برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1216 100 1

جوانمرد

/javAnmard/

مترادف جوانمرد: بافتوت، بامروت، بخشنده، بزرگ همت، جواد، حر، سخاوتمند، سخی، عیار، فتا، کریم، مرد، داش، لوطی

متضاد جوانمرد: ناجوانمرد، ناکس

معنی جوانمرد در لغت نامه دهخدا

جوانمرد. [ ج َ م َ ] (ص مرکب ) کنایه از کریم و سخی و بخشنده. (برهان ). سمح. (دهار). جواد. (مهذب الاسماء). بامروّت. صاحب فتوت. فتی ̍. راد. حلیم. (آنندراج ). فیاض. (صراح ). دهشکار. فایض. باذل. دست ودل باز :
جوانمرد و آزاده و خوبروی
جهانجوی و فرزانه و چربگوی.
فردوسی.
که توران شد آن ناجوانمرد مرد
نگه کن که با شاه ایران چه کرد.
فردوسی.
هرگاه که فضای دل یعنی گشادگی دل فراخ باشد مردم جوانمرد باشند و هرگاه که تنگ باشد بخیل باشند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). برای مذکر و مؤنث هر دو آید، در منتهی الارب آمده : کرمة؛ بکسر، زن جوانمرد :
چرا که خواجه بخیل و زنش جوانمرد است
زنی چگونه زنی سیم ساعد و لنبه.
عماره.

جوانمرد. [ ج َ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بهی بخش بوکان شهرستان مهاباد. کوهستانی و معتدل است. 695 تن سکنه دارد. آب آن از زرینه رود و محصول آن غلات ، چغندر، توتون ، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی جوانمرد به فارسی

جوانمرد
مردجوان، بخشنده، سخی، بزرگوار، صاحب همت وفتوت
( صفت ) ۱- کریم سخی بخشنده . ۲- صاحب همت فتی .
دهی است از دهستان بهی بخش بوکان شهرستان مهاباد و کوهستانی و معتدل است .
دهی کوچکی است از بخش ری شهرستان تهران

معنی جوانمرد در فرهنگ معین

جوانمرد
(جَ مَ) (ص مر.) کریم ، بخشنده .

معنی جوانمرد در فرهنگ فارسی عمید

جوانمرد
شخص بخشنده، بزرگوار، و صاحب همت و فتوت.

جوانمرد در دانشنامه ویکی پدیا

جوانمرد
جوانمرد می تواند به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
جوانمرد (بوکان)
جوانمرد (فیلم ۱۳۵۳)
جوانمرد (فیلم ۱۳۷۵)
جوانمرد یک روستا از توابع دهستان بهی دهبکری بخش سیمینه شهرستان بوکان در استان آذربایجان غربی است. جمعیت این روستا ۷۸۷ نفر می باشد.
جوانمرد فیلمی به کارگردانی مهدی ژورک و بازیگری محمدعلی فردین و مرجان است که در سال ۱۳۵۳ در سینماهای کشور به نمایش درآمد.
جوانمرد (فیلم ۱۳۵۳) در بانک جامع اطلاعات سینمای ایران (سوره سینما)
دو دوست بنام امیر پلنگ (محمدعلی فردین) و احمد ننه بابا جگرکی (زکریا هاشمی) به آسیه (مرجان) علاقه دارند. امیر به نفع احمد از آسیه دوری می جوید. احمد با قلی که از پدر آسیه طلبکار است، درگیر می شود و او را به قتل می رساند، اما امیر دستگیر می شود. احمد با ارثی که عمه اش برای او باقی می گذارد، تبدیل به یک سرمایه دار می شود. آسیه هم بعد از فوت پدرش به تهران می رود و آوازه خوان می شود. امیر از زندان آزاد می شود و با کمک کاس آقا (علی میری) به دنبال آسیه می رود و او را در کافه پیدا می کند و با صاحب کافه درگیر می شود. صاحب کافه آسیه را نابینا می کند. امیر به سراغ دوستش احمد می رود؛ اما او امیر را طرد می کند و بعد پشیمان می شود. آسیه معالجه می شود و با امیر ازدواج می کند.
جوانمرد عنوان فیلمی سینمایی به کارگردانی جمشید آهنگرانی با بازی جمشید هاشم پور و فریماه فرجامی در سال ۱۳۷۵ است.
توفیق که قهرمان ورزش بوکس است با همسر خود عهد می بندد که از این ورزش دوری کند اما پایبند قول خود نمی ماند و همسرش او را ترک می کند ...
جوانمرد (فیلم) ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جوانمرد در جدول کلمات

جوانمرد
فتی
جوانمرد | کریم
راد
جوانمرد و بخشنده
سخی
جوانمرد و سخی
راد
ساخته در حال تولید مجید جوانمرد با بازی اکبر عبدی | امین حیایی | نیوشا ضیغمی
آدم باش
ساخته در نوبت اکران مجید جوانمرد با بازی اکبر عبدی | امین حیایی و نیوشا ضیغمی
آدمباش
ساخته مجید جوانمرد با بازی پرویز پرستویی و خسرو شکیبایی
شکار
ساخته مجید جوانمرد با بازی پرویز پرستویی و مرحوم خسرو شکیبایی
شکار
ساخته مجید جوانمرد با بازی جمشید هاشم پور و کتایون ریاحی
قافله
ساخته مجید جوانمرد با حضور پرویز پرستویی و زنده یاد خسرو شکیبایی
شکار

معنی جوانمرد به انگلیسی

chivalrous (صفت)
بلند همت ، جوانمرد
chivalric (صفت)
دلیر ، بلند همت ، دلیرانه ، جوانمرد
manly (صفت)
مرد ، جوانمرد ، مردانه ، مردوار
sportsmanlike (صفت)
جوانمرد ، مانند ورزشکار
youth (صفت)
جوانمرد

معنی کلمه جوانمرد به عربی

جوانمرد
رجولي , شاب , نبيل
رياضي

جوانمرد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الینا
[ ج َ م َ ] (ص مرکب ) کنایه از کریم و سخی و بخشنده . (برهان ). سمح . (دهار). جواد. (مهذب الاسماء). بامروّت . صاحب فتوت . فتی ̍. راد. حلیم . (آنندراج ). فیاض . (صراح ). دهشکار. فایض . باذل . دست ودل باز :
جوانمرد و آزاده و خوبروی
جهانجوی و فرزانه و چربگوی .
فردوسی .
که توران شد آن ناجوانمرد مرد
نگه کن که با شاه ایران چه کرد.
فردوسی .
هرگاه که فضای دل یعنی گشادگی دل فراخ باشد مردم جوانمرد باشند و هرگاه که تنگ باشد بخیل باشند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). برای مذکر و مؤنث هر دو آید، در منتهی الارب آمده : کرمة؛ بکسر، زن جوانمرد :
چرا که خواجه بخیل و زنش جوانمرد است
زنی چگونه زنی سیم ساعد و لنبه .
عماره .
bita
هشام
علی باقری
در زبان آذری به جوانمرد" ایگیت" گفته می شود .
حیدربابا،ایگیت امک ایتیرمز، ( حیدر بابا آگاه باش و بدان که جوانمرد هیچ وقت نان و نمک و زحمت کسی را از یاد نمی برد )
نامرد اولان عمری باشا یتیرمز، ( اما در مقابل نامرد هم به خاطر نامردی پایان خوشی در زندگی نخواهد داشت )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جوانمرد در جدول   • مترادف جوانمرد   • معنی جوانمرد در جدول   • معنی کفیل ضامن   • فیلم جوانمرد   • جوانمرد به انگلیسی   • هم معنی جوانمرد   • فیلم جوانمرد جمشید هاشم پور   • مفهوم جوانمرد   • تعریف جوانمرد   • معرفی جوانمرد   • جوانمرد چیست   • جوانمرد یعنی چی   • جوانمرد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جوانمرد
کلمه : جوانمرد
اشتباه تایپی : [,hklvn
آوا : javAnmard
نقش : صفت
عکس جوانمرد : در گوگل

آیا معنی جوانمرد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )