برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1282 100 1

جوده

معنی جوده در لغت نامه دهخدا

جودت. [ ج َ / جُو دَ ] (از ع ، مص ) نیک بودن. خوب شدن. نیکو گشتن. || (اِمص ) نیکویی. خوبی. (فرهنگ فارسی معین ). نیکی. (غیاث اللغات ).
- جودت ذهن ؛ تیزهوشی. حدت ذهن.
- جودت رأی ؛ دها.
- جودت فکر ؛ خوش فکر بودن.
- جودت فهم ؛ صحت انتقال از ملزومات بسوی لوازم باشد چنانچه در اصطلاحات سید جرجانی است. (کشاف اصطلاحات الفنون ). زودیابی. خوش فهمی.
|| نیک دویدن اسب. تیزرفتاری اسب. (غیاث اللغات ). نیک رو شدن اسب. (المصادر زوزنی ). رجوع به جودة شود.

جودة. [ ج َ دَ] (ع مص ) جَیِّد کردن. کار نیک کردن. || چیزی جید آوردن. || نیکو گفتن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || تندرو گردیدن و رائع گشتن اسب. (اقرب الموارد). || یک بار تشنه شدن. || (اِ) پینکی. (منتهی الارب ).

جودة. [ دَ ] (ع مص ) جید کردن. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). کار نیک کردن. || چیزی جَیِّد آوردن.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || نیکو گفتن. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || تندرو گردیدن و رائع گشتن اسب. (اقرب الموارد). نیکوروی گردیدن اسب. (منتهی الارب ). رجوع به ماده ٔ قبل شود.

جودة. [ ج ُ وَ دَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ جواد، بمعنی سخی. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به جواد شود.

معنی جوده به فارسی

جوده
جمع جواد بمعنی سخت
مولف قاموس کتاب مقدس آرد : یکی از منازل بنی اسرائیل در دشت .

جوده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجادیه
در گویش یزدی جوی آب
سجادیه
جودَه در گویش یزدی جوی آب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی جوده   • مفهوم جوده   • تعریف جوده   • معرفی جوده   • جوده چیست   • جوده یعنی چی   • جوده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جوده
کلمه : جوده
اشتباه تایپی : [,ni
عکس جوده : در گوگل

آیا معنی جوده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )