علم سازد
جنون دوری من خاک این بیابان را.
صائب.
- جنون کردن ؛ مثل دیوانگان و مجنونان حرکت کردن. (آنندراج ) :
دماغ سیر ندارم حریف صحرا نیست
جنون بحوصله ٔ خانه میکند دل ما.
امیر (از آنندراج ) (از غوامض سخن ).
- جنون نبات ؛ رویش فراوان گیاه. (دزی ج 1 ص 220).

جنون. [ ] (اِخ ) ابن عمروبن یوحنا الصلت. رجوع به ابوزکریا جنون بن عمرو... شود.

معنی جنون به فارسی

جنون
زایل شدن عقل، تباه گشتن عقل، حالت دیوانگی همیشگی
( اسم ) دیوانگی
ابن عمرو بن یوحنا الصلت
جنه ( اسم ) سپر.
شاعری است ادیب که بسال ۱۱٠۷ ق . در اردبیل سکونت داشت چنانکه از اشعارش بدست می آید .
نزد اطبا دیوانگی باشد که با آن حرکات ردیه توام میباشد دائ الکتاب هم از انواع این دیوانگی است چه آن نیز دیوانگی سبعی و غضبی آمیخته ببازی و کارهای بیهوده دارد بنحوی که صاحب آن خود را به رنج در میافکند .
[mad cow disease,bovine spongiform encephalopathy, BSE] [علوم و فنّاوری غذا] بیماری مشترک بین انسان و حیوان که ازطریق مصرف گوشت گاو آلوده به انسان منتقل می شود
جنون مطبق جنون مستوعب و آن نزد ابو حنیفه جنونی است که یک ماه مستوعب باشد و چنین فتوی داده است .

معنی جنون در فرهنگ معین

جنون
(جُ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - دیوانگی ، تباه گشتن عقل . ۲ - شیفتگی ، اشتیاق . ۳ - کم عقلی ، نادانی .
( ~.) [ ع - فا. ] (ص فا.) آمیخته به دیوانگی .
( ~.) (ص فا.) آن چه تولید دیوانگی کند.

معنی جنون در فرهنگ فارسی عمید

جنون
۱. دیوانگی.
۲. [مجاز] شیفتگی، شیدایی.
* جنون ادواری: (پزشکی) حالت دیوانگی که گاه گاه در انسان بروز می کند.
* جنون اطباقی: (پزشکی) حالت دیوانگی همیشگی.
* جنون اعداد: (پزشکی) نوعی دیوانگی که بیمار وسواس نسبت به اعداد پیدا می کند و دائم می خواهد اشیا را بشمارد.
* جنون پیری: ( پزشکی) بیماری روانی که بعد از شصت سالگی عارض می شود و بیمار دچار بی خوابی و بی اشتهایی و ضعف حافظه و شدت عناد و بی توجهی به وظایف اخلاقی می شود.
* جنون جوانی: ( پزشکی) بیماری روانی که بین پانزده تا سی سالگی عارض می شود و بیمار حالت بی خودی و بهت زدگی و گرفتگی و آشفتگی و رفتار ابلهانه پیدا می کند، شیزوفرِنی، اسکیزوفرِنی.

جنون در دانشنامه اسلامی

جنون
جنون در فقه به معنای دیوانگی به کار می رود.
منابع فقهی متقدم ، چه شیعه و چه اهل سنت ، کمتر به تعریف دقیق جنون پرداخته و ظاهراً مفهوم عرفی آن را آشکار می دانسته اند. این روش در منابع دوره های بعدی نیز ادامه یافته است ، البته در برخی احادیث منقول از امامان شیعه علیهم السلام ، از مجنون با تعابیری چون «المَغلوبُ علی عَقله » (دچارِ وارونگی عقل ) یاد شده است .
← تعریفهای دیگر از جنون
مسئله مهم دیگر، تشخیص مصادیقی از جنون است که مشمول احکام و مقررات فقهی و حقوقی می شود. از تعابیر فقها برمی آید که آنان معیار تشخیص جنون را چگونگی رفتار و کردار عرفی شخص می دانسته اند. برخی حقوق دانان هم اَماره یا علامت جنون را ناهنجار بودن رفتار شخص و بروز خارجی آن در جامعه می دانند، اما مسئله مهم این است که گاه این ناهنجاری به گونه ای نیست که بتوان به جنون شخص یقین حاصل کرد؛ از این رو، در منابع فقهی همواره این بحث مطرح بوده که در موارد تردید در باره جنون شخص ، به ویژه در مصادیق جنون ادواری و در مواردی که اثبات جنون پیامدهای حقوقی مهمی دارد، چه باید کرد. برخی فقها اصل اولیه را بر زایل نبودن عقل گذاشته و در موارد تردید، جنون شخص را نپذیرفته اند.
← پیشنهاد حقوق دانان
اگر شخصِ متهم به جنایت ، ادعا کند که هنگام ارتکاب جنایت مجنون بوده است ، فقها اصل را بر پذیرش ادعای او گذاشته اند، به ویژه اگر وی سابقه جنون داشته باشد اما در مورد ادعای جنون نسبت به عقود، اصل را بر صحت عقد گذاشته اند.
جنون، از ماده جن، در اصل به معنای پنهان ماندن چیزی از حس است. و به انسان دیوانه مجنون می گویند.
جنون، از ماده جن، در اصل به معنای پنهان ماندن چیزی از حس است. به انسان دیوانه از این جهت مجنون می گویند که چیزی میان عقل و نفس او مانع می شود و عقل او را می پوشاند. مقصود ما، در این مدخل معنای دوم است که از واژه های «جنه»، «سعر»، «مجنون»، «مفتون» و جملاتی مانند «یتخبطه الشیطان» و «استهوته الشیاطین» استفاده شده است.
احکام جنون
املای اسناد دین و مبادلات اقتصادی از سوی دیوانه، فاقد اعتبار است.یـایها الذین ءامنوا اذا تداینتم بدین الی اجل مسمی فاکتبوه... فان کان الذی علیه الحق سفیهـا اوضعیفـا او لایستطیع ان یمل هو فلیملل ولیه بالعدل... «ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که بدهی مدت داری (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آن را بنویسید!. ..... و اگر کسی که حق بر ذمه اوست، سفیه (یا از نظر عقل) ضعیف (و مجنون) است، یا (به خاطر لال بودن،) توانایی بر املا کردن ندارد، باید ولی او (به جای او،) با رعایت عدالت، املا کند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر این حق) شاهد بگیرید.....» (مقصود از «ضعیف» در آیه یاد شده «ضعیف العقل» و یا «مجنون» است. چنان که جمله «لایستطیع ان یمل» نیز مجنون را شامل می شود.)
← عدم حق املاء
 ۱. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۲۰۳، «جن».    
...
قرآن کریم در مورد گناهکاران و مجرمان می گوید روز قیامت می فهمند که با انکار و تکذیب انبیا در گمراهی و جنون بوده اند.
گناهکاران، در قیامت گرفتار جنون می شوند.بل الساعة موعدهم والساعة ادهی وامر• ان المجرمین فی ضلـل وسعر. «(علاوه بر این) رستاخیز موعد آنهاست، و مجازات قیامت هولناک تر و تلخ تر است! • مجرمان در گمراهی و شعله های آتشند.»
← آگاهی از گمراهی
 ۱. ↑ قمر/سوره۵۴، آیه۴۶.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱۰، ص۶۳، برگرفته از مقاله «جنون گناهکاران».    
...
همانگونه که حقایق در قیامت آشکار می شود، کافران هم از جنون دنیایی خویش آگاهی پیدا می کنند.
کافران در قیامت، از جنون دنیایی خویش آگاهی پیدا می کنند.فستبصر ویبصرون• باییکم المفتون. «و به زودی تو و مخالفانت مشاهده می کنید. • که از شما کدام یک (به اوهام و خیالات باطل) مفتون و دیوانه اند.»
← آشکاری تهمت جنون
 ۱. ↑ قلم/سوره۶۸، آیه۵.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱۰، ص۶۳، برگرفته از مقاله «جنون کافران».    
...

جنون در دانشنامه آزاد پارسی

جُنون (Madness-Insanity)
(یا: دیوانگی) در روان شناسی، ابتلا به اختلال ذهنی، خبط دِماغ و شیدایی. دیوانه، مجنون (در فرهنگ معاصر ایرانی لفظ «روانی» نیز تاحدودی بر این معنی دلالت دارد) به کسی گفته می شود که به سبب اختلالات روانی مسئول اعمال خود نیست. جنون به مفهوم بی عقلی یا نابخردی در فرهنگ مدرن غربی از عصر روشنگری بدین سو معنا و قوام یافته است. گفتمان جنون به این معنی در فرهنگ یونانی و اسلامی به کلی مفقود است و آن را در تقابل با مفهوم عقل قرار نمی دادند حتی در فرهنگ اسلامی از «عقلای مجانین» سخن می گفتند؛ به تعبیری، گفتمان لوگوس در فرهنگ یونانی و اسلامی، و به تبع آن فرهنگ اروپایی تا عصر کلاسیک (نیمۀ قرن ۱۷ تا پایان قرن ۱۸) برمبنای تقابل دوتایی «عقل/جنون» تعریف نمی شد. البته این بدان معنا نبود که جنون در گذشته وجود نداشت؛ اما این قدر بود که عقل، جنون را برای اثبات و توصیف خود سرکوب نمی کرد. تقابل میان عقل و جنون، در اروپا در عصر حاکمیت مطلق عقل، عصر کلاسیک، دستخوش تغییرات بنیادینی شد. در این عصر شاهد سرکوب کورکورانه و نظامی وار دیوانگان هستیم. بیش از این دیوانگان رانده و طرد می شدند، اما قانونی برای حبس و تعدی به دیوانگان وجود نداشت. پیدایش دارالمجانین ها، و اقامت دادن اجباری دیوانگان در اروپا رواج کامل یافت. برخورد با پدیدۀ جنون در عصر رمانتیسم و پس از آن (تا به امروز) جنبۀ ملایم تری به خود گرفته است. روان شناسی نوین تیغی دولبه است؛ عقل حق سرکوب جنون را ازدست داد، اما در هیئت روان شناسی همچنان حق قیومیت بر آن را در دست خود دارد. جنون در فرهنگ ایرانی و اسلامی چنان که گفته شد مفهومی کاملاً متفاوت داشته است. این تفاوت نظر به علت تسلط نسبی عرفان و تصوف (به خلاف تسلط فلسفه در غرب) بوده است. عشق، در مقام یکی از بنیادی ترین مفاهیم صوفیه، در اصطلاح اهل عرفان می تواند تاحد جنون پیش رود، و این به هیچ روی نکوهیده نبود. بدین سان، دیوانگی و جنون همچون صورت آرمانی عشق، در ادب فارسی و فرهنگ عرفانی ایرانیان مرتبۀ نهایی سلوک و صداقت در رابطه با معشوق یا معبود تلقی شده است. ترکیب مفهومی «عقلای مجانین» مؤید همین نگرش است. عقلای مجانین، به فرزانگانی گفته می شود که تجلی ناگهانی حق بر ضمیرشان آنان را چنان از خود بی خود می کند که نابه خود سخنانی بیرون از طریق مرسوم بر زبانشان جاری می شود. شخصیت بهلول که خود را به دیوانگی می زد و جهل مردمان را به عاقلانه ترین و هوشمندانه ترین شکل به سخره می گرفت، از شخصیت های مشهور فرهنگ اسلامی است.

ارتباط محتوایی با جنون

جنون در جدول کلمات

جنون
دیوانگی
جنون جوانی
اسکیزوفرنی
جنون شدید
مانیا
جنون مردم آزاری
سادیسم
جنون مردم ازاری
سادیسم
عارفی بزرگ متوفی ۱۹۰ ه•ق که خود را به جنون زد
بهلول

معنی جنون به انگلیسی

insanity (اسم)
خبط دماغ ، دیوانگی ، جنون
dementia (اسم)
خرق ، دیوانگی ، جنون
lunacy (اسم)
دیوانگی ، حماقت ، جنون ، خواب گردی
psychosis (اسم)
جنون ، بیماری روانی

معنی کلمه جنون به عربی

جنون
جنون
ادمان المسکرات
داء السرقة
باهتياج

جنون را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی جنون

شاگرد🖤 ١٣:٤٣ - ١٣٩٧/٠٣/١٦
جنون به معنی دیوانگی ویه نوع شتابزدگیه به معنی حماقت نیس
|

محمد رحیمی ١٥:٢٤ - ١٣٩٨/٠٢/١٦
مانیا
|

محمدصادق ٠٢:٥٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٠
اندیشه های خام.دیوانگی. نوعی بیماری
|

پیشنهاد شما درباره معنی جنون



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع جنون   • جنون عشق   • علائم جنون   • درمان جنون جوانی   • نام انواع جنون   • معنی جنون   • علائم جنون و دیوانگی   • مفهوم جنون   • تعریف جنون   • معرفی جنون   • جنون چیست   • جنون یعنی چی   • جنون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جنون
کلمه : جنون
اشتباه تایپی : [k,k
آوا : jonun
نقش : اسم
عکس جنون : در گوگل


آیا معنی جنون مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )