انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1089 100 1

جوانه زدن

معنی جوانه زدن در لغت نامه دهخدا

جوانه زدن. [ ج َ ن َ / ن ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) شاخ تازه از درخت رُستن. شاخ تر برآوردن درخت. رجوع به گیاه شناسی گل گلاب شود.

معنی جوانه زدن به فارسی

جوانه زدن
شاخ تازه از درخت رستن

جوانه زدن در دانشنامه اسلامی

جوانه زدن بذر، اولین مرحله رویش گیاه می باشد.
محمد رسول الله والذین معه... ومثلهم فی الانجیل کزرع اخرج شطـه فـازره فاستغلظ فاستوی علی سوقه...محمد صلی الله علیه و آله وسلّم فرستاده خداست و کسانی که با او هستند .... این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است، همانند زراعتی که جوانه های خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پای خود ایستاده است . نتیجه وصف مؤمنین در تورات همان است که فرمود: اشداء علی الکفار، تا جمله، من اثر السجود. و وصفشان در انجیل این است که: ایشان مانند زرعی هستند که در اطرافش جوانه زده باشد...کزرع اخرج شطاه فآزره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع، شطا، گیاه به معنای آن جوانه هایی است که از خود گیاه به وجود می آید و در اطراف آن می روید، و کلمه، ایزار، که مصدر، ازره است، به معنای اعانت و یاری است. و کلمه، استغلاظ، به معنای رو به غلظت نهادن است. و کلمه، سوق، جمع ساق است. و کلمه، زراع، جمع زارع است.و معنای آیه این است که: مثل مؤمنین مثل زراعت و گیاهی است که از کثرت برکت جوانه هایی هم در پیرامون خود رویانده باشد، و آن را کمک کند تا آن نیز قوی و غلیظ شده، مستقلا روی پای خود بایستد، بطوری که برزگران از خوبی رشد آن به شگفت درآمده باشند. و این آیه به این نکته اشاره می کند که خدای تعالی در مؤمنین برکت قرار داده، و روز بروز به عده و نیروی آنان اضافه می شود. و به همین جهت دنبال این کلام فرمود: لیغیظ بهم الکفار، تا خداوند به وسیله آنان کفار را به خشم آورد.
منشأ جوانه زدن بذر
خداوند، منشا جوانه زدن دانه ها و هسته های گیاهان است:ان الله فالق الحب والنوی...خداوند، شکافنده دانه و هسته است .

جوانه زدن در دانشنامه ویکی پدیا

جوانه زدن
تَندش، جوانه زنی، جوانه زدن یا سبز شدن به رشد گیاهان یا قارچ ها از طریق بذر می گویند. معمولی ترین نوع جوانه زدن، جوانه گیاهان گلدار یا بازدانگان است که از طریق بذر آن گیاه رشد می کنند. اما به رشد قارچ ها از طریق ریسه و هاگ ها نیز گفته می شود.
عکس جوانه زدن


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جوانه زدن در دانشنامه آزاد پارسی

جوانه زدن (budding)
یکی از انواع تولیدمثل غیرجنسی. در این روش، زوائد حاصل از یاخته ها به یک گیاه جدید از همان گونه تبدیل می شود. اغلب مخمرها به این روش تولیدمثل می کنند. در شرایط محیطی مساعد، مخمرها به سرعت رشد می کنند و زنجیر طویلی از یاخته تشکیل می دهند. در چنین حالتی، هر جوانه قبل از جداشدن از جوانۀ قبلی جوانه های جدید ایجاد می کند. بی مهرگان ساده، مانند هیدر۱، نیز ممکن است با جوانه زدن تولیدمثل کنند. در باغبانی، پیوند جوانه عبارت از آن است که یک جوانه (یا پیوندک۲) را به همراه نواری از پوست یک گیاه به داخل بریدگی ایجادشده در پوست گیاه دیگر (پایه۳) وارد می کنند. این نوع پیوندزنی۴ غالباً برای گیاهان تیره گل سرخیان، مانند آلبالو، گیلاس، سیب، و هلو، به کار می رود.
hydrascionstockgrafting

معنی جوانه زدن به انگلیسی

grain (فعل)
جوانه زدن ، تراشیدن ، دانه دانه کردن ، دانه زدن ، پشمکندن ، متبلور شدن
tiller (فعل)
جوانه زدن
branch (فعل)
منشعب شدن ، شاخه دراوردن ، شاخهشاخه شدن ، گل و بوته انداختن ، مشتق شدن ، جوانه زدن ، براهجدیدی رفتن
nip (فعل)
کش رفتن ، گاز گرفتن ، جوانه زدن ، صدمه زدن ، جیم شدن ، بباد انتقاد گرفتن ، در اثرسرما بیحس شدن
leaf (فعل)
جوانه زدن ، برگ دادن ، ورق زدن
bud (فعل)
شکوفه کردن ، جوانه زدن ، غنچه کردن
erupt (فعل)
منفجر شدن ، جوانه زدن ، فوران کردن ، در امدن ، در اوردن ، جوش دراوردن
peep (فعل)
جوانه زدن ، جیر جیر کردن ، از سوراخ نگاه کردن ، با چشم نیم باز نگاه کردن ، اشکار شدن ، جیک زدن
germinate (فعل)
جوانه زدن ، سبز شدن ، شروع به رشد کردن ، سبز کردن
sprout (فعل)
جوانه زدن ، سبز شدن
burgeon (فعل)
جوانه زدن ، شروع برشد کردن ، در امدن
shoot (فعل)
رها کردن ، زدن ، جوانه زدن ، درکردن ، سبز شدن ، پرتاب کردن ، عکسبرداری کردن ، گلوله زدن ، رها شدن ، امپول زدن ، فیلمبرداری کردن ، درد کردن

معنی کلمه جوانه زدن به عربی

جوانه زدن
انفجر , انم , برعم , تبرعم , حبوب , زيادة , فرع , قرصة , کرنب صغير , لمحة , نبتة

جوانه زدن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شعر جوانه زدن   • تعریف جوانه زنی   • جوانه زنی بذر+pdf   • انواع جوانه زنی بذر   • مراحل جوانه زنی بذر   • جوانه زدن بذر   • جوانه زدن مخمر   • جوانه زنی گندم   • معنی جوانه زدن   • مفهوم جوانه زدن   • تعریف جوانه زدن   • معرفی جوانه زدن   • جوانه زدن چیست   • جوانه زدن یعنی چی   • جوانه زدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جوانه زدن
کلمه : جوانه زدن
اشتباه تایپی : [,hki cnk
عکس جوانه زدن : در گوگل


آیا معنی جوانه زدن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )