برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1326 100 1

جنگ

/jang/

مترادف جنگ: آرزم، آشوب، پرخاش، پیکار، تنازع، جدال، حرب، خصومت، رزم، ستیزه، غزا، غزوه، کارزار، کشمکش، مبارزه، مجادله، محاربه، مشاجره، مصاف، معرکه، مقاتله، منازعه، مواقعه، ناورد، نبرد، وغا، وقعت، وقعه | تذکره، دفتر، سفینه، کشکول، گلچین، مجموعه

معنی جنگ در لغت نامه دهخدا

جنگ. [ ج ُ ] (اِ) شتری که هنوز او را بزیر بار نکشیده باشند. || کشتی و جهاز بزرگ. (برهان ). سفینه. (فرهنگ فارسی معین ). چُنگ. || بیاض بزرگ (برهان ). دفتری که در آن اشعار و مطالب دیگر نویسند. سفینه. (فرهنگ فارسی معین ). کتابی که در آن برخی اشعار شعرای مختلف بی نظم و ترتیب گرد شده باشد، و این کلمه هندی است و همان است که ابن بطوطه جُنْق میگوید. درایران دیوان غزل یک شاعر را سفینه میگفته اند سپس جنگ هندی را که نیز بمعنی سفینه است برای دیوان اشعار گزیده ٔ چندین شاعر بکار برده اند. (یادداشت مؤلف ).

جنگ. [ ج َ ] (اِ) جدال و قتال. (برهان ). کارزار. ستیزه. نبرد. (ناظم الاطباء). ناورد. پیکار. غزوه. حرب. رزم. هیجاء، و با لفظ کردن و آوردن و پیوستن و افتادن و داشتن مستعمل میشود. (آنندراج از بهارعجم ) :
ولیکن چو در جنگ خواری بود
گه آشتی بردباری بود.
فردوسی.
چنین بود تا بود گردون سپهر
گهی جنگ و زهر است و گه نوش و مهر.
فردوسی.
زمانه سراسر پر از جنگ بود
بجویندگان بر جهان تنگ بود.
فردوسی.
|| گفتگوی بافریاد و خصومت آمیز. (یادداشت مؤلف ) :
بیکی زخم تپانچه که بدان روی کریه
بزدم جنگ چه سازی چه کنی بانگ و ژغار؟
بوالمثل.
|| کین. (یادداشت مؤلف ). خصومت.
- جنگ آزما. رجوع به این کلمه در ردیف خود شود.
- جنگ آزمای . رجوع به این کلمه شود.
- جنگ آزمایی ؛ رجوع به این کلمه شود.
- جنگ آزمودن ؛ جنگ دیدن و تجربه اندوختن :
که گر سنگش زنی جنگ آزماید
ورش تیمار داری گله پاید.
؟
- جنگ آزموده ؛ جنگ دیده و باتجربه گشته. جنگ دیده و نبردکرده. (ناظم الاطباء).
- جنگ آغال ؛ جنگ انگیز :
همیشه تا صفت بزم ورزم باشد خوش
بگوش مردم عشرت فزای و جنگ آغال.
سوزنی.
- جنگ آمدن ؛ جنگ شدن. جنگ آغاز گشتن :
بدانست شهری و هم لشکری
کز آن کار جنگ آید و داوری.
فردوسی.
- جنگ آمیز ؛ آمیخته بجنگ :
ناز جنگ آمیز جانان ...

معنی جنگ به فارسی

جنگ
( وزارت ) وزارت جنگ در دوره قاجاریه محلی را اداره امور چند تیپ و فوج قزاق و سربازان بعهده داشت شالده نظام جدید ایران با سازمانی نو در سال ۱۳٠٠ ه. ش. بدست سردار سپه و فرمانده کل قوی ( رضاشاه پهلوی ) ریخته شد . با تاسیس دبیرستانها و دانشکده های نظامی و دانشگاه جنگ و اجرای قانون نظامی وظیفه عمومی سازمان مذکور را بتکامل رفت . گروهی از دانشجویان و افسران را برای فرا گرفتن تعلیمات فنون مختلف باروپا اعزام داشتند . در شهریور ۱۳۲٠ ارتش ایران مرکب از ۱۸ لشکر منظم و تعداد افراد آن قریب ۲٠٠٠٠٠ تن بود . اینک ارتش شاهنشاهی ایران شامل : وزارت جنگ ستاد ارتش و ادارات مختلف و قسمتهای صنفی است اخیرا تمام قوای نظامی ایران بدو ارتش تقسیم شده است ریاست عالیه ارتشهای ایران با بزرگ ارتشتاران فرمانده ( شاه ) است .
نبرد، پیکار، رزم، کارزار، آورد، کشتارمیان دو، تن، وبه معنی دفتربزرگ که در آن اشعارومطالب است
( اسم ) ۱- کشتی جهاز بزرگ سفینه . ۲- بیاض بزرگ دفتری که در آن اشعار و مطالب دیگر نویسند سفینه . ۳- آلبوم عکسها و تصاویر. ۴- نوعی از قمار.
دهی از دهستان چولائی خانه بخش حومه شهرستان مشهد واقع در ۲ هزار و پانصد گزی باختر مالرو عمومی مشهد به کلات موقع جغرافیایی آن دره و هوای آن سردسیری است .
[war] [علوم نظامی] پیکار و نبرد بین دو یا چند کشور که در آن تمام توان نظامی طرفین مخاصمه از راه زمین و دریا و هوا برای پیروزی به کار گرفته شود
[album (fr.)] [عمومی] دفتری که مجموعه های عکس یا تمبر یا سکه یا نوار یا از این قبیل در آن نگهداری شود
[ گویش مازنی ] /jang/ پیکار – مبارزه – دعوا - زنگ فلزات & جنگ & آدم بی دست و پا – گیج
جنگجو جنگاور مخفف جنگ آزماینده
جنگ آزماینده با وقوف در کار جنگ
عمل جنگ آزما
( مصدر ) جنگ کردن
جنگ اطلاعات پایه ...

معنی جنگ در فرهنگ معین

جنگ
(جُ) (اِ.) ۱ - کشتی . ۲ - دفتری که در آن اشعار و مطالب دیگر نوشته شود. ۳ - مجموعه ای از برنامه ها دربارة موضوعی خاص مانند: جُنگ هنر. ۴ - آلبوم عکس ها و تصویرها.
(جَ) (اِ.) ۱ - جدال ، ستیز. مق آشتی . ۲ - ناسازگاری ، کشمکش . ۳ - برخورد مسلحانه . مق صلح . ، ~ زرگری جنگ ساختگی و مصلحتی با کسی برای فریب دادن دیگران . ،~ روانی تبلیغات و سایر اقدامات طرح - ریزی شده که به منظور نفوذ در عقاید، احساسات ، رفتار و ت

معنی جنگ در فرهنگ فارسی عمید

جنگ
۱. برنامۀ رادیویی یا تلویزیونی شامل قطعه های متعدد موسیقی، آواز، نمایش، و امثال آن.
۲. دفتر یا کتابی که در آن اشعار و مطالب گوناگون نوشته شده باشد.
۱. زدوخورد و کشتار میان چند تن یا میان سپاهیان دو کشور، نبرد، پیکار، رزم، کارزار، آورد.
۲. [مجاز] کشمکش میان رقیبان برای دستیابی به اهداف مورد نظر خود.
۳. (بن مضارعِ جنگیدن) =جنگیدن
* جنگ چته: جنگ پارتیزانی.
* جنگ زرگری: [مجاز] جنگ دروغی و ساختگی میان دو تن برای فریب دادن دیگران.
* جنگ شیمیایی: (نظامی) جنگی که در آن مواد شیمیایی از قبیل گازهای سمی خفه کننده یا سوزاننده و مواد آتش زا به کار برود.
* جنگ مکانیزه: (نظامی) جنگی که در آن ماشین های جنگی از قبیل تانک و زره پوش وسایر وسائل موتوری به کار برود.
=جنگجو
کسی که جنگ کرده و تجربه و مهارت در جنگ پیدا کرده است، رزم آزموده، دلیر، جنگ جو، جنگ دیده.
۱. آن که پیش از دیگران به دشمن حمله کند، کسی که در نبرد پیشی کند.
۲. سپاهیانی که در صف جلو به سوی مواضع دشمن بروند.

جنگ در دانشنامه اسلامی

واژه جنگ ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • جنگ (به فتح جیم)، واژه ای پارسی و کهن و پر کاربرد به معنای هرگونه درگیری (ذهنی و لفظی و بدنی) افراد با خود یا با دیگران• جنگ (به ضم جیم)، در اصل کلمه ای چینی به معنای کشتی های بادبان دار
...
جنگ به ضّم جیم، در اصل کلمه ی چینی است و به معنای کشتی های بادبان دار است.
ادبای قدیم در کنار تصنیف های اصلی خود، تألیفاتی تفنّنی نیز داشتند؛ بدین معنی که در ضمن مطالعات خود در طول سالیان نکته های برجسته، نادر و شیرین را از میان کتاب ها یا از افواه الرجال یادداشت می کردند و سپس نظمی یا نظم گونه ای بدان ها می دادند و آن را به تناسب موضوع، یا به تداول و اصطلاح زمان بیاض، سفینه، جُنگ، کشکول، دستور، خرقه، منشآت، گلچین و زنبیل می نامیدند و اگر آراسته به تصویر و تذهیب نیز می بود، آن را مرقع می گفتند.
تفاوت بیاض با جنگ
در بیاض ها اشعار را به صورت چلیپا و کج می نگاشته اند و نیز آن را جدول کشی می کرد ند؛ درحالی که در جُنگ ها مطالب و اشعار را به طور معمول می نوشتند و نیز در قدیم برخی از جُنگ ها اسم ویژه ای نیز داشتند؛ مثل «ثمرة الحیات» که از جنگ های بسیار معروف عصر صفوی است.
قدیمی ترین بیاض
...
جنگ، واژه ای پارسی و کهن و پر کاربرد به معنای هر گونه درگیری(ذهنی و لفظی و بدنی) افراد با خود یا با دیگران، خصوصاً به معنای زد و خورد خشن میان گروه ها و اقوام و ملت ها و کشورها به انگیزه های مختلف؛ همین معنای تقریباً اصطلاحی است که در مقاله مفصّل حاضر مورد نظر است.
این مقاله می کوشد علاوه بر توضیح کلی مفهوم جنگ از دیدگاه های مختلف، جنبه های مهم این موضوع را در مناطق و دوره های اصلی اسلامی بررسی کند؛ جنگ های مهم دارای مدخل مستقل اند و بعضی از مفاهیم مهم مربوط به موضوع نیز در مدخل های مرتبط طرح می شوند.
تقسیم بندی مقاله «جنگ»
مقاله حاضر ...


جنگ در دانشنامه ویکی پدیا

جنگ
جَنگ به درگیری سازمان یافته، مسلّحانه و غالباً طولانی مدتی گفته می شود که بین دولت ها، ملت ها یا گروه های دیگر انجام شده و با خشونت شدید، گسیختگی اجتماعی و تلفات جانی و مالی زیاد همراه است. از آن جا که جنگ یک درگیری مسلحانهٔ واقعی، ارادی و گسترده بین جوامع سیاسی است می توان آن را نوعی خشونت سیاسی تلقی کرد. هنگامی که جنگ (و دیگر گونه های خشونت) در جریان نباشند وضعیت صلح برقرار است.تصویر یک سرباز یونانی در حال جنگ با سرباز پارسی روی یک جام باستانی مربوط به سده ۵ پیش از میلاد   نبرد تاوکسبوری (۱۴۷۱ (میلادی)) (۸۵۰) در طول جنگ رزها در انگلستان   یک تک رمه دزدی در طول جنگ سوابی   نبرد راونا که در آن فرانسوی ها، اسپانیولی ها را در عید پاک سال ۱۵۱۲ (میلادی) (۸۹۱) شکست دادند.   نبرد مزدوران سوئیسی و لاندسکنیشت های نیزه دار در یک مورد دیگری «تقابل نیزه ها» در طول جنگ های ایتالیایی   جنگ روسیه و لهستان، نبرد اورشا در سال ۱۵۱۴ (میلادی) (۸۹۳)   پیروزی دریایی اسپانیایی ها در نبرد لپانتو در سال ۱۵۷۱ (میلادی) (۹۵۰). آخرین نبردی که بیشتر بین کشتی های پارویی درگرفت.   نبرد کوهستان سفید، ۱۶۲۰ (میلادی) (۹۹۹)، یکی از نبردهای اولیهٔ جنگ سی ساله   نبرد چهارروزه از اول تا چهارم ژوئن ۱۶۶۶ (میلادی)(برابر با ۱۱ تا ۱۴ خرداد ۱۰۴۵) در طول دومین جنگ انگلستان و هلند   نبرد پلتاوا (۱۷۰۹) (۱۰۸۸)، نبردی تعیین کننده بین نیروهای روسی و سوئدی   یورش نیروهای فرانسوی به یگان های انگلیسی در نبرد واترلو   هنگ بیستم تفنگداران پیاده انگلستان در نبرد اینکرمن، جنگ کریمه، سال ۱۸۵۴ (میلادی) (۱۲۳۳)   جنگ داخلی آمریکا، اتحادیهٔ ایالت های شمالی فورت فیشر را تصرف کردند، ۱۸۶۵ (میلادی) (۱۲۴۴)   لشکر ۸۹ پیاده ارتش آمریکا سوار بر قایق های هجومی از رود راین می گذرند، ۱۹۴۵ (میلادی) (۱۳۲۴)
در سال ۲۰۰۳ (۱۳۸۲) ریچارد ارت اسملی (برنده جایزه نوبل)، جنگ را به عنوان ششمین معضل (از میان ده معضل) که جوامع انسانی را تا پنجاه سال آینده تهدید می کنند معرفی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جنگ در دانشنامه آزاد پارسی

جَنگ (war)
اعمال خشونت و زور، معمولاً به نام یک دولت، به منظور وادارکردن دشمنی معیّن تا به خواست آن دولت گردن بنهد. هدف، سلب قدرت دشمن برای مقاومت بیشتر است، از طریق نابودی انگیزه و توانایی او برای خدمت در قشونی که برای نیل به اهدافش تشکیل شده بود. بنابراین، جنگ را می توان ابزاری دانست برای تداوم سیاست هایی که به شیوه های تخریب و خشونت اعمال می شود. برعکس، سیاست و دیپلماسی را می توان تلاش هایی برای اجتناب از جنگ برشمرد. در جنگ های اواخر قرن ۲۰، غیرنظامیان ۹۰ درصد تلفات را تشکیل می دادند (در جنگ جهانی دوم، این میزان ۵۰ درصد، و در جنگ جهانی اول فقط ۵ درصد بود). بر طبق آمار مؤسسۀ بین المللی تحقیقات صلح استکهلم۱، از زمان پایان یافتن جنگ سرد (۱۹۸۹)، در ۱۹۹۵ کمترین میزان جنگ به وقوع پیوسته است. تمامی ۳۰ جنگی که در ۱۹۹۵ روی داد، جنگ های داخلی بودند که ظاهراً حاکی از تغییر الگوی جنگ میان کشورهاست که ویژگی دوران معاصر بوده است. علت بروز بیشتر این درگیری ها نیز اختلافات ارضی بوده است تا به دست گرفتن قدرت. هزینه های نظامی در ۱۹۹۷ در جهان ۸۰۰میلیارد دلار برآورد شده است. تخمین می زنند که از ۱۹۴۵ تاکنون ۱۷میلیون نفر در جنگ های جهان سوم جان خود را از دست داده اند. روش های جنگ عموماً به راهبرد، طراحی و هدایت جنگ، و تاکتیک، آرایش نیروها در جنگ، تقسیم می شود.
انواع جنگ ها:
جنگ چریکی. درگیری سطح پایین با استفاده از نیروهای نامنظم علیه ارتش اشغالگر یا پشت جبهۀ نیروهای دشمن. از نمونه های آن مبارزۀ مائو تسه تونگ۲ علیه چین ناسیونالیست و شورش عربی لارنس۳ علیه ترک ها است.
درگیری کم شدت. عبارت امریکایی برای توصیف دخالت آن کشور در جهان سوم، که در دهۀ ۱۹۸۰ شدت یافت، که از قاچاق مواد مخدر تا تأمین هزینه و آموزش چریک ها و جنگ با سلاح های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و نیز ابزارهای نظامی را دربرمی گیرد.
جنگ داخلی. جنگ میان احزاب مخالف یا افراد قلمروهای مختلف در درون یک کشور. موارد مهم عبارت اند از جنگ داخلی امریکا۴ (۱۸۶۱ـ۱۸۶۵)، جنگ داخلی انگلستان۵ در قرن ۱۷، و جنگ داخلی اسپانیا۶ (۱۹۳۶ـ۱۹۳۹).
جنگ محدود. این مفهوم که یک جنگ ممکن است هم از نظر محدودۀ جغرافیایی و نیز میزان نیروهای به کار گرفته شده محدود باشد و اهداف آن در مرز نابودی دشمن متوقف می شود. جنگ کره (۱۹۵۰ـ۱۹۵۳ ...

نقل قول های جنگ

جنگ به درگیری سازمان یافته، مسلّحانه گفته می شود که بین دولت ها، ملت ها یا گروه های دیگر انجام شده و با خشونت شدید، گسیختگی اجتماعی و تلفات جانی و مالی همراه است.
• «آغاز و پایان نبرد توسط خون صورت می گیرد.» -> همر
• «آماده شدن برای جنگ یعنی نگاهداری صلح.» -> جورج واشنگتن
• «آن چه را که دشمن علیه آن می جنگد، باید مورد حمایت ما قرار گیرد؛ آن چه را که مورد حمایت دشمن است، باید علیه آن مبارزه کنیم.» -> مائو تسه تونگ
• «ادیان و مذاهب علت اساسی جنگ ها و مخالفت با اندیشه های فلسفی و تحقیقات علمی هستند. کتاب هایی که به نام مقدس آسمانی معروف اند، کتب خالی از ارزش و اعتبارند و آثار کسانی از قدما مانند افلاطون و ارسطو و سقراط خدمت مهم تر و مفید تری به بشر کرده است.» -> محمد زکریای رازی
• «استعمال دخانیات، بیشتر از تمام جنگ ها انسان را به خاک سپرده است.» -> یوهان ولفگانگ گوته
• «اگر به جای اسلحه با معلم به جنگ دنیا می رفتیم همه دشمنان نابود می شدند.» -> بیسمارک
• «اگرچه جنگ برای اصلاح حال ملت و افزایش آبادانی آغاز می گردد لیکن حقیقت این است که در طی جنگ در حیات اجتماعی و سیاسی بحرانی عظیم پدیدار می شود.» -> رالف والدو امرسن
• «اگر ما از افزون طلبی چشم بپوشیم جنگ هم تکرار نخواهد شد.» -> کورت توخلسکی
• «اگر مردم با این همه پول که در راه جنگ خرج می کنند زمین بخرند، ارزانتر از زمین هائی که به وسیله جنگ و خون ریزی به دست می آورند، تمام می شد.» -> فرانکلین
• «اگر می توانستیم جزئیات حوادث را بشناسیم شاید در حین موازنه سود و زیان ، جنگ را کاری نافع نمی یافتیم زیرا فتوحات در قبال خساراتش ارزش ندارد.» -> بایرون
• «انسان با جنگ چشم از دنیا می پوشد.» -> اسمیت
• «انگلیسی ها به بوشهر حمله کردند و درآنجا با مقاومتی بی باکانه ولی ناکارآمد مواجه شدند، اما مردانی که در بوشهر می جنگیدند، جزء ارتش منظم نبودند؛ جنبش مقاومت از افراد محلی فارس و عرب ساحل نشین تشکیل شده بود.» -> فریدریش انگلس
• «اگر نظامیان با ذهنیت سیاسی به مدیریت جنگ بیندیشند و به فکر اقدامات دیپلماتیک باشند که نمی توانند بجنگند. از سوی دیگر، اگر سیاستمداران با ذهنیت ...

ارتباط محتوایی با جنگ

جنگ در جدول کلمات

جنگ
غزا,هیجا , کارزار , نبرد, حرب
جنگ | پیکار
افند
جنگ ابزار
ساز
جنگ اسکندر با داریوش سوم
ایسوس
جنگ افروز جاه طلب یونانی
اسکندر مقدونی
جنگ افزار
سلاح
جنگ افزار زیردریایی
اژدر
جنگ افزار کمری گرم
کلت
جنگ افسانه ای یونان باستا ن
تروا
جنگ انگلیسی ها و روس ها با ناپلئون
نبرد لایپزیک

معنی جنگ به انگلیسی

battle (اسم)
نبرد ، پیکار ، نزاع ، جنگ ، مبارزه ، مصاف ، جدال ، رزم ، محاربه ، زد و خورد
fight (اسم)
نبرد ، پیکار ، جنگ ، زد و خورد ، حرب ، کارزار
anthology (اسم)
مجموعه ، گلچین ادبی ، جنگ ، منتخبات ، منتخبات نظم و نثر
analects (اسم)
قطعات ادبی ، گلچین ادبی ، جنگ
war (اسم)
نزاع ، جنگ ، رزم ، محاربه ، حرب ، افند
warfare (اسم)
نزاع ، جنگ ، محاربه ، زد و خورد ، جنگاوری
belligerence (اسم)
جنگ ، تجاوز ، محاربه ، کج خلقی
scrap (اسم)
نزاع ، جنگ ، تکه ، پاره ، اشغال ، اوراق ، ته مانده ، قراضه ، ماشین الات اوراق
varia (اسم)
جنگ ، گلچین ، اشیا گوناگون ، مطالب گوناگون

معنی کلمه جنگ به عربی

جنگ
حرب , عداء , مختارة ادبية , معرکة , نفاية
تسلح , سلاح
ذخيرة
أدَواتٌ حَرْبية
مسلح
نزاع مسلح
اِحْتَدَمَت الحَرْبُ ، اِحْتَدَمَ الصَّراعُ
اجر
الحرب الإعلامية ، حرب الدعاية
وسائل
مشاکل داخلية
الإشتباک المفتعل
اِحْتَدَمَت الحَرْبُ
اِحْتَدَمَت الحَرْبُ
حملة صليبية
فدائي
وسائل , وسيلة
وسيلة
الحرب الکلامية
...

جنگ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد ارام پور
آورد
ره آورد
مصیب مهر آشیان
به جوان چست و چالاک را هم در بیهق خراسان (سبزوار) جنگ میگویند لذا من از خود زادگاه ابولفضل بیهقی از روستای حارث آباد هستم
فاطمه قاسمی
نبرد
نگار
ستیزه
محمد رحیمی
ناورد
ارش کرمانی
این واژه در منطقه بم و نرماشیر به معنای پاجوش درخت خرما میباشد
ارش
لطیفه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جنگ در جدول   • انواع جنگ   • معنی جنگ   • جنگ چیست   • طولانی ترین جنگ تاریخ   • دلایل جنگ بین دو کشور   • جنگ بازی   • بزرگترین جنگ تاریخ   • مفهوم جنگ   • تعریف جنگ   • معرفی جنگ   • جنگ یعنی چی   • جنگ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جنگ
کلمه : جنگ
اشتباه تایپی : [k'
آوا : jang
نقش : اسم
عکس جنگ : در گوگل

آیا معنی جنگ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )