برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1355 100 1

جوانی

/javAni/

مترادف جوانی: برنایی، شباب

متضاد جوانی: پیری، کهولت

معنی جوانی در لغت نامه دهخدا

جوانی. [ ج َ ] (حامص ) ضد پیری. شباب. حداثت. (دهار) :
یک نیمه جهان را بجوانی بگشادی
چون پیر شوی نیمه ٔ دیگر بگشایی.
منوچهری.
هیچ است وجود و زندگانی هم هیچ
وین خانه و فرش باستانی هم هیچ
از نسیه و نقد زندگانی همه را
سرمایه جوانی است جوانی هم هیچ.
خاقانی.
بدین شهر ما در جوانی نماند
همان نامور پهلوانی نماند.
فردوسی.
بگوید ترا زادفرخ همین
جهان را بچشم جوانی مبین.
فردوسی.
یکی از وزرا گفت : این پسر [ دزد ] هنوز از باغ زندگانی بر نخورده است واز ریعان جوانی تمتع نیافته. (گلستان ).
کره ای را که کسی نرم نکرده ست متاز
بجوانی و بزور و هنر خویش مناز.
ولیدی (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ).
- جوانی کردن :
اگرچه گوی سروبالا بُوَد
جوانی کند پیر کانا بُوَد.
فردوسی.
چگونه پیر جوانی و جاهلی نکند
در این قضیّه که گردد جهان پیر جوان ؟
سعدی.
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد.
سعدی.
برف پیری می نشیند بر سرم
همچنان طبعم جوانی میکند.
سعدی.
- امثال :
از جوانی تا پیری از پیری تا بکی ؟
جوانی است و هزارش چم و خم .
جوانی کجایی که یادت بخیر.
جهان را بچشم جوانی مبین .
دریغا جوانی ، دریغا جوانی .
|| یراقی باریک از ابریشم و سیم بافته که بر کناره ٔ جامه دوختندی زینت را.

جوانی. [ ج َ ] (ع اِ) جوانب. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به جَوان شود.

جوانی. [ ج َوْ وا نی ی ] (ع اِ)درون خانه و صحن آن. (منتهی الارب ). درون و داخل. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و این منسوب است به جوّ،نسبتی شاذ و نادر مقابل بَرّانی. (اقرب الموارد). ودر حدیث سلمان است : ان لکل امرء جوانیاً و بَرّانیّاً؛ ای ظاهراً و باطناً و سراً و علانیةً. (منتهی الارب ). ان لکل امرء جوانیاً و بَرّانیّاً فمن اصلح جوانیه اصلح اﷲ برانیه. (ذیل اقرب الموا ...

معنی جوانی به فارسی

جوانی
جوان بودن شباب مقابل پیری .
محمد بن اسعد بن علی مکنی به ابو علی از اکابر علمای قرن ششم هجری بود اوراست : ۱ طبقات الطالبیین ۲ طبقات انسابین . وی بسال ۵۵۸ ق . وفات یافت .
( صفت ) حالت آنکه سرشار از جوانی است نوجوانی .
روزگار و ایام جوانی
غروری که جوانان دارند کبر و نخوت و خود پرستی جوانان

معنی جوانی در فرهنگ فارسی عمید

جوانی
=نان خواه۲
۱. [مقابلِ پیری] جوان بودن.
۲. (اسم) (جامعه شناسی) فاصلۀ سنی از ۱۸ تا ۲۵ سالگی.
۳. [مجاز] کم تجربگی.

جوانی در دانشنامه اسلامی

در فرهنگ قرآن حضرت ابراهیم علیه السلام فردی جوان و دارای قدرت جسمانی و جسارت، بود و در همان جوانی به مقام بت شکنی رسید.
ابراهیم علیه السلام، شخصیتی نامور، در دوران جوانی:•«قالوا سمعنا فتی یذکرهم یقال له ابرهیم:(گروهی) گفتند: شنیده ایم جوانی آنها را (به بدی) یاد می کند که به او ابراهیم گفته می شود (شاید او کرده باشد).». گروهی تهدیدهای ابراهیم را نسبت به بت ها در خاطر داشتند، و طرز رفتار اهانت آمیز او را با این معبودهای ساختگی می دانستند" گفتند: ما شنیدیم جوانکی سخن از بتها می گفت و از آنها به بدی یاد می کرد که نامش ابراهیم است" (قالُوا سَمِعْنا فَتًی یذْکُرُهُمْ یقالُ لَهُ إِبْراهِیمُ ).درست است که ابراهیم طبق بعضی از روایات در آن موقع کاملا جوان بود و احتمالا سنش از ۱۶ سال تجاوز نمی کرد، و درست است که تمام ویژگی های جوانمردان، شجاعت و شهامت و صراحت و قاطعیت در وجودش جمع بود، ولی مسلما منظور بت پرستان از این تعبیر چیزی جز تحقیر نبوده بگویند" ابراهیم" این کار را کرده، گفتند جوانی که به او ابراهیم می گفتند چنین می گفت ... یعنی فردی کاملا گمنام و از نظر آنان بی شخصیت.اصولا معمول این است هنگامی که جنایتی در نقطه ای رخ می دهد برای پیدا کردن شخصی که آن کار را انجام داده به دنبال ارتباط های خصومت آمیز می گردند، و مسلما در آن محیط کسی جز ابراهیم آشکارا با بت ها گلاویز نبود.
بت شکنی جوان
بت شکنی ابراهیم علیه السلام، در دوران جوانی:•«قالوا من فعل هـذا بـالهتنا انه لمن الظــلمین قالوا سمعنا فتی یذکرهم یقال له ابرهیم:گفتند: چه کسی این (توهین بزرگ) را به خدایان ما کرده؟ بی شک او از ستمکاران است.(گروهی) گفتند: شنیده ایم جوانی آنها را (به بدی) یاد می کند که به او ابراهیم گفته می شود (شاید او کرده باشد).». سرانجام جارچیان در اطراف شهر فریاد زدند که هر کس از ماجرای خصومت ابراهیم و بدگویی او نسبت به بت ها آگاه است حاضر شود، و به زودی هم آنها که از این موضوع آگاه بودند و هم سایر مردم اجتماع کردند تا ببینند سرانجام کار این متهم به کجا خواهد رسید.شور و ولوله عجیبی در مردم افتاده بود، چرا که از نظر آنها جنایتی بی سابقه توسط یک جوان ماجراجو در شهر رخ داده بود که بنیان دینی مردم م ...


جوانی در دانشنامه ویکی پدیا

جوانی
جوانی به زمانی میان کودکی و میانسالی در زندگی هر فرد گفته می شود." به طور تقریبی برابر است با سنین ۲۰ تا ۴۰ سالگی " جوانی همچنین با نمود، طراوت، نیرومندی، روح و.. بعنوانِ شخصی که جوان است نیز تعریف شده است.
سعدی، جوانی را نقطه مقابل پیری و متضاد آن می داند:
در سراسر جهان، اصطلاحات جوان و نورسیده غالباً به یک مفهوم گفته می شوند. جوانی به دوره ای از زندگی گفته می شود که نه کودکیست و نه بزرگسالی. بلکه جایی میانِ این دو است. وقتی می گوییم او جوان است جوانی، به عنوان مشخصه یک نگرش خاص از نوع رفتار شخص است. دوازدهم آگوست روز بین المللی جوانان توسط سازمان ملل متحد اعلام شده است.
اَمرَد واژه ای فارسی به معنای پسر جوان بی ریش است؛ همچنین پسر جوانی که سبیلش دمیده ولی ریش درنیاورده باشد. این لغت امروزه تنها در ادبیات کلاسیک پارسی دیده می شود و کاربرد عامیانه ندارد. معنای اصطلاحی آن در فارسی و زبان های دیگر برابر مابون، ملووط است. امرد دگرگون واژه باستانی انمرد (ان + مرد) است که در آن پیشوند «اَن» (همریشه با نا) به معنای ضد، پلید و غیر می باشد (مانند ان در واژه انیران و انیرانی به معنای غیر ایران و نا ایرانی) ونیز مرد به معنای مرد (= رجل عربی) و در کل ساختار واژه امرد به معنای نامرد یا مرد پلید می باشد و کاربرد آن در معانی غلام (مفرد غلمان) مابون و کونی است. واژه امرد در ادب پارسی وزبان های ترکی و عربی و دیگر زبانها وارد گشته است و گاهی به جای واژه شاهد بکار می رود. شعر زیر نمونه ای از کاربرد امرد توسط مولوی در مثنوی معنوی است:
جوانی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
جوانی
مارتین گلوور
شباب
«جوانی»(به انگلیسی: Youth) تک آهنگی از هنرمند اهل استرالیا تروی سیوان است که در سال ۲۰۱۵ میلادی منتشر شد.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های جوانی

جوانی به دوران میانِ کودکی و بزرگسالی گفته می شود.
• «آدم تا جوان است، چون به زندگی خیلی نزدیک و از مرگ خیلی دور است، رجزخوانی می کند.» -> ضیاء موحد
• «دلِ جوان همچون زمینِ ناکشته است؛ هر چه در آن افکنند بپذیرد.» نهج البلاغه، نامه ۳۱ -> علی بن ابی طالب
• «استعداد چیزی است که در جوانی پیدا می شود، اگر آن را تربیت کردید و درصدد تقویت آن برآمدید مانند بذری که در مزرعه خوب کاشته شده باشد محصول خواهد داد و اگر به حال خود گذاشته وآن را تربیت نکردید مانند تخمی که در زمین شورزار افتاده باشد از بین می رود ومحصولی نمی دهد.»
• «جوانی یک مستی دائم است، جوانی تب عقل است.»
• «پیروی از توهمات تا وقتی که زائل شوند و از بین بروند کاری است که هر جوانی، اگر از بخت خوش یا ناخوش به حال خود رها شود تا از راهِ دلخواه خودش برود، می کند.» زندگی نامه استرلینگ، بخش یک، فصل ۱ -> توماس کارلایل

ارتباط محتوایی با جوانی

جوانی در جدول کلمات

جوانی
شباب
جوانی در کنار داماد
ساقدوش
جوش جوانی صورت
اکنه
یاد جوانی کردن
تشبیب

معنی جوانی به انگلیسی

youth (اسم)
فتوت ، جوانی ، شباب ، جوانان ، نوباوگان ، شخص جوان
springtime (اسم)
فصل بهار ، جوانی ، شباب ، بهار زندگانی

معنی کلمه جوانی به عربی

جوانی
شاب , موسم الربيع
قد
حدث
مراهقة
حب الشباب
مراهقة

جوانی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رقیه امیرعاجلو
شباب
علی دوستی نوگورانی
فتا
علی باقری
جوانی: در پهلوی یوانیه yuwānīh بوده است.
((جوانیش را خوی بد یار بود ؛
همه ساله ، با بد به پیکار بود.))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 216.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جوانی شعر   • جوانی چیست   • معنی جوانی   • جوانی یعنی   • جملات جوانی   • فیلم جوانی   • دوران جوانی   • معنی جوانی در جدول   • مفهوم جوانی   • تعریف جوانی   • معرفی جوانی   • جوانی یعنی چی   • جوانی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جوانی
کلمه : جوانی
اشتباه تایپی : [,hkd
آوا : javAni
نقش : اسم
عکس جوانی : در گوگل

آیا معنی جوانی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )